پاورپوینت کامل نقدی بر سکولاریسم از دیدگاه قرآن ۱۰۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نقدی بر سکولاریسم از دیدگاه قرآن ۱۰۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقدی بر سکولاریسم از دیدگاه قرآن ۱۰۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نقدی بر سکولاریسم از دیدگاه قرآن ۱۰۵ اسلاید در PowerPoint :

>

علی کریم پور قراملکی[۱]

چکیده:

سکولاریسم، یکی از مباحث بسیار مهم در جوامع کنونی به شمار می رود. بنگاه های تبلیغاتی غرب از آن حمایت می کنند و تلاش دارند که اذهان مسلمانان را به طرف آن جلب و جذب کنند؛ حال آن که این پروسه، پروسه ای است کاملاً بر ضدّ اسلام اصیل و مسأله ای است که با مفاد و مفاهیم آیات قرآن به طور کامل ناسازگار است.

مقدمه

تاریخ، نشان می دهد که سخن از سه ضلع مثلث «انسان»، «خدا» و «جامعه»، بیشترین گفتگو را در میان مباحث بشری به خود اختصاص داده است؛ یعنی تبیین رابطه موجود میان این سه عنصر، در طول تاریخ، افکار اندیشمندان را به خود مشغول ساخته و یکی از دغدغه های مهم ذهنی آنان بوده است. گفتنی است که امروزه هم مثل گذشته، اظهار نظرهای متفاوت و گفتگو میان آن سه مقوله، یکی از مباحث بسیار مهم نزد صاحبان اندیشه به شمار می رود.

در این میان، تحولات به وجود آمده در مغرب زمین، زمینه و بستر لازم را برای پرداختن به بحث و ضرورت تنقیح آن، بیشتر فراهم نمود؛ چرا که نوع آیین حاکم بر غرب و سوء رفتار متولیان آن از یک سو و به چرخش در آمدن علم و دانش از سوی دیگر و ورود افکار متضاد و ناپخته به جامعه از سوی سوم، زمینه را برای تفسیری خاص از رابطه میان آن سه موضوع مهیا کرد؛ یعنی بر فرض که خدا هستی آفرین است، ولی همان خدا تدبیر انسان و جامعه را به دست خود بشر سپرده است.

از این رو، قانون حاکم بر زندگی جمعی، قانون بشری و برخاسته از فکر او بوده و تنها قلمرو باقی مانده برای دین حوزه شخصی بشر است (سکولاریسم)؛ حال آن که در مشرق زمین، بویژه در جهان اسلام این فکر، نه تنها امکان تحقق ندارد بلکه بر خلاف آموزه های قرآنی و حدیثی است (دین مداری). نوشتار حاضر به بررسی این دیدگاه و نفی آن از منظر قرآن – به عنوان کتاب آسمانی اسلام – می پردازد.

طرح مسأله

محققان غربی و عالمان اسلامی، در تحلیل و بررسی پدیده سکولاریسم و علل و عوامل ظهور آن، به نکات مختلفی اشاره کرده اند. از جمله خاطر نشان نموده اند که زمینه های مختلفی همچون عملکرد ناصحیح متولیان دستگاه کلیسا، برخی محتویات ضعیف موجود در متون اناجیل متعدد، شیفتگی مردم به دنیا بر اثر مشاهده ناگهانی رشد علم و صنعت، القای مباحث ناپخته علوم معرفتی و نظری از سوی برخی از فیلسوفان درباره انسان و جهان هستی و… هر یک به نوبه خود موجب تشدید تفکرات دنیامآبانه و بشری گرایانه در انسان مغرب زمین شد و متعاقب آن، منجرّ به حذف دین از متن جامعه و اجتماع گردید و دین تابع سلیقه وذوق و احساس شخصی افراد شد (privatization). حال، پرسش این است که آیا این فرایند، در دنیای اسلام نیز جایگاه دارد یا خیر؟ و ایا می توان در آموزه های دینی، بستری مناسب برای این نوع نگرش به دست آورد؟ آیات قرآن کریم در این زمینه چه پاسخی دارد؟

