پاورپوینت کامل اعجاز قرآن از نگاه قرآن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اعجاز قرآن از نگاه قرآن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اعجاز قرآن از نگاه قرآن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اعجاز قرآن از نگاه قرآن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
>
علی گلایری[۱]
چکیده:
از زمانی که قرآن کریم بر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نازل شده است، مخالفت با این کتاب آسمانی هم آغاز شد. قرآن کریم هم بارها مخالفانش را به مبارزه طلبید. در این نوشتار، اشاره ای خواهیم داشت به اعجاز قرآن و ناتوانی همه از آوردن مثل قرآن و حتی سوره ای یا آیه ای مثل قرآن.
از هنگام نزول قرآن کریم بر نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله تا امروز، موافقت و مخالفت با قرآن کریم همچنان ادامه دارد. آن هنگام که قرآن کریم، جن و انس را به مبارزه طلبید تا اگر خیال می کنند قرآن کریم، ساخته و پرداخته پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است مانند آن بیاورند، رویارویی با آن به اوج خود رسید و اینک با گذشت هزار و اندی سال از آمدن قرآن، این کتاب مقدس، کسی نتوانست مانند آن بیاورد.
به تصریح قرآن کریم، این – قرآن – کتابی است برای همیشه تاریخ «وَ أُوحِی إِلَی هذَا الْقُرْآنُ لأُِنْذِرَکمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ؛ این قرآن به من وحی شد تا به وسیله آن، شما و هر کس را که این قرآن به او می رسد انذار کنم»[۲]
پس معجزه بودن قرآن نیز برای تمام انسانها و تمام زمانهاست؛ یعنی در حال حاضر نیز کسی نمی تواند مانند آن بیاورد.
اما مخالفان قرآن کریم هرگز از پا ننشستند. گاه متن قرآن را سخن ساده می دانستند که اگر بخواهند، می توانند مثل آن بیاورند «وَ إِذا تُتْلی عَلَیهِمْ آیاتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلاّ أَساطِیرُ الأَْوَّلِینَ؛ چون این قرآن بر آنان تلاوت شود، گویند ما این سخنان را شنیدیم. اگر ما می خواستیم مانند آن می گفتیم که چیزی جز سخنان افسانه پیشینیان نیست.»[۳]
و گاهی نیز آورنده آن را به انواع تهمتها آزردند و او را ساحر و کذّاب خواندند «وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْکافِرُونَ هذا ساحِرٌ کذّابٌ؛ و تعجب کردند که رسولی از همان نژاد عرب برای پند آنان آمد و آن کافران گفتند او ساحری دروغگوست»[۴]
در حقیقت با این تهمتها سعی در پاک کردن صورت مسأله داشتند تا عجز خود را به نحوی پنهان کنند و لجبازی خویش را به نوعی توجیه نمایند. البته این ترفندی بود که امتهای گذشته نیز نسبت به پیامبران خویش داشتند؛ یعنی وقتی می دیدند توان مقابله با آنها را ندارند، با عناوینی چون ساحر، کذاب و مجنون به پیامبران افترا می بستند تا بدین وسیله، آنها را از سر راه خویش بردارند؛ «کذلِک ما أَتَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّ قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ؛ همچنان هیچ رسولی بر امم پیش نیامد جز آن که (او را تکذیب کرده و) گفتند او ساحر یا دیوانه است»[۵]
آری، آنان هر چه در توان داشتند به کار بستند و هنگامی که نتوانستند جلوی پیشرفت حق را بگیرند، سعی در اخراج و قتل پیامبر صلی الله علیه و آله گرفتند، اما از اراده الهی غافل بودند؛ «وَ إِذْ یمْکرُ بِک الَّذِینَ کفَرُوا لِیثْبِتُوک أَوْ یقْتُلُوک أَوْ یخْرِجُوک وَ یمْکرُونَ وَ یمْکرُ اللّهُ وَ اللّهُ خَیرُ الْماکرِینَ؛ به یاد آر زمانی را که کافران با تو مکر می کردند تا تو را از مقصد خود (که تبلیغ دین است) باز دارند یا به قتل برسانند یا از شهر بیرون کنند. (آنها) مکر کنند، خدا هم با آنان مکر می کنند و خدا بهتر از هر کسی می تواند مکر نماید»[۶]
