پاورپوینت کامل آثار برگزیده مقاله، بررسی ادعای فضیلت ابوبکر در آیه غار از دیدگاه فخر رازی و نقدهای شیخ مفید ۶۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل آثار برگزیده مقاله، بررسی ادعای فضیلت ابوبکر در آیه غار از دیدگاه فخر رازی و نقدهای شیخ مفید ۶۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آثار برگزیده مقاله، بررسی ادعای فضیلت ابوبکر در آیه غار از دیدگاه فخر رازی و نقدهای شیخ مفید ۶۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل آثار برگزیده مقاله، بررسی ادعای فضیلت ابوبکر در آیه غار از دیدگاه فخر رازی و نقدهای شیخ مفید ۶۳ اسلاید در PowerPoint :

>

چکیده

اهل سنت برای اثبات فضیلت خلفا، به استدلال بر اساس برخی نصوص قرآنی روی آورده اند. از جمله این نصوص، آیه سوره مبارکه توبه است. مسئله اساسی در مورد این آیه، آن است که دلالت آیه بر اساس آن چه اهل سنت مدعی شده اند، در بوته نقدهای جدّی قرار گرفته و مورد اختلاف است.

بنا بر نظر مفسّران شیعی، عبارات «ثانی إثنین» و «صاحبه» در این آیه، به جهت یکسان بودن مفهوم آن برای مؤمن و فاسق، دلالتی بر مدح ندارد. علاوه بر این، از عبارت «لاتحزن»، به جهت نهی از فعلی قبیح و از عبارت «إن الله مَعَنا»، به جهت قرینه بودن برای «لاتحزن» و نیز از «أنزل الله سکینته علیه»، ذمّ خلیفه اول فهمیده می شود؛ زیرا بر اساس شواهد تاریخی، هرگاه از جانب خداوند متعال، بر قلب پیامبر اکرم(ص)، سکینه ای نازل می شد، اطرافیان حضرت نیز از این سکینه برخوردار می گردیدند. بنابراین، طبق سیاق، این آیه دلالتی بر مدح خلیفه اول ندارد.

مقدمه

جانشینی و ولایت پس از حضرت رسول(ص) از مهم ترین و سرنوشت سازترین مسایل اعتقادی است و بحث پیرامون آیات مرتبط با این مسئله در قرآن کریم، خصوصاً آیه سوره مبارکه توبه و نظایر آن، نقش ریشه ای در کسب دریافتی صحیح از این مسئله اعتقادی دارد.

برخی از اهل سنت بر اساس تفاسیر خاصی از چهلمین آیه از سوره مبارکه توبه، سعی دارند فضیلت هایی را برای اولین خلیفه اهل سنت برشمرده و طبق آن، خلافت او را امری موجّه قلمداد کنند. در باب دلالت آیه بر فضیلت ابوبکر و یا عدم دلالت آن، چند سؤال اساسی قابل طرح است.

برخی از مهم ترین این سؤال ها عبارت است از این که کدام قسمت از آیه مذکور، دالّ بر فضیلت ابوبکر است؟ آیا در این باره، قول مخالفی هم وجود دارد؟ مخالفان، چه اشکالاتی را به برداشت اهل سنت از این آیه وارد می دانند؟ کدام یک از اقوال مطرح شده از وجوه و ارکان صحیح و متقنی برخوردار است؟

غالب علمای اهل سنت که در رابطه با این آیه به بحث پرداخته اند، صرفاً پیرامون یک یا دو قسمت و یا بر چند عبارت خاص از آیه مذکور تأکید نموده اند. این امر، محقّق را برای صورت بندی کلّی تمام نظرات، با مشکلاتی مواجه می سازد. با مطالعه آثار اهل سنت می توان به این پنج عبارت که عمدتاً بر اساس آن به احتجاج برای اثبات فضیلت ابوبکر پرداخته اند، اشاره داشت: «ثانی إثنین»، «صاحبه»، «لاتحزن»، «إن الله مَعَنا» و «أنزل الله سکینته علیه».

تاکنون علمای بزرگ شیعی، نقدها و اشکالات جدّی را بر تفاسیر خاص اهل سنت از این آیه ارائه کرده اند. نویسنده در این اثر می کوشد تا بر محوریت آرای دو تن از برجسته ترین علمای اهل سنت و شیعه، گزارشی روشن از مجموعه مهم ترین استدلال های اهل سنت و مهم ترین نقدهای علمای شیعی، ارائه دهد. نگارنده بر این عقیده است که هیچ کدام از استدلال های اهل سنت بر دلالت آیه سوره مبارکه توبه بر فضیلت ابوبکر، تمام و موجّه نیست.

