پاورپوینت کامل عفاف زینب در حماسه عاشورا ۵۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل عفاف زینب در حماسه عاشورا ۵۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل عفاف زینب در حماسه عاشورا ۵۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل عفاف زینب در حماسه عاشورا ۵۹ اسلاید در PowerPoint :

>

«عفّت» در لغت به خودداری از آن چه که حلال نیست گفته می شود. (رک: فراهیدی، ۱۴۱۰، ج۱، ص۱۹۲) و عفاف به معنی خودداری نفس از محرّمات و… می باشد. (رک: طریحی، ۱۴۱۶، ج ۵، ص۱۰۲) راغب در مفردات، عفّت را حالتی برای نفس برمی شمارد و می گوید: به دست آوردن حالتی برای نفس که مانع از غلبه ی شهوت می شود. (رک: راغب اصفهانی، ص۵۷۴)

این واژه در روایات و احادیث غالباً در عفّت شکم و دامن به کار می رود؛ یعنی بازداشتن شکم و دامن از خواسته ها و تمایلات حرام و نامشروع، بلکه به خودداری از موارد مکروه و شبهه ناک اعم از خوردنی ها و آشامیدنی ها و آمیزش های جنسی نیز گفته می شود. (رک: مجلسی، ج۶۷و۶۸، ترجمه ج۲، ص۲۷۲)

به این ترتیب عفّت عاملی بازدارنده در ارتکاب محرّمات و درجه ای در ترک شبهات است وگستره ی آن شامل عفّت در گفتار و کردار می شود که از بهترین صفات زنان است.

در روایتی از رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) نقل شده: «العِفَافُ زینَهُ النِّسَاء؛ عفاف زینت بانوان است». (باقری، ۱۳۶۳، ص۳۴۰) در واقع حیا و عفاف تدبیر ماهرانه ای است که زن برای گران بها نمودن و حفظ موقعیّت خود در برابر مرد به کار می برد. (رک: مطهری، بی تا، ج۱۹، ص۴۲۲)

به این ترتیب عفاف ورزی یک امر وجدانی و غریزی است؛ به تعبیر شهید مطهّری اگر به کسی که می گوید حجاب بد است؟ بگویی آیا عفاف بد است می گوید: نه… همان فاسدترین و بی عفّت ترین زنان دنیا معتقدند بی عفّتی بد است(همان، ج۲۱، ص۲۶۳).

اسلام زن را در هاله ای از عفاف می پذیرد و بحث حجاب را به عنوان مقدّمه ای برای رسیدن به این امر مطرح می کند؛ از این رو عفّت را منحصر به پوشش نمی کند، بلکه گفتار عفیفانه و رفتار و کردار توأم با عفّت را از وی می خواهد. (رک: احزاب/۳۲؛ نور/۲۱)

اسلام فقط به تبیین بعد علمی و آگاهی دادن در این زمینه اکتفا ننموده است، بلکه با معرّفی الگوها، این امر را به صحنه ی عمل آورده است.

از جمله این الگوها، بعد از صدّیقه ی طاهره، حضرت فاطمه(علیهاالسّلام)، حضرت زینب کبری (علیهاالسّلام) است که نمود عملی عفاف در متن جامعه است.

در این پژوهش نیز سعی بر این است که مسأله ی عفاف این بانوی بزرگوار در نهضت عاشورا مورد بازبینی قرار گیرد تا علاوه بر آشنایی نسل حاضر با این الگوی بزرگوار، چراغی برای قدم گذاشتن در مسیری که این بزرگواران پیمودند باشد و ضمانت اجرایی عفاف را بیش از پیش در وجدان زنان جامعه ی اسلامی تقویت نماید.

شخصیّت زینب کبری (علیها السّلام)

در اصل و نسب این بانوی بزرگوار، همین کافی است که نوه ی پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) فرزند امیرالمؤمنین علی(علیه السّلام) و فاطمه ی زهرا(علیهاالسّلام) است.

