پاورپوینت کامل بررسی دیدگاه تجربه گرایی دینی در تفسیر وحی ۸۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بررسی دیدگاه تجربه گرایی دینی در تفسیر وحی ۸۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی دیدگاه تجربه گرایی دینی در تفسیر وحی ۸۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی دیدگاه تجربه گرایی دینی در تفسیر وحی ۸۵ اسلاید در PowerPoint :

>

چکیده:

انسان، به لحاظ محدودیتهای معرفتی خود، قادر نیست کمال خود را در همه جهات تشخیص دهد؛ لذا خداوند متعال، «وحی» را به عنوان ابزار شناخت و معرفت، در اختیار بشر گذارده است.

برخی، وحی را تجربه شخصی بشر پنداشته اند. این نوشتار در صدد اثبات این نظر است که وحی، منشأ الهی دارد؛ نه این که یک تجربه بشری باشد. پس در واقع، پیغمبر صلی الله علیه و آله تابع وحی است؛ نه این که وحی، تابع پیغمبر صلی الله علیه و آله باشد.

مقدّمه

انسان، موجودی است که از دو بُعد روحی و مادّی تشکیل شده است؛ ولی بُعد روحی، حقیقت او محسوب می شود و در واقع، بُعد مادّی او وسیله ای برای ترقّی و تکامل روح است. امّا از آنجا که انسان به لحاظ محدودیتهای معرفتی، نمی تواند کمال خود را در همه جهات تشخیص دهد، بر این اساس، خداوند متعال، وحی را به عنوان ابزار الهی برای معرفت در اختیار بشر گذاشته تا پس از آگاه شدن از حقایق عالَم، به سوی خیر الهی قدم بردارد.

پس اصل وجود وحی، ضروری و غیر قابل اجتناب است. از سوی دیگر، تجربه هایی متعالی در انسانها وجود دارند که معارفی را برای شخص صاحب تجربه ایجاد می کنند و کسی نمی تواند وجود این تجربه ها را انکار کند. مسأله این است که آیا تجربه های دینی می توانند جایگزین وحی در تولید معرفت دینی باشد یا نه؟ آیا می توان گفت چیزی به عنوان وحی، خارج از همین تجربه ها وجود ندارد و در حقیقت همین تجربه هایند که مشمول لطف الهی شده و هدایت انسان را بر عهده دارند؟

بر اساس این نظریه، دیگر الفاظ متون مقدّس، کلام الهی قلمداد نمی شوند، بلکه کلام بشری است که خود بشر آنان را تجربه کرده است. بعضی از متفکرین اسلامی و غیر اسلامی بر این باورند که وحی، چیزی جز تجربه های شخصی بشری نیست و این نفس بشری است که با ترقّی روحی می تواند از این تجارب برخوردار شود.

آیا می توان این نظریه را پذیرفت؟ آیا می توان قائل شد که آیات قرآن کریم، چیزی جز فرآورده های تجارب بشری نیست؟ آیا الفاظ قرآن، معارفی از سنخ معارف بشری هستند؟ آیا تجارب ما می توانند منبعی قطعی و سزاوار برای رسیدن به کمالات باشند؟

از آنجا که بررسی ماهیت و تحلیل وحی، مجال مستقلّی را می طلبد، در این مقاله هدف این نیست که به طور مفصّل در آن فضاها وارد شویم، بلکه در این نوشتار مختصر، سعی بر این است که بعد از بیان تعریف، اقسام و ماهیت تجربه های دینی، تاریخچه پیدایش نظریه تجربه دینی و…، به بررسی و نقد این دیدگاه بپردازیم و نتیجه خواهیم گرفت که اگر چه به نحو موجبه جزئیه، تجارب دینی می توانند مولِّد معارفی باشند، ولی اوّلاً، نمی توان گفت که همه این تجارب از ضمانت صحّت برخوردارند و ثانیا، تجارب دینی غیر از وحی الهی هستند و سنخ این دو کاملا متفاوت و متغایرند. با توجّه به دلایلی که ذکر خواهیم کرد، تجربه گرایی دینی نمی تواند ضامن تأمین معارف دینی باشند. در واقع، جایگاهی که تجارب دینی دارند؛ نمی تواند در قبال معرفت دینی پاسخگو باشد.

