پاورپوینت کامل مرزهای مدارا و شدت عمل در حکومت امیرمؤمنان علیه السلام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل مرزهای مدارا و شدت عمل در حکومت امیرمؤمنان علیه السلام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مرزهای مدارا و شدت عمل در حکومت امیرمؤمنان علیه السلام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل مرزهای مدارا و شدت عمل در حکومت امیرمؤمنان علیه السلام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
>
جواد سلیمانی[۱]
چکیده:
اسلام دین سهل و آسانی است به طوری که عمل به احکام آن آدمی را به تکلفهای بی مورد و ریاضتهای بی جا نمی افکند، اما در عین آسانی برای رشد و تکامل بندگان و حفظ مصالح جامعه اسلامی در برخی موارد بسیار دقیق و سختگیر است.
از این رو در این نوشتار ابتدا دیدگاه اسلام در مورد مدارا و شدت عمل به طور خلاصه تبیین گردیده سپس با استناد به سیره حکومتی امیرمؤمنان علیه السلام برخی از مرزهای مدارا و شدت عمل در حکومت آن حضرت مورد بررسی قرار گرفته است.
درآمد: نگاهی به مسأله تساهل و تسامح در اسلام
در سالهای اخیر یکی از مباحث رایج محافل سیاسی و اجتماعی بحث تساهل و تسامح بوده به گونه ای که تیتر بسیاری از روزنامه ها و عناوین برخی از کتابها و سخنرانیها را به خود اختصاص داده است و متخصصان و صاحب نظران به نقد و بررسی آن پرداخته و می پردازند. برخی، مرزهای تساهل را بسیار وسیع و حتی نامحدود دانسته و برخی دیگر حد و مرز مشخص سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را برای آن تعریف می کنند.
ولی از آنجا که جامعه ما یک جامعه شیعی و پیرو مکتب علی بن ابی طالب علیه السلام بوده و آن حضرت را مراد و پیشوای خود می داند شایسته است مسأله تساهل و تسامح در سیره آن حضرت به عنوان الگوی رفتاری و معیار سنجش صحت و سقم آرا و اندیشه ها مورد مطالعه و دقت بیشتری قرار گیرد. اما پیش از بررسی سیره امام علی علیه السلام در برخورد با مسأله تساهل و تسامح، شایسته است ابتدا به دیدگاه قرآن و سنّت در مورد این مقوله، نگاهی اجمالی بیفکنیم و ببینیم اساسا اسلام دین تساهل و نرمش است، یا صلابت و سرسختی و یا هر دو؟ تا از این رهگذر سیره امام علی علیه السلام را با سهولت بیشتری درک نماییم.
با مطالعه و تأمل در احکام و دستورات اسلام به این نتیجه می رسیم که نوعی تسهیل و آسان گیری در دل احکام لایتغیر و قوانین ثابت اسلام نهفته است. به طوری که رفق و مدارا یکی از ملاکهای مورد نظر شارع مقدس در مقام تشریع احکام و تکالیف بندگان بوده است. مثلاً در مورد وضو، اگر کسی به خاطر عذری چون زخم برداشتن یکی از اعضای وضو، استعمال آب حتی به صورت جبیره ای برایش ضرر و زیان و یا مشقت داشت می تواند به جای وضو تیمم کند. و یا قرآن مجید در مورد روزه ماه رمضان، می فرماید:
«فمن کان منکم مریضا أو علی سفر فعدّه من ایام اخر»[۲]
اگر کسی از شما بیمار و یا مسافر بود روزهای دیگری را به جای آن روز، روزه بگیرد.
در حالی که ما بالوجدان احساس می کنیم بسیاری از مسافران و بیماران با اندکی تحمل می توانند روزه بگیرند؛ ولی از آنجا که خداوند متعال بنایش بر این است که در وضع تکالیف بر بندگان آسان بگیرد، و نه تنها تکالیف ما فوق طاقت، بلکه حتی در بسیاری از موارد تکالیف مادون طاقتشان را نیز بر آنان وضع ننماید، تکلیف روزه ماه رمضان را از مسافران و بیماران برداشته است. از این جهت در ادامه آیه شریفه مذکور در بیان فلسفه برداشتن تکلیف روزه ماه رمضان از مسافر و بیمار آمده است:
«یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر»[۳]
خدا راحتی شما را می خواهد نه سختیتان را.
