پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

>

چکیده:

مقاله حاضر به کارکردهای سرنوشت ساز معارف عقلی، در باب پاسخگویی به پرسشهای موجود درباره مبدأ، معاد و وحی پرداخته است و تأکید می کند که بر خلاف دیدگاه حس گرایانِ جهان معاصر و متکلمان غربی که معرفت عقلی و دانش مفهومی و حصولی را تعطیل می نمایند، متون اسلامی – مانند قرآن و نهج البلاغه و… – پر است از ادلّه، شواهد و قرائنی که پیوند پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint را تعلیم می دهند.

تأسف نگارنده بر این است که علی رغم این آموزه اسلامی، گاه دیده می شود که دست اندیشه و تفکر علمی و عقلی از مدعیات دینی و دریافت های عرفانی کوتاه پنداشته می شود و آنگاه این کاستی به اندیشوران دینی و بلکه به نفس دین اسناد داده می شود. بیان امتیاز برهان بر ذات در مقایسه با برهان بر صفات واجب، مطلب دیگری است که به تناسب بحث و با رویکرد نقدی به دیدگاه متکلمان، در پایان این نوشتار آمده است.

پرسشهای فلسفی و ایمان دینی

پرسش از مبدأ، معاد و راهی که سعادت ابدی انسان را تأمین نموده و جزئیات آن را آشکار سازد – یعنی وحی – پرسشهایی اند که به تعبیر حکیم سبزواری اگر انسان از آنها بگریزد، آنها از درون به تعقیب آدمی پرداخته و او را رها نمی کنند. روشن است که از وجود و عدم آنها که در دو طرف نقیض قرار دارند، یکی صادق و دیگری کاذب است و علمی که عهده دار پاسخ به این پرسشها است، فلسفه اولی است و دانش شهودی به این حقایق – اگر برای شاهد واصل کفایت نماید – تا هنگامی که در قالب دانش حصولی چهره برهانی نیابد، قابل انتقال به دیگران نیست.

بنابراین، کسانی که اینگونه معارف را به شهود منحصر می کنند ناخودآگاه به تخریب بنیان توحید پرداخته و مبنای آن را در معرض تزلزل و نابودی قرار می دهند؛ زیرا در این صورت، هیچ راهی برای هدایت دیگران و حمایت استدلالی از معارف دین وجود نخواهد داشت؛ چه، این که اگر گفتار به شهود ختم شود؛ بدون آن که میزانی برهانی برای تشخیص صحیح و سقیم آن باشد، هر کس می تواند داعیه ای داشته باشد و در نتیجه، یکی، از شرک و دیگری از توحید خبر می دهد.

پیامد منفی سوء عدم اعتماد به برهان حصولی و مفهوم ذهنی – به تعبیر «امام صادق علیه السلام» در گفتگو با زندیقی که «هشام» از آن خبر می دهد – این است که راه توحید مسدود خواهد شد و تکلیف به توحید مرتفع خواهد بود.

«هشام» نقل می کند که زندیقی از «امام صادق علیه السلام» درباره خداوند پرسش نمود و امام علیه السلام برخی از صفات ثبوتی وسلبی خدا را بیان فرمود و سپس،خداوند را به عنوان رب، معبود و الله معرفی کرد و فرمود:

«و لیس قولی، اللّه اثبات هذه الحروف، ألف، لام، هاء و لکنی ارجع الی معنی هو شی ء خالق الاشیاء و صانعها وقعت علیه هذه الحروف و هو المعنی الذی یسمی به اللّه و الرحمن و الرحیم و العزیز و أشباه ذلک من اسمائه و هو المعبود جل و عز.»

قال السائل: فانا لم نجد موهوما الا مخلوقا.

قال ابو عبدالله علیه السلام: «لو کان ذلک کما تقول لکان التوحید عنا مرتفعا لانا لم نکلف أن نعتقد غیر موهوم و لکنا نقول: کل موهوم بالحواس یدرک، فما تجده الحواس و تمثله فهو مخلوق و لابد من اثبات صانع…»[۱].