مفهوم وحی

در لغت، وحی را این گونه تعریف می کنند:

«اصل الوحی: الاِشارهُ السّریعَه و لِتضمُّن السّریعه قیلَ: امرٌ وحِی و ذلک یکونُ بالکلام علی سبیل الرَّمز و التَعریض و قَد یکون بصوتٍ مجرَّدٍ عن التّرکیب و باشارهٍ ببعض الجوارح و بالکتابه.»[۱]

پس، وحی در لغت به معنای اشاره سریع است و به خاطر متضمّن بودن بر سرعت گفته می شود که امری وحی است و این اشاره گاهی با کلام رمزی و کنایه ای است و گاهی با صوتی خالی از ترکیب و با اشاره به واسطه اعضا و جوارح و یا با نوشتار.»

مراد از وحی در اصطلاح، آن نوعِ تشریعی اش می باشد که خداوند متعال برای هدایت بشر، بر انسانهای برگزیده (انبیا) نازل می کند. «وحی؛ یعنی تفهیم یک سلسله حقایق و معارف از طرف خداوند متعال به انسانهای برگزیده (پیامبران)، از راه دیگری جز طرق عمومی معرفت، همچون حس، عقل و شهود عرفانی، برای ابلاغ به مردم و راهنمایی ایشان.»[۲]

«وحی، امری خارق العاده و از قبیل ادراکات باطنیه، شعور مرموزی است که از حواسّ ظاهر پوشیده است.»[۳]

از دیدگاه اسلام، وحی همان معرفت خاصّ یقینی است که خداوند متعال بر افرادی خاصّ که توانایی و شایستگی دریافت را دارند، نازل می کند. بنابر اعتقاد ما، آیات شریفه قرآن کریم، مصادیقی از وحی الهی می باشند که خدای متعال بر رسول گرامی(ص) نازل فرموده است. در اسلام وحی، غیر از شهود است؛ زیرا شهود صرفا احساس و ادراک باطنی است که انسان می تواند از آن برخوردار شود و متعلّق شهود، ممکن است امری دینی یا غیردینی باشد و منشأ آن می تواند هوای نفس، وسوسه شیطان و… باشد و این نحوه کسب معرفت با مقاصد عالیه ادیان سازگار نخواهد بود؛ برخلاف وحی که نوعی هدایت الهی است که تنها منشأ آن، اراده الهی است.

در دائره المعارف «میرچا الیاده» نیز وحی چنین تعریف شده است:

«مفهوم وحی، یک مفهوم بنیادی در هر دینی است که به هر جهتی منشأ خودش را به سوی خدا (پروردگار) دنبال می کند. وحی، یک پیام الهی برای مخلوقات بشری است. این تعریف جامع، به پدیدارشناس دین اجازه می دهد که بسیاری از حالات و درجات متفاوت وحی را (به عنوان مفهوم وحی) به شمار آورد. در حقیقت، تجربه های خیلی متفاوت (تجربه هایی که از یک منبع ناشناخته و به واسطه یک قدرت مافوق طبیعی برای ارتباط درونی با یک خدای شخص وار بوجود می آیند) ممکن است از دیدگاههای روان شناختی، فلسفه دینی و الهیاتی بوده باشند.»[۴]

اعتقاد به وحی در ادیان مهمّ توحیدی

به اعتقاد همه ادیان مهمّ خداباور، خداوند متعال به نوعی خودش را در بعضی از حالات و موقعیتها متجلّی می کند. و این ممکن است از راه متجلّی ساختن در وقایع باشد و یا از طریق در اختیار گذاشتن معارف واقعی مهمّی که به نحوی غیرقابل شناخت اند.

وقوع وحی و الهام ممکن است هر دو راه زیر را دربر داشته باشد:

الف) وحی عام: یعنی تجلّی خداوند متعال در وقایع خیلی عمومی و قابل مشاهده برای همه؛ از قبیل تجلّی خداوند متعال در ایجاد عالَم و ایجاد سازگاری آن با قوانین طبیعی.

ب) وحی خاصّ: یعنی تجلّی خداوند متعال در وقایع تاریخی خاصّ و معین.

وقایع خارجی، یک مکاشفه حسّی هستند که خداوند متعال آنها را ایجاد نمود و این وقایع، جلوه هایی از خداوند متعال و صفات کمالیه او را به نمایش می گذارند.