ما در پاسخ به این پرسشها، نخست نوع نگرش به انسان را با توجه به آیات قرآنی، بررسی می کنیم و آن گاه نظری به نوع نگرش قرآن به زندگی اجتماعی انسان می افکنیم تا معلوم شود که مفاهیم اسلامی و قرآنی تنها به امور فردی و شخصی اختصاص دارد یا مسائل اجتماعی را نیز شامل می شود؟

معادل فارسی سکولاریسم

به نظر محققین، گرچه در زبان فارسی معادلهای مختلفی همچون اعتقاد به دنیوی کردن دین، عرفی کردن دین و جداسازی دین از سیاست برای سکولاریسم ساخته شده است، اما مشکل معادل سازی بکلّی از میان نرفته است. برخی علت این امر را صِرف غربی بودن آن می دانند.[۲] برخی نیز علت آن را در روند ترکیب اندیشه سکولاریزم از ابعاد متنوع و متضاد دانسته اند.[۳]

به نظر می رسد هر دو نظریه دارای اشکال است؛ زیرا هر چند خواستگاه سکولاریسم، اروپاست اما بعضی از معانی سکولاریسم همچون اندیشه تفکیک دین از سیاست و نظریه جدایی دین از دنیا، در جوامع اسلامی نیز وجود داشته است. بنابراین، درست نیست بگوییم ریشه های سکولاریسم تنها در غرب است و بس. افزون بر آن، اندیشه عدم دخالت دین در حوزه سیاست با نظریه حذف دین متباین نیست، بلکه هر دو مراتب مختلف (شدید و ضعیف) یک حقیقت به نام روح دنیامداری اند که گاهی در مفهوم تفکیک دین و سیاست، تبلور می کند و گاهی در معنای طرد دین و ناعقلانی خواندن ماوراءالطبیعه بروز دارد.

بنابراین، به نظر می رسد واژه دنیاگرایی از دیگر معادلها جامعتر و به مقصود سکولاریستها نزدیکتر باشد؛ زیرا دلایل آنها برای گرایش به دنیا و اعراض از مسیحیت گذشته و اصلاح در آن، عبارت است از: انسان مداری، عقل گرایی، علم گرایی، فهم بشری، آزادی انسان و…،[۴] که همه تحت مجموعه واحدی به نام دنیاگرایی، جمع شدنی اند. از این رو، می توان تعریف زیر را از سکولاریسم ارائه داد:

سکولاریسم، به معنای نگرش دنیوی داشتن به ساحتهای مختلف حیات انسانی از قبیل حکومت، فرهنگ، اقتصاد، اجتماع و… است.

ارائه تعاریف مختلف از سکولاریسم

شایز تعریفهای مختلفی را برای واژه سکولاریسم مطرح می کند که حاصل آنها را بیان می کنیم:

۱- هرگاه دین به تمام اشکال آن؛ یعنی نمادها و آموزه ها و نهادهای مذهبی، از متن جامعه زدوده شد و حیثیت و اعتبار آن از بین رفت، سکولاریسم صدق می کند.

۲- هرگاه توجه آدمیان از عوامل غیرمادی برگشت و به ضرورتهای زندگی دنیوی و مسائل آن معطوف شد، سکولاریسم پدید آمده است.

۳- هرگاه دین، حالت درونی و شخصی پیدا کرد و در جنبه های زندگی اجتماعی دخالتی نداشت و جامعه را فرا نگرفت، سکولاریسم حاصل شده است.

۴- هرگاه دانش، رفتار و نهادهایی که زمانی مبتنی بر قدرت خدایی تصور می شدند، به پدیده هایی آفریده انسان و تحت مسؤولیت او تبدیل شوند، سکولاریسم محقق شده است.

۵- هرگاه تقدّس موجود، در پرتو احاطه نیروهای غیرمادی، از این جهان مادی رخت بربست و به اصطلاح، تقدس از جهان سلب گشت، سکولاریسم فراهم آمده است.

