پاورپوینت کامل اول العلم ۸۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اول العلم ۸۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اول العلم ۸۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اول العلم ۸۸ اسلاید در PowerPoint :
>
مقدمه:
بدون تردید حیات و زندگی، بامعنا و هدفدار است و هر موجودی از جمله انسان، به سوی غایتی مشخص در حرکت است. حرکت در طریق معنویت و تعالی، همچون سایر سیرها و رفتنها، آغاز و مبداء و انجام و مقصدی دارد. بدون تعیین هدف و نهایت، بدون آگاهی از مقصد و غایت، رفتن و رسیدن، ناممکن است، پس لازم است غایت و مقصد حرکت و سیر معنوی انسان همچون مبدء آن، مشخص باشد تا سیر او ره به ناکجاآباد نپیماید.
از رسول اکرم(ص) روایت شده است: «أوّل العلم معرفه الجبّار و آخر العلم تفویض الأمر الیه؛ سرآغاز علم، شناخت خداوند جبّار و سرانجام آن، واگذاری امور به اوست». این حدیث شریف نبوی، با وجود اختصار و کوتاهی اش، مبیّن مبدأ و منتهای سیر انسان در عالم معرفت و حقیقت است. آغاز این سفر معرفتی، شناخت خداوند جبّار و نهایت آن، تفویض و واگذاری همه امور به اوست. هدف این نوشتار، توضیحی اجمالی در خصوص این حدیث شریف است.
اهمیت و ارزش علم و معرفت
اهمیت علم و شناخت، علاوه بر آنکه فطری و عقلی است، مورد تأیید وحی نیز می باشد. قرآن با تایید این حکم عقلی و فطری، بر عدم استواء انسان های عالم و غیرعالم اشاره کرده، می فرماید: «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون؛ آیا کسانی که می دانند و کسانی که نمی دانند یکسانند؟»[۱].
همچنین قرآن کریم کسانی را که از ابزارهای شناخت خود بهره کافی نمی گیرند، نکوهش کرده و آنان را همانند چهارپایان، بلکه گمراهتر از آنان می داند: «و لقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجنّ و الانس لهم قلوب لایفقهون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم آذان لایسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون»[۲]
دین که عهدهدار تهذیب نفوس و تزکیه ارواح است و مهمترین هدف آن، انسانسازی است، در طلیعه همه فضایل، ما را به سوی علم و معرفت دعوت کرده است. از این رو خدای سبحان، گاهی خطاب به پیامبر(ص) می فرماید: «فاعلم انه لا اله الا الله و استغفر لذنبک»[۳] و این گونه، دستور فراگیری علم و آگاهی به رسول الله(ص) می دهد تا امت آن حضرت به او که اسوه علم و معرفت است، تاسی کنند و عالم و عارف شوند. گاهی هم دستور عمومی علم آموزی می دهد: «و اعلموا ان الله یحول بین المرء و قلبه»[۴]، «اعلموا ان الله یحی الارض بعد موتها»[۵]، «اعلموا انما الحیوه الدنیا لعب و لهو»[۶].
این یک سلسله از آیات قرآنی است که مستقیماً دعوت به علم و معرفت کرده است. بخش دیگر آیاتی است که می فرماید: اگر شما چیزی را محققانه و عالمانه بررسی نکردهاید، از آن پیروی نکنید و این هم جزء حکمت الهی است. در سوره اسراء بعد از بیان بسیاری از احکام، می فرماید: «لاتقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولا»[۷]؛ سپس می فرماید: «ذلک مما اوحی الیک ربک من الحکمه»[۸].
خدای سبحان خود را به عنوان حکیم و معلم حکمت معرفی می کند. «و اذا علمتک الکتاب و الحکمه»[۹] یا می فرماید: رسول من، معلم حکمت است: «و یعلمهم الکتاب و الحکمه»[۱۰]. برخی از مصادیق حکمت را هم در سوره مبارکه اسراء مشخص می کند که یکی از آنها «پیروی آگاهانه» و پرهیز از «پیروی جاهلانه» است، چنانکه در بخش دیگری، مساله تکذیب جاهلانه را هم طرد و نفی می کند و می فرماید: «بل کذّبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یاتیهم تاویله»[۱۱]
یعنی همانطور که تصدیق جاهلانه نابجاست، تکذیب جاهلانه نیز ناصواب است و انسان چه در بعد اثبات و تصدیق و چه در بعد سلب و تکذیب باید محقق باشد. قرآن کریم با این سلاحها یعنی از راه های دعوت به علم و معرفت، نهی از پیروی جاهلانه و منع از تصدیق و تکذیب جاهلانه، افراد را محقّق تربیت می کند.
اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نیز فرد و جامعه را به علم آموزی و فراهم کردن پایگاه عمیق فکری و معرفتی فراخوانده اند و بیان نورانی و معروف امام علی(ع) که می فرمایند: ««الناس ثلاثه فعالم ربانی و متعلم علی سبیل نجاه و همج رعاع، اتباع کل ناعق، یمیلون مع کل ریح، لم یستضیئوا بنور العلم و لم یلجؤوا إلی رکن وثیق»[۱۲]؛
ناظر به همین است؛ یعنی، مردم سه دسته اند: یا عالم ربانی اند یا متعلم و در مسیر نجات هستند و یا مانند مگس های کوچکی هستند که پیرو بادند و هر صدایی آنان را جذب می کند و استقلال ندارند. آنان از نورانیّت معرفت و آگاهی، طرفی نبستند و روشنی نگرفته اند. یعنی این گروه در بخش نظر، اهل معرفت نیستند و در بخش عمل، پایگاه و تکیه گاه استواری ندارند.
دعای شریف مکارم الاخلاق چنین می رساند که هدف دعا، تنها بخشایش گناه و دریافت اجازه ورود به بهشت نیست، بلکه بخش های فراوانی از آن برای فراهم کردن پایگاه های عمیق علمی و عملی است. در دعای مزبور، امام سجاد(ع) از خدا می خواهد تا او را آگاه، عارف، اهل تشخیص و تحقیق کند و از تقلید صرف، تحجر و جمود برهاند. طلیعه دعای مزبور این است: ««اللهم صل علی محمد و آله و بلغ ایمانی اکمل الایمان و اجعل یقینی افضل الیقین و انته بنیتی الی احسن النیات و بعملی الی احسن الاعمال اللهم وفر بلطفک نیتی و صحح بما عندک یقینی و استصلح بقدرتک ما فسد منی»
ایمانی که در آغاز این دعا آمده است ایمان نشات گرفته از علم و عمل است؛ زیرا در ایمان دو گره یا عقد لازم است: اول گره و عقدی است که بین موضوع و محمول علمی در قضایا برقرار میشود و از این جهت به قضیه «عقد» میگویند که موضوع و محمول در آن به هم گره میخورند. دوم اینکه محصول قضیه که ثمره همان عقد اول است، با روح انسان آگاه به آن قضیه، گره می خورد و نفس وی به آن مطلب معتقد می شود.
بنابراین عقیده عبارت است از برقراری عقد و گره بین نفس انسان و بین محصول قضیه علمی. ممکن است کسی به مطلبی عالم باشد، ولی به آن مؤمن نباشد، یعنی چیزی را بداند ولی آن را باور نکند. از این جهت برای باور، یک عقد و گره دوم لازم است که بین جان انسان و بین عصاره آن قضیه علمی برقرار شود.
این عقد دوم را که بعد از علم و عقد اول است؛ «ایمان» می نامند. انسان، معرفت، یقین و نیتی دارد و نیت هر کسی به اندازه یقین او و یقین وی به اندازه معرفت اوست. یعنی اول چیزی را می فهمد و سپس آن را باور می کند و آنگاه درباره آن مصمم می شود. وقتی انسان می تواند روح طاهر و متخلق داشته باشد که این مبادی اولیه برای او حل شده باشد[۱۳].
کتب روایی ما همانند اصول کافی، بحارالانوار، کنز العمال، و … هرکدام بابی تحت عنوان «باب العلم» در خود گنجانده اند. روایاتی با تعبیراتی بس عالی و شگفت در فضیلت علم و دانش از معصومین(ع) نقل شده است.
در روایتی که امام صادق(ع) از رسول خدا (ص) نقل کرده، آمده است: ««مَن سَلک طریقاً یطلُبُ فیه علماً سلک الله به طریقاً إلی الجنّه و إنّ الملائکَه لَتَضَعُ أجنِحَتَها لطالبِ العلم رضاً به و انّه یستَغفِرُ لطالب العلم مَن فی السماء و مَن فی الارض حتّی الحوتُ فی البحر و فضلُ العالم علی العابد کفضل القمَر علی سائر النّجُوم لیله البَدر و إنّ العلماءَ ورثه الأنبیاء إنّ الأنبیاء لمْ یُورثوا دیناراً و لا درهماً و لکن ورّثوا العلمَ فمَن أخَذَ منه أخَذَ بحظٍّ وافر»[۱۴]
در ارزش و اهمیت علم و معرفت همین بس که هدف خلقت انسان یعنی عبودیت و بندگی خدا، تنها در پرتو نور علم حاصل می شود. امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید: ««تعلموا العلمَ فإنّ تعلمه حَسَنه… بالعلمِ یطاعُ الله وَ یعبَدُ، بالعِلم یعرَفُ الله وَ یوَحَّد، بالعِلم توصَلُ الأرحامُ وَ به یعرَفُ الحَلالُ وَ الحَرام وَ العلمُ إمامُ العَقلِ وَ العَقلُ تابِعُه، یلهِمُه الله السُّعَداء، وَ یحرِمُه الأشقِیاء»[۱۵]. در کلمات امیر بیان علی(ع)، علم با اوصافی نظیر «اجلّ بضاعه»، «اعلی فوز»، «اصلُ کلِّ خیر»، «کنزٌ عظیمٌ لا یفنی»، «مصباحُ العقل»، «ینبوعُ الفَضل»، «راسُ الفضائل»، توصیف شده است.
