پاورپوینت کامل جستاری در باب خلود در عذاب ۸۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
6 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل جستاری در باب خلود در عذاب ۸۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جستاری در باب خلود در عذاب ۸۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل جستاری در باب خلود در عذاب ۸۳ اسلاید در PowerPoint :

>

عباس نیکزاد[۱]

چکیده:

بهشت و جهنم، وعده و وعید پروردگار عادلند و گریزی از آن دو نیست.

بهشت، نیکوترین مأواست و جاودانه ماندن در آن، بالاترین لذت است. به همین جهت، خلود در آن، برای هیچ کس نگران کننده نیست. اما لختی تأمل در عذاب طاقت فرسای جهنم، لرزه بر اندام انسان می افکند.

شاید، به طور ناخودآگاه، همین نکته باعث شده باشد که برخی اندیشمندان سترگ فلسفه و عرفان، جاودانه بودن عذاب را منکر شوند. نویسنده این نوشتار، بر مسأله خلود عذاب، تأکید می کند و آن را مدلول صریح متون دینی می داند.

یکی از آموزه های دینی که از جهت سازگاری یا ناسازگاری آن با عقل، در میان متکلمان و فیلسوفان و عرفا بسیار مورد بحث و گفتگو واقع شده، مسأله خلود در عذاب است.

آیات فراوانی در قرآن مجید، نسبت به خلود و جاودانگی کیفر کفّار دلالت روشن دارد و با تعابیر گوناگونی، این حقیقت را بیان می دارد: «خالدین فیها»، «یخلد فیها»، «عذاب الخلد»، «عذاب مقیم»، «ما هم بخارجین من النّار»، «لا یخفّف عنهم العذاب»، «دار الخلد»، «فیها خالدون»، «فی العذاب هم خالدون»، «فی جهنم خالدون»، «خالدین فیها ابداً»، «خالدین فیها مادامت السّموات و الأرض» و… به ذکر چند آیه در این باره بسنده می کنیم:

– «وَ الَّذِینَ کفَرُوا وَ کذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِک أَصْحابُ النّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ»[۲]

– «إِنَّ الَّذِینَ کفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ کفّارٌ أُولئِک عَلَیهِمْ لَعْنَهُ اللّهِ وَ الْمَلائِکهِ وَ النّاسِ أَجْمَعِینَ خالِدِینَ فِیها لا یخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ ینْظَرُونَ»[۳]

– «یرِیدُونَ أَنْ یخْرُجُوا مِنَ النّارِ وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنْها وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقِیمٌ »[۴]

– «یضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یوْمَ الْقِیامَهِ وَ یخْلُدْ فِیهِ مُهاناً»[۵]

– «خالِدِینَ فِیها لا یخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ ینْظَرُونَ»[۶]

– «خالِدِینَ فِیها أَبَداً لا یجِدُونَ وَلِیا وَ لا نَصِیراً»[۷]

دلالت این آیات و ده ها آیه دیگر بر جاودانگی عذاب عدّه ای از جهنّمیان، بسیار روشن است.

روایات فراوانی نیز بر همین معنا دلالت دارد.

با وجود این، ادعا شده است که اعتقاد به خلود عذاب، به دلایل گوناگون با مبانی عقلی و فلسفی سازگاری ندارد. مهمترین آنها سه دلیل است:

۱- فطرت بشر، فطرت توحیدی است. سرشت همه انسانها (اعم از کافر و مون و فاسق) با توحید و ایمان به خدا عجین شده است. به تعبیر قرآن، همه انسانها در عالم «ذرّ» به ندای «الست بربّکم» خداوند، پاسخ مثبت و موحّدانه «قالوا بلی» داده اند.

بنابراین، فسق و کفر برای نفس انسان عَرَضی است نه ذاتی. طبیعی است که امور عرضی تاب مقاومت در برابر امور ذاتی را ندارند. به همین جهت، گفته اند: «العرض یزول و لا یدوم.»؛ در نتیجه، کفار و فسّاق پس از تحمل عذابهای دردناک در مدتهای طولانی، از کدورتها و هیأتهای ظلمانی کفر و فسق، پیراسته می شوند و فطرت اصلی توحیدی آنها، مجدّداً جلوه گری خواهد کرد.

