پاورپوینت کامل فاطمه علیهاالسلام سوگوار پیام محمد صلی الله علیه و آله ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل فاطمه علیهاالسلام سوگوار پیام محمد صلی الله علیه و آله ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل فاطمه علیهاالسلام سوگوار پیام محمد صلی الله علیه و آله ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل فاطمه علیهاالسلام سوگوار پیام محمد صلی الله علیه و آله ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
>
چکیده:
این نوشتار در صدد اثبات این مطلب است که فاطمه زهرا علیهاالسلام والاتر و بالاتر از آن بوده است که پس از پدر فقط در پی فدک باشد بلکه او هدف مهمتری را پی می گرفته است. برای نشان دادن رسالت فاطمی بایستی پیام رسول خدا هر چند کوتاه در مقایسه با تمدن آن روز، معرفی می شد که در سایه آن، راهگشایی قرآن و اسلام به تمدن معاصر نیز روشن می گردد.
پس از آن، نگرانیهای پیامبر از تداوم معارف اسلامی برای آینده بشر بررسی شده است؛ زیرا بیم آن می رفت که امت اسلامی از حداقل اسلامیت عدول کند. از این رو، امیرالمؤمنین علی علیه السلام برای ادامه راه پیامبر و تفسیر صحیح کتاب خدا معرفی می شود.
پیامبر از اولین روزهای بعثت تا آخرین نفسهای خویش بر جانشینی امیرالمؤمنین تأکید می کند لیکن جاهلیت نهادینه شده در جان اعراب، این انتخاب را برنمی تابد.امت پس از پیامبر صلی الله علیه و آله ناخودآگاه دچار بحرانهای فراوانی می شود اما در برابر آن، امیرالمؤمنین علیه السلام نیز محدودیتهای زیادی دارد.
این محدودیتها مانع از آن است که علی همانند زمان پیامبر به نجات امت شتاب کند.اینجا است که اعجاز سوم پیامبر، فاطمه علیهاالسلام نقش آفرینی می کند. او با علم الهی اوج عظمت قرآن و تعالیم اسلام و در برابر آن انحطاط تمدنهای باستان و آینده انسان را می شناسد و همانند پدر بر رنج انسان می گرید. او از موقعیت و جایگاه اجتماعی خویش برای انجام یک رسالت الهی و نجات بشر و به نتیجه رساندن زحمات همه انبیا سود می برد و اسلام محمدی را جاودانه می کند.
فاطمه علیهاالسلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله چنان سوگواری می کرد که هیچ کس توان شنیدن آن را نداشت. ناله سوزان فاطمه را هر کس می شنید بی اختیار نالان می شد. کم کم سراسر مدینه را ناله و شیون فراگرفت.[۱] به علی گفتند: یا روز آرام گیرد یا شب![۲] چرا فاطمه آرامش را بر خود و مدینه حرام می دانست؟ چرا در کمتر از ۱۰۰ روز آنچنان گریست که در شمار گریه کنان بزرگ بشریت در آمد؟[۳]
آری! زهرا علیهاالسلام خورشید عرش[۴] خدا و راهنمای ملائکه مقرب و کرّوبیان است و آنگاه که به خاکدان تاریک زمین آمد نیک می دانست سوگمندانه باید زیست. او در فراق عرش برین و اصل خویش چنان زندگی کرد که همواره الهام بخشِ آرامش و خرّمی و بهروزی بود و حتی پیامبر صلی الله علیه و آله از وجود مینوی زهرا علیهاالسلامتوشه می گرفت.[۵] پس اکنون چه شده؟
نکند فاطمه علیهاالسلام برای خود نمی گرید؟! نکند فاطمه با گریه پیام می دهد؟! نکند آدمیان را آنچنان خواب گرفته که با غیر از ناله جان سوز فاطمه علیهاالسلام هشیار نمی شوند؟! و آیا اکنون هشیار شده؟ و اگر نشده….