یعنی بنای خدای متعال در وضع تکالیف آسان گیری بوده است. از این رو دین اسلام آیینی سختگیر، مشقت زا و خشک نیست. دستورات اسلام بر پایه فشارهای بی جا و لجوجانه شکل نگرفته است. عمل به احکام اسلام برای نفوس پاک، آسان و روان می باشد. و هرگز چون آیین های بودایی و هندویی مکلفین را به ریاضت کشی، گوشه گیری و عزلت گزینی مبتلا نمی کند. روزی همسر عثمان بن مظعون، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمده و از شوهرش به دلیل بی مبالاتی در امور زندگی شکایت کرد، گفت، عثمان روزها روزه می گیرد و شبها به عبادت بر می خیزد؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله به شدت ناراحت شدند از خانه بیرون آمدند و در پی عثمان رفتند، تا این که او را در حال نماز پیدا کردند و فرمودند:
«یا عثمان لم یرسلنی الله تعالی بالرهبانیه و لکن بعثنی بالحنیفیه السهله السمحه…»[۴] ای عثمان، خداوند مرا برای گوشه نشینی و رهبانیت نفرستاده، مرا بر شریعت مستقیمی که سهل و آسان است، مبعوث نموده است.
یعنی دستورات دین من دستوراتی مطابق فطرت و ملایم با نفس سلیم انسان می باشد. آدمی را به تکلفهای بی جا و نامعقول نمی افکند.اما همین اسلام که شریعتی سهل بوده و احکامش بر مبنای آسان گیری بر بندگان وضع گردیده است، در برخی موارد به شدت سخت گرفته، نه تنها تساهل به خرج نداده بلکه با صلابت و شدت عمل، رفتار کرده است.
یکی از مسائلی که اسلام در آن سخت گیری نموده مسأله حفظ اموال مسلمین و بیت المال می باشد. اسلام در حفظ و حراست از اموال عمومی و بیت المال حساسیت ویژه ای به خرج داده و با متخلفین با خشم و تندی برخورد می کند. به عنوان نمونه به یکی از برخوردهای علی علیه السلام در مورد متخلفین در نگهداری بیت المال که مورد تأیید رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار گرفته، اشاره می کنیم.
علی علیه السلام در سال دهم هجری، برای جمع آوری مالیات مسیحیان نجران از سوی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله به منطقه نجران سفر کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله پس از سفر علی علیه السلام به نجران، برای انجام مراسم حج، مدینه را به سوی مکه ترک گفت، علی علیه السلام بعد از جمع آوری اموال نجران به جهت پیوستن به رسول خدا صلی الله علیه و آله مستقیما از نجران به سوی مکه حرکت کرد، در میان راه اموال را به نیروهایش سپرد.
و به خاطر حاجتی زودتر خود را به پیامبر صلی الله علیه و آله رساند، پس از گفتگو با آن حضرت به طرف نیروهایش رهسپار شد، اما وقتی به نیروهایش ملحق گردید دید، آنها پارچه های یمنی جمع آوری شده از نجرانیها را بین خود تقسیم نموده هر کدام یکی از آنها را به عنوان لباس احرام پوشیده اند، حضرت به شدت از این موضوع خشمگین شد، جانشین خویش را که هنگام رفتن به سرپرستی آنها گمارده بود توبیخ و سرزنش کرد و دستور داد تمام پارچه ها را از تن در آورند. این برخورد علی علیه السلام موجب خشم و غضب نیروهای تحت امرش گردید.
از این رو وقتی وارد مکه شدند زبان به شکوه و شکایت از آن حضرت گشودند، اندک اندک شکایت و عیبجویی از آن حضرت بالا گرفت و کار به جایی رسید که کاسه صبر نبی اکرم صلی الله علیه و آله که معمولاً به اقتضای مقام رهبری در درگیریهای میان اصحاب دخالت نمی کرد، لبریز شد و صریحا از علی علیه السلام و اقدامش حمایت کرد. به منادیش دستور داد در میان مردم بگوید:
«اِرفَعُوا أَلسِنَتَکمْ عن علی بنِ أبی طالب، فَاِنَّهُ خشِنٌّ فِی ذاتِ اللّهِ عزَّ و جلَّ، غیرُ مُداهنِ فی دینِهِ.»[۵]
یعنی: زبانهایتان را از ملامت کردن علی بن أبی طالب نگاهدارید، او در اجرای حکم خدای عزّ و جل خشن است و در دین خویش اهل تساهل نیست.