در گفتگوی فوق ابتدا امام علیه السلام تأکید می فرماید که مراد از اسمها و صفتهای بیان شده مصداق و واقعیت خارجی آنهاست و زندیق در پاسخ امام علیه السلام، در صدد انکار راه بحث و گفتگو برآمده و ارائه مفهوم نسبت به واقع را انکار می نماید. با این بیان که، آنچه در وهم و پندار ما حضور به هم می رساند، ساخته ماست و امام علیه السلام در پاسخ به او، ابتدا بر این حقیقت تأکید می کنند که اگر گفتار مزبور راست باشد، توحید و تکلیف به آن نسبت به انسانها منتفی می شود؛ زیرا در تکلیف به توحید، انسانها موظف به اعتقاد به حقیقت و مصداق خارجی و غیر وهمی خداوند واحد هستند و بر اساس پندار آن زندیق، اندیشه های انسانها تنها خاطرات وهمی و مخلوق ذهنی او می باشند که در شرایط خاصی پدید آمده و در اوضاع مخصوصی نیز از بین می روند. پس انسانی که در افق مفهوم، زندگی می کند و از مشاهده وحدت حقه الهی و اسمای حسنای آن نیز محروم است چگونه می تواند مکلف به ایمان به آن باشد.

امام علیه السلام پس از اشاره به تالی فاسدی که اندیشه آن زندیق به همراه داشت، در مقام استدلال مفهومی و اقامه برهان نسبت به اثبات خداوند برآمده و از طریق مصنوعاتی که به حواس ادراک می شوند بر صانعی که به حس ادراک نمی شود، سخن به میان آورده و آن را کافی دانست.

پرسش از توحید، برای کسانی که از دریافت شهودی و حضوری آن محروم اند، سؤالی است که از هستی انسان بر می خیزد و این پرسش که به چیزی کمتر از یقین آرام نمی گیرد پاسخی را می طلبد که در تکوین حقیقت آدمی اثر و ثمری بس عظیم دارد. مبدأ و معاد حقایقی نیستند که جاهل به آن را ضرری و آگاه به آن را نفعی نباشد؛ «لا یضر من جهله و لا ینفع من علمه»[۲]؛ بلکه حقایقی اند که علم به آنها نبأ و خبری عظیم است و جهل به آنها می تواند خطری بس بزرگ را در پیش داشته باشد؛ یعنی، اگر احتمال وقوع معاد نیز ضعیف باشد، محتَمل آن، عظیم و بزرگ است و دفع عقاب محتمل، از احکام عقل عملی است. این حکم، همان گونه که امام صادق علیه السلام در گفتگوی با عبدالکریم بن ابی العوجاء از آن استفاده می کند[۳]، انسان را از مهمل و بی معنا خواندن و گذر و گذار نسبت به آن و یا انکار بی دلیل باز داشته و به تأمل و کاوش پیرامون آن وا می دارد.

تلقینات سفسطی و نفی پیوند پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint

انسانی که در تحت تأثیر تلقینات سفسطی و شکاکانه پیچیده و پنهان – حتی آشکار و عیان – در دوران معاصر، از شناخت مفهومی نسبت به حقایق متافیزیکی و مبادی دینی محروم می ماند، در سنگر دفاع از دیدگاه های حس گرایانه و نحله هایی که در دامن این دیدگاه های عقیم و ابتر زاییده می شوند، شتابزده و عجولانه به برائت از تفکر فلسفی و فرهنگی می پردازد که در بستر عقل روییده و از آسمان وحی نوشیده است.

چنین شخصی در حالی که خود مستغرق در مباحث مفهومی است می کوشد تا با اعتماد به برخی از آنچه که از حوزه مفهوم خارج نیست هجوم خود را در برابر حکایت و هدایتی که مفاهیم عقلی به سوی حقایق عینی و مبادی دینی دارند سامان بخشد.

از جمله شبهاتی که در برخی آثار کلامی غربیان نیز آمد این است که، دین و ایمان را با برهان و استدلال، پیوندی مستقیم نیست؛ زیرا بسیاری از کسانی که به گمان خود از شناخت علمی و برهانی نسبت به مبادی دینی برخوردارند، فاقد ایمان دینی بوده و رفتار مشرکانه و الحادی انجام می دهند؛ چه، این که بسیاری از مؤمنان نیز نسبت به آنچه ایمان دارند، توان اقامه برهان و استدلال را ندارند.