از دیدگاه آن حضرت، عالمان حقیقی از رفعت منزلت و علو مقام و مرتبت برخوردارند: «رتبه العالم أعلی المراتب؛ »[۱۶] و بهترین همنشین اند: «جاور العلماء تستبصر؛ با علماء مجاورت و همنشینی کن تا بینا شوی»[۱۷].
رسول خدا(ص) درباره فضیلت عالم نسبت به عابد می فرمایند: «ان فضلَ العالم علی العابدِ کفضلی علی امتی»[۱۸] همچنین فرموده اند: «النظر الی وجه العالم خیر لک من عتق الف رقبه»[۱۹] ایشان در خصوص شریفترینِ اهل بهشت، می فرمایند: «الا ادلکم عی اشرف اهل الجنه، قالوا بلی یا رسول الله. قال: هم علماء امتی»[۲۰]۰.
شهید ثانی(ره) در کتاب منیه المرید در خصوص ارزش و جایگاه والای علم و دانش، می نویسد: «خدای متعال، دانش را بالاترین شرافت و نخستین نعمتی قرار داد که بعد از آفرینش فرزند آدم و برآوردن او از تاریکی نیستی به روشنایی هستی، به وی عطا فرمود. خداوند متعال در نخستین سوره ای که بر پیامبر خود حضرت محمد(ص) فرو فرستاد، می فرماید: «اقرأ باسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق اقرأ و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم» بیندیش که چگونه کتاب گرامی و ارجمند خود را که «لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید» با نعمت هستی بخشیدن آغاز می کند و بلافاصله بعد از آن، از نعمت دانش سخن می گوید. اگر بعد از نعمت ایجاد، منت یا نعمتی بالاتر و بهتر از علم بود، بیگمان خداوند بزرگ اختصاصاً از این نعمت (علم) یاد نمی کرد».
حقیقت علم
درباره اینکه «حقیقت علم چیست» روایات مختلفی از ائمه معصومین(ع) بیان شده است که در اینجا به ذکر دو روایت اکتفا می کنیم.
۱- از امام کاظم (ع) روایت شده است: ««وَجدتُ عِلمَالنّاسِ فی أربَع: أوّلها أن تَعرِفَ رَبّک وَ الثّانِیه أن تَعرِفَ ما صَنَعَ بِک، وَ الثّالِثَه أَن تَعرِفَ ما أرادَ مِنک، وَ الرّابِعَه أَن تَعرِفَ ما یخرُجُک مِن دینِک؛ علم انسان ها را در چهار چیز یافته ام؛ اول این که به خدا معرفت داشته باشی؛ دوم این که بدانی که خدا چگونه با تو رفتار می کند؛ سوم آن که آن چه خدا از تو می خواهد بشناسی و چهارم این که آن چه تو را از دین خارج می کند بدانی»[۲۱].
۲- امام صادق( ع) نیز در تبیین حقیقت علم چنین بیان فرموده اند: ««لَیسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ، إنَّما هو نورٌ یقَعُ فی قَلب مَن یرید الله تَبارک وَ تَعالی أَن یهدِیه. فَإن أَرَدتَ العِلمَ فَاطلُب أَوَّلاً فی نَفسِک حَقیقه العُبودِیه وَ اطلُب العِلمَ بِاستعمالِه وَ استَفهِم الله یفهِمک. قُلتُ: یا أَبا عَبداللّه ما حَقیقَه العُبودِیه؟ قالَ ثَلاثَه أَشیاءَ: أَن لایری العَبدُ لِنَفسِهِ فیما خَوّلَه الله مِلکاً لأنَّ العَبیدَ لایکونُ لَهُم مِلک، یرَونَ المالَ مالَ الله یضَعونَهُ حَیثُ أمَرهُم الله بِه. وَ لایدَبِر العَبدُ لِنَفسِه تَدبیراً. وَ جُملَه اشتِغالِه فیما أَمَرَهُ الله تَعالی بِه وَ نَهاهُ عَنه، فَإِذا لَم یرَ العَبدُ لِنَفسِهِ فیما خَوَّلَهُ الله تَعالی مِلکاً هانَ عَلَیه الإنفاقُ فیما أَمرَهُ تَعالی أَن ینفِقَ فیه. وَ إِذا فَوَّضَ العَبدُ تَدبیرَ نَفسِه عَلی مُدَبِّرِه هانَ عَلَیه مَصائِبِ الدنیا. وَ إِذا اشتَغَلَ العَبدُ بِما أَمَرَهُ الله تَعالی وَ نَهاهُ لایتَفَرَّغُ مِنها إلی المِراءِ وَ المُباهاه مَعَ النّاس…؛
علم به یادگیری نیست؛ بلکه علم نوری است که خداوند در قلب هر کس که بخواهد هدایتش کند، می افکند؛ پس هرگاه اراده علم کردی، ابتدا در وجود خود حقیقت بندگی را دنبال کن و علم را با به کارگیری آن طلب کن و از خدا فهم تقاضا کن تا به تو بفهماند. راوی می گوید: از امام سؤال کردم: حقیقت بندگی چیست؟