دومین مورد از مواردی که اسلام نرمش را کنار گذارده و با حساسیت و صلابت برخورد نموده به مسأله اجرای حدود الهی باز می گردد، اسلام در اثبات جرایم شروط سختی قرار داده است، به طوری که به آسانی نمی توان شخصی را متهم به جنایتی کرد. ولی پس از اقامه بینه و مُبرهَن شدن تخلف، در اجرای حدود سختگیر و بی گذشت است. مثلاً برای زنای مُحصنه حدّ سنگسار را قرار داده و یا برای قتل نفس و برخی از جنایات جسمانی قصاص را وضع نموده و آن را مایه حیات جامعه شمرده، و در بحرانی ترین شرایط از اجرای حدود صرف نظر نمی کند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام فتح مکه برای پیشگیری از فتنه گریهای قریش و از بین بردن بغض و کینه آنان نسبت به اسلام، سیاست رأفت و تألیف قلوب را برگزید. کسانی را که به منزل برخی از سران قریش پناه می بردند أمان داد. و جز چند تن از مشرکان بقیه را آزاد کرد. اما در همان شرایط حساس و بحرانی، از اجرای حد الهی بر یکی از زنان قریش صرف نظر نکرد؛ زنی از قبیله بنی مخزوم و از خانواده های بزرگ مکه را به جرم دزدی دستگیر کردند؛ طبق موازین اسلام می بایست انگشتانش قطع می شد، قریش از این موضوع سخت نگران شدند
چرا که او از اعضا خانواده اش محسوب می شد، از این رو، تلاش سختی را آغاز کردند تا پیامبر صلی الله علیه و آله را به چشم پوشی، عفو و اغماض وا دارند، پس از تحقیق و تفحص به این نتیجه رسیدند، اسامه بن زید را برای وساطت نزد آن حضرت بفرستند، چرا که پیامبر علاقه خاصی به اسامه داشت؛ اما بر خلاف انتظار آنها، وقتی اسامه تقاضای خود را به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد، رنگ چهره آن حضرت دگرگون شد، فرمود:
«اَتَشفَعُ فی حدٍّ من حدودِاللّه؟ »[۶]آیا در مورد حدّی از حدود خدا شفاعت می کنی؟!
به قدری واکنش پیامبر صلی الله علیه و آله تند بود که اسامه فورا حرف خود را پس گرفت و از رسول خدا صلی الله علیه و آله تقاضا کرد نزد خدا برایش استغفار کند. آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم را گرد آورد و فرمود: «اقوام پیش از شما هلاک شده اند چرا که وقتی شریفی در میانشان سرقت می کرد رهایش می کردند، ولی وقتی ضعیفی دست به دزدی می زد، بر او حدّ جاری می کردند. اما قسم به آن که جانم در ید قدرت اوست اگر فاطمه دختر محمد دزدی کند دستش را قطع می کنم.
سومین موقفی که خداوند متعال در آن با خشم و غضب بر خورد نموده و از پیامبرش خواسته است تا در آنجا تساهل و تعارف را کنار بگذارد، موقف برخورد با دشمنان و منکران دین بوده است. خداوند متعال در سوره قلم خطاب به نبی اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:
«فَلا تُطِعِ الْمُکذِّبِینَ وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیدْهِنُونَ»[۷]از منکران و کذابین اطاعت نکن آنها دوست دارند اگر تو تساهل به خرج داده و به آنان نزدیک شوی با شما مداهنه کنند.
کفّار دوست داشتند با پیامبر صلی الله علیه و آله پشت میز مذاکره و صلح بنشینند و بر سر دین خدا با آن بزرگوار مصالحه و معامله کنند. بی تردید اگر پیامبر صلی الله علیه و آله حاضر می شد دست از نفی شرک و بت پرستی می کشید و تنها به خداپرستی دعوت می کرد مشرکان مکه با ایشان کنار می آمدند چنانچه سران قریش به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتند:
«تَدَعنا و اَلهتَنا و نَدَعُک و اِلهَک»؛ یعنی: ما و خدایان ما را رها کن تا ما تو و خدایت را رها کنیم.
