پاورپوینت کامل وحی پیامبرانه ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل وحی پیامبرانه ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وحی پیامبرانه ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل وحی پیامبرانه ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint :
>
دکتر محمدجواد رودگر[۱]
چکیده:
«وحی» جوهره معرفت دینی و رکن آموزه های اسلامی است که شناخت ماهیت، حقیقت، قلمرو و گستره آن امری ضروری از حیث کلامی، تفسیری، فلسفی و حتی عرفانی است و افق بینش و آفاق گرایشهای دینی را نزد دینداران افزون می نماید. اگر چه پیشرفت علوم جدید و تأملات و تعاملات معرفتی، «فهم حقیقت وحی» را آسانتر و کاملتر کرده و تجربه های عرفانی و مواجهه باطنی و درونی با خداوند و جهان غیب و غیب جهان، هم افق با مقوله وحی الهی بر پیامبران خویش است ولی وحی مقوله ای مستقل، ویژه انبیا، تجربه ناپذیر و غیرقابل بسط است که اساسا به لحاظ مبادی و نتایج با تجربه های بشری صرف (هر چند عرفانی) فرقهای فاحشی دارد.
چه این که گیرنده وحی و نفس وحی معصومند و پیام آوران وحی در سه ساحت دریافت، نگهداری و ابلاغ وحی به مردم دارای عصمت هستند، پس قیاس تجربه های باطنی و درونی با وحی پیامبران الهی قیاس مع الفارق است به همین جهت، عنوان مقاله را «پاورپوینت کامل وحی پیامبرانه ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint» نامگذاری کرده ایم تا اختصاصی بودن وحی به پیامبران، رابطه ویژه پیامبران با خدا و فرشته وحی در دریافت پیام هدایت و سعادت انسانها را معلوم سازیم. البته این به معنای آن نیست که وحی تفسیرپذیر و قابل شناسایی نمی باشد و راه فهم به حقیقت وحی بسته است، بلکه به معنای قرار گرفتن وحی پیامبران در افق و مرتبه ای بالاتر و والاتر از تجربه های عرفانی و دینی و کشف و شهود است.
مقدمه
«وحی شناسی» به دلیل جایگاهی که در حوزه مباحث اعتقادی و دین دارد و از آن جهت که از محوری ترین مسائل جهان بینی توحیدی اسلامی و آموزه های کلامی است که اساس ضرورت هدایت آسمانی و الهی و نبوتها و بعثتها را تشکیل می دهد، از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ بویژه اگر سؤالها و شبهه هایی که از گذشته دور تا امروز با ماهیتهای مختلف عقلی، علمی – تجربی و حتی عرفانی و شهودی و طبیعت گرایانه در کلام قدیم و جدید (به اصطلاح امروز) را که پیرامون ماهیت وجودی «وحی» مطرح بوده و هست، منظور نماییم، حساسیت و اهمیت بحث وحی شناسی با همه مؤلفه هایی که دارد بیشتر خودنمایی می کند.
از این رو، ضرورت دینی، عقلانی و معرفتی تحلیل ماهوی وحی و بازشناسی و دوباره نگری به این مقوله و تبیین محتوایی ابعاد متکثر و گونه گون آن و پیامدها و لوازم وحی، بسیار روشنتر خواهد شد؛[۲] چه این که وحی و عقل یا هدایتهای تشریعی و تکوینی عقلی در انسان با هدف مدیریت آدمیان نسبت به دریافت حقایق عالم وجود و نیل به کمال امکانی و سعادت حقیقی و هدف شناسی و هدفیابی بَرین و متعالی، در طول هم هستند و عقل، چراغ و دلیل و راهنمای درونی و وحی همان صراط مستقیم الهی با نمود «هدایت برونی» هستند و این همیاری عقل و وحی، زمینه های نظری و عملی تحلیل و بررسی وحی را بهتر می نمایاند.
