پاورپوینت کامل آرای سیاسی فقهای صفویه و قاجاریه (فقهای صفویه و قاجاریه در تعامل و تقابل با حکومت) ۹۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آرای سیاسی فقهای صفویه و قاجاریه (فقهای صفویه و قاجاریه در تعامل و تقابل با حکومت) ۹۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آرای سیاسی فقهای صفویه و قاجاریه (فقهای صفویه و قاجاریه در تعامل و تقابل با حکومت) ۹۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آرای سیاسی فقهای صفویه و قاجاریه (فقهای صفویه و قاجاریه در تعامل و تقابل با حکومت) ۹۰ اسلاید در PowerPoint :
>
مرتضی شیرودی[۱]
چکیده:
آرای سیاسی فقهای صفویه و قاجاریه، بخشی از فرآیند کلی تحول اندیشه سیاسی تشیع را می سازد. این آرا، برآیند اندیشه سیاسی گذشته است، اما خود نیز مقدمه ای برای شکل گیری اندیشه حکومتی شیعه در دوره پس از قاجاریه گردید. در واقع، بدون تحقق اندیشه های فقهی و سیاسی عالمان گذشته، تصور شکل یافتن اندیشه ولایت فقیه از سوی امام خمینی رحمه الله غیر ممکن بود.
گر چه اندیشه ولایت فقیه امام خمینی رحمه الله با آرای گذشته متفاوت است، ولی از این جهت که اندیشه ای برای ساختن حکومت اسلامی است، با دیگر اندیشه های سیاسی شیعی قرابت دارد. از این رو، آنچه پیش رو دارید، مروری کوتاه بر تحول و تغییر اندیشه سیاسی شیعه در برهه ای خاص از تاریخ تشیع است.
مدخل
علما و فقهای اسلام، سلطنت شاهان صفویه و قاجاریه را بر پایه این اندیشه کلیدی شیعه که هر حکومت غیر منصوب از ناحیه ائمه معصومین علیهم السلام غیر شرعی است، نامشروع می دانستند، اما برخی از آنها ناگزیر بودند، بر اساس قاعده ضرورت، مصلحت و تقیه، به همکاری با شاهان صفویه و قاجاریه بپردازند و به امید روزی بنشینند که توانایی جایگزین کردن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه را به جای سلطنت سلطان عادل یا مشروطه پیدا کنند. برای فهم و درک این مسأله، مروری بر آرای سیاسی برخی از مهمترین فقهای صفویه و قاجاریه اجتناب ناپذیر است.
محقق کرکی: نورالدین علی بن عبدالعالی[۲] کرکی، معروف به محقق کرکی، محقق ثانی و شیخ علایی، در لبنان به دنیا آمد، در ایران زیست و پس از مرگش، در عراق به خاک سپرده شد. وی، هم عصر شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی بود، و از سوی شاه طهماسب به عنوان اولین شیخ الاسلام[۳]، منصوب و اختیارات وسیعی به او واگذار گردید.
محقق کرکی، صاحب کتاب فقهی معروف «جامع المقاصد» است. به علاوه، قریب بیست جلد کتاب دیگر به رشته تحریر در آورده و حدود ده تن از شاگردانش، از علمای بزرگ دوره صفویه هستند. محقق ثانی در تألیفات خود، آرا و نظریاتی را درباره خراج، حکومت و نماز عبادی سیاسی جمعه ابراز کرده است.[۴]
محقق کرکی بر این نظر بود که ائمه معصومین علیهم السلام، تصرف و تملک خراج را به دیگران اجازه داده اند، و پیروان خود را مجاز کرده اند به حُکام جور، خراج بپردازند. همچنین، مردم اجازه دارند از محلّ درآمدهای ناشی از خراجی که به شاهان می پردازند، از سلاطین مواجب، ارزاق و هدایا دریافت نمایند؛ حتی اگر خراج از سوی حاکمی جائر و ظالم جمع آوری شده باشد.
به نظر می رسد کرکی با ابراز چنین عقیده ای، از یک سو، به تأیید تلویحی حکومت شاهان صفوی و از سوی دیگر، به رد ضمنی مشروعیت آنان پرداخته است. در واقع، او تنها برای اجرای حدود شرعی، همکاری با سلاطین صفوی را اجازه داد و خود نیز به همین دلیل، عنوان شیخ الاسلامی شاه طهماسب را پذیرفت.[۵]
به دیگر بیان، به ظاهر و بر حسب ضرورت، و به دلیل خطری که از سوی امپراتوری عثمانی متعصب سنی، حیات شیعه در ایران را تهدید می کرد، همکاری متقابلی بین محقق ثانی و شاه صفوی آغاز شد، به صورتی که شاه طهماسب، محقق را به شیخ الاسلامی برگزید و در فرمانی به او نوشت:«شما به پادشاهی مستحق ترید، چون شما نایب امامید و من فقط یکی از عاملان شمایم که اوامر شما را اجرا می کنم.»