چنان چه از برخی اخبار و آثار مشهود است: مقام سکینه و وقار این بانوی گرامی را به خدیجه ی کبری(علیهاالسّلام)، عصمت و حیایش را به حضرت فاطمه ی زهرا(علیهاالسّلام)، فصاحت و بلاغتش را هنگام تکلّم به امام علی(علیه السّلام) و حلم و بردباریش را به امام حسن مجتبی و شجاعت و قوّتش را به حضرت سیدالشّهدا(علیه السّلام) همانند نموده اند. (رک: محلاتی، بی تا، ج۳، ص۳۹)

عاشورا و عفاف زینبی

در واقعه ی عاشورا دو جریان حق و باطل مقابل هم هستند. جریان حق حقیقی که امام حسین (علیه السّلام) فرزندان و اصحاب باوفایش می باشند و از لحاظ کمّی جبهه ی اقلیت را تشکیل می دهند و جریان باطل حقیقی که امثال، شمر، عمر سعد، ابن زیاد و… که از لحاظ کمّی جبهه ی اکثریت می باشند.

از این رو عفاف عاشورا در دو جنبه ی مثبت و منفی تبیین می شود، زیرا از یک طرف خاندان عصمت و طهارت در پی حفظ ارزش های اصیل اسلامی هستند و از طرفی دشمن در پی هتک حرمت به این ارزش هاست؛

از جمله این که در عصر عاشورا با حمله به خیمه ها و بی حرمتی به حجاب اهل بیت (علیهم السّلام) و غارت زینت های آنان در حالی که این زنان به یکدیگر پناه می بردند و فریاد یا جدّاه و یا ابتاه سر می دادند، سوارکردن آن ها بر شتران بی جهاز و هودج های بی پرده، اسیر کردن و گذراندن آن ها از کنار اجساد شهدا، شماتت اسیران داغدیده و… نمونه هایی از این بی حرمتی می باشد.

امّا از طرف دیگر حضرت زینب با اعتراض نسبت به این بی حرمتی و هم چنین ندبه خوانی در اسارت زنان ودختران در عصر عاشورا جلوه ی نهی از بی عفّتی را نشان می دهد. (رک: قمی، ۱۳۷۷، ص۵۱۰-۵۱۳، شعرانی، ۱۳۸۱، ص۳۳۵؛ محلّاتی، بی تا، ج۳، ص۱۰۸؛ مکارم شیرازی، بی تا، ص۵۳۹)

از این رو مدیریت بحران این بانو در قافله سالاری کاروان و پرستاری از امام در کنار مصیبت عظیمی که به وی وارد شده با رعایت همه ی مراتب عفاف وصف ناشدنی است.

عفاف عاشوراییان در کوفه

عمر سعد فرمان داد تا سرهای شهدا را از بدن جدا کنند و همراه بازماندگان خاندان حسین(علیه السّلام) از کربلا به کوفه حرکت دهند. بی حرمتی به خاندان اهل بیت(علیهم السّلام) از مسیر کربلا تا کوفه در تاریخ مشهود است. (میرطالبی، بی تا، ص۶۷؛ مکارم شیرازی، بی تا، ص۵۴۶)

با ورود اسرا به کوفه، زنی از کوفیان به اسیران می رسد و می گوید: شما از اسیران کجا هستید؟ گفتند: ما از اسیران آل محمّدیم(صلّی الله علیه و آله). آن زن با مشاهده ی وضعیت زنان به سرعت مقداری لباس و مقنعه فراهم کرد و به آنان داد تا خود را بپوشانند. (رک: میرطالبی، بی تا، ص۱۶۸)

این عمل او از آن جا ناشی می شود که مردم کوفه سال ها پای منبر امیرالمؤمنین نشسته و خطابه هایش را شنیده بودند و زنان کوفه نیز از محضر درس حضرت زینب (علیهاالسّلام) بهره می بردند و از اوج عفّت این خاندان آگاه بودند.

حضرت زینب(علیهاالسّلام) بعد از ورود به کوفه در جمع کوفیان خطبه ای می خواند. بشر بن حزیم اسدی و به نقلی حزلم بن ستیر می گوید: آن روز که آغاز خطبه کرد زنی با حیا و عفیفه که سخنورتر از او باشد ندیدم گویا از لسان امیرالمؤمنین است.

