پاورپوینت کامل معرفت دینی و ثبات و تحول در آن ۸۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
1 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل معرفت دینی و ثبات و تحول در آن ۸۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل معرفت دینی و ثبات و تحول در آن ۸۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل معرفت دینی و ثبات و تحول در آن ۸۹ اسلاید در PowerPoint :

>

عباس نیکزاد[۱]

چکیده:

امروزه در مباحث کلامی و دین شناسی، بحث های زیادی در باب معرفت دینی مطرح می شود که دارای اهمیت زیادی است. برخی از این مباحث عبارت اند از:

۱- فرق میان دین و معرفت دینی؛

۲- منابع معرفت دینی؛

۳- معیار ارزشیابی معرفت دینی؛

۴- جایگاه عقل در معرفت دینی؛

۵- رابطه میان معرفت دینی و معارف غیر دینی؛

۶- تقسیم معرفت دینی به ضروری و نظری؛

۷- ثبات و تحول در معرفت دینی.

این نوشتار به بررسی چیستی معرفت دینی و تفاوت آن با معرفت شناسی دینی و نیز ثبات و تحول در معرفت دینی می پردازد. ضمن این که در ابتدا به عنوان مقدمه، مطالبی به اختصار درباره خود دین، بیان می نماید.

تعریف دین

تعریف های زیادی از دین شده است که اختلاف هایی نیز بین آن ها مشاهده می شود. برخی از بهترین تعریف هایی که برای دین شده است به شرح زیر است:

«دین، قانون زندگی و راهی است که انسان باید برای رسیدن به سعادت که هدف نهایی زندگی انسان است بپیماید. دین، روش مخصوصی است در زندگی که صلاح دنیا را به گونه ای که موافق کمال امروزی و حیات دائمی حقیقی باشد تأمین می نماید».[۲]

«دین، مجموعه ای از هست ها و بایدهای مستند به خداوند است که از طریق وحی و سنت معصومین علیهم السلام برای هدایت و کمان انسان ها ظهور یافته است».

و به عبارتی دیگر: «دین مجموعه ای از هدایت های علمی و عملی است که از طریق وحی و سنت برای فلاح آدمی در دنیا و آخرت آمده است».[۳]

«دین به مجموعه ای از عقاید، اخلاقیات، احکام و قوانین فردی و اجتماعی اطلاق می شود و ادیان آسمانی، آیین هایی هستند که از طرف خدای متعال به پیغمبران وحی شده اند».[۴]

تعریف های بالا ناظر به دین حق که همان دین الهی است بوده و ادیان باطل از دائره این تعریف ها خارج اند. با توجه به این که در نگاه ما مسلمانان، تنها دین حق و کامل و دست نخورده پس از عصر خاتمیت، دین اسلام است، مقصود ما از دین در این بحث همان دین اسلام است. در حقیقت دین اسلام مجموعه معارف و آموزه هایی است که در متون و منابع دینی – چه در بخش نظری و چه در بخش عملی – از جانب خداوند و یا پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و جانشینان معصوم او، برای هدایت بشریت ارایه شده است.

همه مباحثی که در دین مطرح شده است از جهت اهمیت و نیز دخالت آن ها در دین به یک اندازه نیست و به طور قطع دخالت اصول اعتقادی بنیادین مانند توحید و معاد و نبوت بیش از اجزای دیگر دین است؛ چنان که دخالت اخلاق و احکام، بیش از مباحثی است که در دین درباره فواید انواع غذاها و راه درمان بیماری ها به وسیله آن ها و نیز برخی از آداب است.

البته باید توجه داشت که همه مباحثی که در دین مطرح شده است از جهت اهمیت و نیز دخالت آن ها در دین به یک اندازه نیست و به طور قطع دخالت اصول اعتقادی بنیادین مانند توحید و معاد و نبوت بیش از اجزای دیگر دین است؛ چنان که دخالت اخلاق و احکام، بیش از مباحثی است که در دین درباره فواید انواع غذاها و راه درمان بیماری ها به وسیله آن ها و نیز برخی از آداب است. شاید بتوان گفت برخی از این دخالت ها، از نوع دخالت در حقیقت و ماهیت و برخی دیگر از نوع دخالت در کمال و فضیلت است.

