پاورپوینت کامل بیانات، نگاهی تاریخی به مسئله رابطه علم و دین ۵۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بیانات، نگاهی تاریخی به مسئله رابطه علم و دین ۵۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بیانات، نگاهی تاریخی به مسئله رابطه علم و دین ۵۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بیانات، نگاهی تاریخی به مسئله رابطه علم و دین ۵۴ اسلاید در PowerPoint :

>

اشاره

حجت الاسلام والمسلمین اسماعیل علیخانی در حال حاضر، سرپرست شعبه قم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران است. او تحصیلات حوزوی را در سال ۱۳۶۷ آغاز کرد و پس از گذراندن مقدمات، دروس سطح و خارج را نزد اساتید بنامی؛ همچون آیات عظام: مکارم شیرازی و سبحانی و نیز استاد محمدی خراسانی و استاد موسوی تهرانی آموخت.

وی در سال ۱۳۷۴ وارد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) گردید و پس از سپری نمودن دوره عمومی، کارشناسی ارشد را در گرایش «فلسفه دین» و مقطع دکترا را در رشته «ادیان و عرفان» به اتمام رساند. پایان نامه کارشناسی ارشد او، ترجمه و نقد بخش دوم کتاب «معنای زندگی»، اثر جولیان یانگ و عنوان رساله دکترای وی نیز «حقیقت قرب به خدا در اسلام و مسیحیت» می باشد.

حجت الاسلام علیخانی تاکنون چندین کتاب و مقاله در زمینه فلسفه دین و همچنین ادیان و عرفان تألیف و ترجمه کرده و در برخی مراکز دانشگاهی کشور؛ از جمله: دانشگاه قم، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه بیرجند، دانشگاه کردستان، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) و جامعه المصطفی العالمیه تدریس نموده است.

لازم به توضیح است که متن حاضر، ماحصل سخنرانی حجت الاسلام علیخانی در نشست «چالش های علم جدید برای ادیان» است که در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار گردید.

علم و دین تا قرن شانزدهم و هفدهم، از هم جدا نبوده و در دو عرصه و مسیر متفاوت حرکت نمی کردند؛ بلکه در کنار هم و با هم، همراه بودند. ولی بر اثر کشفیات جدیدی که در دنیای غرب به وقوع پیوست، علمی به عرصه ظهور آمد و متولد شد که تحت عنوان «ساینس» (Science) یا علم تجربی مورد بررسی قرار می گیرد.

این علم، هم از جانب خودش و هم از ناحیه کسانی که متولّیان دین و مشخصاً مسحیت بودند، مشکلاتی را برای علم و دین به وجود آورد؛ این که عده ای از سران کلیسا و مسیحیت، با عالمان و دانشمندان آن روز، به شدت برخورد کردند و باعث شدند که علم، مسیر خود را از دین جدا کند و از سوی دیگر، عده ای از علم، سوء استفاده کردند و «ساینس» را به «ساینتیسم» (Scientism) و علم را به علم گرایی و بعد به «نچرالیسم» (naturalism)، «ماتریالیسم» (materialism) و الحاد و غیره تبدیل کردند؛ به همین خاطر، پیوسته برای کسانی که نگران این جدایی و شقاق بودند، دغدغه ایجاد شد؛ چه از ناحیه متدیّنین و چه از ناحیه دانشمندان علم جدید؛ این که بتوانند آن ها را به یک نحوی آشتی دهند و در کنار هم بنشانند.

به هر حال، جریان علم و دین، فراز و فرودهای مختلفی را طی کرده است؛ اما آن چیزی که امروزه ما شاهد آن هستیم، رویکرد مثبتی است که در این زمینه وجود دارد. به هر حال، سؤالاتی پیش روی دو مکتب دینی و علمی وجود دارد؛ این که آیا روش علمی، تنها راه مطمئن برای رسیدن به حقیقت است؟

آیا انسان، فقط یک مکانیزم زیست شیمیایی پیچیده است؟ آیا جهان، قانون مند است و اگر قانون مند است، خداوند چه گونه عمل می کند؟ آیا علم، نفی کننده دین است؟ آیا ممکن نیست همه طرح ریزی های پیچیده ای که داریم، حاصل طبیعت باشد و نه طرح خداوند متعال؟

آیا در دوران حاکمیت علم که دیگر امروزه نیست و قبلاً بوده است، جهت گیری های هدف مند برای جهان توجیه دارد؟ و پرسش هایی از این دست که این موضوع را می پروراند و ما می توانیم در اطراف آن صحبت کنیم.

در باب اهمیت رابطه علم و دین، همین بس که دانشمندان، امروزه می گویند قرن بیست و یک، قرنی است که این دو می توانند در مورد آن تصمیم بگیرند؛ مثلاً آلفرد وایتهد می گوید: گزاف نیست اگر بگوئیم سیر آینده تاریخ، بستگی به معامله علم و دین با هم دارد؛ به همین دلیل، بازار ایجاد ارتباط بین این دو و آشتی دادن آن ها با یکدیگر، بسیار داغ است؛ آن چنان که یک زمانی، بازار شقاق و جدایی انداختن بین این دو داغ بود.

اما امروزه این طور نیست؛ تا آن جا که به عنوان نمونه ملاحظه می کنید «بنیاد تمپلتون» (Templeton Foundation) در آمریکا، به آقای ایان باربور، نویسنده کتاب «علم و دین» که یک فیزیک دان و در عین حال، الهی دان است و همچنین به جناب آقای دکتر مهدی گلشنی جایزه می دهد؛ تحت این عنوان که شما تلاش کردید و تلاش می کنید علم و دین را مجدداً با هم آشتی بدهید؛ یعنی این قدر زمینه برای بازگشت این دو (علم و دین) بر سر یک میز و معامله با یکدیگر مساعد شده است.