آن شخص ادامه می دهد در آن ازدحام جمعیت که از هر سو صدایی بلند بود به جانب مردم اشارتی کرد و فرمود: «خاموش باشید». نفس در سینه ها حبس و جرس ها از صدا افتادند…. (قمی، ۱۳۷۷، ص۵۰۰؛ ن ک. سید بن طاووس، بی تا، اصفهانی، ص۱۳۴)

حضرت زینب(علیهاالسّلام) در آغاز خطابه ی خود بعد از حمد خدا و درود بر پیامبر، مردم کوفه را اهل مکر و بی وفا می خواند و متذکّر عملکرد کوفیان نسبت به امام حسین(علیه السلام) می شود و در ادامه می فرماید: آیا می دانید چه جگری از رسول خدا پاره کردید و چه زنانی از پیامبر از پرده بیرون کشیدید… (رک: سیدبن طاووس، بی تا، صص۱۷۱-۱۷۰؛ اصفهانی، ۱۳۶۴، صص۵۶۹-۵۶۸)

از به کار بردن واژه ها، معنا و مفهوم کلام تا شرایطی که زینب ایراد خطبه می کند همه در سایه ی عفاف است و این کلام آن چنان اثرگذار است که نقل شده: مردم کوفه را دیدم چون سرگشتگان می گریستند… پیرمردی را دیدم در کنارم ایستاده می گریست.

ریش وی از اشکش خیس شده بود و می گفت: پدر و مادرم فدایتان، پیران شما بهترین پیران، جوانان شما بهترین جوانان و زنانتان بهترین زنان و نسل شما بهترین نسل هایند…. (میرطالبی، بی تا،ص۱۷۱، بی تا، ص۱۳۳) به این ترتیب پیام نهضت کربلا در حالی منتقل می شود که زینب در اجتماع مردم و در اسارت ظاهری است.

عفاف زینب(علیهاالسّلام) در مجلس ابن زیاد

بعد از ورود اسرا به کوفه، آن ها را به دارالاماره ی ابن زیاد بردند. عفاف حضرت زینب(علیهاالسّلام) را در مجلس ابن زیاد می توان در دو قسمت بررسی کرد: الف. در نحوه ی ورود این بانو به مجلس ب: در خطابه ی ایشان.

در قسمت الف نقل شده: حضرت ناشناس در گوشه ای از مجلس نشست و سایر زنان و کنیزان اطراف وی را احاطه نمودند. ابن زیاد پرسید: این زن کیست؟…پاسخ دادند: این، زینب(علیهاالسّلام) دختر علی است. (ر.ک: سید بن طاووس، بی تا، ص۱۶۱؛ اصفهانی، ۱۳۶۳، ص۵۹۷)

احاطه نمودن زینب(علیهاالسّلام) و وقار وی چنان بر مجلس سایه افکند که زیاد را وادار به پرسش درباره ی او نمود (محمدیان، ۱۳۸۲، ص۷۱). در قسمت ب، این بانو با سه مرتبه پاسخ، کنایه های ابن زیاد را رد می کند. مرتبه ی اوّل، ابن زیاد رو به ایشان می گوید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَحَکمْ وَ أَکذَبَ أُحْدُوثَتَکمْ».

زینب(علیهاالسّلام) بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: «یفْتَضِحُ الْفَاسِقُ وَ یکذِبُ الْفَاجِرُ وَ هُوَ غَیرُنَا». (سید بن طاووس، بی تا، ص۱۶۰؛ محلاتی، بی تا، ص۱۴۲)

با دقّت در کلام زینب(علیهاالسّلام) می توان سایه ی عفاف را مشاهده نمود، زیرا حضرت که مورد خطاب خصم است در جواب مانند او رفتار نمی کند، بلکه عفّت را با کلام خود می آمیزد و می فرماید: فاسق رسوا می شود و فاجر دروغ می گوید که مفهوم کلام این است: ای زیاد! تو فاسق و بی آبرویی و فاجر و دروغ گویی.

ابن زیاد که از پاسخ اوّل به خشم آمده می گوید: «کیفَ رَأَیتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِیک وَ أَهْلِ بَیتِک؟» حضرت در برابر این گستاخی پاسخی محکم و کوبنده می دهد: «مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلاً…» ابن زیاد که تاب این سخنان را ندارد قصد آزار حضرت را نموده که با واسطه گری شخصی منصرف می شود و می گوید: «لَقَدْ شَفَی اللَّهُ قَلْبِی مِنْ طَاغِیتِک

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.