پیام محمد صلی الله علیه و آله
بشر در مسیر تاریخی خود همواره در سطح حرکت کرده است. اگر چه ابتدا مقهور غریزه بوده و پس از پیروزی بر غریزه گام نهادن در میدان خردورزی را آموخته، هیچگاه از قلمرو لذت جویی در سایه خودپرستی فراتر نرفته است. این حرکت پیچیدگی یافته، اما اوج نگرفته است. تنها نقاط عطفی در تاریخ نمایان است که نسیمی بهشتی می وزد و بارانهای زندگی ساز بر فطرتهای خشکیده می بارد و سرشت الهی انسانها جوانه می زند.
مهمترین نقطه عطف تاریخ و پرفرازترین حرکت انتقالی بشر در تاریکترین جای زمین با محمد امین صلی الله علیه و آله شروع می شود.
زمانی در جهان با زیردستان مانند اموال منقول و غیرمنقول احساس مالکیت می شد. در شرق دور پدر می توانست کودکان خود را به برده داران یا روسپی خانه ها بفروشد. مرد عرب از بیم گرسنگی و یا به غارت رفتن ناموس خود در جنگها دخترکان را زنده به گور می کرد و چه بسیار پسران سرو قامت و دلاوری که در آستانه معابد روم و ایران قربانی می شد.
برده داری پردرآمدترین فعالیت اقتصادی زمان بود. آنان که برده های بیشتری داشتند ثروتمندتر بودند. کاروانهای تجاری با همه گستردگی خود با نیروی برده ها در کوه و دشت، آرام و روان حرکت می کردند. کشتیهای بزرگ با نیروی دست بردگان پهنه دریا را می پیمودند و هرگاه بازویی ناتوان می شد، کوسه ها جشن می گرفتند.
فلسفه بشری این پدیده را به خوبی تئوریزه کرد. حکمای شرق (هند) فلسفه تناسخ ساختند و به بردگان گفتند: شما چه می دانید شاید قبل از حلول روح در کالبد فعلی یک برده دار ظالم بوده اید و یا ممکن است پس از این (حلول روح در کالبدی دیگر) بخت بهتری پیدا کنید و به چهره یک برده دار زندگی جدیدی شروع کنید. حکیم بلا منازع غرب ارسطاطالیس یونان هم گفت: بندگی برای برده ها هم سودمند است و هم روا.[۶] بردگی تا آنجا روا گردید که رومیان سالنهای بزرگی ساختند:
«سالنهای بزرگ آمفی تئاتر که در آنها مرگ دلخراش برده های نگون بخت به وسیله حیوانات درنده نظیر شیر و ببر و گرگ به نمایش گذاشته می شد…. مردم (نه برده ها) پس از فراغ از کار روزانه به اسپریس می شتافتند. این میدان دارای آمفی تئاتری به طول ۵۶۰ پا و عرض ۳۸۰ پا بود و از سی هزار تا هفتاد هزار تماشاگر را در خود جای می داد. این آمفی تئاتر با یک خندق بیضوی شکل از میدان مسابقه جدا می شد تا تماشاگران را محفوظ دارد. در فواصل بازیها تماشاگران می توانستند در یک گردشگاه سایه دار به طول ۲۷۶۶ پا و آراسته به نرده های مرمرین گردش کنند.
منظور از مسابقه در این میدان، مسابقه حیوانات درنده با یکدیگر برای پاره کردن بدن برده های زنده بود و بازی چیزی جز مسابقه انواع درندگان برای دریدن پیکر انواع برده ها محسوب نمی شد. برده ها در این میدان هرگز راه فراری نمی یافتند و جز در چنگال تیز و دندانهای بلند درندگان جان سپردن، سرنوشت دیگری نداشتند.»[۷]
نظام قبیلگی به کمک افسانه ها خود را نژاد برتر معرفی می کرد تا طبقه اشراف شکل گیرد و زمینه ساز نظامهای سلطنتی خودکامه شود.
