پاورپوینت کامل بزرگی سزاوار هستی توست ۶۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بزرگی سزاوار هستی توست ۶۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بزرگی سزاوار هستی توست ۶۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بزرگی سزاوار هستی توست ۶۲ اسلاید در PowerPoint :
>
مقصود از کرامت اکتسابی، دستیابی به کمالی است که انسان در پرتو ایمان و عمل صالح اختیاری خود به دست می آورد.
مسئولیت پذیری راهی به سوی کرامت انسانی
قرآن به عنوان کامل ترین کتاب آسمانی که قوانین حاکم بر نظام هستی و واقعیت های مربوط به انسان را بیان کرده درباره ی انسان به عنوان گل سرسبد جهان آفرینش و اشرف مخلوقات به بهترین شکل سخن گفته است و بر پایه ی واقعیت های مربوط به انسان، از یک سو از او ستایش کرده و از سوی دیگر او را نکوهش نموده است.
نکوهش، عالی ترین ستایش ها و بزرگترین نکوهش های قرآن مربوط به انسان است؛ موجودی که توانایی دارد جهان را مسخّر خویش سازد و نیز میتواند راه انحطاط را پیموده و از همه ی ارزش ها تهی گردد.
یکی از سرمایه هایی که خدا در وجود انسان قرار داده کرامت است که باعث برتری و کرامت انسان بر سایر آفریده ها شده است. از این رو باید بدانیم: کرامت و منزلت انسان، ذاتی است یا به دست آوردنی؟
کرامت ذاتی
از دیدگاه بینش اسلامی کرامت ذاتی انسانی دو گونه است: کرامت انسانی طبیعی و کرامت انسانی الهی. کرامت طبیعی انسان آن است که همه ی انسان ها بی استثنا از آن برخوردارند. همین که انسانند و منزلت طبیعی دارند.
مقصود از کرامت ذاتی آن است که خداوند انسان را به گونه ای آفریده که در مقایسه با برخی موجودات از لحاظ ساختمان وجودی از امکانات و مزایای بیشتری برخوردار است.
این نوع امکانات در واقع حاکی از عنایت ویژه ی خداوند به نوع انسان است و همه ی انسان ها از آن برخوردارند.
از این رو هیچکس نباید به خاطر برخورداری از آن بر موجودی دیگر فخر بفروشد و آن را ملاک ارزشمندی و تکامل انسانی خود بداند یا به خاطر آن مورد ستایش قرار گیرد چراکه این کرامت به اختیار انسان ربطی ندارد و انسان چه بخواهد، چه نخواهد از این کرامت برخوردار است (محمود رجبی، ص۱۲۸).
آیاتی مانند: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ»؛ به راستی انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم (تین/۴) و «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ»؛
آن گاه آفرینشی دیگر پدیدآوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است (مؤمنون/۱۴) و نیز «وَ لَقَدْ کَرَمْنا بَنی اَدَمَ وَ حَمَلْنهُم فِی الْبَرَ وَ اَلْبَحْرِ وَ رَزَقْنهُمْ مِن الطَیِّباتِ وَ فَضَلْنهُم عَلی کَثیرَ مِمِّن خَلَقْنا تَفْضِیلاً»؛
و ما تحقیقاً فرزندان آدم را تکریم نمودیم و آنان را در خشکی و دریا به حرکت درآوردیم و از چیزهای پاکیزه بر آنان روزی مقرّر ساختیم و آنان را بر بسیاری از موجوداتی که آفریدیم برتری دادیم (اسرا/۷۰)
و آیات فراوانی که از تسخیر جهان آفرینش و آنچه در زمین و آسمان است برای انسان سخن می گویند؛ مانند: «وَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّموَاتِ وَ مَا فِی الْاَرْضِ جَمیعًا»؛ (جاثیه/۱۳) و مانند: «خَلَقَ لَکُمْ ما فِی اْلأَرْضِ جَمیعًا»؛ هر چه در زمین است یکسره برای شما آفریده شده است (بقره/۲۹) همه بر کرامت تکوینی و ذاتی نوع انسان دلالت دارد.
