پاورپوینت کامل حب و آثار آن ۱۰۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل حب و آثار آن ۱۰۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حب و آثار آن ۱۰۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل حب و آثار آن ۱۰۷ اسلاید در PowerPoint :
>
چکیده
یکی از اموری که جزء امور فطری انسان به شمار می رود، حبّ به کمال است؛ واضح ترین علامت وجود این حب به کمال، تمایل به زنده بودن و زندگی است؛ طبیعتاً اگر شخصی کمالش را در هر چیزی ببیند، به آن علاقه مند می شود و حبّ آن شئ، در دل آن فرد قرار می گیرد.
پس اوّلاً، حبّ در درون تمام انسان ها وجود دارد و ثانیاً، این حب معلول یک شناخت و معرفتی می باشد که هرچقدر شناخت بیشتر باشد، محبت هم بیشتر خواهد بود.
حب را می توان تشبیه به راهی کرد که ما را به مقصدمان_ یعنی همان کمالی که به وسیله شناخت، حاصل شده_ می رساند. حبّ، به خاطر تقدم زمانی اش بر هدف، اصل محسوب می شود ولیکن اگر از منظر رتبه، به این مسئله نظر بیافکنیم، به خاطر تقدم رتبی هدف، هدف اصل محسوب می شود و نه حب. چون که محبوب، انسان را به سمت خودش می کشد، برای همین اگر محبوب الهی باشد، موجب سعادت و الّا موجب شقاوت می گردد.
انسان ممکن است که گرفتار محبوب های غیر حقیقی شود. مثلاً ممکن است حبّ به شر و پلیدی در دل انسان ایجاد شود که علتش هم چیزی جز خالی بودن دل از یاد خداوند نیست. محبوب حقیقی انسان، خداوند و به تبع او، اهل بیت عصمت وطهارت (ع) هستند که در این میان حب امیرالمؤمنین(ع)، مرتبه و جایگاه خاص برخوردار است.
مقدمه
یکی از عجیب ترین مفاهیم عالم، مفهوم «محبت» است. آخر به چه دلیل و چگونه دل انسان به یک سو کشیده می شود؟ چه می شود که انسان کسی یا چیزی را دوست می دارد؟
عجیب است، وقتی انسان به هر چیزی محبت داشته باشد، بالاخره یک دشمنی برای آن محبوبش پیدا خواهد شد که بخواهد محبت آن محبوب را دچار خدشه بکند. از قدیم گفته اند که هر چیزی که بهتر و پرفایده تر باشد، زودتر هم فاسد می شود! نمونه بارزش هم شیر است! اما فکر می کنم محبت هم از همین دسته است.
مهم ترین چیز برای انسان، همین «محبت» است، چرا که محبت، منشأ عمل انسان است و هم اوست که به رفتار انسان جهت می دهد. چرا که در حدیثی آمده است: «هل الدین الا الحب و البغض» (مجلسی، ۱۴۰۴ ق: ۶۵/۶۳؛ طبرسی، بی تا: ۱۲/۲۲۷) و در حقیقت دین هم چیزی جز مجموعه اعمال و رفتار انسان نیست؛ پس قطعاً حبّ زمینه ساز عمل برای انسان است.
باید مراقب محبوب های خودمان باشیم تا از بین نروند. البته به شرط اینکه محبوب ما ارزش مراقبت را داشته باشد! پس باید از یک قدم جلوتر شروع کنیم، یعنی به دنبال محبوب هایی برویم که ارزش آن را داشته باشند که ما، تمام عمرمان را صرف مراقب و پرورش آنها برویم…. اما اگر محبوبی پیدا کردیم که همتایی برایش در عالم نبود، برای حفظ آن باید چه کار کنیم؟
فصل اوّل: چرایی ها
۱. ضرورت بحث
محبت!
اندکی تأمّل کنید!…
محبت! قطعاً اگر در درون خودتان جست وجو کنید، محبت را، در درون خودتان پیدا می کنید.
این مفهوم، یعنی محبت، چه مفهوم عجیبی است که تار و پود زندگانی ما انسان ها با آن گره خورده است.
علاقه، دوست داشتن، وابستگی، محبت و…..اینها مفاهیمی هستند که ما در زندگی خود بسیار با آن مواجه می شویم. این مفاهیم، قسمت قابل توجهی از زندگی ما را به خود اختصاص داده است. حتی شاید بتوان گفت که زندگی ما، تماماً، از این مفهوم، پُر شده است.
اما یک سؤال مهم!…
حالا که این مفهوم این قدر با زندگی ما عَجین شده است، آیا اسلام در مورد آن چیزی گفته است؟ و در صورت مثبت بودن جواب، اسلام چه نظراتی پیرامون این موضوع بسیار مهم دارد؟ و. ..
پس به همین علت بر آن شدیم تا تحقیقی در حد وسعمان پیرامون این موضوع خطیر و بسیار مهم انجام دهیم تا ان شاء الله در زندگی مان به کار بسته شود.