معرفت دینی

واژه «معرفت» هرچند از جهت اصطلاحی دارای معانی و کاربردهای متفاوتی است، اما منظور از آن در بحث معرفت دینی، همان معنای لغوی آن، یعنی «مطلق علم و آگاهی» است.

توضیح این که: در لغت به هر آگاهی و دانشی «معرفت» گفته می شود، اعم از این که متعلق آن امور حسی باشد یا فراحسی، و اعم از این که معرفت با واسطه باشد و یا بی واسطه و اعم از این که معرفت به گزاره ای تعلق گیرد (معرفت تصدیقی و قضیه ای) و یا تنها به مفاهیم و اجزای تشکیل دهنده آن گزاره تعلق گیرد (معرفت تصوری) و اعم از این که معرفت درجه اول باشد یا معرفت درجه دوم.

به شناخت ها و دانسته هایی که از متون و منابع دینی به دست می آید معرفت دینی گفته می شود. بنابراین همه آن چه که از کتاب و سنت در ابواب و موضوعات مختلف اعتقادی، اخلاقی، فقهی، عرفانی، فلسفی، تاریخی و علمی آموخته می شود معرفت دینی نامیده می شود. بر اساس این، معرفت دینی، شاخه های تنومندی مانند فقه، تفسیر، کلام، فلسفه، عرفان، تاریخ و.. . دارد.

به تعبیر دیگر، هر یک از علوم اسلامی، شاخه ای از درخت معرفت دینی است که در عصرهای متوالی به فهم علمای دین درآمده است. کار عالم دینی در هریک از این رشته ها، تحقیق و پژوهش در شاخه ای از شاخه های دین است.

نکته ای که در این جا باید به آن توجه داشت این است که تنها به دانسته های یقینی از متون و منابع دینی، معرفت دینی اطلاق می شود. اما دینی بودن دانسته های ظنی از دین، غیر یقینی است و نمی توان به طور قطع آنها را به دین نسبت داد و بلکه نسبت دادن آن ها به دین از نظر عقل و شرع ممنوع است؛ زیرا چنین نسبت هایی داخل در کذب و افترا و بدعت است.

از این گذشته، آیاتی مانند «ان الظن لا یغنی من الحق شیئا»[۵] و «لاتقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولاً»[۶] به روشنی ما را از اعتماد به ظن باز می دارد.

به همین خاطر اصولیون می گویند اصل اولی در ظنون، عدم اعتبار و عدم حجیت است.

البته اگر دلیل خاصی از جانب شارع بر اعتبار و حجیت یک راه ظنی (مانند خبر واحد و ظهور لفظی) دلالت کند، می توان ار آن راه ظنی به پژوهش در دین و کشف دیدگاه دینی پرداخت، و بر دستاوردهای آن به ظاهر می توان نام «معرفت دینی» نهاد، زیرا هرچند این دستاوردها خود ظنی است اما دارای پشتوانه علمی و یقینی است.

به تعبیر دیگر، صدق نام «معرفت دینی» بر این دانسته ها صرفا به خاطر اتکای آن ها به پشتوانه یقینی است. و باز به تعبیر سوم، نهادن نام معرفت دین بر این دانسته های ظنی و جواز پیروی از آن ها صرفا به خاطر اذن صریح و قطعی خود شارع است.

معرفت شناسان نیز «معرفت» را به «باور موجه صادق» تعریف می کنند. یعنی در حصول معرفت وجود سه شرط ضروری است: ۱- شخص به آن امر باور و اعتقاد داشته باشد؛ ۲- شخص برای باور خود دلیل و توجیه کافی و روشن داشته باشد به گونه ای که بتواند برای اقناع دیگران به آن اعتماد کند؛ ۳- باور صادق و مطابق واقع باشد، به گونه ای که اگر در واقع کاذب باشد به طور حقیقی به آن معرفت گفته نمی شود.

در معرفت شناسی معاصر، عنصر «توجیه» از اهمیت بیش تری برخوردار است، به گونه ای که می توان گفت محور و رکن معرفت شناسی را تشکیل می دهد.

در معرفت شناسی معاصر، عنصر «توجیه» از اهمیت بیش تری برخوردار است، به گونه ای که می توان گفت محور و رکن معرفت شناسی را تشکیل می دهد. [۷] شاید به این دلیل که اولاً: صادق بودن یک دانسته از دلیل و توجیه آن شناخته می شود، چنان که باورمندی فرد هم معمولاً دایرمدار آن است. ثانیا: آن چه که نقش اصلی را در انتقال آن به دیگران بازی می کند همان توجیه و دلیل آن است.