حال اگر روشن شود که حقیقت وحی برای ما قابل تصور و تعریف نیست، اما پیامبر در باطن ذات خویش، حقیقت آن را درک و تجربه می نماید و این خود نوعی تجربه درونی و باطنی و مشاهده حضوری است، مسأله بیشتر حساس شده، احیانا سؤالاتی را موجب می شود؛ زیرا وحی پدیده ای برتر از افق عقل و فکر بشری است و پدیده ای طبیعی و حسی نیست که با ابزارهای علمی قابل شناسایی باشد و به تعبیر استاد علامه سید محمدحسین طباطبایی رحمه الله «شعور مرموز»[۳] است و اگر این مقوله تجربه باطنی و شهود حضوری با «تجربه باطنی» و «تجربه دینی» و «تجربه نبوی» که از مسائل جدید کلامی است مرتبط گردد، رویکرد دینی، کلامی، فلسفی و عرفانی به وحی را محسوستر می کند تا پیرامون آن بیشتر، بهتر و عمیق تر بیندیشیم.
ناگفته نماند موضع ما، در این مقاله در خصوص مقوله وحی این است که وحی، امری ما فوق اندیشه عقلانی و بشری و تجربه پیامبرانه است که با تجربه های باطنِ عرفانی و دینی و شهودی که در اثر ریاضتهای عملی و یا علمی حاصل می شود کاملاً تفاوت دارد و از جنس آسمانی و الهی است، نه بشری که با نگاه «پدیدار شناسانه» و «معرفت شناسانه» بتوان آن را شناخت و سپس به بسط آن تجربه اندیشید و معتقد شد که وحی با کیفیت خاص خود، منحصر به فرد، بسط ناپذیر و تجربه ناشدنی است؛ چه این که پیامبران نیز از بعد بشری صرف (که به نبوغ فکری رسیده باشند و ریاضتهای سلوکی کرده باشند تا به آن برسند و هر کس که نبوغ و ریاضت را به هم آمیزد تا به آن دست یابد) نبوده اند که تأمل در «إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکمْ یوحی إِلَی»[۴] این امر را کاملاً روشن و ثابت می نماید.
اگر چه نزد اصحاب اندیشه و خردورزان و عالمان معلوم است که پیامبران نیز باید استعدادها، قابلیتها و شایستگیهای عقلی و روحی داشته باشند تا باران وحی در باغ وجود آنها ساری و جاری و حقیقت وحی در جانشان متجلی شود که «اللّهُ أَعْلَمُ حَیثُ یجْعَلُ رِسالَتَهُ»[۵] پس تعبیر «پاورپوینت کامل وحی پیامبرانه ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint» شاخص و معیار خوبی برای تفکیک تجربیات شخصی پیامبران و کشف و شهودهای آنها در عالم رؤیا و بیداری و تجربیات دینی و باطنی دینداران و سالکان خواهد بود. اساسا این دو نوع تجربه، از دو مقوله جدای از هم هستند و قیاس بین تجربه باطنی، خود آگاهیهای عرفانی و تجربه دینی فردی و سلوکی با تجربه پیامبران در دریافت «نوعی آگاهی از جهان غیب»[۶] قیاس مع الفارق است. اگر چه این نوع آگاهی و غیب آموزی و غیب شناسی تأثیری بس شگرف و شگفت بر حامل وحی؛ یعنی پیامبر می گذاشت و آثاری دارد که قابل شناخت و سنجش و ارزیابی است.