فصل دوم: بررسی ماهیت حبّ
۱. حقیقت حب
۱-۱. حرکت حبّی
انسان، موجودی کمال طلب است؛ از این رو اگر مطلوب خود را که همان کمال است، در شی ء یا شخصی ببیند، محبّت و علاقه به آن، در دلش جا می گیرد و تلاش می کند تا به آن نزدیک شود، خود را شبیه آن گرداند و…. بدین ترتیب، محبّت، از یک سو معلول معرفت و از سوی دیگر، علّت انقیاد در برابر کامل است (جوادی آملی، ۱۳۸۸: ۳۳۰).
۲-۱. شدت حرکت حبّی
هرچه ادراک و معرفت بیشتر باشد، محبّت بیشتر می شود و در نتیجه، اطاعتِ افزون تری را به دنبال دارد.
بنابراین، محبّت به دو چیز وابسته است: وجود کمال در محبوب و معرفت مُحب نسبت به محبوب.
از امام صادق (ع) نقل شده است: «إذا تجلّی ضیاء المعرفه فی الفؤاد ها ج ریح المحبّه»؛ اگر نور معرفت بر دل بتابد، نسیم محبّت می وزد» (الصادق (ع)، ۱۴۰۰ ق: ۴). ذات اقدس الهی، بیش از هر موجودی، علم به کمالات خود دارد؛ پس بیش از هر موجودی، به ذات قدسی خود عشق می ورزد (جوادی آملی، ۱۳۸۸: ۳۳۰).
۳-۱. بررسی مراحل حرکت حبی انسان
محبت مراحلی دارد که مرحله اول آن همان «جذب و دفع»است. این جذب و دفع، در جمادات نیز وجود دارد و «غضب و شهوتی» که در انسان بروز می کند، مراحل بالاتر این جذب و دفع است؛ چنان که مراحل تلطیف شده آن، «تولّی و تبرّی» نامیده می شود که پس از پیروزی انسان در جهاد اوسط و تعدیل نیروی جذب و دفع، حاصل می شود. بالاترین و اعلی مرتبه ترین مرحله محبت که محب واقعی و مبغض واقعی به آن می رسند، مرحله «عشق» «أفضل الناس من عشق العباده فعانقها» ـ (کلینی، ۱۳۷۵: ۲/ ۸۳) و «مَقت» « کبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ»؛ (سوره صفّ/۳) است (جوادی آملی، ۱۳۸۸: ۳۳۱).
۲. حبّ از نگاه های متفاوت (اصل یا فرع)
به نظر نگارنده این تحقیق، حب را می توان از زاویه های مختلف و متفاوت، مورد بررسی و واکاوی قرار داد.
حب انسان، زمانی که در مسیر و جریان صحیحش قرار گرفته باشد، قطعاً انسان را به سمت کمال واقعی سوق می دهد. اسلام این کمال واقعی را در قالب اصول دین به انسان عرضه کرده است.
ما در مورد حضرت ابراهیم (ع) در قرآن می خوانیم: «فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأی کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلینَ» (انعام/۷۶). خداوند در این آیه فرموده است که حضرت ابراهیم (ع) برای رسیدن به حقیقت و کمال واقعی خود، از راه محبت عبور کرده اند.
یعنی در واقع محبت همانند یک راهی است که انسان از آن عبور کرده و بعد از آن به مقصد و سر منزل واقعی خود می رسد. (البته ان شاءالله پیرامون اینکه چگونه باید راه و هدف صحیح را انتخاب کرد، در فصل سوم بحث خواهد شد). با توجه به این مطلب، می توان از یک جهت محبت را اصل و هدف را فرع قرار داد و یا بالعکس (یعنی هدف اصل و محبت فرع باشد).
از آن جهت محبت اصل است، که زاویه دید ما این باشد که، هرچه که تقدم زمانی داشته باشد، اصالت هم با همان است؛ چرا که ما بالاخره مجبور هستیم که برای رسیدن به خواسته و هدف خود از مسیر محبت عبور کنیم، که این امر قاعدتاً به تقدم زمانی محبت بر هدف منجر می شود. به عبارت دیگر، در واقع نبود محبت مساوی با نرسیدن به هدف است، که همین امر هم موجب اصالت محبت شده است. پس با توجه به این که محبت تقدم زمانی دارد، اصالت هم دارد.
اما اگر ما از منظر دیگری به این موضوع نگاه کنیم، هدف را اصل و محبت را فرع خواهیم یافتم. و آن منظر هم این است که اگر هدفی وجود نداشته باشد، دیگر اصلاً راه، معنایی ندارد که بخواهد ما را به هدفی برساند. در واقع هدف، از نظر رتبه ای مقدمِ بر راه است. پس با توجه به دلیل مذکور، می توان گفت که چون هدف، تقدم رتبی دارد، اصالت هم دارد.
فصل سوم: جایگاه حبّ در جوهر انسانی
۱. حب و محبوب، دو رکن تأثیرگذار در سعادت و شقاوت
در بیان جایگاه حب و محبوب فرموده اند: «و المرء مع من أحبّ»؛ انسان با کسی محشور می شود و به کسی شناخته می گردد که دوستش می دارد (کلینی، ۱۳۷۵: ۲/۱۲۶).