پاسخ گفتار فوق از آنچه پیش از این درباره عقل نظری و عملی و در مورد پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint گذشت آشکار می شود؛ زیرا قضایای علمی حاصل پیوند و ربطی هستند که در حوزه نفس بین موضوع و محمول آنها برقرار می شود و ادراک این پیوند بر عهده عقل نظری است و ایمان عبارت از پیوندی است که بین نفس با آنچه معلوم نفس است – خواه معلوم حصولی و خواه معلوم حضوری – حاصل می شود و عقد آنها بر عهده عقل عملی است، که آن را عقیده می نامند.

ادراکات نظری انسان، حسی، خیالی، وهمی و عقلی است و ایمان و گرایشات عملی انسان نیز – با همه مراتبی که برای آن متصور است – بر مدار این مدرکات قرار می گیرد و با تفکیک بین پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint در مراحلی که جدایی بین آنها متصور است همانگونه که پیش از این گذشت، چهار ضلع با مراتب متفاوتی که بین آنها می توان ترسیم کرد، تحقق می پذیرد و در هر ضلع، یکی از انواع چهارگانه زیر قرار دارد: اول: عالم مؤمن، دوم: عالم کافر یا فاسق، سوم: مقدس متحجر، چهارم: جاهل کافر.

بیان فوق نشان می دهد که تفکیک بین پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint که در مراحل و مراتب مختلف سلوک دینی انسان واقع می شود، هرگز جدایی دین از عقل را به معنای این که عقل قدرت شناخت و داوری نسبت به اصول دینی و حقایق متافیزیکی را ندارد، نتیجه نمی دهد؛ بلکه تفکیک فوق نشان می دهد که برای کسانی که از شناخت شهودی و حضوری نسبت به حقایق آفرینش محروم هستند جز از طریق عقل راهی برای تشخیص صحت و سقم اصول و بنیادهای دینی افراد وجود ندارد،؛ زیرا ایمان که فعل عقل عملی می باشد و حاصل گرایش نفس انسان به سوی اموری است که در ظرف ادراک و آگاهی انسان قرار گرفته اند، در صورتی که به مدرکاتی تعلق گیرد که انسان بر صحت آنها یقین دارد، ایمانی عالمانه است و اگر به اموری تعلق گیرد که انسان آگاهی علمی نسبت به صحت و سقم آنها ندارد، ایمانی متحجرانه است؛ چه، این که اگر نسبت به امری که علم وجود دارد ایمان نباشد، علم فرد نسبت به آن با کفر یا فسق قرین است و اگر نسبت به امری که علم نیست ایمان نیز نباشد، جهل با کفر یا فسق آمیخته است.

ایمان، گرایش نفسانی است و این گرایش در صورتی صحیح است که به امری صحیح تعلق گرفته باشد و در صورتی خطاست که به امری غلط و باطل تعلق گرفته باشد. پس، اگر راه تشخیص صواب و خطا در مسائل متافیزیکی و اصول دینی مسدود دانسته شود، بر فرض اصرار بر واقعیت مستمر و حیاتی ایمان، داوری درباره صحت و سقم ایمانِ کسانی که به ارباب متفرقه گرایش داشته و یا به خداوند واحد قهار باور دارند ممکن نخواهد بود.

تلازم وجودی پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint در متون دینی

به دلیل قدرتی که عقل در شناخت و آگاهی نسبت به قضایا و گزاره های دینی دارد و در نتیجه به دلیل تأثیری که علم در تقویم و پالایش ایمان صحیح و سالم دارد، بین پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint صحیح، تلازم وجودی برقرار است؛ ولی ملازمه عدمی نیست و بر همین اساس، در بسیاری از متون دینی، ایمان و عبودیت افراد در گرو آگاهی و علم آنها قرار داده شده است؛ مانند:

«انما یخشی الله من عباده العلماء»[۴]؛ به درستی که از بندگان خدا، فقط عالمان هستند که از خداوند سبحان خشیت دارند.

«ما آمن المؤمن حتی عقل.»[۵]؛ مؤمن تا هنگامی که تعقل نکند ایمان نمی آورد.

و در برخی از متون، مرتبه ایمان و عبودیت در گرو رتبه علم و آگاهی افراد دانسته شده است؛ مانند:

«المتعبد بغیر علم کحمار الطاحونه یدور و لا یبرح من مکانه.»[۶]؛ عبادت کننده بی علم به خرِ دوار آسیاب می ماند که دور می زند و راه به جایی نمی برد.

