پاورپوینت کامل یادداشت، سپهر معرفت در دیدگاه مبتنی بر ادیان آسمانی و معرفت شناسی معاصر ۴۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل یادداشت، سپهر معرفت در دیدگاه مبتنی بر ادیان آسمانی و معرفت شناسی معاصر ۴۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل یادداشت، سپهر معرفت در دیدگاه مبتنی بر ادیان آسمانی و معرفت شناسی معاصر ۴۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل یادداشت، سپهر معرفت در دیدگاه مبتنی بر ادیان آسمانی و معرفت شناسی معاصر ۴۸ اسلاید در PowerPoint :

>

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای سیّد علی شمسی در سال ۱۳۶۱ در تهران به دنیا آمد. در سال ۱۳۷۶ تحصیلات حوزوی خود را در حوزه علمیه حضرت قائم چیذر تهران آغاز نمود و در سال ۱۳۸۲ برای تحصیل دروس دوره عالی، وارد حوزه علمیه قم شد. او پس از سپری نمودن دروس سطح سه، به تهران بازگشت و دوره تخصّصی کلام و فلسفه اسلامی را در حوزه تخصّصی حضرت قاسم بن الحسن (ع) سپری نمود.

تدریس روش تحقیق در سطح مدارس علمیه، تألیف کتاب «راهنمای جامع انتشار مجلات علمی»، نگارش مقاله و یادداشت علمی، عضویت در شورای علمی دو دوره جشنواره علامه حلّی (ره) تهران، عضویت در هیئت تحریریه نشریه علمی- تخصصی محفل و ارزیاب علمی دبیرخانه منشورات حوزه علمیه استان تهران، از جمله سوابق علمی وی به شمار می آید. نظریات معرفت شناختی، مبتنی بر رویکردی است که بر اساس نوعی دیدگاه خاص، در باب حدود و ظرفیت های ادراکی انسان، ارائه شده است.

ارائه هیچ نظریه علمی استواری، پیش از آن که موضع معرفت شناختی آن، مشخص و منسجم نشده باشد، امکان پذیر و اساساً مورد قبول نیست. دیدگاه های معرفت شناختی، عمیقاً از دیدگاه های انسان شناسی متأثراند.

از سویی با نگاهی عام به رویکردهای مختلف انسان شناسی، می یابیم که آن ها تا چه اندازه با یکدیگر تفاوت هایی بنیادین دارند و این تفاوت ها منشأ چه اختلاف هایی در تولید نظریات گوناگون در معرفت شناسی شده است.

در نگاهی، می توان از دو رویکرد عامّ دینی و رویکرد عقلانی و تجربی در میان معرفت شناسان، نام برد. منظور من از به کار بردن «رویکرد عامّ دینی»، آن دسته از نظریات معرفت شناختی است که بر نوع تعریف خاصّ ادیان آسمانی از محدوده و توانایی های ادراکی انسان، بنا شده و بر نوع خاصّی از سلوک عقلانی در این باب، استوار گشته است.

در این جا دو مسئله عمده از دیدگاه هر کدام از رویکردها قابل طرح است: یکی این که منابع معرفتی انسان کدام است؟ معیار صدق و کذب هر کدام از اصناف معرفت چیست و قلمرو هر یک تا کجا است؟ و مسئله دیگر آن که، کدام یک از ادراکات انسان، دارای اعتبار معرفت شناختی است و معیار اتصاف ادراک به «معرفت» کدام است؟

به تفصیل سخن راندن در باب هر کدام از این مسائل، در چنین مجالی ممکن نیست؛ اما سعی دارم به طور بسیار مختصر، به مسئله دوم بپردازم و درباره نوع دیدگاه ادیان آسمانی و دیدگاه مرسوم معرفت شناسی، نسبت به منابع معرفت و پیامدهای هر کدام از این دو رویکرد، اشاره کنم.

بر خلاف تعاریف برخی از فلاسفه غرب؛ همچون دکارت، هیوم، کانت و راسل، که در باب مبانی و محدوده های معرفتی انسان، تعاریفی حداقلی ارائه کرده اند، ادیان آسمانی، منابع معرفتی آدمی را نه تنها محدود به عقل و تجربه حسی، بلکه با قبول واقع نمایی و صدق منابعی دیگر، قلمرو مجموعه ادراکات انسانی را فراتر از آن، از عالم ماده تا مواجهه تمام با ملکوت عالم، گسترده اند.

البته این که دین چه محدوده ای برای ادراکات انسان ترسیم نموده، مسئله ای، و این که برای هر کدام از انسان ها، توان دریافت چه میزان از واقعیات عالم، امکان عملی خواهد یافت، مسئله ای دیگر است.

در سنّت ادیان آسمانی اسلام و مسیحیت، انسان و همه عالم خَلق، مظهر و تجلّی اسم و کلمه خداوند هستند[۱]؛ یعنی از سویی، هم عالَم، مظهر اسامی خداوند است و هم انسان؛ هر دو مظهر یک چیز هستند.