سرّش آن است که خداوند نوری را که خود برافروخت، روشن نگه خواهد داشت و حق را احیا خواهد کرد و باطل را خواهد میراند، گرچه کافران و مجرمان نپسندند؛ «یرِیدُ اللّهُ أَنْ یحِقَّ الْحَقَّ بِکلِماتِهِ وَ یقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِینَ لِیحِقَّ الْحَقَّ وَ یبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ کرِهَ الْمُجْرِمُونَ؛ خدا می خواست که صدق سخنان حق را ثابت گرداند و از بیخ و بن، ریشه کافران را برکند تا حق (دین اسلام) را محقق و پایدار کند و باطل را محو و نابود گرداند؛ هر چند بدکاران را خوش نیاید.»[۷]
اما آنان که در مقابل کتاب مقدس الهی قد علم کردند، هیچ گاه پرچم پیکار با دین را بر زمین نخواهند گذاشت و همیشه با آن به پیکار برخواهند خواست، هر چند روش برخوردها گاهی ملایم و آرام و گاهی خشن و تند است، گاهی نیز با بیان عباراتی سعی در منطقی جلوه دادن اشکالات و مخالفتهای خویش دارند و به تعبیر برخی بزرگان، گاهی شهرت عملی، آنان را به این راه می کشاند و گاهی علمی.
عده ای با نگاه ظاهری به آیاتی چند از قرآن کریم ادعا می کنند که قرآن کریم معجزه را نفی می کند و در مقابل درخواست معجزه از سوی مخالفان سکوت نموده است. علاوه بر آن که می گویند در قرآن آیاتی وجود دارد که با اساس ادبیات عرب همخوانی ندارد لذا در این نوشتار سعی می شود تا این آیات مورد بررسی قرار گیرد و به این چند نکته پرداخته می شود.
۱- آیا در قرآن آیاتی وجود دارد که معجزه را نفی کند.
۲- آیا در قرآن آیاتی وجود دارد که با اساس ادبیات عرب منافات داشته باشد.
۳- آیا می توان به وسیله آیات قرآن، معجزه بودن قرآن را اثبات کرد یا خیر؟
آیات دال بر اعجاز قرآن کریم
معجزه و اعجاز، از ریشه «عجز» به معنای ناتوانی است و در اصطلاح، به نشانه هایی اطلاق می شود که پیامبران برای اثبات ادعای رسالت خویش می آورند؛ بدین معنا که نشانه ای از سوی خداوند به همراه دارند که بشر از آوردن مثل آن عاجز بوده و توان مقابله با آن را ندارند.
گاهی به جای کلمه معجزه، «خرق عادت» به کار برده می شود که این، همان برداشتی است که «اشاعره» از معنای معجزه داشتند. اما در قرآن کریم، به جای کلمه «معجزه» و «خرق عادت»، از کلمه «آیه» استفاده شده است.[۸] هر چند ممکن است گفته شود استعمال کلمه «معجزه» در زمان ائمه علیهم السلامنیز شایع بوده است، اما آنچه در قرآن کریم به کار برده شده است، «آیه» است.[۹]
قرآن کریم، کتاب زنده ای است که برای اثبات اعجازش محتاج به غیر از قرآن نیستیم، بلکه خود، اعجاز خویش را اثبات می کند و برای اثبات معجزه بودن قرآن کریم، به آیات متعددی می توان استناد کرد؛ مانند فصاحت و بلاغت[۱۰] و اخبار از غیب[۱۱]، اخبار از سرگذشت قومهای پیشین، خصوصا اقوامی که در حوالی مکه و مدینه زندگی می کردند و آنها تا حدودی از سرگذشت آنها با خبر بودند؛ مانند قوم عاد که در سرزمین احقاف در ناحیه حضرموت در جنوب جزیره عربستان زندگی می کردند و یا قوم ثمود که در منطقه وادی القری، بین مدینه و شام می زیستند[۱۲] و همچنین به آیاتی که به نبی اُمّی و درس نخوانده که کتابی این چنین آورده است، تحدّی نموده است[۱۳] می توان استدلال کرد.