«ینبی ء عن قیمه کل امرئ علمه و عقله»[۷]؛ از ارزش و قیمت هر کس علم و عقل او خبر می دهد.

«علی قدر العقل یکون الدین»[۸]؛ دین هر کس به مقدار عقل اوست.

علم نیز اگر از ایمان و عمل به آن بازماند و با آن قرین نباشد مورد ذم قرار می گیرد.

«وقود النار یوم القیامه کل غنی بخل بماله علی الفقراء و کل عالم باع الدین بالدنیا.»[۹] آتش گیره دوزخ در قیامت هر ثروتمندی است که از مال خود بر فقیران بخل ورزد و هر عالمی است که دین خود را به دنیا بفروشد.

«أمقت العباد الی الله العالم الفاجر…»[۱۰]؛ مغضوبترین بندگان در نزد خداوند عالم فاجر است.

«کم من عالم فاجر و عابد جاهل، فاتوا الفاجر من العلماء و الجاهل من المتعبدین»[۱۱]؛ چه بسیارند عالم فاجر و عابد جاهل، پس از فاجری که در زمره عالمان است و از جاهلی که در گروه متعبدان است بپرهیزید.

روایت اخیر با تفکیک بین پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint و ذم علمی که با ایمان قرین نباشد، به ذم ایمان و تعبدی که با علم همراه نباشد نیز پرداخته و به گریز از هر دو فرمان داده است. در برخی از روایات علم بهترین همراه برای ایمان خوانده شده است.

«نعم قرین الایمان العلم»[۱۲]؛ علم قرینی نیکو برای ایمان است.

در بعضی از روایات برترین علوم، دانشی معرفی شده است که در عمل آشکار شده و با جوارح و ارکان اظهار گردد.

«انفع العلم ما عمل به»[۱۳]؛ نافع ترین علوم آن است که به آن عمل شود.

«احسن العلم ما کان مع العمل»[۱۴]؛ بهترین علم آن است که با عمل باشد.

«اشرف العلم ما ظهر فی الجوارح و الارکان»[۱۵]؛ شریف ترین علم آن است که در جوارح و ارکان ظاهر گردد.

و بر این اساس بدترین علوم نیز دانشی است که با عمل همراه نباشد.

«العلم بلا عمل وبال»[۱۶]؛ علم بدون عمل وبال انسان است.

«آفه العلم ترک العمل به»[۱۷]؛ آفت علم ترک عمل به آن است.

«شر العلم علم لا یعمل به»[۱۸]؛ و بدترین علم علمی است که به آن عمل نمی شود.

«علم بلا عمل حجه لله علی العبد»[۱۹]؛ علم بدون عمل حجتی است برای خداوند بر بنده.

عبارتهای یاد شده نشان می دهد که علی رغم جدایی و نفی تلازم سلبی بین پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint، تلازمی وجودی بین آن دو برقرار است؛ یعنی: ایمان صحیح و صواب و ایمان یقینی و مستحکم و مصون از تغییراتی که در صور مختلف خیال حاصل می شود، تنها در صورتی حاصل می شود که به امری حقیقی تعلق داشته و با معرفتی یقینی نسبت به آن امر قرین باشد؛ چه، این که ایمان بدون معرفت و علم صحیح، همانند معرفت بدون ایمان خطرناک و آفت زاست.

تلازم وجودی پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint بدین معنا است که مراتب عالیه ایمان بدون مراتب عالی علم هرگز تحصیل نمی شود و از این جهت در تعقیب ایمان سالم از تحصیل دانش و علم، گریزی نیست و برای دفع این حقیقت هرگز نمی توان به ایمان انبوه جاهلان و یا فسق فراوان عالمان استشهاد ورزید.

از کنار ناکامی فیلسوفان در اثبات وجود باری نمی توان بی باکانه گذشت و بر این گمان باقی ماند که کتابهای آسمانی تنها به احساس وجود خدا و تجربه دینی بسنده نموده و با اثبات وجود خدا بیگانه اند و یا آن که زبان دینی جدای از زبان فلسفی و راه دین، از راه عقل جداست و بین عقل و علم با ایمان هیچ پیوند و ارتباط وجودی مستقیمی نیست.