کرامت اکتسابی
مقصود از کرامت اکتسابی، دستیابی به کمالی است که انسان در پرتو ایمان و عمل صالح اختیاری خود بهدست میآورد. این نوع کرامت برخاسته از تلاش و ایثار انسان بوده و معیار ارزش های انسانی و ملاک تقرّب در پیشگاه خداوند است. براساس این کرامت است که میتوان انسانی را از انسان دیگر برتر دانست.
همه ی انسان ها استعداد رسیدن به این کمال را دارند ولی برخی آن را به دست می آورند و برخی بدون آن می مانند (رجبی، محمود، ص۱۲۹) و براساس کلام قرآن که: «إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّی» که همانا تلاش شما پراکنده است (لیل/۴) پس کراماتی که انسان ها کسب میکنند، نیز متفاوت است.
علاّمه جعفری نیز تعریف دیگری برای کرامت اختیاری مطرح نمودند که عبارت است از آن شرف و حیثیّت ارزشی که انسان با کوشش اختیاری در مسیر تزکیه ی نفس و تحصیل معرفت و هستی یابی و تقرّب به پروردگار متعال که شناخت و احترام به کرامت انسانی یکی از مقدّمات ضروری آن است به دست می آورد.
این همان کرامتِ عظمی است که خداوند سبحان در آیه ی ۱۳ سوره ی حجرات مشخّص فرموده: «إِنَّ أَکرَمَکمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَکمْ» (جعفری، محمّدتقی، ص۲۳۳).در این میان از جمله صفات یک انسان متّقی که او را به درجات بالای کرامت میرساند، مسئولیت پذیری است که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد.
مسئولیت پذیری
نظام هستی بر اساس «مسئولیت» شکل گرفته و در واقع این مسئولیت است که به جامعه ی بشر روح زندگی می دهد. بدین ترتیب فلسفه ی آفرینش، پدید آوردن انسان های متعهّد و مسئول است.
از دیدگاه اسلام، آگاهی که بزرگ ترین امتیاز انسان است، هنگامی به انسان ارزش می دهد که در مسیر مسئولیت قرار بگیرد (محمّدی ری شهری، محمّد، ص۳).
بنابراین مسئولیت رابطه ی مستقیمی با آگاهی و شناخت حکمت و شعور در هستی دارد و هنگامی مفهوم پیدا می کند که در هستی خدایی، حکمتی و شعوری حاکم باشد.
در هستی انسان ناآگاه دیگر مسئولیتی نیست، چون خوبی و بدی در نظر او برابر است و معیاری برای سنجش آن ها ندارد. پس دلیلی برای کارهای انسانی خود نمییابد (رک: صاد، علی، مسئولیت و سازندگی، ص۲۵۲۲).
ابعاد مسئولیت انسان در قرآن
الف) مسئولیت انسان نسبت به خود
مسئولیت انسان از خودش آغاز می شود. تعهّدی که نسبت به زندگی خودمان داریم، سرآغاز رسالت ماست. با توجّه به استعدادها و امکانات فراوانی که در درون و خارج وجودمان داریم، عمل ماست که خوشبختی و سعادت و یا شقاوت، رنج و یا شادی، ضعف یا قدرت برایمان به ارمغان می آورد؛ چرا که هر نفسی در گرو آن چیزی است که کسب کرده: «کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَهٌ» (مدثر/۳۸)
و درجه و مرتبه ی هر کس متناسب با اعمالی است که انجام داده: «وَ لِکلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا…» (انعام/۱۳۲). این جاست که مسئولیت فردی مطرح میشود. گویا خدای متعال این حق را به گردن خلق دارد که با ایمان و عمل صالح، او را بندگی کنند؛
بنابراین وقتی نفس انسانی رهین کرده های خود باشد، قهراً هر نفسی باید از آتش قیامت که او را در صورت مجرم بودن و پیروی نکردن در آن حبس می کنند، دلواپس باشد.