مرحوم علامه رحمه الله در «المیزان» جهات پنجگانه ای را با توجه به آیات، در اثبات اعجاز قرآن بیان[۱۴] می کند، ضمن آن که معتقد است قرآن کریم در تمام جهات و برای هر قوم و قشری معجزه است.[۱۵]
اما آنچه در مورد اثبات معجزه بودن قرآن کریم می توان گفت، آیاتی است که به صراحت، مردم را به مبارزه طلبیده و به اصطلاح تحدی نموده است که این آیات هم از حیث شمول افرادی و هم از حیث شمول ازمانی و هم از حیث شمول مورد تحدی مختلف است. از حیث شمول افرادی برخی آیات، مانند آیات سوره مبارکه یونس، هود، بقره، شامل مشرکین می شود و برخی دیگر، مثل آیه ۸۸ سوره اسراء، شامل تمام افراد می گردد. همچنین این آیات شریفه، تمام انسانها را در هر عصر و زمانی به مبارزه طلبیده است و نیز در برخی از آیات به آوردن یک سوره و در برخی به ده سوره و برخی نیز به کل قرآن تحدی شده است که به آنها اشاره می شود.
۱- قرآن کریم می فرماید اگر شما ادعا می کنید قرآن را پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، از پیش خودش آورده است، پس شما نیز اگر می توانید، مثل آن بیاورید «أَمْ یقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ کنْتُمْ صادِقِینَ بَلْ کذَّبُوا بِما لَمْ یحِیطُوا بِعِلْمِهِ؛ آیا کافران می گویند قرآن را (حضرت محمد صلی الله علیه و آله) بافته است؟ بگو اگر راست می گویید شما خود و هم از هر کس نیز می توانید کمک بطلبید و یک سوره مانند آن بیاورید این منکران، انکار چیزی را می کنند که علمشان به او احاطه نیافته است.»[۱۶]
در این آیه شریفه به دو نکته اشاره شده است؛ اول آن که از کلمه «من دون الله» استفاده می شود. قرآن کریم تنها توسط «الله» ایجاد شده است و هیچ کس، حتی پیامبر صلی الله علیه و آله در آن تصرفی ننموده است که کمک خواستن از غیر خداوند، شامل تمام ماسوی الله می شود. دوم، از کلمه «بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه» استفاده می شود که کافران، توان مقابله با قرآن را ندارند؛ لذا مشرکین همیشه با پیامبران جنگیدند و با قرآن کریم. آنها که کلمات عجیب و غریبی را به عنوان مبارزه با قرآن مطرح کردند،[۱۷] بیشتر به شوخی شبیه است؛ لذا در این آیه شریفه، علاوه بر تحدّی، نکته ای دیگر – عدم توان مقابله – را نیز مطرح می کند که برگی دیگر از اعجاز قرآن کریم است.
۲- تحدی به ده سوره: اگر می گویید: قرآن کریم ساخته پیامبر صلی الله علیه و آله است ده سوره مانند آن بیاورید؛ اگر نتوانستید بدانید که به علم الهی نازل شده است، در نتیجه برای بشر دست نیافتنی است.