حکیم محمدرضا قمشه ای در این باره چنین سروده است:

خلقان همه به فطرت توحید زاده اند

این شرک عارضی شِمُر و عارضی یزول

از رحمت آمدند به رحمت روند خلق

این است سرّ عشق که حیران کند عقول

و یا گفته است:

اصل نقدش لطف و داد و بخشش است

قهر بر وی چون غباری از غش است

مولوی نیز می گوید:

ما هم از مستان این می بوده ایم

عاشقان درگه وی بوده ایم

ناف ما بر مهر او ببریده اند

عشق او در جان ما کاریده اند

۲- رحمت خداوند، رحمت واسعه است: «و رحمتی وسعت کلّ شی ء»[۸] در دعا نیز آمده است: «یا من سبقت رحمته غضبه.» مقتضای وسعت و سبقت رحمت خدا بر غضب این است که بر غضب او غلبه کند و کفار در نهایت، از آتش خلاص شوند.[۹]

۳- مدت حیات و عمر بشر در دنیا محدود و موقت است و گناهانی را که انجام داده نیز محدود و متناهی است. با توجه به این که عدل الهی ایجاب می کند میان جرم و جریمه و گناه و عقوبت آن تناسب وجود داشته باشد، قطعاً نمی توان به خلود در عذاب تن داد؛ زیرا لازمه اش این است که خداوند بنده خود را به خاطر گناهان محدود و متناهی، عقوبت نامحدود و نامتناهی کند که خلاف عدل است.

به هر حال، در مورد خلود در عذاب، به زعم و ادّعای تعدادی از عرفا و حکما میان عقل و دین تنافی و ناسازگاری مشاهده می شود. صدر المتألهین از کسانی است که در بسیاری از کتب خود به این تنافی، تصریح کرده است و از آنجا که ادله عقلی عدم خلود و انقطاع عذاب را متقن می داند، به توجیه و تأویل نصوص دینی در این مورد پرداخته است.

وی در این مسأله (آن چنان که از کتب مختلف تفسیری و فلسفی او استفاده می شود.) تا حد زیادی، از ابن عربی تأثیر پذیرفته است. آن کس که بیش و پیش از همه، بر عدم خلود و انقطاع عذاب در آخرت اصرار ورزیده، ابن عربی بوده است.

اهتمام ورزیدن ملا صدرا در توجیه و تأویل آیات و روایات دالّ بر خلود در برابر ادلّه قطعی عقل (البته به زعم وی) خود نشانگر دیدگاه او در مورد رابطه عقل و دین است؛ به این معنا که در دیدگاه صدرا هیچ گاه مضامین کتاب و سنت و آموزه های شریعت با حکم قطعی عقل، تضاد و ناسازگاری ندارد و اگر در جایی تضادی به نظر رسد، تضاد ابتدایی و ظاهری است.

اصل این راهکار در جمع میان عقل و نقل، مورد پذیرش علمای دینی است. خواجه نصیرالدین طوسی می گوید: «و قد یفید اللّفظی القطع و یجب تأویله عند التعارض.»[۱۰] یعنی: گاهی دلیل لفظی قطع آور است و در صورت تعارض، باید آن را تأویل برد.

علامه حلی در شرح این عبارت می نویسد:اگر دو دلیل نقلی و یا دلیل عقلی و نقلی با هم تعارض کردند، باید دلیل نقلی را تأویل کرد. در صورت تعارض دو دلیل نقلی مسأله روشن است؛ زیرا محال است که ادلّه نقلی شرعی با هم تناقض و ناسازگاری داشته باشند.

در صورت تعارض دلیل عقلی و نقلی نیز چاره همین است. به این دلیل،تأویل و توجیه را تنها متوجه دلیل نقلی نمودیم که اگر چنین نکنیم، سه راه دیگر در پیش رو داریم که همه آنها مردود است: یا به هر دو دلیل عمل کنیم و یا هر دو دلیل را دور بیندازیم و یا دلیل عقلی را دور بیندازیم و به نقلی عمل کنیم.