۶- هرگاه جامعه ای پایبندیش را به ارزشها و عملکردهای سنتی رها کند و ضمن پذیرش دگرگونی، همه تصمیم هایش را بر یک مبنای عقلانی و فایده گرایانه انجام دهد، سکولاریسم معنا پیدا کرده است.[۵]

البته ممکن است به نظر برسد که تعریف دوّم و سوم فرقی با تعریف اول ندارند و به همین جهت، تعریفهای مستقل نخواهند بود. همین طور تمام پنج تعریف بعدی هم به همان تعریف اول برمی گردند. بنابراین وجهی برای جدا کردن آنها وجود ندارد. اما این گمان ناصواب است؛ زیرا شاید، شایز در هر تعریف به مرتبه و درجه ای از حقیقت سکولاریسم، اشاره داشته است.

به هر حال، اگر بخواهیم تعاریف یاد شده را خلاصه کنیم شامل موارد زیر خواهد بود:

الف) حذف دین از متن جامعه.

ب) عطف توجه آدمیان به مسائل بشری.

ج) جلوگیری از تبدیل دین به امری اجتماعی.

د) توجیه رفتارها بر اساس قدرت انسانی نه خدایی.

ه) خلع ید نیروهای غیبی از جهان مادی و سلب تقدس آنها.

و) مبنا قرار دادن مبانی عقلانی و فایده گرایی، در تصمیم گیریها.

البته باید تعریف خود را نیز اضافه کنیم که عبارت بود از: نگرش دنیوی داشتن به ساحتهای مختلف حیات انسانی از قبیل حکومت، فرهنگ، اقتصاد، اجتماع و…

برای اثبات مخالفت قرآن کریم با دیدگاه سکولاریستی، نخست چگونگی نگرش قرآن به انسان را مورد مطالعه قرار می دهیم تا ثابت کنیم که بخشی از زمینه های بروز و ظهور پدیده نامبرده، با لحاظ چنین نگرشهایی امکان پذیر نیست، چرا که دین اسلام محتوای معرفتی و شناختی (Cognitive) دارد.

آن گاه جنبه های مختلف نگاه قرآن به اجتماع را مورد بررسی و ملاحظه قرار می دهیم تا روشن کنیم که اساسا در قرآن، نه تنها هیچ بستری برای ظهور اندیشه سکولاریستی یافت نمی شود؛ بلکه آن فکر، درست در مقابل فلسفه نزول قرآن قرار دارد که همان اصلاح اجتماع و استمرار آن از طریق راهکارهای ارائه شده و معین در آیات قرآن است. از این رو، به هیچ وجه نمی توان سکولاریسم را با منطق قرآن همسو تلقی کرد.

جنبه های مختلف نگاه قرآن به انسان

مطالعه آیات قرآن کریم، به روشنی این موضوع را ثابت می کند که هر گاه در قرآن، به پدیده ای اشاره شده، تمام ابعاد آن، مورد بررسی واقع شده است؛ هم به جهات مادی و طبیعی آن توجه شده و هم به جهات معنوی و مرتبط بودن آن با ذات احدیت پرداخته شده است. مطالعه و نگرش به انسان هم از این سبک و روش مستثنا نیست. خداوند در قرآن، به زوایای مختلف انسان اشاره می کند: از کجا آمده؟ برای چه آمده؟ به کجا خواهد رفت؟ و ارتباطش با خود و خدا و دیگران چگونه باید باشد؟

پس انسان شناسی قرآنی، متفاوت از انسان شناسی ای است که مکاتب بشری یا کتابهای مقدس ارائه می کنند. دقت در آیاتی که درباره انسان نازل شده است، این مدعا را به روشنی ثابت می کند. اینک بخشی از نظریات قرآن را درباره انسان، بررسی و به دقت آنها را ارزیابی می کنیم تا نوع نگرش قرآن به انسان را دریابیم.