افزون بر آن، شاه به همگان دستور داد که نواهی و اوامر شیخ را بدون کم و کاست به انجام رسانند، اما عده ای از علما، مخالف مشروعیت سلاطین ـ چه عادل و چه ظالم ـ و به همین دلیل، مخالف همکاری با آنان بودند، ولی بر اثر نفوذ فراوان و قدرت وافر معنوی کرکی، آرای او، بر نظرات همه مخالفان غالب گشت.[۶]
محقق ثانی در باب نماز جمعه نیز نظری بر خلاف دیگران داشت. به اعتقاد او، اگرچه وجود امام معصوم علیه السلام و یا نایب خاص وی برای اقامه نماز جمعه شرط است، ولی این شرط در عصر غیبت منتفی است و تنها وجود نایب عام برای اقامه نماز جمعه در عصر غیبت کافی می باشد. بنابراین، کرکی، اقامه نماز جمعه را در عصر غیبت واجب تخییری می دانست.[۷]
بحثی که کرکی درباره نمازجمعه مطرح ساخت، به عنوان رساله ای در باب ولایت فقیه درآمد، زیرا نایب عامی که اقامه نماز جمعه، با وجود او واجب است، همان ولی فقیه خواهد بود. گذشته از آن، اقامه نماز جمعه در عصر صفوی، با ذکر نام سلاطین صفوی همراه و این لااقل به معنای مشروع دانستن سلطنت شاهان صفوی از سوی علما بود[۸]، البته بعید نیست که این مشروعیت، بر حسب ضرورتهای زمانه و بر پایه قاعده دفع افسد به فاسد و یا انتخاب بد از بدتر صورت گرفته باشد و شاید تنها نام بردن از سلاطین صفویه را نتوان به معنای پذیرش آنها و یا مشروعیتشان دانست.
شیخ ابراهیم قطیفی: ابراهیم بن سلمان[۹] بحرینی، معروف به شیخ ابراهیم قطیفی، در قطیفبحرین زاده شد و در نجف اشرف وفات یافت. وی از علمای بزرگ شیعه در قرن نهم و اوایل قرن دهم شمسی است که در علم و تقوا و بی اعتنایی به مال و مقام دنیا، شهره عام و خاص بود. او در زمان شاه طهماسب می زیست و از شاگردان محقق کرکی بود، اما با آرای استادش در باب وجوب اقامه نماز جمعه و پرداخت خراج به سلطان در عصر غیبت و نیز همکاری با سلاطین صفوی مخالفت داشت.[۱۰]
قطیفی شرعی بودن پرداخت خراج به پادشاه را در عصر غیبت، رد می کرد. به عقیده او، دادن خراج به شاه، حتی اگر شاه آن را در خزانه بیت المال جمع آوری کند و در امور مردم صرف نماید، حرام است. وی همچنین پذیرش هدایا، جوایز و اموالی را که از قِبَل خراج پرداختی به شاه، از سوی سلطان به مسلمانان داده می شد، حرام کرد. قطیفی به آنچه در این زمینه می گفت، عمل هم می کرد. به عنوان نمونه، وی هدیه[۱۱] شاه طهماسب را به استناد آیه «به ستمکاران اعتماد و اتکا نکنید که دچار عذاب الهی می شوید»،[۱۲] نپذیرفت.[۱۳]
نکته دیگر در آرای سیاسی قطیفی، مخالفت وی درباره همکاری با سلاطین است. وی همانند مقدس اردبیلی، سلطنت را نامشروع می دانست و هر گونه همکاری با سلطان – چه عادل و چه ظالم – را به این دلیل که آنها غاصب حق حکومت فقها هستند، مذمت می کرد.[۱۴] ایشان در توجیه وتبیین مخالفت خویش، به روایات متعددی از جمله این روایت استناد می کرد: امام صادق علیه السلام به علی بن ابی حمزه که دوست وی در دستگاه بنی امیه است، فرمودند: اگر بنی امیه افرادی را به عنوان کاتب و جنگجو و جزء آنها نمی یافتند، نمی توانستند حق ما را از ما بگیرند.[۱۵]
آرای قطیفی در مورد نماز جمعه نیز مخالف آرای محقق کرکی بود. در واقع، قطیفی جزء آن دسته از علما به شمار می رفت که اقامه نماز جمعه را در عصر غیبت حرام می دانند و «رساله فی حرمه صلاه الجمعه فی زمن الغیبه مطلق» را در رد نظریه وجوب اقامه نماز جمعه در عصر غیبت و بویژه در رد کتاب «صلاه الجمعه» محقق کرکی نوشت. با این وصف، آرای سیاسی قطیفی، به جای این که در مقابل آرای سیاسی محقق کرکی مقاومت کند، به تثبیت و تحکیم آرای سیاسی استادش مدد رساند[۱۶]؛ بهآن دلیل که، جایگاه علمی و اعتبار اجتماعی کرکی چنان بالا بود که آرای سیاسی قطیفی، یارای رقابت با آن را نداشته اند.