«أَمْ یقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ کنْتُمْ صادِقِینَ فَإِلَّمْ یسْتَجِیبُوا لَکمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّهِ؛ آیا می گویند این قرآن را خود او بهم بسته و به خدا نسبت می دهد؟ بگو اگر راست می گویید، شما هم با کمک همه فصحای عرب، بدون وحی خدا ده سوره مانند این قرآن بیاورید، پس هرگاه کافران جواب ندادند، در این صورت (شما مؤمنان) یقین بدانید که این کتاب به علم ازلی نازل شده است.»[۱۸]
۳- تحدی به کل قرآن: «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِْنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً؛ بگو ای پیامبر صلی الله علیه و آله اگر جن و انس اجتماع کنند که مانند این قرآن کتابی بیاورند، هرگز نتوانند؛ هر چند همه پشتیبان یکدیگر باشند»[۱۹]
نکات قبل تأمل در آیه شریفه:
الف) به کل قرآن تحدی شده است که کسی را یارای آوردن مثل قرآن نیست.
ب) این تحدی عام بوده و شامل تمام جن و انس می شود؛ به خلاف آیات پیشین که مربوط به مشرکین بوده است.[۲۰]
ج) این آیه شریفه هم تعجیز است و هم اخبار به غیب را در بر دارد؛ یعنی تأیید و تصدیق یک اعجاز با اعجاز دیگر که اخبار به غیب است.[۲۱]
آیه دیگری که به کل قرآن کریم تحدی کرده است در سوره مبارکه طور است: «فَلْیأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کانُوا صادِقِینَ؛ اگر گمان می کنید قرآن از پیش خویش ساخته است پس کلامی مانند قرآن بیاورید.»[۲۲]
نتیجه
قرآن کریم در «تحدی»، اولا، از منکران خواسته است از هر کس که توان دارند، حتی جنّ، درخواست کمک نمایند ثانیا، آنچه در مقابل قرآن ساخته اند، خود شاهدانی را بخوانند تا قضاوت کنند[۲۳] ثالثا، چون قرآن کریم به علم الهی نازل شده است، خبر از عدم توان مقابله با قرآن را می دهد، در نتیجه به هر کس که قرآن کریم برسد – به خاطر عدم وجود چیزی که بتواند با قرآن مقابله کند -، قرآن را کلام الهی دانسته و بر وی حجت می شود؛ چرا که قرآن کریم خویش را برای تمام اعصار معرفی می کند: «وَ أُوحِی إِلَی هذَا الْقُرْآنُ لأُِنْذِرَکمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ؛ این قرآن بر من نازل شد تا شما و به هر کس که قرآن کریم به او می رسد انذار کنم»[۲۴]
لذا در هر زمانی احکام قرآن کریم قابل عمل است و از آنجا که قرآن کریم برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله علاوه بر تلاوت، وظیفه تعلیم را نیز قائل است[۲۵]، پس با هدایت قرآن کریم به تعلیمات پیامبر صلی الله علیه و آله نیز رهنمون می شود و با توجه به این که قرآن، با علم الهی نازل شده است و علم الهی زمان بردار نیست، پس قرآن کریم منادی دین زنده ای است که برای هر زمانی سخن مناسب با همان عصر و زمان را خواهد داشت.[۲۶]
دو نکته
۱- فایده اثبات پاورپوینت کامل اعجاز قرآن از نگاه قرآن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
با آن چه در نتیجه بحث گذشت، به خوبی روشن می شود در صورت اثبات اعجاز قرآن کریم، نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز اثبات می شود؛ چرا که قرآن کریم سند صحت ادعای رسالت نبوی است و با توجه به آن که در قرآن کریم، مباحث معاد به طور فراوان موجود است و ایمان به آنها موجب ایمان به معاد خواهد شد. به علاوه، قرآن کریم ثبوت اعجاز را دلیل وحدانیت خداوند می داند؛ «فَإِلَّمْ یسْتَجِیبُوا لَکمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ؛ پس اگر کافران جواب ندادند در این صورت (شما مؤمنان) بدانید که این کتاب به علم ازلی خداوند نازل شده است که هیچ خدایی جز آن ذات یکتای الهی نیست. آیا شما مردم تسلیم حکم خدا خواهید شد»[۲۷]
در این آیه شریفه، نتیجه عدم اجابت مشرکان در آوردن سوره هایی مانند قرآن، دو امر ذکر شده است؛ اول آن که به علم الهی نازل شده است و دیگر آن که خداوند دارای شریک نیست و واحد است. مرحوم علاّمه وجه دلالت عدم توان معارضه مشرکان با اثبات وحدانیت خداوند را از دو جهت می داند؛ نخست آن که مشرکان، خدایان خود را برای مبارزه با قرآن خواندند، اما آنها اجابت نکردند، بنابراین روشن می شود آنها خدایان واقعی و حقیقی نبودند؛ پس خداوند کسی نیست جز آن که وقتی گرفتاری او را می خواند، جوابش را بدهد؛ مخصوصا درخواستی باشد که در آن نفع خدایان مدعو نیز باشد؛ چون قرآن کریم آنها را باطل دانسته و توجه مردم را از آنها به سوی خداوند منصرف می کند و اگر چنین درخواستی از طرف آنها اجابت نشود، بهترین دلیل بر نفی خدا بودن آنهاست.