ابعاد معرفتی قرآن

۱- گناهکار ازلی ندانستن انسان

دین اسلام بر خلاف آیین مسیحیت که همه ذریه آدم را در گناه فطری موروث، شریک و متحد می داند،[۶] انسان را گرامی داشته و او را «گناهکار جاودانه» به شمار نیاورده که همه نسلهای بشری، یکسان آن گناه ازلی را بر دوش بکشند. این آیین شریف، تعریف خاصی از انسان ارائه می کند:

الف) او را ساخته دست خدا و دمیده شده از روح خویش معرفی کرد:

«إِذْ قالَ رَبُّک لِلْمَلائِکهِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ فَإِذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ»[۷]

یعنی: [به خاطر بیاور] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری را از گل می آفرینم. هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید!

ب) همه نامها را به وی آموخت:

«وَ عَلَّمَ آدَمَ الأَْسْماءَ کلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکهِ فَقالَ أَنْبِئُونِی بِأَسْماءِ هولاءِ إِنْ کنْتُمْ صادِقِینَ»[۸]

یعنی: سپس علم [علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات] همگی را به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!

ج) قدرت آموزش با قلم را به او عطا کرد:

«الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ یعْلَمْ»[۹]

یعنی: همان کسی که به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمی دانست یاد داد.

د) به وی عقل اندیشمند و ابزار شناخت داد:

«وَ اللّهُ أَخْرَجَکمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکمْ لا تَعْلَمُونَ شَیئاً وَ جَعَلَ لَکمُ السَّمْعَ وَ الأَبْصارَ وَ الأَفْئِدَهَ لَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ»[۱۰]

یعنی: و خداوند شما را از شکم مادرانتان خارج نمود، در حالی که هیچ نمی دانستید و برای شما، گوش، چشم و عقل قرار داد، تا شکر نعمت او را به جا آورید.

ه) نعمت آزادی و بهره گیری از زمین را به وی هدیه کرد:

«وَ سَخَّرَ لَکمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ»[۱۱]

یعنی: او آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، همه را از سوی خودش مسخّر شما ساخته است.

و) گذشته از اینها، گناهکار نخستین را هم بخشید:

«فَتَلَقّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کلِماتٍ فَتابَ عَلَیهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحِیمُ»[۱۲]

یعنی: سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت [و با آنها توبه کرد.] و خداوند توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه پذیر و مهربان است.

همچنین اعلام می دارد که بار گناه بر عهده خود گناهکار است:

«مَنِ اهْتَدی فَإِنَّما یهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یضِلُّ عَلَیها وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْری وَ ما کنّا مُعَذِّبِینَ حَتّی نَبْعَثَ رَسُولاً»[۱۳]

یعنی: هر کس هدایت شود، برای خود هدایت یافته و آن کس که گمراه گردد، به زیان خود گمراه شده است و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد و ما هرگز [قومی را] مجازات نخواهیم کرد، مگر آن که پیامبری مبعوث کرده باشیم.

ز) و در نهایت، انسان را بر تمام موجودات برتری داده و مقام او را فوق همه موجودات معرفی کرد:

«وَ لَقَدْ کرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلاً»[۱۴]

یعنی: ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در دریا و خشکی، [بر مرکبهای راهوار ]حمل کردیم و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم، برتری بخشیدیم.

از آنچه گذشت، معلوم می شود که انسان کامل معرفی شده از ناحیه قرآن، موجودی پاک و الهی است؛ انسانی که هیچ گونه آلودگی در او وجود ندارد. چنین شناختی از انسان است که موجب پذیرش آدمی می شود؛ چرا که با عقل انسان سازگار است و با عواطف او هم تضادی ندارد. این نکته یکی از تفاوتهای اصلی محتوایی میان قرآن و اناجیل مقدس[۱۵] است. روشن است که چنین نگرشی، هم به راحتی دفاع شدنی است و هم در متن جامعه کارایی دارد.