با این مقدمه بحث را در دو بخش کلی و کلان پی می گیریم:
الف) ماهیت شناسی وحی (در لغت و اصطلاح و کیفیت نزول وحی)
ب) نسبت شناسی وحی و تجربه دینی (آیا وحی یک امر شخصی و تجربه شونده است؟)
بخش اول: ماهیت شناسی وحی
چنان که گذشت حقیقت و کنه وحی بر ما مجهول است، نه مکشوف و معلوم شدنی؛ چه این که وحی از مختصات پیامبران الهی است و ما با توجه به آثاری که بر پاورپوینت کامل وحی پیامبرانه ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint مترتب است (چه بر خود پیامبران و چه آثار هدایتی و انسانی – اجتماعی – وحی) و بر اساس انواع آن می توانیم جرعه نوش دریای بیکران وحی باشیم و پاره ای از لایه ها و سطوح آن را درک و توجیه و تفسیر نماییم. اساسا وحی برای آدمیان عادی و غیر انبیا تجربه ناپذیر است؛ زیرا خصوصیتی الهی دارد و در قلب پاک پیامبر و به وسیله «روح امین» و «جبرئیل» و «فرشته وحی» القا شد؛ اگر چه برخی آیات به طور مستقیم بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز نازل شده است.[۷] این جریان در عرف دینی و آموزه های قرآنی به «نبوّت» موسوم شده است و این با «خودآگاهی باطنی» که یک تجربه اتّحادی[۸] (مثل حالت عرفانی) که به نوعی تقویت نظریه نابغه فکری بودن پیامبر و بسط پذیری تجربه نبوی[۹] است، تفاوت فاحش دارد که خودآگاهی پیامبرانه چیزی غیر از خود آگاهیهای دیگر (فطری، فلسفی، طبقاتی، جهانی، ملی، انسانی و عرفانی یا عارفانه) است.[۱۰]
اینک با طرح اجمالی وحی از دیدگاه لغوی، به بررسی وحی قرآنی برای شناخت حقیقت و ماهیت وحی می پردازیم تا مدعای ما اثبات و تبیین شود:
۱- وحی در لغت
اگر چه به تعبیر استاد شهید مطهری رحمه الله حقیقت وحی را نمی توان از نظر لغت شناسی فهمید؛ چه این که در عرف عام مورد استعمال نداشت[۱۱] ولی برای شناخت معنای اصطلاحی و ماهوی آن، نکاتی چند را در خصوص واژه شناسی وحی می آوریم.
وحی به معنای انتقال مطلب در ذهن مخاطب به طور سریع و مخفی است؛ به گونه ای که از دیگران پوشیده باشد. این لفظ دارای معانی مختلف و کاربردهای متنوعی است چون: اشاره، الهام، نوشتن، رسالت و پیام، تفهیم و القای پنهانی و کلام سرّی. جامع تمامی معانی و کاربردهای کلمه وحی، «تفهیم و القای سریع و نهانی» است و القای امر تکوینی، غریزی، فطری و یا تفهیم پیام شریعت بر انبیای الهی را شامل می شود.
ابن فارس وحی را القا و تفهیم یک نوع آگاهی بخشی نهانی با اشاره گرفته[۱۲] و راغب اصفهانی آن را به معنای اشاره سریع که گاهی با کلام رمز، گاهی صدای بدون ترکیب، گاهی با اشاره بعضی از اعضای بدن و گاهی با نوشتن تحقق می یابد، دانسته است[۱۳] و ابن اثیر بر اساس تکرار وحی در احادیث، آن را در معانی: کتابت، اشاره، رسالت، الهام و کلام سرّ استعمال کرده است.[۱۴] شیخ مفید آن را به معنای کلام مخفی[۱۵] و علامه طباطبایی رحمه الله به معنای اشاره سریع[۱۶] گرفته است. پس در همه معانی یاد شده، دو چیز نهفته است: یکی سرعت در تفهیم و دیگری خفا و سری بودن.[۱۷]
۲- وحی در قرآن
وحی و مشتقاتش حدود ۷۸ بار در قرآن به کار رفته است که اصل معنای تفهیم سریع و مخفی در همه آنها وجود دارد و در دو محور کلان «وحی تکوینی» و «وحی تشریعی» تنظیم شده است. به هر تقدیر، موارد استعمال وحی عبارتند از:
الف) تدبیر و تقدیر عام نظام هستی (طه / ۵۰؛ فصّلت / ۱۲-۹؛ زلزال / ۵)؛