دوم، اگر صحت انزال قرآن کریم از نزد خداوند ثابت شود و به آنچه خبر می دهد صادق باشد و از طرفی، چون در قرآن کریم، سخن از توحید و نفی شرک آمده است، پس عدم معارضه دیگران، نشان از صحت محتوای آن می دهد؛ از جمله وحدانیت ذات اقدس الهی این که واحد است.[۲۸]
۲- سرّ عدم توان آوردن مانند قرآن توسط بشر
قرآن کریم، علاوه بر آن که تحدّی می کند، خبر از عدم توان مقابله بشر می دهد و این که جن و انس اگر با هم اجتماع کنند، هرگز نمی توانند مانند آن بیاورند و خود همین خبر غیبی، یکی از شواهد اعجاز قرآن کریم است، اما به چه علت بشر نمی تواند مانند قرآن کریم بیاورد؟
قرآن کریم می فرماید، سر آن که بشر توان مبارزه با قرآن کریم را ندارد برای آن است که به علم الهی نازل شده است و چون علم الهی برای بشر دست نیافتنی است، پس مبارزه با قرآن کریم نیز منتفی خواهد بود. علاوه بر آن که قرآن، پیش از آن که نازل شود، در مقامی برتر و بالاتر وجود داشته است و در مرتبه نزول، لباس عربیت پوشیده است و آن مکان رفیع برای کسی دست یافتنی نیست، مگر آن که از مطهران باشند: «لا یمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ»[۲۹] که این قرآن بسیار گرامیست در لوح محفوظ حق که جز دست پاکان بدان نرسد.
مرحوم علاّمه رحمه الله می نویسد «مس قرآن، به معنای علم به آن است و آن در کتاب مکنون موجود است، کما این که می فرماید: «إِنّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیا لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکتابِ لَدَینا لَعَلِی حَکیمٌ؛ ما قرآن را به لسان فصیح عربی مقرر داشتیم تا شما در فهم آن مگر عقل و فکرت به کار بندید و همانا این کتاب نزد ما در لوح محفوظ بسی بلند پایه و محکم اساسی است»[۳۰]
استشهاد به آیاتی برای نبود معجزه در قرآن کریم
گفته می شود در قرآن کریم، آیاتی وجود دارد که نشان می دهد از پیامبر گرامی اسلام درخواست معجزه شده است، اما حضرت آن را به سکوت برگزار کرده است و تنها به این اکتفا کرده که «من بشری مانند شما هستم» – به نظر می رسد مهمترین آن، آیات نود تا نود و سوم سوره مبارکه اسراء باشد – «قالُوا لَنْ نُومِنَ لَک حَتّی تَفْجُرَ لَنا مِنَ الأَْرْضِ ینْبُوعاً أَوْ تَکونَ لَک جَنَّهٌ مِنْ نَخِیلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَْنْهارَ خِلالَها تَفْجِیراً أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ کما زَعَمْتَ عَلَینا کسَفاً أَوْ تَأْتِی بِاللّهِ وَ الْمَلائِکهِ قَبِیلاً أَوْ یکونَ لَک بَیتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقی فِی السَّماءِ وَ لَنْ نُومِنَ لِرُقِیک حَتّی تُنَزِّلَ عَلَینا کتاباً نَقْرَوهُ قُلْ سُبْحانَ رَبِّی هَلْ کنْتُ إِلاّ بَشَراً رَسُولاً»[۳۱]
در این آیات، شش پیشنهاد به نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله شده است و ایمان آوردن به رسول اسلام را مشروط به پیشنهادهای شش گانه زیر نموده اند:
۱- باید چشمه جوشانی در مکه ایجاد کنی
۲- باید دارای باغی باشی که پر از درخت خرما و انگور بوده و در آن، چشمه های جوشانی وجود داشته باشد.