چون دلیل عقلی، اصل و اساس دلیل نقلی است (یعنی حجیت و اعتبار دلیل نقلی به خاطر عقل است.) اگر اصل را باطل کنیم قهراً فرع نیز باطل می شود. پس تنها راه این است که به تأویل نقلی روی آوریم و دلیل عقلی را بر مقتضای خود باقی بگذاریم.[۱۱]

جا دارد بخشی از عبارات صدر المتألّهین در مورد استحاله عذاب ابدی و جاودانه را به دلیل اهمیت آن، نقل کنیم:

وی در کتاب اسفار، ذیل عنوان «فی کیفیه خلود اهل النار فی النّار» می گوید: این مسأله بسیار پیچیده و دشوار و مورد اختلاف میان علمای رسمی و علمای کشفی است. و نیز میان اهل کشف نیز اختلاف نظر است که آیا عذاب جهنم بر دوزخیان جاودانه و بی نهایت است یا این که در سرای بدبختی برای آنها نعمتی خواهد بود و عذاب آنها تا زمانی مشخّص، پایان می یابد؟

با این که همگان در عدم خروج کافران از دوزخ، اتفاق نظر دارند و معتقدند که تا بی نهایت در آن خواهند ماند؛ زیرا هر یک از دو سرا (سرای خوشبختی و سرای بدبختی) را آبادگرانی است و هر یک از آن دو را جماعتی است که آن را پُر می کنند.

بدان که اصول حِکمی دلالت بر این دارد که قسر (جریان خلاف طبیعت) بر طبیعت ادامه پیدا نمی کند و این که هر یک از موجودات طبیعی را غایتی است که در وقتی بدان منتهی می گردد و آن خیرو کمالش می باشد و این که واجب تعالی اشیا را به گونه ای پدید آورده است که بر قوه ای سرشته شده اند که بدان، خیر موجودشان حفظ می گردد و به وسیله همان، کمال مفقودشان را طلب می کنند… از این جهت است که هر یک از آنها را عشق به وجود و شوق به کمال وجود است که آن، غایت ذاتی اش می باشد که همان را می طلبد و بالذّات به سوی آن حرکت می کند.

سخن در غایت آن وغایت غایتش، تا آن که منتهی به غایه الغایات و خیر خیرات گردد، نیز این گونه است؛ مگر این که وی را بازدارنده ای و یا وادارنده به زور، باز دارد. ولی بازدارنده ها و وادارنده های به زور، نه اکثری و نه دائمی اند؛ وگرنه نظام خلقت، باطل و بیهوده می گشت و اشیا تعطیل و مهمل و خیرات پوچ و یاوه می گشتند و زمین و آسمان برپا نبودند و آخرت و دنیا پدید نمی آمد… پس دانسته شد که تمام اشیا ذاتاً طالب حقند و مشتاق لقای او می باشند و کراهت و عداوت نسبت به حق، عرضی است.

هر کس لقای الهی را بالذات دوست بدارد، خداوند هم لقای او را بالذات دوست دارد و هر کس لقای خدا را به سبب مرضی که بر نفسش وارد شده، بالعرض ناخوش داشته باشد، خداوند هم بالعرض لقای او را ناخوش دارد.

به همین جهت، مدت زمانی عذابش می کند تا آن که مرضش بهبود یابد و به فطرت اصلی خویش بازگردد و یا آن که به این کیفیت عادت گرفته و درد و عذابش به سبب حصول ناامیدی زایل شده و برایش فطرت ثانوی دیگری که فطرت کافران ناامید از رحمت الهی (ویژه بندگانش است) حاصل گردد.

اما رحمت عام، رحمتی است که تمام موجودات را فرا گرفته است؛ چنان که فرمود: «عَذابِی أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کلَّ شَیءٍ»[۱۲]یعنی: عذاب خویش را به هر کس که خواهم، می رسانم و رحمت من همه چیز را فرا گرفته است. ما به اصولی معتقدیم که دلالت بر این دارند که دوزخ و رنجها و بدیهایش برای اهلش همیشگی است؛ چنان که بهشت و نعمتها و خیراتش برای اهلش همیشگی است، جز این که دوام در هر یک از آن دو متفاوت با دیگری است.