دلالت عبارت ثانی إثنین

عبارت «ثانی إثنین»، در کتب لغت، به معنای «یکی از آن دو تن» آمده است: «ثانی إثنین؛ أی هو أحدهما» (ازهری،۱۴۲۱، ج۱۵: ۹۸؛ ابن منظور،۱۴۱۴، ج۱۴: ۱۱۶).

«عبارت ثانی إثنین، دالّ بر فضل است» (فخر رازی، ۱۴۲۰، ج۱۶: ۵۰). یکی از اشکالات شیعیان بر این نظریه، آن است که دومین نفر بودن، دلالت بر فضل نمی کند؛ چه این که خداوند، چهارمینِ هر سه نفر است: «ما یکون من نجوی ثلاثه إلاّ هو رابعهم» (مجادله:۷) و این سخن، میان کافر و مؤمن، مشترک است. فخر رازی در جواب اشکال بیان می کند: «عبارت ثانی إثنین در موضع تعظیم است» (همان).

وی در پایان به این روایت، استشهاد میکند: «إنّ أبابکر رضی الله عنه لمّا حزن، قال علیه الصلاه و السلام: ما ظنّک بإثنین الله ثالثهما؟ و لا شک أنّ هذا منصب علیّ» (همان، ج۱۶: ۵۱). شیخ مفید در این رابطه معتقد است: «ثانی بودن، اِخبار از عدد است» (مفید، ۱۴۲۴، ج۱: ۲۵۲).

فخر رازی، ابوبکر را به عنوان مصداق ثانی إثنین معرفی می کند؛ در حالی که برخی از مفسّران، بر خلاف آن رأی داده اند. بر اساس نظر بسیاری از مفسّران، بر اساس قواعد ادبی و نقش نحوی عبارت ثانی إثنین، دلالت این قسمت از آیه بر حضرت رسول(ص) موجّه تر است.

مفسّران اهل سنت، این عبارت را حال می دانند و برخی از آن ها مانند شریف لاهیجی، به ذوالحال بودن حضرت رسول(ص) تصریح کرده اند: «ثانی إثنین، در حالی که آن حضرت، یکی از جمله دو کس بود که سومی همراه ایشان نبود» (شریف لاهیجی، ۱۳۷۳، ج۲: ۲۶۷). در این صورت با توجه به معنای «ثانی إثنین» که«أحدالإثنین» است و هم چنین ذوالحال بودن حضرت رسول(ص)، تنها مصداق حقیقی این عبارت، پیامبر(ص) خواهد بود.

در موضع تعظیم بودن ثانی إثنین و به تبع آن، دلالت بر فضیلت نیز جای تأمل است؛ به این جهت که مراد از ثانی إثنین، ابوبکر نیست و اگر فرض کنیم مقصود، ابوبکر باشد، بر موضع تعظیم بودن آن عبارت برای او، دلیلی در دست نخواهد بود. در نهایت، عبارت ثانی إثنین، دلالتی بر ابوبکر ندارد و اگر چنان چه دلالت آن بر ابوبکر را بپذیریم، اشکال شیخ مفید هم چنان بر قوّت خود باقی خواهد ماند.

دلالت عبارت صاحبه

عبارت «الصاحب»، در کتب لغت، به معنای «ملازم و همراه» آمده است: «الصاحب: الملازم إنساناً کان أو حیواناً» (راغب، ۱۴۱۲، ج۱: ۴۷۵).

فخر رازی در این باره می گوید: «علت مصاحبت، یقین پیامبر(ص) به باطن ابوبکر بوده است و دلیل این یقین، کشته نشدن پیامبر(ص) و راهنمایی نکردن دشمنان به جایگاه پیامبر(ص) توسط اوست و هم چنین امر خداوند، دلیل دیگر این مصاحبت است» (فخر رازی، ۱۴۲۰، ج۱۶: ۵۰).

برخی از علمای شیعی بر این عقیده اند که مصاحبت، دلالتی بر فضیلت ندارد؛ چه این که در قرآن، مصاحبت برای کافر نیز استعمال شده است: «قال له صاحبه و هو یحاوره أ کفرت بالذی خلقک من تراب» (کهف:۳۷).

فخر رازی در پاسخ به این اشکال می گوید: «در آیه سوره کهف، «أ کفرت» دلالت بر اهانت می کند؛ ولی در آیه مورد بحث، «لاتحزن»، قرینه تعظیم است» (همان: ۵۱). شیخ مفید، اشکال و پاسخ فخر رازی را در آثار خود بررسی و نقد کرده است (رک.به: مفید، ۱۴۲۴: ۱/۲۵۲).