ولی آن حضرت هرگز تن به چنین سازشی نداد و فرمود:
«قولوا لا إله إلا اللّه »[۸]؛ یعنی: بگویید خدایی جز خدای یکتا نیست.
و یا قرآن مجید در وصف اصحاب واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:
«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّه وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الْکفّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ…»[۹]
محمد صلی الله علیه و آله فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند…
یعنی مسلمان راستین و اصحاب صادق پیامبر صلی الله علیه و آله باید در برابر کفّار مقاوم و با صلابت باشند نه نرم خو و با تسامح.
بنابر این در یک جمع بندی باید گفت اسلام هم دین با گذشت است و هم دین با صلابت، هم تساهل و تسامح دارد و هم خشم و برائت. اساسا دین اسلام، دینی سهل و آسان است؛ یعنی احکام آن بر اساس تسهیل بر بندگان و رعایت طاقت آنان وضع گردیده است و هرگز آدمی را به مشقتهای بی جا، ریاضتهای بی مورد، گوشه گیری و عزلت گزینی مبتلا نمی کند؛ ولی در عین گذشت و مدارا در برخی موارد، چون حفظ بیت المال و اجرای حدود الهی و برخورد با دشمنان دین به شدت سرسختی و صلابت نشان می دهد. علی بن ابیطالب علیه السلام نیز در دوران حکومت خویش با حوادث و پیشامدهای متعددی روبرو شد که در برابر برخی از آنها به طور شگفت انگیزی سکوت و مدارا کرد و در مقابل برخی دیگر با خشم و غضب رفتار نمود. ما در این نوشتار برخی از مصادیق آن را مورد بررسی قرار می دهیم.
الف) دو محور مدارا و تساهل در سیره حکومتی علی علیه السلام
۱- نرمخویی و مدارا با خواص منحرف
نخستین موردی که حضرت در آن مدارا می کرد در برخورد با خواص منحرف بود، امیرالمؤمنین علیه السلام برای هدایت کسانی که روزی در صف مجاهدین اسلام رزمیده و دین خدا را یاری نموده ولی پس از مدتی فریب زر و زیور و شیاطین را خورده و از مسیر اسلام ناب خارج شده بودند با گذشت و بردباری رفتار می نمود و سعی می کرد از خطاهای گذشته شان چشم پوشی نموده آنان را از هلاکت و شقاوت نجات دهد.
حتی المقدور لغزشها و نیات آلوده شان را نادیده می گرفت و با رفق و سماحت با آنان رفتار می کرد. مادامی که آنان علنا روبروی مسلمانان صف نمی کشیدند و دست به شمشیر نمی بردند با آنها برخورد نمی کرد، این حقیقت در برخورد آن حضرت با ناکثین کاملاً هویداست. وقتی که طلحه و زبیر از آن حضرت اجازه خروج از مدینه را خواستند حضرت می دانست آنها مناسک عمره را بهانه قرار داده و قصد فتنه انگیزی دارند، اما مانع خروجشان نشده و آنها را حبس نکرد.
حتی پس از اشغال بصره توسط طلحه، زبیر و عایشه، و آمادگی برای جنگ، در میدان جمل نیز بارها به طور مستقیم و غیرمستقیم با آنها مذاکره نمود تا آنها را از مسیر باطلی که برگزیده اند بازگرداند، سرانجام قرآنی را به دست جوانی داده تا آنها را به تن دادن به حکم قرآن دعوت کند، ولی نتیجه ای نداشت؛ آنها آن جوان را به شهادت رساندند و حضرت را مجبور به جنگ کردند.[۱۰] در راز مدارای حضرت با افرادی چون طلحه، زبیر و عایشه دو چیز به نظر می رسد که دومی مهمتر از اولی می باشد.
اول آن که: خواص، انسانهای برگزیده و با سابقه ای بودند که سالیان متمادی در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله و زیر بیرق اسلام شمشیر زده و رنجها و مرارتهای فراوانی را در عرصه جهاد فی سبیل الله متحمل شده بودند و اساسا اسلام محصول محنت هایی بود که آنها در دوران بعثت و هجرت کشیده بودند. از این رو علی علیه السلام که امام رحمت و پدر امت پس از پیامبر صلی الله علیه و آله به حساب می آمد نهایت تلاش خویش را به کار می بست تا با صبر، حوصله و مدارا آنان را از کام دنیا بیرون بیاورد و از بر باد رفتن رنجهایشان جلوگیری کند.