یهودیان معتقدند که خداوند متعال، ذات و محبّت خودش را نسبت به بنی اسرائیل در خروج آنان از مصر و راهنمایی ایشان به سوی سرزمین موعود توسّط حضرت موسی(ع)، مکشوف نمود؛ همچنانکه مسیحیان اعتقاد دارند (به اعتبار نقلی که آمده)، خداوند متعال، خودش را در یک مکاشفه خیلی عالیتر در عیسی مسیح(ع)، متجلّی کرده است؛ زیرا در این تجلّی، خداوند متعال، نه آنکه صرفا بخشی از ذات را مکشوف ساخته باشد، بلکه خود خدای متعال متجلّی شده است.

در واقع، خداوند متعال، معارف را از راه پیغمبری برگزیده یا از طریق جامعه آشکار می سازد و بر اساس این تجلّی، حقایق به صورت شفاهی یا در مجموعه ای مکتوب اظهار می شوند. از نظر اسلام، خداوند متعال، قرآن کریم را در قرن هفتم میلادی به محمّد(ص) نازل نموده است و نشانه الهی بودن قرآن نیز موفقیت (گسترش آن نسبت به بخش عظیمی از جهان متمدّن)، ظرفیت و سبک آن (عقاید عمیقی که در یک سبک زیبا و غیر متوقّع از یک شخص درس ناخوانده هستند) است.

به اعتقاد سویین برن، همه ادیان توحیدی، معتقد بودند که خداوند متعال، شخصیت خودش را هم به صورت عمومی (در نظم طبیعی یا در وقایعی از میان تاریخ بشر) و هم به طور خصوصی برای افراد خاصّ، متجلّی می کند، امّا چنین وقایعی غالبا، به طور طبیعی، تجربه های دینی نامیده می شوند، نه نمونه هایی از وحی، مگر زمانی که آنها انتقال حقایقی را دربر داشته باشند.

بسیاری از متکلّمان مسیحی قرن بیستم، تمایلی نداشتند که به گزارش هایی همچون کتاب مقدّس، اعتنایی کنند. این متکلّمان، متون کتاب مقدّس را به عنوان اموری که همیشه صحیح و حقیقی باشند، تلقّی نمی کنند؛ بلکه آنان را صرفا نشانه هایی مفید و قابل توجّه برای امور صحیح می دانند.

در سده های پیشین، تلقّی مسیحیت از کتاب مقدّس آن بود که مجموعه ای است که فقط شامل مطالب صحیح، گزارشهایی از وقایع تاریخی مهمّ، بیان کننده احکام خدای متعال و حقایقی پیرامون طبیعت او می باشد.

بعضی تصوّر می کنند که وجود وحی، ضرورتی ندارد؛ چون عقل یا الهیات طبیعی می توانند آنچه که مطلوب خداوند متعال است و افعالی که از حیث اخلاقی خوب یا بد هستند را به ما نشان دهند و این، همه آن چیزی است که ما برای شناخت آن نیاز داریم.

ولی (بر خلاف این تصوّر) ادیان توحیدی مدّعی اند، اگرچه الهیات طبیعی می توانند بخش قابل توجّهی از حقایق را به ما نشان بدهند، امّا چیزهای زیادی نیز وجود دارند که الهیات طبیعی نمی تواند آنها را به ما نشان دهد؛ مانند اموری که برای داشتن دین صحیح و نوع صحیح از زندگی در روی زمین به آنها نیاز داریم. «توماس آکویناس»، مدّعی شد که ما برای کشف امور مفصّل تری که مطلوب خدای متعال هستند، به وحی نیاز داریم. وحی همچنین مسؤولیت عمومی ما را برای اطاعت از اراده خدا گسترش می دهد، برای مثال، خدا از ما می خواهد که او را به روشهای خاصّی و در موقعیتهای خاصّی عبادت کنیم. از اینرو، سنّت کاتولیک، به طور عمومی از آکویناس پیروی کردند و اعتقادات مسیحی، وحی مسیحا را پذیرفته است.[۵]

تعریف تجربه دینی

مراد از تجربه دینی، احساسات، تجلیات و ادراکات قلبی است که شخص تجربه کننده از آن برخوردار است و همچنانکه از اسم آن پیداست، متعلق این تجربه و احساس، امور دینی است؛ یعنی خداوند متعال و یا اموری که به خداوند متعال مربوط است و همین «دینی بودن»، وجه امتیاز این نوع تجربه، از تجربه های عرفی دیگر می باشد.