ملا صدرا در ادامه، به تفصیل به این نکته می پردازد که نظام دنیا جز به واسطه نفوس خشن و دلهای سنگ و سخت و دجّالان و حیله گران و شیاطن جن و انس و حیوان صفتان دنیا طلب و گناهکاران، سامان نمی یابد. آبادانی دنیا به وسیله آنها (دنیا طلبان) صورت می گیرد و در سایه تلاش آنها اهل ایمان و تقوا بهره می برند.

اگر همه مردم، نیک بختان خدا ترس و صاحبدلان خاشع و خاضع بودند نظام دنیا، مختل و تباه می گشت و کسی به عمران و ساماندهی این دنیا همّت نمی گماشت. به همین دلیل، حکمت الهی ایجاب می کند که در کنار اهل ایمان و آخرت طلبان، دنیا طلبانِ سخت طلب و شهوت پرستی آفریده شوند.

وی به آیه ۱۳ سوره سجده (وَ لَوْ شِئْنا لآَتَینا کلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لکنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لأََمْلأََنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّهِ وَ النّاسِ أَجْمَعِینَ) استشهاد می کند و در بخش دیگری آیه ۱۷۹ اعراف (وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الإِْنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْینٌ لا یبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یسْمَعُونَ بِها أُولئِک کالأَْنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِک هُمُ الْغافِلُونَ) را شاهد می آورد که به نظر او دلالت دارد که بسیاری از جن و انس، در حکمت الهی، برای آتش آفریده شده اند.

سپس می گوید: «و چون وجود هر گروهی به حسب قضایی الهی و اقتضای ظهور اسمی ربانی است، آنها را غایاتی حقیقی و منازلی ذاتی است. و امور ذاتی که اشیا بر آنها سرشته شده اند، اگر بازگشت بدانها واقع شود، ملایم و لذیذند؛ گرچه مدتی طولانی، از آنها جدایی واقع گردد و روزگاری مدید از استقرار بر آن، مانعی پیدا شود؛ چنان که خداوند فرمود: «وَ حِیلَ بَینَهُمْ وَ بَینَ ما یشْتَهُونَ»[۱۳]خداوند متعال به تمام اسما و صفات، در تمام مراتب و مقامات تجلّی می کند. او رحمان و رحیم است و همو عزیز قهّار است. در حدیث، آمده است: اگر گناه نمی کردید خداوند شما را می برد و گروه دیگری می آورد که گناه کنند.

ملاصدرا در ادامه، کلام ابن عربی در الفتوحات المکیه را به عنوان تأیید سخن خویش نقل می کند:

اهل دو سرا (سرای سعادت و شقاوت) در سرای خود وارد می شوند: نیک بختان به فضل و کرم الهی و اهل آتش به عدل الهی، در آن دو سرا، به واسطه اعمال فرود می آیند و سبب نیات جاودان می مانند. به همین جهت، اهل دوزخ به جزای کیفر و عقوبت، درد و رنج را به موازی مدت عمر شرک خود در دنیا، دریافت می کنند و چون مدت به سرآمد، خداوند برایشان در سرایی که در آن مخلّدند، نعمت قرار می دهد؛ به گونه ای که اگر وارد بهشت شوند، به سبب عدم موافقت طبعی که بر آن سرشته شده اند، دردمند و افسرده می گردند؛ زیرا آنان به آنچه در سرایشان است، از آتش و زمهریر و گزیدن افعیان و کژدمان، لذت می برند؛ چنان که اهل بهشت از سایه و نور و بوسیدن حوران زیبا لذّت می برند؛ چرا که طبایع آنها، این را اقتضا دارد. مگر نه این است که سرگین گردان (نوعی حشره) به طبیعت خود، از بوی گُل ناراحت و از بوی گند لذت می برد و شخص تب دار، از بوی مُشک آزار می بیند؟ پس لذات، تابع چیزهای سا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.