قساوت فصل مشترک پادشاهان مستبد بود. به آتش کشیدن شهرها تا قتل عام مردان خاندان، برادر کشی شاهزادگان و… ترجیع بند جهان قبل از بعثت بود.
هنگامی که سهم کشاورزان، روستاییان و طبقه گسترده ای از مردم، فقر، محرومیت و مرض است نمی توان از اندیشه و دانش در میان ایشان نشانه ای یافت.
این طبقه موظف بود هزینه طبقه اشراف را تأمین کند، اگر می توانست با کسب درآمد مالیاتهای سنگین می پرداخت و گرنه از جان او مالیات می گرفتند و باید بیگاری می کرد و اگر هنگام بیگاری ضعیف و سست می شد جانش می ستاندند.
خاستگاه تمدنهای باستان از شرق دور تا شمال آفریقا گواه این ادعا است. ویل دورانت یکی از دلایل احداث دیوار چین را فرار کشاورزانی نقل می کند که از زیر بار مالیاتها می گریختند. فریاد بردگان خاموش در زیر تخته سنگهای عظیم کاخهای ایران و یونان، روم و مصر، بویژه مقابر فراعنه (اهرام) مصر هنوز در گوش زمان شنیده می شود.
جنگ و قحطی، پدیده های همبسته و متناوب بودند. در اثر جنگ قحطی می شد و پس از قحطی برای به دست آوردن آذوقه حمله می کردند و جنگ و درگیری می شد. اگر لشکر غالب می شد طبقه محروم تأمین کننده هزینه های جنگ بود و اگر مغلوب می شد ایشان اولین کسانی بودند که از دم تیغ می گذشتند و اموالشان به تاراج می رفت. اما اشراف از هرگونه پرداخت مالیات معاف بودند و در اثر جنگ، قحطی، سیل و… هر قدر درآمد مردم کاهش می یافت نمی بایست هزینه های زندگی آنان کاهش یابد. بنابراین، میزان مالیات نه تنها کاهش نداشت بلکه اضافه هم می شد.
خلاصه آن که شاخصهای تمدن باستان برده داری، نژادپرستی، استبداد، قساوت، خرافات و تبعیض شدید طبقاتی و… بود.
آری! بشر در کوره انسانیت سوز تمدن باستان می سوخت که یکی از تاریکترین قطعه های زمین، مشرق، خورشید هدایت شد، هدایت اولین و آخرین.
اولین پیام در فراز کوه ثور و غار حرا چنین فرود آمد:
«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ خَلَقَ الإِْنْسانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّک الأَْکرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الإِْنْسانَ ما لَمْ یعْلَمْ»[۸]
این پیام کوتاه اما بسیار درس آموز است:
۱- بخوان که خواندن تأمل برانگیزتر و هشیارکننده تر از شنیدن است؛
۲- خدای را بخوان که تو را خلق کرده پس جایگاه خود را بشناس تو مخلوقی و او خالق؛
۳- خدا را به نام ربوبیت و مربّی بخوان پس تو را رها نکرده و نگران سرنوشت تست؛
۴- مسیر پیدایش خود را بشناس و در برابر او گران سر مباش؛
۵- آن گرامی ترین و بخشنده ترین مربی را بخوان؛
۶- گرامی ترین هدیه او به تو آگاهی (دانش همراه بینش) است.
اولین گام نشان دهنده سمت و سوی حرکت است؛ زیرا آگاهی نسبت معکوس با بهره کشی دارد. آگاهی با خرافات و افسانه ها همان می کند که باد با کف روی آب و این سنّت دیرین انبیاست؛ چنان که ابراهیم، بتان را شکست و تبر را بر دوش بت بزرگ گذاشت.