ب) درک غریزی (نحل / ۶۸-۶۷)؛
ج) الهام و القا در قلب (در دل افکندن) (قصص / ۷) که در المیزان، به آن اشاره شده است[۱۸]؛
د) اشاره (مریم / ۱۱-۱۰؛ آل عمران / ۴۱)؛
ه) وحی به حواریین (مائده / ۱۱۱)؛
و) وحی به ملائکه (انفال / ۱۲)؛
ز) وحی شیاطین (وسوسه و فتنه انگیزی) (انعام / ۱۱۲)؛
ح) وحی تسدیدی (انبیا / ۷۳) که در تفسیر المیزان[۱۹]، به آن اشاره شده است؛[۲۰]
ط) وحی تشریعی یا وحی به پیامبران (نساء / ۱۶۳؛ یوسف / ۳؛ شوری / ۳)؛
ی) رابطه مستقیم و بی واسطه خدا با پیامبر (شوری / ۵۱).[۲۱]
ناگفته نماند که گاهی وحی به خود قرآن کریم نیز اطلاق شده است (انبیاء / ۴۵)[۲۲] که در نهایت وحی به معنای «شعور و درک ویژه ایی که در باطن پیامبران که درک آن جز برای آحادی از انسانها که مشمول عنایات الهی قرار گرفته اند میسور نیست» آمده است.[۲۳] پس وحی اصطلاحی در قرآن، دارای مشخصه های زیر است:
«وقتی وحی به خدا نسبت داده شود، در عرف اسلام به پیامبران اختصاص دارد.»[۲۴]
«تفهیم یک سلسله حقایق و معارف (بینشهای تفکری و دستورهای رفتاری متناسب عصر) از طرف خداوند به انسانهای برگزیده (پیامبر)، از راه دیگری جز طریق عمومی معرفت، همچون معرفت عقلی و شهود عرفانی، برای ابلاغ به مردم و راهنمایی ایشان.»[۲۵]
در وحی، سه عنصر خدا، پیامبر، مردم مطرح هستند که سه صفت را به خود می گیرند:
صفت «وحی کننده»: ایحاء؛ یعنی وحی فرستادن؛ صفت «وحی گیرنده» به معنای درک و دریافت؛ صفت «وحی شده»؛ یعنی علوم و معارف و احکام دین که حاصل تعامل و ترابط خداوند متعال و پیامبر است.[۲۶]
در وحی، سه مرحله وجود دارد: ۱- مرحله دریافت؛ ۲- مرحله نگهداری؛ ۳- مرحله ابلاغ و پیامبران در همه مراحل یاد شده معصوم هستند.[۲۷]
در پایان این بخش، گفتنی است وحی از مختصات پیامبران الهی است و در قرآن کریم در معنای اصلی وحی بر پیامبران در هدایت تشریعی انسانها آمده است که معارف سه گانه عقیدتی، اخلاقی و عملی را به صورت نظام یافته و سازگار با هدفِ ساختن فرد و جامعه الهی یا تزکیه و تعلیم و اقامه عدالت اجتماعی به عنوان رسالت پیامبر در خود دارد.
در یک جمع بندی کوتاه، وحی دارای این ویژگیها است:
الف) حضوری بودن وحی الهی (مشاهده حضوری)؛
ب) خطانابرداری وحی (عصمت در وحی در مراحل تلقّی و دریافت، حفظ و نگهداری و ابلاغ و رسانندگی به مردم)؛
ج) غیر ارادی بودن وحی (که فَتْرت وحی، انقطاع وحی در برهه ای از زمان و تأخیر در وحی مثل جریان اِفْک دالّ بر آن هستند)؛[۲۸]
د) تبدیل ناپذیری و تغییرنابرداری وحی (به این معنا که جریان وحی مستند به قدرت برتر غیبی و مافوق مقدورات و تصرفات هر کسی حتی شخص پیامبر است.)[۲۹]
بخش دوم: نسبت شناسی وحی با تجربه دینی
با توجه به مباحثی که فلاسفه قدیم، فلاسفه جدید و نگرشهای کلامی نوین، پیرامون ماهیت و حقیقت وحی دارند (و البته اندیشه الحادی و انکارگرایانه پیرامون وحی) و همه مقوله های ماوراءالطبیعی که با عنوان «غیب» وجود داشت و اینک با پیشرفت علوم مسائلی چون «احساس مرموز»، حس ششم و… حتی طرح تجربه های دینی، الهام و حدس، ارتباط از راه دور، تجربه های عرفانی و غیره، فرایند فهم ماهیت وحی را از یک جهت آسان نموده اند که بالاخره غیر از عالم حس و طبیعت، عوالم ما فوق حس و مسائل معنوی وجود دارد و وحی نیز از آن دسته است که باید مورد شناخت و سنجش و ارزیابی قرار گیرد.