حضرت فرمودند: حقیقت بندگی سه چیز است؛ اول آن که بنده در آن چه خدا به او داده است، برای خود ملکیت قائل نباشد، زیرا بندگان مالک نمی شوند؛ مال را از آن خدا می بینند و آن جا که خدا فرمان داده است، قرار می دهند؛ دوم این که بنده برای خود تدبیر نکند، و سوم این که همه اشتغال او در اوامر و نواهی خدا باشد. پس اگر بنده خود را مالک نعمات الهی نبیند، خرج کردن در راهی که خدا فرمان داده، برای او آسان می شود و اگر تدبیر (امور) خود را به مدبر (واقعی) واگذار نماید، مصیبت های دنیا بر او آسان می شود، و اگر بنده مشغول امر و نهی الهی گردد، فرصتی برای جدال و تفاخر با مردم نمی یابد»[۲۲].
معرفت و شناخت خدا
قرآن کریم، هدف خلقت انسان را «عبادت و بندگی خدا» معرفی کرده است: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»[۲۳]. پیام آسمانی تمام انبیاء الهی نیز، دعوت به خداپرستی و دوری از پرستش غیر خدا بوده است: «و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت»[۲۴].
کمال عبودیت و بندگی خدا، جز با معرفت و شناخت صحیح حضرت حق، حاصل نمی شود، از این روست که برخی از علماء، «لیعبدون» در آیه فوق را به «لیعرفون» تفسیر نموده اند. همین معنا در روایتی از امام حسین(ع) آمده است: ««أیها الناس، إنّ الله ما خلق خلق الله إلا لیعرفوه، فإذا عرفوه عبدوه، و استغنوا بعبادته عن عباده ما سواه…»[۲۵]
سرّ اینکه در بیان نورانی حضرت سید الشهداء(ع)، غایت خلقت، «معرفت حق تعالی» معرفی شده، آن است که «عبادت خدا» متفرّع بر «معرفت» اوست و تحقق کامل عبودیّت، جز در سایه معرفت و شناخت خدا، حاصل نمی شود: ««فإذا عرفوه عبدوه»؛ از این روست که در روایات، معرفت خدا، بالاترین معارف: ««معرفه الله سبحانه أعلی المعارف»[۲۶] و تنها راه پرستش او دانسته شده است: ««إنّما یعبد الله من عرفَ الله»[۲۷].
علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) در شرح حدیث «معرفه الله أعلی المعارف» میفرمایند: «بهتر و عالیترین حکمت و معرفت ها شناختن خداست، زیرا علوم و معارف را هر یک درجه و رتبه ای است و علمی اشرف از علم دیگر و معرفتی بالاتر از معرفتی است و اشرفیت علم به واسطه اشرفیت وجود معلوم است، یا اتقن و اظهریت برهان، یا افضلیت غایت است، و به این هر سه وجه علم الهی و معرفت خدا اشرف و اعلای علوم است، اما از جهت موضوع این علم اعلی و اکمل است.
زیرا موضوعش وجود حق و صفات کمالیه و افعال و شئون آثاری اوست و معلوم است که این موضوع اشرف و اعلای تمام موضوعات علوم است، لذا حکمای الهی فرمودهاند علم حکمت الهی چون موضوعش وجود حق و صفات و افعال و کیفیت صنع و ابداع حضرت احدیت است پس اعلای علوم و معارف است و من یوت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا[۲۸] هر که به حکمت الهی معرفت یافت، بخیر و سعادت بسیار بیشمار رسیده است.
اما از جهت برهان، برهان این علم، وجود کامل فوق الکمال خداست پس اتم و اظهر و اتقن برهانست، چون وجود حق از فطریات است، امیرالمؤمنین فرمودند: ««اعرفوا الله بالله» و «دلّ علی ذاته بذاته» برهان او وجود و انوار و اشراقات خود اوست خدا را به خود او که هستی صرف است باید شناخت: «او لم یکف بربک انه علی کل شیء شهید»[۲۹]پس خدا را دلیل و برهان خداست که
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 