گرچه هر کس که عاقلتر و عالمتر است لزوما مؤمن تر و دیندارتر نیست و در میان نامؤمنان و بی اعتقادان افراد فراوانی وجود دارند که از دانشهای فراگیر انسانی بهره مندند و لیکن این همه، هرگز شیطانی و دنیازده بودن عقل و گمراه کننده بودن آن را نتیجه نمی دهد؛ زیرا موارد انفکاک و نفی پیوند سلبی پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint، سلب تلازم وجودی بین آن دو را نتیجه نمی دهد.

مؤمنان متحجر و جاهلان متنسک

غفلت از تلازم وجودی پاورپوینت کامل علم و ایمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint باعث می شود که راه برهان و دانش حصولی برای اثبات مبادی دینی ناتمام و یا آن که فصلی زاید دانسته شود و در نتیجه، تعقل آنگاه که به مصداق «علی قدر العقل یکون الدین»[۲۰] میزان تقویم و معیار ارزش ایمان و دین شمرده شود، حرکتی افراطی و یا حرفه ای خوانده شود.

تلاشهایی از این قبیل جریانی را شکل می دهد که متکلمان غربی پس از محرومیت از تفکر عقلی و یا اعراض از دینی که با اصول عقلی هماهنگی داشته باشد و پس از حاکمیت تفکر حس گرایانه، برای دفاع از دین به عنوان یک واقعیت انسانی و یا اجتماعی، در آن قرار می گیرند.

ارزش فلسفی معرفت حسی در ارائه قضایایی دینی و حقایق متافیزیکی بلکه در کشف حقایق طبیعی، چیزی جز سفسطه و شکاکیت نیست و متکلمانی که از این آبشخور تغذیه می کنند در دفاع از گرایشهای دینی بیش از این مقدار که احساسی درونی است، سخنی ندارند و این دیدگاه با گسستن تلازم و ربط وجودی ایمان و علم، مؤمنان متحجر و جاهلان متنسکی را تربیت می کند که چاره ای جز گریز از آنان نیست؛ زیرا این مؤمنان در صورتی که بر ایمان خود راسخ باشند، همان کسانی خواهند بود که یا به تعطیل عقل از ادراک معارف عمیق و عالی دینی فتوا می دهند و یا آنها را با توجیه مادی و طبیعی می پذیرند و منتشر می کنند و فرزانگان فرهیخته را طعن و طرد می نمایند.

وقتی که عقل از موضع داوری نسبت به مبدأ و معاد بازماند و گزاره های متافیزیکی، مهمل و بی معنا خوانده شوند، علم نمی تواند بر صلاح دین و فساد آن داوری کند و ایمان صالح و سالم را از ایمان فاسد و تباه جدا سازد و بلکه در این حال فرقی بین ایمان به طاغوت و ایمان به خداوند باقی نمی ماند و در نتیجه ایمان بی فروغ و کور در انتخاب بین الهه ها و خداوندگاران متفرق، سرگردان و حیران باقی می ماند و این جدی ترین آسیبی است که ایمان با از دست دادن پایگاه و سنگر عقلی خود می بیند.

اول العلم، معرفه الجبار

اگر علم به معرفت خداوند جبار راه داشته باشد، «اول العلم معرفه الجبار»[۲۱] می تواند صلاح دین و فساد آن را آشکار سازد؛ در این صورت، لازمترین علمها همان علمی خواهد بود که این مهم را به انجام رساند.

«الزم العلم بک (لک) ما دلک علی صلاح دینک و أبان لک عن فساده»[۲۲]؛ لازمترین علم برای تو علمی است که تو را بر صلاح دین راه نماید و فساد آن را برای تو آشکار سازد.

اگر تعقل و اندیشه که انسانیت آدمی را تشکیل داده است و همه کس از آن عادلانه بهره برده اند،[۲۳] مقام و شأن داور را در بررسی صلاح و فساد ایمان داشته باشد، هیچ گاه در ارتباط با ایمان، عنوان فضول و مانند آن را پیدا نمی کند؛ بلکه به عنوان رسول حق[۲۴] و دوست انسان می شود[۲۵]و به صورت بهترین هدیه ای[۲۶] که خداوند بین بندگان خود تقسیم نموده است، مورد استقبال قرار خواهد گرفت و در حرکت به سوی فلاح و صلاح بهترین سلاح خواهد بود.[۲۷]

علی علیه السلام در فضیلت عقل که بندگان از آن بهره برده اند می فرماید: «ما قسم الله سبحانه بین عباده شیئا افضل من العقل»[۲۸]؛ یعنی: خداوند سبحان در بین بندگان چیزی برتر از عقل را قسمت نکرده است.