همین دلواپسی تقواست، پس انسان متقّی نسبت به خودش احساس مسئولیت می کند (طباطبایی، محمّد حسین، ج۲۰، ص۹۶). چنانکه قرآن می فرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مَن ذَکَر أَوْ أُنثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاهً طَیبَهً وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یعْمَلُونَ» (نحل/۹۷).
هر کس از زن یا مرد کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه ای حیات [حقیقی] بخشیم و مسلّماً به آنان بهتر از آنچه انجام می دادند، پاداش خواهیم داد.
ب) مسئولیت در قبال طبیعت
برخورداری انسان از یک سری امکانات و قدرت ها سبب طرح مسئولیت وی در برابر طبیعت و جهان آفرینش می شود. اقدامات بی رویه ی بشر می تواند اختلافات و لطمات کم و بیش بزرگی بر تعادل و سلامت محیط طبیعی وارد آورد.
قرآن می فرماید: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ» (روم/۴۱)؛ به سبب آنچه دست های مردم فراهم آورده، فساد در خشکی و دریا نمودار شده است تا [سزای] بعضی از آنچه را که کرده اند به آنان بچشاند. باشد که باز گردند.
سرچشمه ی تمام مفاسد فراموش کردن اصل توحید و روی آوردن به شرک است. بنابراین در آیات مربوط به بحث نخست سخن از ظهور فساد در زمین به خاطر اعمال مردم به میان آمده است.
آیه ی فوق معنی وسیع و گسترده ای را پیرامون ارتباط فساد و گناه با یکدیگر را بیان می کند.
بعضی می گویند: این آیه ناظر به آن قحطی و خشکسالی است که به خاطر نفرین پیامبر دامان مشرکان مکّه را گرفت، باران قطع شد، بیابان ها خشکید و خشکیده تر شد و حتّی استفاده از صید دریا برای آن ها مشکل گشت.
مفسّران نظرات مختلفی در باره ی فساد در دریا و خشکی ارائه نموده اند ولی همه ی آن ها تنها بیان مصداق است و معنی آیه را در مسأله ی ارتباط فساد و گناه هرگز محدود نمی کند نه محدود به زمان و مکان و نه محدود به خشکسالی و کمی باران.
در این آیه بحر معنای معروفی دارد که همان دریا است (نجفی خمینی، محمّد جواد، ج۱۵، ص۳۶۳) و فساد در آن ممکن است به صورت کمبود مواهب دریایی و یا ناامنی و جنگ هایی که در دریا به وقوع می پیوست، باشد.
در حدیثی از امام صادق (علیه السّلام) است که می فرمایند: «حَیاهُ دَوَابِّ الْبَحْرِ بِالْمَطَرِ فَإِذَا کفَّتِ الْمَطَرُ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ذَلِک إِذَا کثُرَتِ الذُّنُوبُ وَ الْمَعَاصِی» (مجلسی، محمّدباقر، ج۷۰، ص۳۴۹).
«زندگی موجودات دریا به وسیله ی باران است. هنگامی که باران نبارد، هم خشکی ها به فساد کشیده می شوند و هم دریا و این هنگامی است که گناهان فزونی گیرد (مکارم شیرازی، ج۱۶، ص۴۵۰۲۵۲).
پیامی که از این آیه به دست می آید این است که شرک، سبب فساد و تباهی در زمین است و اعمال انسان در طبیعت اثر می گذارد. اعمال ناروای انسان مانع از سودبخشی آب و خاک و عامل بروز پدیده های ناگوار است. نتیجه این که فساد محیط زیست به خاطر عملکرد خود انسان است (قرائتی، محسن، ج۹، ص۲۰۷).
بنابراین طبیعت، جلوه ی جمال الهی و نعمت عظیم خدا بر مردم است که با نظم، تنوّع و تکثّری که دارد، می توا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 