به هر حال در یک زمانی، آن چنان این سیر جدایی پیش رفت که عده ای رویکرد الحادی- ایجابی را پیش کشیدند. مستحضر هستید که الحاد، پیوسته یک رویکرد مدافعه گرایانه داشت. معمولاً وقتی موحّدان و دینداران استدلال می کردند، ملحد، نهایت حرفی که می زد، این بود که می گفت من قبول ندارم؛ من نمی پذیرم؛ من خدای شما را باور نمی کنم؛ این استدلال شما را قبول نمی کنم.

بعد کار به جایی رسید که الحادی- ایجابی به وجود آمد؛ یعنی چه؟ یعنی شخص ملحد هم برای باورهای خودش استدلال کرد. استدلال آن ها هم عمدتاً به کمک همین علم جدید بود؛ مثلاً وقتی که نیوتن، نظریه خودش را در باب علم فیزیک مطرح کرد، یک دانشمند فرانسوی آمد و گفت: اصلاً بهتر است ما تاریخ بشریت را از سال ۱۶۴۲ اعلام کنیم؛ گویی که قبل از این تاریخ، بشر در این دنیا زندگی نمی کرده است. این سال ۱۶۴۲ چه سالی است؟ سال تولد نیوتن و البته مرگ گالیله است.

خب، دو کلیدواژه در این جا هست که ما به هر حال باید تکلیف این دو را روشن کنیم؛ این که کدام دین با کدام علم درگیر است؟ مستحضر هستید که در بازار تعریفات، سه یا چهار تعریف از علم وجود دارد؛ دین هم همین طور.

یک وقت، تعریف روان شناختی از علم هست: همان «باور یقینیِ صددرصدی»؛ این که فرد می گوید من علم دارم؛ یعنی یقین دارم؛ یعنی ظنّ و گمان ندارم؛ این، یک مطلب است.«لا تقف ما لیس لک به علم» (إسراء: ۳۶)؛ در قرآن دارد که اگر در مورد چیزی علم ندارید، سخن نگوئید؛ قضاوت نکنید؛ این یعنی همان یقینِ صددرصدی. علم، یک وقت هم معنای معرفت شناختی دارد: «باور صادق موجّه». وقتی یک گزاره را با واقعیت آن در نظر می گیریم، اگر با آن واقعیتی که ما می خواهیم ببینیم از آن حکایت می کند یا نه، مطابق بود، می گوییم علمی است؛ در غیر این صورت، علمی نیست.

یک معنای آن هم عرفی است؛ به معنای «دیسیپلین» (Discipline)؛ یعنی «مجموعه ای از اطلاعاتی که در یک علم جمع می شود؛ مانند علم جغرافیا، علم شیمی، علم ریاضی و غیره».

با این حال، معنای رایج علم که بین خودش و دین، درگیری ایجاد کرد، علمِ به معنای «ساینس» بود. در این جا علم در مقابل «نالج» knowledge)) قرار می گرفت. نالج به معنای معرفت مطلق بود؛ اما ساینس آمد و ادعا کرد علمی، علم است که تجربی باشد؛ روش به دست آوردن آن، مشاهده ای و اثبات پذیر باشد؛ قضایای شخصی نباشد؛ اثبات محمول برای موضوع از راه تجربه حسی باشد؛ قابل ارائه به دیگران باشد.

تا این جا اگر فقط تعریف بود، دعوایی نداشتیم. می گفتیم چند تا تعریف وجود دارد؛ این هم یکی از آن ها. اما این تعریف، جنبه ارزشی پیدا کرد؛ یعنی چی؟ یعنی عده ای آمدند گفتند علم یعنی این و بقیه، علم نیستند؛ علم یعنی آن چه از راه تجربه به دست بیاید؛ بقیه، دیگر علم نیستند.

از این جا نزاع شروع شد. بنابراین، شهود، دیگر علم نیست؛ فلسفه، دیگر علم نیست. این مسئله، باعث آن دعوایی شد که ما در این دو سه قرن، شاهد آن هستیم. بنابراین در دعوای بین علم و دین، مقصود از علم، ساینس است؛ مقصود، علوم تجربی است.

در دین هم سه یا چهار تعریف وجود دارد که یکی از آن ها، «کیش و آئین» است: «لکم دینکم و لی دین» (کافرون:۶)؛ فرقی نمی کند که موحّد باشید یا ملحد؛ به هر حال، هر کس دارای دین یا کیش یا باوری است. این، یک معناست. یک معنای دیگر آن، «ادیان آسمانی» است؛ به این معنا که بقیه ادیان، دورغین و جعلی هستند.

وقتی ما می گوییم دین اسلام؛ یعنی دینی که صاحب شریعتی به نام خداوند متعال، آن را برای انسانی که مخلوق اوست، فرستاده است که باعث کمال او می شود و بقیه، دیگر دین نیستند؛ بلکه تقلّبی، منسوخ و منحرف هستند. یک معنا هم، معنای لغوی است: «مالک یوم الدین» (فاتحه:۴)؛

به معنای روز جزا، جزا دادن، مجازات کردن، پاداش دادن و غیره. معمولاً در بحث های آکادمیک، دانشگاهی و حوزوی، منظور از دین، دین آسمانی است که یک خدایی در رأس قرار دارد و مشخصاً

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.