ولی از جهت دیگر به تفسیر مادی و علمی مقوله غیب از جمله وحی دست یازیده اند که خبط و خطاهای فراوانی را به دنبال داشته و دارد و یک نوع التقاط اندیشی و علم زدگی را در تفسیر وحی ترویج کرده اند که افراط و تفریط در وحی شناسی است. تحولات علمی در حوزه های مختلف چه در غرب و حتی در شرق اسلامی منجر به تحلیل عقلانی و فلسفی، روان شناسانه، جامعه شناسانه، صوفیانه و عارفانه در قالب الهام و مکاشفه شده است و ما، در این بررسی کوتاه، اجمالی از نگرشهای علمی، فلسفی، کلامی، عرفانی را با نقد مختصر می آوریم.
سؤال اصلی این است که آیا وحی که شناخت و معرفتی ویژه (شناخت وحیانی، پیامبرانه) را به ارمغان می آورد از سنخ شناخت حسی – تجربی، عقلانی – فلسفی، شهودی و عرفانی بشری است؟ به عبارت دیگر ویژگی اصلی وحی، حضوری و شهودی بودن است یا حصولی و مفهومی بودن؟ و آیا معرفت وحیانی، اکتسابی است یا موهبتی؟ آیا وحی همان تجربه های دینی و عرفانی است (اما متعالی تر و تکامل یافته تر) و قابل بسط و تجربه پذیر و تکرار بردار است؟
دیدگاه فلاسفه قدیم
از نظر بعضی از فلاسفه قدیم، وحی عبارت است از اتصال قوی و رابطه فوق العاده نفس پیامبر با عقل فعال که سایه آن بر عالم حس مشترک و خیال نیز گسترده می شود.[۳۰] به تعبیر دیگر، «شنیدن کلام عقلی به وسیله گوش قلبی» که با شاخص های مختلف تحقق پذیر است مثل:
۱- پیامبر انسان کاملی است که نفس و عقل او در مرتبه اعلای انسانیت است.
۲- نفس پیامبر از کدورات و معاصی و تعلقات دنیوی کاملاً منزّه است.
۳- نفس قدسی پیامبر، به دلیل قدرت و نورانیت، در یک زمان کوتاه، توان انقطاع از عالم بشریت و اتصال به افق ملائکه مقربین و جان غیب را داراست تا علوم و معارف آن جهان نورانی را جذب نماید.
۴- روح قدسی پیامبر از جهت شدت اتصال به عالم غیب در حد مشترک بین عالم مُلک و ملکوت است و هر دو جنبه را دارا می باشد.
۵- حس مشترک و قوه متخیله پیامبر مانند نیروی عقلش در حد اعلای قوای نفسانی است و شایستگی انعکاس معارف غیبی در حسّ مشترک و خیال را دارا می باشد و در این مرحله، فرشته وحی را دیده و صدای او را می شنود.
۶- منبع علوم پیامبر را عقل فعال دانسته و گاهی او را جبرئیل نیز نامیده اند.