بر اساس آیه ۳۱ سوره مبارکه بقره، خداوندِ خالق هستی و عالِم و داننده غیب آسمان ها و زمین، انسان را به هر آن چه لازمه ارتباط او با عالَم می باشد، تعلیم نموده است. به این مسئله، در عهد عتیق، با اندکی تفاوت، در باب خلقت انسان تصریح شده است[۲]. به نظر می رسد، این توصیف خاص از ماهیت آدمی در مباحث انسان شناسی، از چنان اهمیتی برخوردار است که می تواند تصور ما را از محدوده ادراکی انسان، متحوّل سازد.

هم چنین در دیدگاه ادیان آسمانی، انسان، خلیفه الهی و در اختیار دارنده هر آن چه در زمین می باشد، معرفی شده است. به هر روی، بر اساس این دیدگاه، نمی توان پذیرفت که ارتباط ادراکی آدمی، آن چنان که برخی از فلاسفه معرفت، بر آن اصرار می ورزند، با عالَم خارج، قطع، غیرواقعی و غیرقابل انطباق و استناد باشد.

ادبیات عرفانیِ متأثّر از ادیان آسمانی و مباحث نظریِ معطوف به آن، مملو از مفاهیمی است که به امکان اتحاد نفس انسانی با لایه های مختلف از عوالم متعدد و کشف اسرار آن اشارت دارد. آن چه در عرفان نظری با عنوان کشف و شهود و در سنت فکری مسیحیت با عنوان تجربه دینی، از آن یاد شده، در خالص ترین درجات، نوعی مواجهه بی واسطه با واقعیات عالم و نوعی حضور تام محسوب می شود.

در تجارب عرفانی، فرد تجربه کننده، گاه خود را تمام عالَم و گاه تمام عالم را در خود می یابد. در ادبیات عرفان اسلامی، از مفاهیمی؛ همچون «فنا» نام برده شده که اتحاد و از دست دادن تمام خود در برابر ذات یگانه عالم هستی است.

بر اساس تعریف سه جزئی مرسوم در معرفت شناسی[۳]، شخص، آن هنگام نسبت به گزاره ای معرفت خواهد داشت که اولاً آن را «باور» داشته باشد. هم چنین آن باور باید «صادق» باشد. «صدق» همان گونه که پس از این خواهم گفت، دارای نظریات مختلفی است؛ اما در نگاهی کلّی، به معنی واقعیت داشتن آن باور مشخص است؛ بدین معنا که در عالم خارج، تحقق عینی یافته باشد. همچنین، آن باورِ صادق، باید «موجّه» باشد.

بر اساس عنصر «توجیه» هنگامی تلقّی باورِ صادق به معرفت، صحیح خواهد بود که شخص بتواند دلیلی قانع کننده بر صدق آن ارائه کند. بر این اساس، باور صادقی که نتوان به سود آن، دلیلی قانع کننده ارائه کرد، معرفت نیست و برای دیگران، فاقد ارزش معرفت شناختی خواهد بود.

در باب این که باورِ صادق را چه گونه می توان موجّه ساخت و عناصر توجیه چیستند و باید از چه خصوصیاتی برخوردار باشند نیز، نظریات مختلفی ذکر شده است.«توجیه»، مهم ترین رکن معرفت قلمداد می شود. دو نظریه عمده «مبناگروی» و «انسجام گروی» که در باب توجیه مطرح شده است، عمدتاً ناظر به دو رویکرد «عقل گرایی» و «تجربه گرایی» است.

عقل گرایی و تجربه گرایی، دو رویکرد غالب در میان معرفت شناسان معاصر است. عمده نظریات صدق، توجیه و حتی نظریه های در باب مبادی باور، بر اساس این دو رویکرد غالب ارائه شده است. پایبندی بدین دو رویکرد در دوره معاصر، به خصوص در باب عنصر توجیه، شاکله و سرنوشت معرفت شناسی را به کلی دگرگون ساخته است.

به هر روی، باید بدین نکته توجه داشت که چنان چه دیدگاه های حداقلی و گاه افراطی رایج در معرفت شناسی معاصر را به عنوان موطن و معیار معرفت شناسی خود برگزینیم، باید بپذیریم که ممکن است بسیاری از باورهای دینی ما که به صدق آن ها ایمان داریم، و برای ما به نحو معقولی موجه اند، فاقد ارزش معرفت شناختی قلمداد شود؛ کما این که در بسیاری از محافل علمی با رویکرد های جدید معرفت شناختی، سخن گفتن از موجه بودن صدق بسیاری از گزاره های دینی، امری ناموجّه است.

مسئله «صدق» نیز، از پرچالش ترین مسائل معرفت شناسی است. صدق، دارای نظریات گوناگونی است. نظریه «مطابقت»، «انسجام» و «اصالت عمل»، از مشخص ترین نظریات صدق، محسوب می شود.

نظریه مطابقت، به عنوان نظریه کلاسیک در معرفت شناسی، بسیار مورد استفاده قرار گرفته است.امّا علی رغم شیوع آن، امروزه در معرفت شناسی معاصر، نظریه های رقیب دیگری نیز در کانون تو

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.