شهید ثانی: زین الدین فرزند علی بن احمد، معروف به شهید ثانی،[۱۷] هیچگاه به ایران نیامد و به حکومت صفویان روی نیاورد، ولی نظریات فقهی و سیاسی وی به تثبیت حکومت شیعی صفوی انجامید. او در سال ۸۸۴ ش./ ۹۱۱ ق. در جبل عامل لبنان چشم به جهان گشود و در ۹۳۷ ش./ ۹۶۶ ق. به حکم سلطان عثمانی (سلطان سلیمان قانونی) در مکه دستگیر و به اتهام بدعت گذاری در دین، به دار آویخته شد. او در فلسفه، شعر و ریاضیات، سر آمد روزگار بود و به فقه پنج مذهب جعفری، مالکی، حنبلی، حنفی و شافعی تسلط داشت. به عقیده مرحوم علامه خوانساری، شهید ثانی «حتی در تخلق به اخلاق الله چیزی نمانده بود که به پایه معصومان رسد.» با این وصف، برای امرار معاش، به جمع آوری هیزم بیابان و فروش آن می پرداخت.[۱۸]
شهید ثانی در شرح «اللمعه الدمشقیه» به تشریح مبسوط نظریات فقهی سیاسی خویش پرداخته است که به عنوان نمونه، به دو مورد از آن اشاره می کنیم:
الف) شهید ثانی همانند شهید اول[۱۹]، قضاوت در زمان غیبت را از وظایف فقیه جامع الشرایطمی دانست. به عقیده آنها، بر فقها جایز است در عصر غیبت، حدود شرعی را در صورتی که متضمن ضرری نباشد و به شرط داشتن شرایط افتا؛ یعنی ایمان، عدالت و علم به احکام شریعت، به اجرا درآورند. همچنین، به عقیده شهید ثانی، پذیرش قضاوت و اجرای حدود شرعی از سوی فقیه، مشروط به این که او را به انجام کار حرام وادار نکنند و [او نیز] قدرت امر به معروف و نهی از منکر داشته باشد، واجب است. در این صورت، بر مردم نیز واجب است که به او رجوع کنند و رأی او را پذیرفته و فتوای او را بر خود لازم و واجب شمرند. این نظریه، علما را به پذیرش قضاوت از سوی دولت صفوی ترغیب کرد.[۲۰]
ب) شهید ثانی اولین فقیهی بود که اقامه نماز جمعه را در عصر غیبت، نه حرام و نه واجب تخییری، بلکه واجب عینی دانست، اگر چه این نظریه، به نظریات علمای سنی مذهب[۲۱] و اخباریون[۲۲] شبیه بود، ولی او بر اساس استنباط شخصی از ادله فقهی، به این برداشت رسید. اما نمی توان تاسیس حکومت صفوی و مهمتر از آن، اهمیت پیدایش یک حکومت شیعی مستقل در ایران را در ارائه چنین نظری از سوی شهید ثانی نادیده گرفت. این نظریه فقهی سیاسی موجب اقامه گسترده تر نماز جمعه، افزایش بیشتر نفوذ اجتماعی علما، نظارت افزونتر فقها بر مسائل محرومان و ممانعت از تعدی به حقوق آنها گردید.[۲۳]
شیخ بهایی: شیخ بهاء الدین محمد عاملی، معروف به شیخ بهایی، در ۹۹۴ ش./ ۱۰۲۵ ق. در جبل عامل لبنان پا به عرصه هستی گذاشت. در هفت سالگی به همراه پدرش به ایران آمد و سرانجام، پس از هفتاد سال زندگی در ایران، در اصفهان دار فانی را وداع گفت. وی در فقه، سیاست،[۲۴]ریاضیات[۲۵]، نجوم، معماری و پزشکی، شهره روزگار بود و در این موضوعات، نزدیک به صد کتاب ازوی باقی مانده است. او همچنین، شاگردان معروفی همچون ملامحسن فیض کاشانی و ملاصدرای شیرازی تربیت کرد و در زمان شاه عباس کبیر، به مقام شیخ الاسلامی کشور دست یافت.[۲۶]
شیخ بهایی همانند شهید ثانی، به کمک و همیاری نخستین حکومت فراگیر شیعه؛ یعنی صفویه همت گماشت. هدف شیخ از کمک به دولت صفویه، هدایت و ارشاد آن بود. به عقیده وی، دیانت و شریعت اسلام، دستورالعملی برای اداره حکومت است. بنابراین، دولتها باید کارگزار دین و متعهد به اجرای قوانین خدا باشند. از این رو، شیخ، وجود و حیات دولت را تنها در صورتی می پذیرد که به اجرای احکام الهی بپردازد.[۲۷] شاید از این زاویه دید است که وی همانند محقق کرکی و شهید ثانی، درحمایت از شاهان صفویه، هم در نظر و هم در عمل می کوشید.[۲۸]