در جای دیگر خطاب به نمرود گفت: خدای من خورشید را از مشرق بیرون می آورد. اگر تو خدایی آن را از مغرب برآور! با این سخن، نمرود را مبهوت و مردم را بیدار کرد.
آری! پیامبر صلی الله علیه و آله آمد تا انسانیت انسان را به وی بازگرداند. از این رو، در قرآن پس از توحید بیش از همه از انسان سخن رفته است (توحید را هم برای اعتلای انسان در این جهان و عوالم بعد معرفی می کند) و عدالت و آزادی و رشد در دو جهت معنوی و مادی.
قرآن آیینه تجلّی پروردگار هستیهاست برای بندگان خویش.
قرآن هدایت کننده به استوارترین و محکمترین طریق است.
قرآن بشارت دهنده مؤمنانی است که «عمل صالح» دارند، به پاداشی بزرگ.
قرآن کتابی است که هر کس هدایت الهی را در غیر آن (از هر گونه کتابی و مکتبی، حتی کتابهای آسمانی پیش از قرآن، تا چه رسد به کتب فلسفی و عرفانی) بجوید، گمراه می شود و دیگران را نیز گمراه می کند.
قرآن کتاب وعده ها و نویدهای راست و درست است.
قرآن برهان حقیقت است از جانب پروردگار بزرگ، و روش است و بینش.
قرآن کتابی است که بشریت را سراسر به فروغگیری از پرتو عقل فرا می خواند و انسانها را به تفکر و تدبّر در آیات کوچک و بزرگ هستی وا می دارد.
قرآن منبع حکمت و علم است و کانون خودسازی و تربیت.
قرآن معلم کار و کوشش است و مژده دهنده انقلابهای دگرگونساز.
قرآن ترازوی عدالت و فراخوان به اقامه قسط است.
قرآن کتاب دوست داشتن است (دوست داشتن خدا انسان را و انسان خدا را).
قرآن مژده دهنده است، بیم دهنده است و دعوتگر تعهّد و پایداری و مقاومت.
قرآن فریادگر همیاری در راه نیکی کردن و پرهیزگاری و همیاری نکردن در راه گناه و کینه توزی است.
قرآن آموزگار گذشت و عفو و آمر به کارهای نیک و نهی کننده از فساد و تباهکاری است.
قرآن خواهان آن است که مردمان در برخوردها بزرگوارانه رفتار کنند و مسلمانان اهل چشم پوشی و تواضع باشند و متکبّرانه راه نروند و از خود راضی و سرکش نباشند.
قرآن خواستار آن است که مردم خدا را بسیار یاد کنند که اطمینان دل و آسایش روح به ذکر «الله» به دست می آید.
قرآن کتابی است که سرگذشت مردمانی را نیز یاد می کند که به دلیل پایداری در راه خدا و ایثار مال و جان و پیروی از حقیقت تابناک با هدایت الهی، به انقلابهای دگرگونساز و برکات و رفاه در زندگی دست یافتند و دست غاصبان حقوق خویش را قطع کردند.
قرآن می خواهد مسلمانان، مبلغان صلح و امنیت برای همه مردم جهان باشند و پایه های حکومتهای سالم را استوار سازند و از حدود الهی در نگذرند و به هیچ کس – چه خودی و چه بیگانه – ستم نکنند.
قرآن می خواهد اموال در دست شماری سرمایه دار نگردد و به صورت «دُولَهً بَینَ الأَْغْنِیاءِ»[۹] در نیاید و در اختیار همگان باشد و کششهای تکاثری و زندگیهای پرریخت و پاش و مسرفانه اشرافی را براندازد، تا محرومین، فرصت رسیدن به حقوق پایمال شده خویش را به دست آورند.
قرآن می خواهد مردم از اسراف بپرهیزند و….