در متعلق تجربه غیر دینی، مانند احساس محبت و علاقه نسبت به کسی، متعالی بودن تجربه شونده شرط نمی باشد. در واقع این تجارب، از نوع علم حضوری بوده که تجربه گر، معارفی را در خودش می یابد؛ اگر چه این تجربه زمانی که بر زبان جاری می شود، از سنخ علم حصولی تلقی می شود. این یک واقعیت عینی است که همه انسانها به نحوی از تجارب(دینی یا غریزی) برخوردارند و حتی تجارب دینی به معنای عامش در بسیاری از افراد، قابل تحقق است.

فضای معنوی که شما در حال نماز، در عمق دل خود احساس می کنید، نوعی تجربه دینی است. همچنین، در دعاها و مناجاتهای خالصانه و صادقانه، چنان خدای متعال و آن امر متعالی را می یابید که گویا او را در قلب خود می بینید؛ این کشف حضوری شما از خدای متعال، بهترین راه فهم اصطلاح «تجربه دینی»می تواندباشد.

«در دیدگاه تجربه دینی، گزاره هایی که پیامبر به عنوان «پیام وحی» به دیگران ارائه می دهد، خود وحی نیستند، بلکه گزارشهایی هستند که پیامبر از تجربه خود به دیگران ارائه می دهد. به عبارت دیگر، گزاره هایی که پیامبر برای دیگران ارائه می دهد، ترجمان تجربه وحیانی او و تفاسیرش از آن هستند، نه چیزهایی که مستقیما در تجربه رد و بدل شده اند».[۶]

«تجربه دینی، مشاهده یا مواجهه انسان با امور طبیعی یا مشارکت در آن، یا مشاهده، مشارکت، مواجهه یا دریافتی است که متعلّق آن، موجودات ماورای طبیعی، خداوند متعال یا امور مرتبط با خداوند متعال هستند. یعنی اگر این متعلّق، به وجهی با خداوند متعال ارتباط یابد یا خود خدا باشد، تجربه دینی است.»[۷]

«تجربه دینی، غیر از تجربه های متعارف است؛ یعنی شخص، متعلّق این تجربه را موجود یا امری مافوق طبیعی می داند (یعنی خداوند متعال یا تجلّی خداوند متعال در یک فعل)، یا آن را موجودی می انگارد که به نحوی با خداوند متعال مربوط است (مثل تجلّی خداوند متعال یا شخصیتی نظیر مریم عذرا)، و یا آن را حقیقتی غایی می پندارد، حقیقتی که توصیف ناپذیر است. (مثل امر مطلق غیر ثنوی «برهمن» یا نیروانا)»[۸]

زمینه ها و عوامل پیدایش تجربه گرایی دینی

پیدایش تجربه گرایی دینی، معلول ظهور حوادث و بینشهای مختلفی در تاریخ مسیحیت بوده است که در ذیل، به اجمالی از آنان اشاره می شود:

یکی از مفاهیم دارای اهمّیت در میان مسیحیان، واژه «راست دینی؛orthodoxy » است

«راست دینی» در اصطلاح مسیحیت، عبارت است از آن نوع مسیحیتی که مورد قبول اکثریت قریب به اتّفاق مسیحیان بود و در اعتقادنامه ها و بیانیه های رسمی گروههای مسیحی درج گردیده است. شاید بتوان کلمه «ارتدوکس» را همان اصول عقاید صحیح و اولیه مسیحیت نامید. تمام الهیات مسیحی، یک ایمان مشترک دارند، که آن ایمان مشترک، نظام اعتقادی جامع میان آن الهیات می باشد و این ایمان مشترک، اعتقاد به این است که خداوند متعال به وسیله زندگی، مرگ و رستاخیز عیسی مسیح(ع)، به طور قاطعانه ای وارد زندگی بشر شده است و در این عرصه، اعتقاد به رستاخیز عیسی مسیح(ع) از اهمّیت بالایی برخوردار است.

در واقع، سنگ بنای «راست دینی» به این علّت کار گذاشته شد که یک بدعت یا عقیده غلط، درصدد تغییر ماهیت اصلی مسیحیت بود. در مقابله با این بدعتها، مس

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.