پاورپوینت کامل به من بگو تقلید چرا؟ ۴۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل به من بگو تقلید چرا؟ ۴۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل به من بگو تقلید چرا؟ ۴۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل به من بگو تقلید چرا؟ ۴۵ اسلاید در PowerPoint :

>

ممکن است «حوادث واقعه» فراتر از مسائل جزیی باشد و شامل رویدادهای سیاسی و فتنه های اجتماعی هم باشد، زیرا معمولاً مردم عادی در فتنه ها متحیر و سرگردان می شوند و باید به عالم مراجعه کنند.

پرسش هایی درباره ی اجتهاد و تقلید

یکی از مباحث فقهی که هر مکلّفی از سنّ بلوغ با آن روبه رو می شود، مسأله ی اجتهاد و تقلید است. ممکن است در ذهن عده ای، سؤالاتی در این زمینه به وجود آید. در این نوشتار ما سعی داریم که به بعضی از مهم ترین این سؤالمان پاسخ دهیم.

تقلید کردن در احکام، برای ما چه نفعی دارد؟

در حقیقت مقلّد به این دلیل که خود قدرت تحقیق و فهم همه ی احکام دینی خود را ندارد، با پیروی کردن از مجتهد، مسئولیت صحّت و نادرستی احکام را به عهده ی مرجع تقلید خود می گذارد.

تقلید در نظر عده ای، امر ناپسندی است حتی بعضی گفته اند تقلید کار انسان نیست، این امر را چه طور جواب می دهید؟

باید بدانید تقلید اقسامی دارد. ۴ نوع تقلید را می توان برشمرد: ۱ـ تقلید جاهل از جاهل؛ ۲ـ تقلید عالم از عالم؛ ۳ـ تقلید عالم از جاهل؛ ۴ـ تقلید جاهل از عالم. (محمد وحیدی، ص۶۰)

قسم اول و دوم را عقل نمی پسندد؛ پس جاهل از جاهل نمی تواند چیزی فرا گیرد چون او تخصص ندارد؛ در این تقلید کوری شود عصاکش کور دگر. در تقلید قسم دوم هم دو نفر که از لحاظ علمی و نوع علم مساوی باشند، نمی توانند از هم تقلید کنند؛ یعنی تقلید آن ها بی فایده است چون کسی که از او تقلید می شود باید توانمندی هایی بیشتر از مقلّد داشته باشد تا تقلید صحیح انجام گردد.

این تقلید مانند این است که شخص بینایی به شخص بینای دیگری بگوید دستم را بگیر و مرا از خیابان رد نما. قسم سوم را هم عقل ناپسند می داند و این تقلید را مذموم می شمارد. این نوع، زشت ترین نوع تقلید است که یک عالِم، عوام زده می شود و از عوام پیروی می کند. پس تنها قسم چهارم می ماند که جاهلی از عالم تقلید کند و عقل و دین آن را تأیید می کند.

پس هر تقلیدی ناپسند نیست و تقلید در بحث احکام دینی از نوع عاقلانه است. تقلید به معنای پیروی کورکورانه از محیط و بر طبق عادت، تقلیدی ممنوع است. مانند کسانی که کورکورانه از پدران خود تقلید می کردند و قرآن آنان را مذمّت کرده است. (زخرف/۲۳)

تقلیدی که در اسلام آمده «سرسپردن» نیست؛ بلکه چشم باز کردن است. تابع و پیرو تا آن جا تسلیم متبوع و پیشوای خود است که اصول و مبادیِ قانون نشکند و خراب نشود. اگر دید پیشوا و مرجع او کاری خلاف اصول و مبانی انجام می دهد نمی تواند سکوت کند و به تقلید خود ادامه دهد. (مرتضی مطهری، صص۱۱۵-۱۱۰)

افراد تحصیلکرده و متخصص هم باید در احکام تقلید کنند؟ تقلید، توهین به آن ها محسوب نمی شود؟

بنای دانایان بر این است که در هر موضوعی به متخصص و عالم آن موضوع مراجعه می کنند. این همان تقلید اصطلاحی است. از آن جایی که محال است یک نفر پیدا شود که در تمام قسمت ها و همه ی علوم صاحب نظر و مستقل باشد، ممکن نیست فردی را پیدا کنیم که هیچ گونه تقلید و پیروی از دیگران نداشته باشد و کسی که خیال کند در زندگی از هیچ کس تقلید نمی کند خود را فریب می دهد. (محمد حسین طباطبایی، ۲۸۲/۱)

افراد تحصیلکرده، در زمینه علمی خاصی، تخصص دارند، در زمینه، علوم دینی تبحر ندارند پس در این زمینه باید به متخصص دین مراجعه کنند. مراجع تقلید هم در دیگر اموری که تخصص ندارند مثل پزشکی به متخصص مراجعه می کنند و از آن ها تقلید می کنند.