قرآن می خواهد انسانها به جمال جهان و زیباییهای شادی آور زندگی به چشم لذّت بردن – و در عین حال آموختن – نگاه کنند و در این خورشید و ماه و ستارگان و دریا و صحرا و درختان و گیاهان و شکوفه ها و گلها و بیشه ها و کوهها و پرندگان رنگارنگ و جانوران وحشی دشتی و دریایی و باغهای سرسبز شادی آور و بوستانهای انبوه درهم تنیده، با چشم زیبانگری و زیباشناسی بنگرند و این همه جمال و زیبایی خیره کننده را ساده نگیرند.
قرآن می خواهد مردم نگاههای تفریحی و شادی جویانه – و فراگیرانه – خویش را به جهان و آنچه در آن است، با توجه به ملکوتِ عالم و باطن وجود درآمیزند، تا به سرّ الهی در هر چیز – به اندازه استعداد و توجّه و تأمّل خود – پی ببرند و از ظاهر عالم به باطن آن برسند و چشم ظاهر را وسیله رسیدن به چشم باطن قرار دهند.
قرآن می خواهد در همه این امور که ذکر شد، تکیه شان به هدایت قرآنی باشد؛ یعنی با عصای قرآن در پهنه کائنات سیر کنند و با مشعل قرآن همه جا را روشن بینند. مهمتر از همه این که از تعمّق و تدبّر در خودِ «قرآن کریم» – که فهرست جهان کبیر است – و اندیشیدن در آیات مبهوت کننده آن که همواره با مردم سخن می گوید، غفلت نکنند و بدانند که قرآن کریم یک کتاب معمولی نیست، بلکه ریسمانی است که آنان را به آفریدگارشان و روزی دهنده شان وصل می کند، غرائب آیات آن تمام نمی شود و عجائب اسرار آن پایان نمی پذیرد. و شباهتی به سخن مردمان و کلام انسانها و متفکران و… ندارد.[۱۰]
و راهکارهای قرآن را باید در کلمات پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیتش جستجو کرد که در اینجا به گوشه ای از کلمات پیامبر صلی الله علیه و آله بسنده می کنیم:
یک ساعت عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است.
مستمندان در اموال توانگران حقی دارند. پس هر کس گرسنه و برهنه بماند، مسؤول او، توانگرانند.
اهل هر آبادی ای که در آن گرسنه ای به سر برد، از رحمت خداوند محرومند.
بالاترین مرتبه خردمندی – پس از ایمان به خدا – جلب دوستی مردم است و نیکی کردن در حق هر کسی، چه خوب باشد چه بد.
هر کس حق مظلومی را بگیرد و به او بدهد، با من (که پیغمبرم) در بهشت، هم رتبه است.
هر کس در کنار دانشمندی بنشیند، کنار دوست خدا نشسته است و خداوند او را به بهشت می برد.
زنان مانند دسته گلند، پس با آنان خشونت نکنید.[۱۱]
آینده پیام
عصاره پیام رسول خدا برنامه تربیت انسان و مدیریت جامعه است، آنچنان که فرد و اجتماع همگان با همه هستی در همه مراحل وجود خدایی شوند؛ زیرا همان طور که همه اشیا در این دنیا تسبیح گوی خدایند (مادی و غیرمادی، از عرش تا فرش) و کمترین اثر آن کسب فیض از محور هستی است، انسان هم وقتی می تواند در همه عوالم وجودی خویش روان و بدون مانع به سوی تکامل حرکت کند که با سیستم و نظام هستی همگام باشد. بنابراین، تربیت فرد بدون مدیریت جامعه و مدیریت جامعه بدون تربیت فرد و هر دو بدون توجه به قوانین حاکم بر نظام تکوین و ناهماهنگ با نظام هستی برنامه ای ناقص است.
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله بیش از هر کس ارزش این پیام را می شناسد؛ زیرا تنها او توانسته به «قابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنی»[۱۲] برسد و آنچنان سعه صدری یافته که گنجایش این معارف را دارد، اما دریغ که تازه مسلمانان این عظمت را نمی شناسند مگر تعداد ناچیزی از ایشان، آن هم گوشه ای از آن را.