علی علیه السلام می دانست آنها فریب زر و زیور و مقام دنیا را خورده اند و آلت دست بنی امیه قرار گرفته اند و خمیر مایه آنان خمیر مایه افرادی چون معاویه و مروان بن حکم نیست، از همین رو وقتی شمشیر زبیر را پس از کشته شدن نزدش آوردند اشک از دیدگانش جاری شد و فرمود:
«سیف طالما انکشف الکرب عن وجه رسول الله.»
دوم آن که: علی علیه السلام می دانست درگیری با خواص، قشر عوام نو مسلمان را به حیرت وا می دارد، برخی گمراه شده به خواص منحرف می پیوندند و جاهلانه حیات طیب دنیوی و اخروی خویش را تباه می کنند و برخی دیگر در بهت فرو مانده از شرکت در جنگ کناره گیری می کنند، کما این که عده زیادی از مردم به بهانه این که جنگ علی علیه السلام با طلحه و زبیر جنگ با اهل قبله است از شرکت در سپاه حضرت کناره گرفتند.
در نتیجه در این میان سپاه اسلام در اثر تفرقه و اختلاف از درون متلاشی می شود و دشمنان اسلام؛ یعنی معاویه به قدرت می رسد. از این رو تا حد امکان سعی می کرد با مدارا خطر انحراف خواص را از سر امّت اسلامی برطرف کند.
البته این نرمخویی بی حد و مرز نبود، تا زمانی ادامه می یافت که مصالح جامعه اسلامی را تهدید نمی کرد، ولی اگر نفس مدارا موجب فروپاشی حکومت دینی می شد با تمام قوا وارد میدان مبارزه می شد و با شدت با آنها برخورد می کرد. گرچه طلحه و زبیر هیچ یک توسط یاران علی علیه السلام به قتل نرسیدند ولی کشته شدنشان در خلال جنگ، توسط یاران حضرت امری طبیعی بود چرا که هیچ دستور خاصّی از طرف حضرت مبنی بر ممنوعیت کشتن طلحه و زبیر صادر نشده بود.
۲- مدارا با متحجران
دومین مصداق از مصادیق مدارای حضرت در مواجهه با متحجران و انسانهای کوته فکر تجلی یافت. آن بزرگوار در برخورد با خوارج که به خاطر کج فهمی و حماقتشان فریب نیرنگهای معاویه را خورده، بازیچه دست منافقان قرار گرفته بودند و تفسیرهای التقاطی از دین ارائه می دادند نیز مانند ناکثین بلکه حتی بیش از آنها رفق و مدارا به خرج داد.
جنگ صفین را در سرنوشت سازترین لحظات پیروزی با اصرار آنها متوقف نمود، به پیشنهاد آنها سند تحکیم و آتش بس موقت را با معاویه امضا کرد. به خاطر پافشاری خوارج ابوموسی اشعری را به جای ابن عباس و مالک اشتر، به نمایندگی از خویش برای مذاکره با عمرو بن عاص به دومه الجندل فرستاد، پس از ماجرای تحکیم و امضای سند تحکیم در همان میدان جنگ صفین برخی از خوارج فورا از نظر خود برگشتند و شعار لا حکم الا للّه سر دادند.[۱۱] اما حضرت خویشتن داری به خرج داده آنها را قلع و قمع نکرد.
پس از این که مذاکرات عمرو بن عاص و ابوموسی اشعری به نفع عمرو بن عاص پایان یافت، و خوارج به نیرنگ معاویه و عمر و بن عاص پی بردند به جای توبه و عذرخواهی از امیرالمؤمنین علیه السلام، از آن حضرت خواستند توبه کند؛ چرا که غیر خدا را حَکم قرار داده است.
اما امام علیه السلام با همه جفاکاریهای آنان، با آنها درگیر نشد. ولی زمانی که عبداللّه بن خبّاب، همسر و زنان همراهش را به جرم حمایت از امیرالمؤمنین علیه السلام به قتل رساندند آنها را قلع و قمع کرد. چرا که آنان از آن تاریخ به گروه خطرناکی تبدیل شده بودند که امنیت جانی و مالی جامعه را به خطر می افکندند. رمز مدارای حضرت با متحجران نیز روشن است؛ چرا که رفتار آنان برخاسته از فکر شیطانی و الحادی نیست. از این رو باید با صبر و سلوک آنها را هدایت نمود.