آیا تقلید، دلیل قرآنی هم دارد؟ بله در قرآن هم آمده است: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکرِ إِنْ کنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (انبیاء/۷)

اهل ذکر از نظر مفهوم لغوی تمام آگاهان و مطّلعان را در بر می گیرد و این آیه بیانگر یک قانون کلی عقلانی در مورد رجوع جاهل به عالم است و دانشمندان و فقهای اسلامی به این آیه برای مسأله ی جواز تقلید از مجتهدان اسلامی، استدلال کرده اند. (ناصر مکارم شیرازی و همکاران، ۳۶۱/۱۳)

آیه ی دیگری که علمای اسلامی برای جواز تقلید به آن استناد کرده اند آیه ی نَفر، توبه/۱۲۲ است. «وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِینْفِرُوا کافَّهً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِینْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیهِمْ لَعَلَّهُمْ یحْذَرُونَ»

منظور از تفقّه در آیه فراگیری همه ی معارف و احکام اسلام اعم از اصول و فروع است. بنابراین آیه ی فوق دلیل روشنی است بر این که همواره گروهی از مسلمانان به عنوان انجام یک واجب کفایی باید به تحصیل علم و دانش در زمینه ی تمام مسائل اسلامی بپردازند و پس از فراغت از تحصیل برای تبلیغ احکام اسلام به نقاط مختلف برگردند و مردم را با مسائل اسلامی آشنا سازند. این آیه هم تحصیل را واجب می کند هم یاد دادن را.

گروهی از علمای اسلامی از آیه ی فوق بر مسأله ی جواز تقلید استدلال کرده اند، زیرا فراگیری تعلیمات اسلام و رساندن آن به دیگران در مسائل فروع دین و لزوم پیروی شنوندگان از آن ها همان تقلید است. (همان، ۱۹۳/۸)

آیا در زمان ائمه هم اجتهاد وجود داشته یا فقط در زمان حاضر، مرسوم شده است؟

بله، نگاهی به تاریخ شیعه و زندگی امامان شیعه بیانگر این واقعیت است که ائمهصبزرگان اصحاب خود را که سال ها نزد آن ها تحصیل کرده بودند و آشنا به اصول و مبادی فقه شیعه و دلایل استنباط بودند، تشویق می کردند که فتوا بدهند. (محمد رضا جواهری، ص۱۵۱) که به چند نمونه اشاره می کنیم:

مانند ابان بن تغلب که فقیه و مجتهد بزرگی بوده و سه امام (امام سجادع، امام باقرع و امام صادقع) را درک کرده است. او هر گاه داخل مسجد النبی در مدینه ی منوره می شد، مردم برای آموختن فقه نزد او جمع می شدند. امام باقرعبه او فرمودند: «در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوا بده، من دوست دارم مانند تو در میان شیعیانم دیده شوند». (همان، ص۵۱)

امام علیعهم در عهدنامه ی خود به مالک اشتر، هنگام انتصاب به حکومت مصر، به او فرمان می دهند، کارهای مشکلی که در آن می مانی و بر تو مشتبه می شود (که برای دانستن حکم شرعی آن سرگردان بودی) به (کتاب) خدا و (سنت) پیغمبر خدا بازگردان که خداوند متعال فرموده: «ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر او و اولوالامر (اوصیای پیامبرص) را و هرگاه در چیزی نزاع داشتید آن را به خدا و پیامبر بازگردانید». پس رجوع به خدا، فرا گرفتن محکم از کتاب اوست و رجوع به رسول، فراگرفتن سنت اوست. (نهج البلاغه، نامه ی ۵۳)

این بخش از نامه ی امام علی (ع) به مالک، هم فرمان به اجتهاد است و هم روشن کردن منابع مهم اجتهاد. (همان، ص۱۵۶)

هم چنین در سیره ی ابن هشام در داستان بیعت عقبه نیز آمده: ابن اسحاق نقل می کند هنگامی که قوم به مدینه برگشتند، پیامبرص، مصعب بن عمیر را با آن ها فرستادند و به او فرمان دادند که به آن ها قرائت قرآن را بیاموزد و اسلام را به آنان یاد بدهد و آن ها را فقیه در دین کند.

واضح است که فرمان فقیه کردن، به همراه فرمان به آموزش قرآن و تعلیم اسلام، فرمان به اجت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.