لودیگ ویتگنشتاین (Ludwig Wittgenstin) می گوید: «کسی می تواند بگوید «من می دانم» که بتواند دلیلی محکم بر آن ارایه دهد. «من می دانم» به امکان ارایه دلیل مرتبط است. این که کسی چیزی را می داند با این فرض سازگار است که بتواند متقاعد کند».[۸]

در مورد این توجیه، دو نظریه کلی و اساسی مطرح است: «نظریه مبنا گروی» و «نظریه انسجام گروی».

مبنا گروان معرفت های بشر را به دو دسته تقسیم می کنند:

۱- معرفت های بدیهی بالذات که به استدلال و توجیه و اثبات نیازی ندارد و به همین خاطر پایه و اساس بقیه معرفت ها را تشکیل می دهد؛

۲- معرفت های نظری که به استدلال و اثبات نیاز دارد. این دسته از معرفت ها باید به معرفت های بدیهی ارجاع شود، وگرنه کشتی معارف بشری از تلاطم باز نخواهد ایستاد و در جایی لنگر نخواهد انداخت.

مبناگروان معمولاً درباره سر بداهت بدیهیات می گویند: رابطه موضوع و محمول در این قضایا به گونه ای است که تصور آن ها مستلزم تصدیق است. به تعبیر دیگر، رابطه موضوع و محمول در این قضایا به گونه ای است که عقل در تصدیق میان آن ها به چیزی غیر از تصور آن ها نیازی ندارد. اما برخی از مبناگرایان در مورد سر بداهت آن ها توضیح بیش تری ارایه داده اند. آن ها گفته اند: عنایات بدیهی بالذات از نوع قضایای تحلیلی است. یعنی مفهوم محمول آن ها از تحلیل مفهوم موضوعشان به دست می آید.

به تعبیر دیگر، محمول به گونه ای در ناحیه موضوع اخذ شده است. مثلاً در قضیه «هر معلولی به علت نیاز دارد»، مفهومِ نیازمندی به علت در مفهوم معلول وجود دارد، زیرا معلول یعنی موجود نیازمند به علت. [۹]

انسجام گروان چنین دسته بندی را در مورد معلومات بشر نمی پذیرند. آن ها می گویند باوری موجه و مقبول است که با مجموعه باورها هماهنگ و سازگار باشد. این گروه حتی در تعریف «حقیقت» نیز با مبناگرایان اختلاف نظر دارند و می گویند «حقیقت» معرفتی است که با گزاره ها و دانسته های دیگر سازگاری و هماهنگی داشته باشد. در حالی که مبناگرایان «حقیقت» را به معرفت مطابق با واقع تعریف می کنند.

اشکال های زیادی بر این دیدگاه وارد شده است که مجال طرح همه آن ها در این جا نیست.

یکی از اشکالات این است که صحت و اعتبار نظریه آن ها (انسجام گرایی) از کجا ثابت شده است؟

این نظریه یا بدیهی و بی نیاز از اثبات است و یا نظری است و احتیاج به اثبات دارد؛ در هر دو صورت، نظریه مبناگروان ثابت می شود. از این گذشته، این که همه معرفت های بشری نیاز به توجیه دارد، یا خود یک امر بدیهی است و یا نظری است و احتیاج به اثبات دارد. باز در هر دو صورت نظریه مبناگروان ثابت می شود.

اشکال دیگری که بر این دیدگاه مطرح می شود این است که انسجام و هماهنگی نمی تواند معیاری برای صدق معرفت به شمار آید، چون خود یک امر مبهمی است. منظور از انسجام چیست؟ انسجام و هماهنگی را با چه معیاری می توان شناسایی و اندازه گیری کرد؟ ملاک صدق و عدم صدق خود انسجام چیست؟

از این گذشته، آیا انسجام با همه معرفت های بشری ملاک است یا تنها دسته ای از آن ها؟ از این دست ابهام ها در این نظریه زیاد است.