تفسیری که شیخ بهایی از وطن ارائه می دهد، مشی و منش سیاسی او را در عقاید دینی و مذهبی نشان داد. وی کلمه وطن را در حدیث «حب الوطن من الایمان» یک وطن جغرافیایی مبتنی بر ملیت و ناسیونالیسم[۲۹] نمی دانست؛ بلکه وطن را به جایگاه اخروی روح انسان تعبیر می کرد؛ زیرا عقیدهداشت، پیامبری که محبت و علاقه به دنیا را سرچشمه همه خطاها و گناهان معرفی می نماید، چگونه دوست داشتن یک چیز مادی همچون وطن را نشانه ایمان می داند؟ او در تبیین نظر خویش، این شعر را سرود:
این وطن مصر و عراق و شام نیست
این وطن شهری است کو را نام نیست.[۳۰]
محمدباقر مجلسی: علامه مجلسی، صاحب کتاب معروف “بحارالانوار”، از دیگر علمای اسلامی دوره صفویه است که نظریات و عملکردش در تحکیم و تثبیت دولت شیعی صفوی مؤثر افتاد. او در ۱۰۰۷ ش./ ۱۰۳۸ ق. در اصفهان به دنیا آمد و در سن ۷۷ سالگی در آن شهر وفات یافت و همان جا به خاک سپرده شد. مرحوم مجلسی، در روزگاری می زیست که کشور ایران و مذهب شیعه در معرض خطر جدی خارجی مانند خطر عثمانی، ازبکها، روسها و انگلیسیها و خطر انحراف داخلی مانند خطر مبلغان مسیحی، ظلم و فساد شاه، درباریان، صوفیان و بت پرستان قرار داشت. بنابراین، او مقام شیخ الاسلامی[۳۱] و سپس عالی ترین مقام دولتی و مذهبی؛ یعنی ملاباشی[۳۲] را در سن ۵۳ سالگی پذیرفتتا میهن و مذهبش را از این خطرها برهاند. از این رو، در مراسم تاج گذاری سلطان حسین صفوی، به جای درخواست هدیه، از وی تقاضا کرد:
«فرمانی صادر کند و نوشیدن مسکرات، جنگ میان فرقه ها و… را نهی فرماید.»[۳۳]
از نظر مرحوم مجلسی، عدالت حکما و امرا موجب اصلاح مردم و عمران کشور، فساد آنان مایه اختلال در امور و رفتار ایشان موجب تاثیر در رفتار مردم می شود. او در تایید سخن خویش، به حدیث معروف از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله که صالح بودن مردم را منوط به صالح بودن فقها و امرا می دانست، استناد می کرد. مجلسی همچنین اضافه نمود:
«این حق مردم است که انتظار داشته باشند، پادشاه با آنان به عدالت و مهربانی رفتار کند و در مجازات مردمی که تخلفی را از روی جهل انجام می دهند، عجله به خرج ندهد؛ زیرا خداوند مردم را ضعیف و پادشاه را قوی قرار داده است.»[۳۴]
تأکید مکرر مرحوم مجلسی بر عنصر عدالت، به دو دلیل بود: اول، خداوند بر اساس «کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته»؛ به هر کسی سلطنتی عطا کرده است، در قیامت، رفتارش با مردم را مورد مؤاخذه قرار خواهد داد. دوم، بر پایه «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم»؛ اگر پادشاه به سرکوبی دشمنان نپردازد، در حفظ دین و جان مردم نکوشد، و در یک کلام، به عدالت رفتار نکند، سلطنتش پایدار نخواهد ماند. مرحوم مجلسی می گفت: چنانچه حاکم عادل باشد، بر مردم لازم است برایش دعا کنند و حق او را ادا نمایند. اما اگر ظالم باشد، باید در اصلاح او بکوشند.[۳۵]
مجلسی، معاشرت مردم را با شاهان، در صورتی که موجب هدایت و ارشاد آنها و دفع ضرر مالی، جانی و عرضی از خود و دیگران شود، لازم می دانست. در غیر این صورت، معاشرت با شاهان را نهی می کرد؛ زیرا معاشرت و همنشینی با آنان را موجب حمایت و یا رضایت به
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 