۳- آسمان را – به عنوان عذاب – تکه تکه کرده بر سر ما فرود آوری
۴- خداوند و فرشته را در مقابل بیاوری که آنها را ببینیم که به رسالت تو شهادت دهند.
۵- خانه ای از طلا داشته باشی
۶- به آسمان رفته، در این صورت هم ایمان نمی آوریم، مگر آن که نامه ای بیاوری که ما آن را بخوانیم تا تو را تأیید کند.
خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جواب این پیشنهادهای ششگانه فرمود: به آنها بگو منزّه است پروردگار من؛ آیا من جز بشری مثل شما هستم؟
آن چه در این پیشنهادها مشترک است نگاه منفعت طلبانه به موضوع رسالت است به این که رسالت باید منفعت داشته باشد، یا برای پیامبر اسلام؟ چون خانه ای از طلا داشتن و یا باغ پر از نخل و انگور داشتن یا برای منطقه منفعت داشته باشد؛ مثل ایجاد چشمه جوشان در منطقه مکه. تعبیر «لن نومن لک» (به نفع تو ایمان نمی آوریم) نشان می دهد آنها خیال می کردند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آلهاظهار رسالت نمود تا برای خویش منصبی ایجاد نموده و از این راه سود ببرد.
وجود این دسته از آیات در قرآن کریم باعث شد برخی بگویند: «شاید بیش از بیست موضع در قرآن دیده می شود که منکران از حضرت محمد صلی الله علیه و آله معجزه خواستند و او در مقابل این تقاضا و بهانه جویی جوابی نمی دهد و تقاضای معجزه را به سکوت برگزار می کند»[۳۲] از این رو باید دید آیا پیامبر اکرم به این پیشنهادها جواب داده است یا به سکوت برگزار کرده است؟
۱- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به عبدالله بن اُبَی مخزومی فرمود: این که گفتی باید چشمه جوشانی برای ما ایجاد کنی تا به تو ایمان بیاوریم، آیا اگر من چنین کنم، به خاطر این نبی هستم؟ وی گفت: نه. فرمود. آیا در طائف باغ نداری؟ آیا در آن چشمه ایجاد نکردی؟ آیا به واسطه آن نبی شدی؟ گفت نه. فرمود: پس محمد[ص] نیز اگر چنین کاری انجام دهد دلیل بر نبوتش نیست.
۲- این که گفتی باید باغ داشته باشی، آیا شما در طائف باغ ندارید؛ آیا به وسیله آن نبی شدید؟ گفت: نه فرمود: اگر پیامبر صلی الله علیه و آله، داشتن باغ را دلیل بر نبوت می گرفت، این دالّ بر کذبش بود؛ چون در این صورت برای شما حجتی اقامه کرد که حجت نیست.
۳- آیا از رسول رب العالمین می خواهی تو را هلاک کند، در حالی که رسول رب العالمین، مهربان تر از این است که تو را هلاک کند؛ تو را هلاک نمی کند، اما حجت خداوند را بر تو اقامه می کند. آیا طبیب، طبق پیشنهاد مریض به او دوا می دهد،
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 