اشکال دیگری که مطرح می شود این است که بسیار اتفاق می افتد قضیه و یا قضایایی با دو دستگاه کاملاً مخالف و حتی متناقض فکری، سازگاری و هماهنگی دارد. مثلاً پیدایش شب و روز و طلوع و غروب خورشید و ماه و ستارگان و خسوف و کسوف و پیش بینی آن ها را هم می توان با نظریه زمین محوری هماهنگ دانست و هم با نظریه خورشید محوری. و یا در نقل و انتقال از جایی به جای دیگر، هم می توان به حرکت انسان بر روی زمین تن داد و هم به حرکت زمین از زیر پای انسان.

معرفت شناسی دینی و فرق آن با معرفت دینی

معرفت شناسی دینی، علمی است که درباره احوال و اوصاف معرفت دینی بحث می کند. متعلق معرفت شناسی دینی معرفت دینی است نه خود دین، در حالی که متعلق معرفت دینی، خود دین می باشد.

معرفت شناسی دوگونه است: عام و خاص. موضوع و محور در معرفت شناسی عام، معرفت بشری به صورت عام است و به معرفت خاص مانند معرفت دینی، فلسفی، علمی و یا عرفانی نظر ندارد. می توان آن را به فلسفه اولی تشبیه کرد که اصل هستی را محور و موضوع خود قرار می دهد نه هستی خاص را.

توضیح این که: معرفت شناسی دوگونه است: عام و خاص. موضوع و محور در معرفت شناسی عام، معرفت بشری به صورت عام است و به معرفت خاص مانند معرفت دینی، فلسفی، علمی و یا عرفانی نظر ندارد. می توان آن را به فلسفه اولی تشبیه کرد که اصل هستی را محور و موضوع خود قرار می دهد نه هستی خاص را.

برخی از مباحثی که در معرفت شناسی عام مطرح می شود به قرار زیر است:

۱- دسته بندی معرفت بشر به بدیهی و نظری و یا حصولی و حضوری، و یا تصوری و تصدیقی و یا حسی خیالی و عقلی.. .؛

۲- تعریف معرفت صادق و کاذب؛

۳- معیار ارزشیابی معرفت ها؛

۴- معیار صحت معرفت (عقل یا تجربه)؛

۵- فرق میان ادراکات حقیقی و اعتباری؛

۶- بحث نسبیت در معرفت.. .

اما موضوع و محور در معرفت شناسی خاص، معرفت در حوزه ای خاص مانند معرفت دینی، فلسفی، عرفانی و یا علمی است. در معرفت شناسی خاص (یا معرفت شناسی مضاعف) معرفت خاص مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد و بر اساس همان محور هم نام گذاری می شود، مانند معرفت شناسی دینی، معرفت شناسی فلسفی و.. ..

بر اساس این، معرفت شناسی دینی به تجزیه و تحلیل و توصیف معارف دینی می پردازد.

معرفت شناسی دینی از نوع معرفت درجه دوم است، در حالی که معرفت دینی از نوع معرفت درجه اول است؛ زیرا در معرفت دینی، خود دین مورد تجزیه و تحلیل واقع می شود اما در معرفت شناسی دینی، معرفت دینی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

بنابراین، معرفت شناسی دینی، پس از تولد معرفت دینی، متولد می شود و می کوشد هر آن چه را که در دنیای معارف دینی اتفاق افتاده است بررسی نماید. به تعبیر دیگر، معرفت شناسی دینی نگاهی است از بالا و بیرون به معارف دینی.

در تعریف معرفت درجه اول و دوم باید گفت: اگر موضوع و محور معرفت، چیزی غیر از خود معرفت باشد، معرفت درجه اول نامیده می شود، اما اگر موضوع و محور معرفت، خود معرفت (چه معرفت عام و چه معرفت خاص) باشد، معرفت درجه دوم نامیده می شود.

ثبات و تحول در معرفت دینی

یکی از مباحث مهم در معرفت شناسی دینی این است که آیا معرفت های دینی ثابت و تحول ناپذیرند یا این که دست خوش تغییر و تحول می گردند.

شکی نیست که معرفت دینی ما، فی الجمله دست خوش تغییر و دگرگونی است، زیرا ممکن است در پاره ای از موارد معرفت ما از دین خطا بوده و با دقت و تأمل بیش تر و یا با کسب اطلاعات بیش تر، به فهم درست از دین دست رسی پیدا کنیم. و یا ممکن است فهم ما از دین

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.