تحقیر دانش حصولی و تعطیل علوم عقلی

نکته ای که نباید از نظر دور بماند این است که تحقیر دانش حصولی و علوم عقلی در نزد اهل عرفان و کسانی که به مشاهده و عیان، شاهد مبدأ و معاد انسان هستند غیر از تعطیل حس گرایان جهان معاصر و متکلمان غربی نسبت به معرفت عقلی است؛ زیرا فتوای عرفان ناب این است که عقل لازم است؛ لیکن کافی نیست.

دانش حصولی و معرفت عقلی در مراحل نخست، میزان برای اصلاح دین و ایمان است؛ چه، این که «الدین لایصلحه الا العقل»[۲۹]: دین را جز عقل به اصلاح نمی آورد. در مراحل بعدی؛ یعنی پس از ایمان و عمل صالح، به معرفت شهودی و حضوری تبدیل می شود و در مرتبه شهود آنچه که پیش از این، تنها از طریق مفهوم دریافت می شد، اینک بدون واسطه در معرض ادراک شهودی قرار می گیرد و این مرتبه از ادراک که جدای از ایمان نیست دارای خصوصیات و لوازمی است که گرچه مخالف با معرفت عقلی نمی باشد و لیکن در افق فهم و یافت عقل نیز نیست و این حقیقتی است که عقل خود بر آن اذعان داشته و گواهی می دهد؛ چه، این که اصل معرفت حضوری و شهودی و یا علو و برتری ذات باری از مفاهیم عالمان و شهود واصلان، از جمله حقایقی اند که به برهان عقلی اثبات می شوند. پس، اگر غایت فضایل انسانی عقل است[۳۰]، غایت و نهایت عقل، آشنایی با حقایق فرا عقلی و آگاهی به محدوده دانش عقلی و نه تعطیل آن است[۳۱].

داعیه مخالفت مقتضیات شرعی با براهین فلسفی

پس از ناامیدی از شیوه های عقلی در تبیین حقایق فوق طبیعی و اصول دینی و یا بعد از بی فایده و یا زاید دانستن آنها، بیان دیگری نیز برای نفی ربط و پیوند دانش مفهومی با دین و ایمان اظهار می شود؛ به این صورت که:

در ادیان به طور عام و در متون دینی ادیان ابراهیمی و توحیدی؛ یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام، به طور خاص، برای اثبات وجود خداوند دلیلی از نوع براهین فلسفی و منطقی بر وجود خداوند اقامه نشده است و بسیاری از متکلمان و فیلسوفان از برهان آوردن درباره وجود خداوند پرهیز کرده و یا آن که برهان آوردن را بی فایده و بدون ثمر می دانند؛ مانند بعضی از متکلمان معاصر، پل تلیخ، که نه تنها اقامه برهان بر وجود خداوند را خلاف اقتضای شرع، بلکه الحادآمیز می داند.[۳۲]

در تعابیر قرآنی وجه الهی از در و دیوار وجود هویدا است[۳۳] و وجود خداوند به مفاد (أفی الله شک)[۳۴] مسلم و شک ناپذیر دانسته شده است و یا در آیه (اولم یکف بربک انه علی کل شی ء شهید)[۳۵] وجود او از دیگر وجودات واضح تر و مقدم تر معرفی شده و به قول «ابن سینا رحمه الله» و دیگر حکمای اسلامی این بیان به برهان صدیقین که نوعی برهان وجودی است شبیه می باشد.

آری، اگر وجود خداوند را که چون عنقا در قله قاف و در پرده غیبی و غیب الغیوب پنهان است، نتوان به شیوه منطقی فلسفی و به برهان اثبات نمود، شگفت نیست…

استدلالهای منطقی در متون اسلامی

عمده استدلال در بیان فوق این است که در ادیان و بویژه در قرآن دلیلی بر وجود خدا از نوع براهین معهود فلسفی آورده نشده است. این گفتار لا اقل در مورد قرآن از چند جهت مخدوش بوده و نتیجه مورد نظر را نمی دهد.