روشن است تمامی دل مشغولی پیامبر صلی الله علیه و آله اجرایی کردن این مانیفست و نظامنامه باشد و الا اعلام و ابلاغ آن نه مشکل است و نه نگرانی دارد و مانند همه نظریه پردازان نتایج علمی خود را منتشر می کند و گویی پیامبر صلی الله علیه و آله بیش از مأموریت خویش هراس دارد.
از این رو، خداوند به رسولش خطاب می کند: قرآن را بر تو نازل نکرده ایم که در رنج افتی.[۱۳]
و در جای دیگر بر جان رسول خدا بیمناک می شود؛[۱۴] زیرا پیامبر رسالتش را فقط نظریه پردازی نمی داند بلکه باید یک الگو ارائه دهد و آن را عملیاتی سازد و هراسناک است که آیا یاران همراهی می کنند؟ و هرگاه این رسالت را به یاد می آورد اظهار پیری و ضعف می کند.[۱۵] بویژه آن که می داند خاتم انبیاء است.[۱۶] پس این برنامه و رسالت باید ادامه یابد و بدون آن ناقص است و خدا چنین دینی را نمی پسندد[۱۷] و اهمیت استمرار آن کم از اصل رسالت نیست[۱۸] و اگر ادامه یابد کفار و دشمنان مأیوس و ناامید می گردند.[۱۹]
پیامبر صلی الله علیه و آله در حالی سالهای پایانی عمر خود را می گذراند که نوعی رقابت نابرادرانه و شیطانی میان یاران و پیروان وی خودنمایی می کرد. به همین جهت از تعیین جانشین خود هراس داشت؛[۲۰] زیرا ممکن بود آن را نپذیرند اما خداوند وی را دلداری داد[۲۱] و پیامبر صلی الله علیه و آله هم چاره ای اندیشید….
اعجاز پیامبر صلی الله علیه و آله: قرآن، علی، فاطمه
پیامبران عموما معجزاتی می آورند که جامعه و مردم در آن موضوع بیشترین پیشرفت و تخصص را داشته باشند؛ زیرا علاوه بر این که بیشترین تعداد از متخصصان را مورد توجه قرار می دهد، سطح وسیعتری از عموم مردم مخاطب قرار می گیرند؛ مثلاً در زمان حضرت عیسی علیه السلام پزشکی رواج داشته و پیشرفت کرده بود و حضرت عیسی علیه السلام هم کور مادرزاد را شفا می داد و مرده زنده می کرد. یا در زمان حضرت موسی علیه السلاممردم از طرفی برای آسودگی از یوغ استبداد فرعونی در پی سرگرمی و تفریحات بی محتوا بودند.
به همین جهت، شعبده بازی و چشم بندی رواج داشت و از طرف دیگر برای حل مشکلات خویش راه های منطقی و تجربی نمی یافتند بنابراین، به سحر، جادو و نیروهای غیرطبیعی پناه می بردند که حضرت موسی علیه السلام هم ید بیضا آورد و عصا را اژدها می کرد.
در دوران نزول قرآن، عرب در اوج فصاحت و بلاغت بود. از این رو، قرآن هم اعجاز بیانی دارد.غالب معجزات انبیا با یکی از حواس پنجگانه ظاهری قابل درک است؛ صوت داوودی، بینا شدن کور مادرزاد، ید بیضا… طبیعی است این معجزات محدود به زمان و مکان خاص و نسل معاصر آن پیامبر شوند.