بیان فخر رازی در این رابطه بر دو رکن استوار است: رکن نخست، ثابت کردن فضیلت برای ابوبکر به واسطه عبارت «صاحبه» و رکن دوم بر محتوای پاسخ به اشکال مفسّران شیعی بنا شده است. او برای ثابت کردن فضیلت ابوبکر، از طریق تمسّک به عبارت صاحبه، از دو استدلال زیر استفاده می کند:

. پیامبر(ص) با ابوبکر مصاحبت کرد؛ چون یقین داشت بر باطن ابوبکر که او از مؤمنین است. باطن اش بر خلاف ظاهرش نبود؛ چون پیامبر(ص) را نکشت و دشمنان را به مکانی که پیامبر(ص) در آن جا بود، راهنمایی نکرد.

اشکال به بخش اول استدلال: – به چه دلیل، علت مصاحبت را یقین پیامبر(ص) بر باطن ابوبکر می دانید؟ شاید مصاحبت، علت دیگری داشته باشد. بسیار اتفاق می افتد کسی همراه دیگری می شود، ولی علت مصاحبت اش، اطلاع داشتن از باطن دیگری نیست. – از کجا به قطع و یقین پیامبر(ص)، علم پیدا کرده اید؟

اشکال به بخش دوم استدلال: – این امکان وجود دارد که کسی ظاهرش بر خلاف باطن اش باشد؛ اما در عین حال، در موردی خاص به قتل کسی اقدام نکرده و یا محلّ مخفی شدن او را به دشمنان اش نگوید.

. علت مصاحبت، وجود امر خداوند است.

اشکال به استدلال: این مطلب در میان اهل سنت اختلافی است و برخی عبارات آن ها، ظهور در این دارد که در این باره، امری از جانب خدا وجود نداشته است. در کتاب «پاسخ جوان شیعی به پرسش های وهابیان» به نقل از ذهبی، صراحتاً آمده است که «هجرت پیامبر(ص) در ابتدا بدون اطلاع ابوبکر بوده است و بعداً ابوبکر مطّلع می شود و به دنبال پیامبر(ص) راه می افتد» (طبری، ۱۳۸۶، ج۱: ۲۲۵).

فخررازی در رابطه با اشکال مفسّران شیعی که عبارت صاحبه را دلیلی بر تکریم و تعظیم ابوبکر نمی دانند، می گوید: عبارت «صاحبه» در این آیه با قرینه عبارت «لاتحزن»، بر تعظیم دلالت دارد؛ هم چنان که در سوره کهف، عبارت «کفرت» بر تخفیف دلالت می کند. بنابراین، عبارت صاحبه، دلالت بر فضل نمی کند و اشکال شیخ مفید هم چنان باقی است.

دلالت عبارت لاتحزن

«الحزن: خشونه فی النفس لما یحصل فیه من الغمّ، و یضادّه الفرح» (راغب، ۱۴۱۲، ج۱: ۲۳۱).

فخررازی، با استناد به این روایت، خوف ابوبکر را خوف از جان پیامبر (ص) دانسته است: «فلمّا وصلا إلی الغار دخل أبوبکر الغار أولاً یلتمس ما فی الغار، فقال له النبی صلّی الله علیه و سلّم: ما لک؟ فقال: بأبی أنت و أمّی، الغیران مأوی السباع و الهوام، فإن کان فیه شی ء کان بی لا بک» (فخر رازی، ۱۴۲۰، ج۱۶: ۵۰). وی در ادامه می گوید: «نهی، موجب دوام و تکرار می شود. بنابراین، ابوبکر قبل از مرگ، هنگام مرگ و بعد از مرگ، محزون نشده است» (همان: ۵۲).

فخررازی درباره نقد مفسّران شیعی می گوید: شیعیان، فضیلت بودن لاتحزن را نمی پذیرند و می گویند اگر حزن، کار درستی بوده، چرا حضرت رسول(ص) از آن نهی کردند و اگرخطا بوده، ابوبکر گناه کار است. او پس از ذکر این اشکال در پاسخ، آیاتی از قرآن را می آورد که در خطاب به انبیاء، از فعل «لاتخف» استفاده شده است. خداوند خطاب به حضرت موسی(ع) می فرماید: «لا تخفْ إنّک أنت الأعلی » (طه:۶۸) (همان: ۵۴).

شیخ مفید در پاسخ به نقد فخر رازی در رابطه با مخاطب قرار دادن انبیاء با صیغه نهی می گوید: نهی در همه جا دالّ بر قبح متعلّق خود است؛ ولی در مورد انبیاء، به خاطر عصمت از گناه، از معنای حقیقی عدول می کند؛ در حالی که هیچ کس قائل به معصوم بودن ابوبکر در میان شیعه و سنی نیست. بنابراین، مانعی از تمسّبک به معنای حقیقی نهی در این جا وجود ندارد» (مفید، ۱۴۲۴، ج۱: ۲۵۴). پاسخ شیخ مفید به نقد فخر رازی، از جمله موجّه ترین پاسخ های ارائه شده در این باره است.

در هم

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.