نخست این که، قرآن در هنگام نزول خود مواجه با اهل کتاب و با مشرکانی بود که منکر اصل ذات الهی نبودند و مشکل پیامبر اسلام و بلکه مشکل اصلی انبیای سلف، وثنیت، ثنویت و نظایر آن بود. تعبیر قرآن در موارد بسیاری، درباره کسانی که مورد خطاب پیامبر بوده و با او عناد می ورزیدند این است که آنها به خداوند و خالقیت او اعتراف دارند:

الف) لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَیقُولُنَّ اللّهُ؛[۳۶] یعنی: اگر از آنها سؤال نمایی چه کسی آسمانها و زمین را آفرید و خورشید و ماه را مسخر ساخت هر آینه پاسخ خواهند گفت: اللّه.

ب) لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْیا بِهِ الأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها لَیقُولُنَّ اللّهُ؛[۳۷]یعنی: اگر از آنها پرسش نمایی چه کسی از آسمان آب را فرستاد و زمین را به آن، پس از خزان و مرگ گیاهان، زنده گرداند، پاسخ گویند: الله.

ج) لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ لَیقُولُنَّ اللّهُ؛[۳۸] یعنی: اگر از آنها بپرسی چه کسی آسمانها وز مین را خلق کرد، پاسخ خواهند گفت: الله.

د) لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ لَیقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ[۳۹]؛ یعنی: اگر از آنها سؤال کنی، چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرد، پاسخ خواهند داد: آنها را عزیز علیم خلق کرده است.

ه) لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیقُولُنَّ اللّهُ؛ یعنی: اگر از آنها سؤال نمایی: چه کسی آنها را خلق کرده است. پاسخ خواهند گفت: الله.

مشکل اصلی وثنیین حجاز و بت پرستان، در باب ذات الهی و خالقیت و برخی از دیگر صفات او نبود؛ معضل اصلی آنان در توحید ربوبی بود. آنها اوثان و اجسامی را به ربوبیت پرستش می کردند و آنها را دخیل در پرورش و رشد خود دانسته و واسطه در تقرب خود نسبت به خداوند می شمردند. گزارش قرآن در مورد آنها این است که آنها در توجیه رفتار خود می گویند:

«ما نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِیقَرِّبُونا إِلَی اللّهِ زُلْفی»[۴۰]؛ یعنی: ما پرستش و عبودیت آنها را نمی کنیم جز آن که ما را به الله نزدیک گردانند. در جای دیگر قرآن درباره رفتار و گفتار آنها می فرماید:

«وَ یعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ ما لا یضُرُّهُمْ وَ لا ینْفَعُهُمْ وَ یقُولُونَ هولاءِ شُفَعاونا عِنْدَ اللّهِ»[۴۱]؛ یعنی: آنها غیر از خداوند را به عبودیت می گیرند؛ آنچه را که ضرر و نفعی برای آنها ندارد می پرستند و می گویند، این بتها شفیع ما در نزد الله هستند.

بدیهی است که قرآن در مواجهه با گروههای فوق نیازی به اثبات ذات اقدس اله ندارد؛ بلکه از یک سو گفتار آنها را بدون دلیل و برهان خوانده و از دیگر سو بر توحید ربوبی خداوند سبحان اقامه برهان می نماید.

دوم این که، آیات قرآن منحصر به موارد یاد شده، نیست و در برخی از موارد مدعای منکران مبدأ و یا معاد را فاقد دلیل و برهان دانسته و اعتماد آنها را به ظن و گمان نکوهش نموده است و در موارد دیگر بر هستی خالق اقامه برهان نموده است.

قرآن کریم در هنگامی که با دهری مسلکان و کسانی سخن می گوید که حیات و ممات خود را به طبیعت و یا دهر نسبت می دهند، به استدلال می پردازد و براهینی را اقامه می نماید که بحث و گفتگو پیرامون آنها ابواب و فصول فلسفی خاصی را به ارمغان می آورد.

قرآن کریم گفتار آنها را درباره حیات و ممات به این صورت نقل می نماید: «وَ قالُوا ما هِی إِلاّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.