اما اعجاز قرآن از مرز حواس پنجگانه می گذرد؛ زیرا رسالت وی از نسل معاصر می گذرد و مخاطبانی در نسلهای آینده جستجو می کند. قابل توجه آن که فصاحت و بلاغت قرآن اعجازآمیز است اما اعجاز بزرگ آن هدایت قرآنی است[۲۲] که همچون گنجینه ای پنهان است. پیامبر صلی الله علیه و آله قرآن را به تمام و کمال برای بشریت آورد اما بسیاری رازهای کلام خدا ناگفته مانده است و استواران در علم رازگشایان آنهایند.[۲۳]
علی و فاطمه نیز اعجازهای پیامبر صلی الله علیه و آله هستند؛ زیرا آنان را در حد اعجاز می ستاید. علی را در حالی که کمتر از ۱۳ سال دارد در مکه و در برابر حدود ۴۰ نفر از بزرگان قریش و با حضور ابوطالب به جانشینی خود برمی گزیند و خطاب به حضّار می گوید: ای پسران عبدالمطلب! این برادر و وارث و وصی و وزیر و جانشین من در میان شما پس از من خواهد بود.
در آن مجلس همه می خندند و ابوطالب را ریشخند می کنند که باید از فرزند خود فرمان بری.[۲۴] اما آیا در آینده که علم وقدرت و عقل و درایت علی علیه السلام بر همه هویدا شود اعجاز پیامبر صلی الله علیه و آله معلوم نمی شود؟!
یا پیامبر آخرین فرزندش را «ام ابیها»[۲۵] می خواند و خطاب به وی «فداها ابوها.»[۲۶] می گوید.از همه بالاتر قرآن فاطمه علیهاالسلام را نمونه زن خدایی و از خاندان پیامبر معرفی می کند[۲۷] و جائی دیگر هرگونه نقص و کمبود را از این خاندان نفی می کند.[۲۸] یعنی خانواده نبوّت در تمامی مراحل خلقت از بالاترین ظرفیت سعادت بهره مند بوده اند.
بنابراین، کمترین چیزی که از ایشان نفی می شود جهل است؛ زیرا جهالت و نادانی منشأ انحطاط و سقوط انسان است (وقتی حقیقت افعال، اشیاء اشخاص، زمان، مکان.. . و مقارنات آنها را نشناسیم خطا می کنیم و آثار سوء آنها متوجه ما می شود.) و فاطمه معصوم از خطا است.
پیامبر صلی الله علیه و آله سه منبع علم صحیح و خطاناپذیر برای امّت پس از خود به یادگار می گذارد: قرآن، علی و فاطمه تا هیچ کس به خطا نیفتد و بهانه نیاورد که حق را نمی شناختیم و یا این که حق و باطل را نمی توانستیم از قرآن بیرون بکشیم… و چنین است که محمد (پیامبر خدا) سه اعجاز دارد: قرآن (کلام خدا)، علی و فاطمه (شارحان قرآن).
رحلت پیامبر(ص)
آخرین جنگ گسترده مشرکین و یهود با پیامبر صلی الله علیه و آله جنگ احزاب بود که پس از پیروزی مسلمانان، ضعف مشرکین بر همه هویدا شد و حتی پیامبر صلی الله علیه و آله در بازگشت از جنگ فرمود از این پس ما با ایشان می جنگیم اما ایشان می ترسند و نمی جنگند.[۲۹]
پس از این جنگ، فعالیت پیامبر صلی الله علیه و آله در فتح دیگر نقاط عربستان گسترش یافت و این روند اوج گرفت تا این که قبائل و عشایر اطراف، فرستادگان خود را به صورتهای انفرادی و گروهی، برای تحقیق، تفحص و مذاکره به مدینه می فرستادند؛ به گونه ای که سال نهم هجرت را سال میهمانان خارجی نامیده اند.[۳۰]
اگر چه مشرکین و یهودیان از مبارزه رو در رو با پیامبر صلی الله علیه و آله و اسلام مأیوس شدند اما به ترورهای ناجوانمردانه پناه آوردند که دو نمونه آن نقشه ترور در بازگشت از فتح مکه در گردنه أرسی[۳۱] و در بازگشت از غزوه تبوک و کمین کردن ۱۲ یا ۱۵ نفر از منافقین برای ترور پیامبر بود[۳۲] که هر دو با اطلاع رسانی جناب جبرئیل علیه السلام افشا و خنثی گردید.