۲- پافشاری بر مقام انسانی انسان

طبق بیان قرآن کریم، خداوند تنهاترین مقامی را که برای انسان ارزانی داشته و از برای او پذیرفته است، مقام بندگی و خلیفه اللهی اوست و ادعای بیشتر از این را از انسان نپذیرفته است. بدان سبب هم، در موارد گوناگون به شدت، به نفی و ردّ مرتبه خدایی او پرداخته و آن را سرکوب کرده است:

الف) خداوند در داستان فرعون، کار فرعون و ویژگیهای اخلاقی، روحی و عقیدتی او را مورد حمله قرار داده و می فرماید:

«وَ اسْتَکبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الأَْرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَینا لا یرْجَعُونَ»

یعنی: [سرانجام] فرعون و لشکریانش به ناحق در زمین استکبار کردند و پنداشتند به سوی ما بازگردانده نمی شوند.

همچنین در نقل داستان حضرت موسی علیه السلام، باز همین مسأله را با بیان توبیخی و اظهار نشدن مقام خدایی از سوی مسیح، طرح کرده و می فرماید:

«لَقَدْ کفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیمَ»

یعنی: آنها که گفتند: «خدا، همان مسیح بن مریم است.» به طور مسلّم کافر شدند.

و نیز می فرماید:

«لَقَدْ کفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللّهَ ثالِثُ ثَلاثَهٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاّ إِلهٌ واحِدٌ»

یعنی:آنهاکه گفتند:«خداوند، یکی از سه خداست.»[نیز]به یقین کافر شدند.معبودی جزمعبودیگانه نیست.

ب) از سوی دیگر، انجام معجزات از سوی پیامبران را به طور استقلالی، ردّ و آن را به اذن خود مستند می کند و می فرماید:

«وَ ما کانَ لِرَسُولٍ أَنْ یأْتِی بِآیهٍ إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللّهِ قُضِی بِالْحَقِّ»[۱۶]

یعنی: و هیچ پیامبری حق نداشت معجزه ای جز به فرمان خدا بیاورد. پس هنگامی که فرمان خداوند [برای مجازات آنها] صادر شود، بحق داوری خواهد شد.

حتی شیطان [ابلیس] را در گمراه نمودن انسانها، با به همراه نداشتن اذن خدا عقیم معرفی می کند و می فرماید:

«إِنَّ عِبادِی لَیسَ لَک عَلَیهِمْ سُلْطانٌ وَ کفی بِرَبِّک وَکیلاً»[۱۷]

یعنی: [اما بدان] تو هرگز سلطه ای بر بندگان من، نخواهی یافت. همین قدر کافی است که پروردگارت حافظ آنها باشد.

ج) به همین جهت است که وقتی مسلمانان، در معرفی پیامبر خود، می گویند: «اشهد ان محمدا عبده و رسوله.» یعنی: گواهی می دهم که محمد صلی الله علیه و آله بنده و رسول خداست. این نکته ها در سایه تعلیمات رسیده از سوی چهارده معصوم علیهم السلام است مبنی بر این که همه ما بندگان خدا هستیم و مثل شما مردم، بشری بیش نیستیم؛ گرچه مقام ما به لحاظ وظیفه و مسؤولیت، برتر از انسانهای دیگر هستیم.

حاصل سخن این که انسان از منظر قرآن، نمی تواند دعوی خدایی کند؛ زیرا خدا، مجرد و بسیط است ولی انسان، مادی و مرکب است. روشن است که چنین معرفتی از انسان، با عقل نقّاد انسانی مباین نیست؛ چرا که اجتناب از افراط و تفریط یک امر مهمی تلقی می شود و می تواند اذهان دانشمندان را به سوی خود جلب بکند و مانع بسیاری از سوء استفاده ها شود. پس با چنین نگرشی به راحتی می توان از آموزه های دین اسلام حمایت و در مقابل شبهات، از این دین پایدار و معتدل دفاع کرد.

۳- تکیه بر مقام فکر و اندیشه انسان

درست است که آیین مسیحیت،[۱۸] ایمان

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.