به تعبیر دیگر، پیک وحی خدا همان عقل فعال است و وحی چیزی جز ارتباط قوی با عقل فعال و سپس تجسم حقایق عقلی در آستانه حس و خیال نیست و سیر اتصال و ارتباط، طولی بوده و از عقل فعال، خیال و حس صورت می پذیرد.
استاد شهید مطهری تبیین نظریه فلاسفه را بهترین فرضیه دانسته[۳۱] و مسأله دیدن فرشته و شنیدن صدای او را امری خیالی نشمرده بلکه واقعی می داند ولی واقعیت را بر دو گونه تقسیم می کند: واقعیت موجود در طبیعت[۳۲] و واقعیت موجود در ماورای طبیعت.[۳۳] به همین جهت، چند مسأله را در وحی، پیش فرض تحلیل ماهوی آن گرفته است که عبارتند از:
الف) تعلم و تعلیم در وحی؛
ب) استشعار در وحی؛
ج) مستقیم و غیر مستقیم بودن وحی؛
د) درونی بودن وحی.
ایشان در عین حال که تحلیل فلسفی را بهترین تحلیل می داند، اما به طور کامل صحیح و تمام نمی شمرد.[۳۴] استاد ابراهیم امینی نیز پس از طرح نظریه فلاسفه در تحلیل و تبیین ماهیت وحی، یادآور می شود که اگر خدشه ای بر نظر حکمای اسلامی در منبع علوم نبوت؛ یعنی «عقل فعال» وارد شود، به تبیین ماهیت وحی لطمه ای نمی زند، یا علوم پیامبران داخل در سنخ علوم دانشمندان نمی شود؛ زیرا فلاسفه، علوم وحیانی را در ارتباط با عقل فعال و نازل بر قلوب پاک پیامبران وحی دانسته اند؛ به علاوه حکمای اسلام مثل متکلمان، نبوت را یک موهبت و عطیه الهی می دانند، نه امر اکتسابی.[۳۵] اما برخی در سنخ شناسی وحی، معرفت مبتنی بر وحی یا تحلیل عقلانی – فلسفی از آن را دور از حقیقت شمرده اند و این نگرش را به نوعی تفسیر به نابغه بودن انبیا که از خلال تأملات فلسفی و استنتاجات منطقی و سود بردن از عقل فعال به آن رسیده اند دانسته و با آیات قرآن مثل:
«قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُکمْ وَ لکنَّ اللّهَ یمُنُّ عَلی مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ»[۳۶]
(نعمت نبوت موهبتی و از عالم غیب است.) ناسازگار می دانند و به نوعی مساوات ساحت معرفت وحیانی و عقلی قائلند. اینان بسیاری از مبادی و اصول تحلیل عقلانی ماهیت وحی را ناموجه، بلکه مردود گرفته اند و معتقدند اگر این تفسیر صحیح باشد، وحی همگانی شده و همه انسانها مخاطب بی واسطه وحی الهی از طریق ارتباط با عقل فعال خواهند شد و لازمه چنین تفسیری از وحی، اکتسابی بودن آن است.[۳۷]
اگر چه استاد مطهری، تحلیل فلاسفه را بهترین تحلیل و فرضیه دانسته، اما همانگونه که تصریح فرموده است، این به معنای صحت و کامل بودن آن نمی باشد و واقعا نقدپذیر است؛ چه این که برخی از فلاسفه از جمله خواجه نصیر الدین طوسی ادله وجود عقول عشره را بکلّی مردود دانسته اند[۳۸] و تطبیق عقل فعال فلاسفه بر جبرئیل جای تأمل دارد و رایحه ای که از مطالب فلسفی به مشام می رسد، نابغه بودن پیامبران را تقویت می نماید، اما باید توجه داشت که اولاً فلاسفه پیامبران را نوابغ معرفی نکرده اند. ثانیا وحی را مختص پیامبران الهی دانسته و اکتسابی نمی دانند. ثالثا ساحت معرفت وحیانی و عقلی را مساوی نگرفته اند. بلکه تنها فرضیه ای در تحلیل ماهیت وحی با توجه به استعداد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 