نوع دیگر فعالیت منافقین تأسیس پایگاه هایی بود که ظاهر دینی داشتند. اما در خدمت دشمنان اسلام باشد مانند مسجد ضرار که تأسیس و تخریب آن هر دو در سال نهم هجرت اتفاق افتاد.[۳۳] به رغم همه این فعالیتها دو سال آخر عمر پیامبر دوره «یدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّهِ أَفْواجاً»[۳۴] بوده است.
پیامبر صلی الله علیه و آله در سال دهم هجرت ابتدای ماه ذیقعده هر کدام از مسلمانان را که توانایی داشت به سفر حج فرا خواند و خود هم با تمام خانواده حرکت کرد. به گواهی قرآن، پیامبر صلی الله علیه و آله در این سفر مأموریتی بزرگ دارد به بزرگی رسالت خویش[۳۵] و نگرانی دارد که خدا او را تسلّی می بخشد[۳۶] و پس از به پایان رسیدن مأموریت پیامبر خداوند دین خود را کامل و نعمت را بر بندگان تمام یافته می شمرد[۳۷] اما ریشه های نفاق هنوز خشک نشده و هواهای نفسانی همراه با تعصبات قبیلگی شیطان را به خروج از کمین گاه خود می طلبد.[۳۸]
پیامبر پس از بازگشت از سفر بیمار می شود، اما دستور می دهد لشکر مهیای خروج به سمت روم شود؛ در حالی که مرض شدت یافته است. پرچم را به دست خود آماده می کند و به دست اسامه بن زید می دهد و لشکر را به فاصله یک فرسنگی مدینه می فرستد تا دیگران به ایشان ملحق شوند.
در این میان خبر خروج مدعیان دروغین نبوت در یمن، یمامه و نجد به گوش پیامبر صلی الله علیه و آله رسید اما پیامبر صلی الله علیه و آلهاصرار داشت که بزرگان مهاجر و انصار همه به لشکر اسامه بپیوندند و به نبرد با روم بروند و در پاسخ به اعتراض فرماندهی اسامه که بیست سال بیشتر ندارد، لیاقت و کاردانی وی را عنوان کرده و بر پیوستن به لشکر وی اصرار می ورزد.
شبی در همان ایام به کنار بقیع می آید و برای خفتگان در آن زمین طلب مغفرت می کند اما هنگام سلام برایشان آنچه را که بر سر آنها آمده آسانتر و سبکتر از آن می بیند که به انتظار زندگان نشسته است و سپس می فرماید:
«اقبلت الفتن کقطع اللیل المظلم یتبع آخرها اولها…»[۳۹] یعنی: بحرانها همچون پاره های تاریک شب پی در پی به این سو می آیند…. اولین آنها مخالفت با فرماندهی اسامه بود؛ زیرا هیچ کس تردید ندارد پذیرش شایسته محوری به معنای نفی ریش سفیدی کدخدامحوری، سابقه داشتن در اسلام و اشرافیت است و در این هم تردیدی نیست که پیامبر با این حرکت می خواهد سنگ زیربنای آینده را بگذارد. ریش سفیدها، کدخداها، سابقه داران در اسلام و اشرافیت عرب که در آخرین لحظات به اسلام پیوسته و خود را مصون داشته، همه مخالفت کرده تمرد جستند و این از شروع زود هنگام فتنه ها حکایت می کرد.
هنگام اذان صبح حال پیامبر صلی الله علیه و آله دگرگون بود، لحظه ای چشمان نگران و مهربان خود را گشود و فرمود: «نماز را با یکی از خودتان بخوانید».
گویی پیامبر صلی الله علیه و آله می خواهد امت را بیازماید که پس از ۲۳ سال رنج هدایت کشیدن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 