ب) مصادیق شدت عمل در سیره حکومتی علی علیه السلام
امیرالمؤمنین علیه السلام در مسائلی چون اجرای حدود، حفظ و توزیع عادلانه بیت المال و برخورد با عناصر منافق و معاند که در پی هدم اسلام و حکومت اسلامی بودند شدت عمل به خرج می داد. شاید راز این حساسیت و جدّیت این بود که با تعطیلی حدود، نظم جامعه فرو می پاشید و با بی مبالاتی نسبت به حفظ و توزیع بیت المال ظلم و تبعیض در جامعه نهادینه می شد و با کوتاه آمدن در مقابل توطئه های دشمنان دین و حکومت دینی، شرف و هویت امت اسلامی از بین می رفت. اکنون در حد گنجایش این مقاله برخی از نمونه ها و شواهد هر مورد را بیان می کنیم.
۱- جدیت در اجرای حدود الهی
۱-۱) قصاص عبیداللّه بن عمر
هنگامی که عمر به وسیله یکی از موالی به نام ابولؤلؤ مجروح شد، پسرش عبیداللّه برای گرفتن انتقام خون پدر تصمیم گرفت هر غیر عربی را که در مدینه دید به قتل برساند، به همین دلیل مانند حیوان درنده ای بیرون آمد، و با شمشیر خود سه تن از موالی مدینه، (هرمزان، جفینه، و دختر کوچک ابولؤلؤ) را بدون محاکمه و اثبات شدن جرمشان به قتل رسانید. این فاجعه هولناک اکثر اصحاب را خشمگین ساخت به طوری که همگی خواهان مجازات عبیداللّه شدند، اما در میان آنان تنها علی علیه السلام بود که دست از پیگیری قضیه بر نداشت. تا زمانی که عبیداللّه را در صفین به سزای عملش نرسانید آرام ننشست.
عثمان تا زمانی که عمر زنده بود با عبیداللّه به تندی برخورد می کرد ولی پس از مرگ عمر، وقتی بر مسند خلافت تکیه زد تحت تأثیر القائات عمرو بن عاص از اجرای حد قصاص بر عبیداللّه طفره می رفت.[۱۲]
امیرالمؤمنین علیه السلام وی را تحت فشار قرار داده از او خواستند در هر صورتی باید حد الهی را بر عبیدالله جاری کند، ولی عثمان تعلل می ورزید، گاه می گفت، پدرش تازه کشته شده و در چنین وضعی مصلحت نمی دانیم عبیدالله کشته شود؛ چرا که این امر موجب حزن و اندوه مسلمانان می شود، همّ و غم مردم را بیشتر می کند. ولی علی علیه السلام عذرش را نمی پذیرفت و سعی می کرد به او بفهماند حدود الهی چیزی نیست که بتوان در آن سستی و تساهل به خرج داد. گاه موضوع رأی خویش به عنوان خلیفه مسلمانان بر اسقاط حد عبیدالله را مطرح می کرد. ولی حضرت می فرمود:
امام حق ندارد از حدی که متعلق به مخلوقان است گذشت کند، مگر آن که اولیایش از آن درگذرند. عفو پسر عمر در حیطه اختیار تو نیست.[۱۳]
سرانجام وقتی حضرت دید عثمان در صدد است از اقامه حد بر عبیدالله شانه خالی کند، او را تهدید کرد، فرمود:
«أمّا أنت فمطالب بدم الهرمزان یوم یعرَضُ اللهُ الخلق للحساب و أمّا أنا فأننی أُقسِمُ باللّهِ لئن وقعت عینی علی عبیدالله بن عمر لاخُذَنَّ حقَّ الله منهُ و اِن رَغِمَ أَنفَ مَن رَغم.»
یعنی: اما تو ای عثمان روزی که خداوند خلایق را به پای حساب می آورد، خون هرمزان از تو مطالبه خواهد شد. و من، قسم به خدا، اگر چشمم به عبیدالله بیفتد حق الهی را از او می گیرم. هر کس ناراحت شود برایم تفاوتی ندارد.
عثمان می دانست علی علیه السلام مرد شعار نیست، اگر تهدیدی کند حتما بدان عمل خواهد کرد. از این رو فورا عبیدالله بن عمر را ش
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 