سرّ این گفتار، آن است که انسان در خلوت و جلوت و به صورت خواسته یا ناخواسته، با دوست خود زندگی می کند و در حقیقت، دوست، شخصیّت انسان را می سازد و به آن شکل می دهد و به بیان دیگر، اتّحادی بین آن دو برقرار می شود.
از این رو، ارزش هر انسانی وابسته به مقدار ارزش دوستش است. و به مقدار سعه وجودی دوست خود، روح او هم وسعت می یابد؛ خواه سنگ و گِل باشد یا گیاه و گُل یا…. در نتیجه، حشرِ یکی از آنها، حشر دیگری است.
حضرت امام رضا (ع) به پسر شبیب توصیه فرمودند که حتماً ولایت اهل بیت (ع) را بپذیرد؛ زیرا اگر کسی ولایت سنگی را بپذیرد، خداوند، وی را با همان سنگ محشور خواهد کرد (مجلسی، ۱۴۰۴ ق: ۴۴/۲۸۶):
«یا بن شبیب!… و علیک بولایتنا فلو أنّ رجلاً تولّی حجراً لَحشره الله معه یوم القیامه». ولایت در این روایت، یا به معنای دوستی است یا به معنای سرپرستی که در آن نیز دوستی مطرح است؛ زیرا پذیرش ولایت و سرپرستی خدا و اولیای الهی، زمانی منفعت می بخشد که همراه با دوستی باشد (جوادی آملی، ۱۳۸۸: ۳۳۴).
به نظر نگارنده، حب الله، موجب تقرب به خدا می شود (برقی،۱۳۷۱ ق: ۱/۱۵۰): «عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ (ع) أَیُّ شَیْ ءٍ أَفْضَلُ مَا یَتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ إِلَی اللَّهِ فی ما افْتَرَضَ علی هم فَقَالَ أَفْضَلُ مَا یَتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ إِلَی اللَّهِ طَاعَهُ اللَّهِ وَ طَاعَهُ رَسُولِهِ وَ “حُبُ اللَّهِ “وَ حُبُّ رَسُولِهِ ص وَ أُولِی الْأَمْرِ وَ کَانَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَقُولُ حُبُّنَا إِیمَانٌ وَ بغض نا کُفْر.»؛
و قطعاً کسی که مقرب درگاه احدیّت است، مراقب اعمال خویش است و همیشه خداوند صمد را، ناظر بر اعمال و رفتار و کردار خویش می داند و به همین علت، قطعاً خطایی از او سر نمی زند و حتی می توان گفت که دیگر حتی فکر گناه و تخطّی از ربّ العالمین هم به ذهن او خطور نمی کند. و حاصل این امر، این خواهد شد که آن فرد در زندگی دنیوی و اُخروی خود همیشه زیر سایه لطف ربّ الارباب خواهد بود، خاصّتاً! و اینکه در سرای جاوید، در فردوس برین، در جوار خداوند رحیم، مُتنعّم گشته، و همسایه انبیاء و اولیای الهی می گردد.
چه خوب همسایگانی اند پیامبر خدا،حضرت محمد (ص) و اهل بیت(ع) طاهرین ایشان!
اما وای از آن روز که خداوند رحمان، انسان را به وسیله فطرتش، به راه حق، و حبِّ به خود دعوت کند (کلینی، ۱۳۷۵: ۲/۳۸۴ ): «عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَهَ عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْیَنَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنْ قو له عَزَّ وَ جَلَّ- إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً «۲» قَالَ إِمَّا آخِذٌ فَهُوَ شَاکِرٌ وَ إِمَّا تَارِکٌ فَهُوَ کَافِرٌ.»
و این انسان جفا کار از این موهبت بزرگ الهی سر باز زند و به جای آنکه سر بر آستان خداوند عالمیان بگذارد، دل به شیطان رجیم بسپارد و او را مولای خود قرار دهد. در آن وقت، او راه کفر را در پیش گرفته، و از درگاه رحیمیّت خداوند دور می شوند و قطعاً کسانی که ولایت طاغوت را لبیک گویند، در روز «لَا یَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ» (شعراء/۸۸)، مورد غضب الهی قرار می گیرند و در دوزخی که حاصل از اعمال خودشان است، «خالدین فیها ابداً» می شوند.
و مصداق آیه «سنلقی فی قُلُوبِ الَّذینَ کفروا الرُّعْبَ بِما أَشْرَکوا بِاللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مأواهم النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَی الظَّالِمینَ» (آل عمران/۱۵۱): «به زودی در دل های کسانی که کفر ورزیده اند بیم خواهیم افکند، زیرا چیزی را با خدا شریک گردانیده اند که بر (حقانیت) آن، (خدا) دلیلی نازل نکرده است. و جایگاهشان آتش است، و جایگاه ستمگران چه بد است» می شوند.
۲. حب و لوازمات آن
۱-۲. آثار فردی و اجتماعی محبت
الف. در اهل ایمان: به نظر نگارنده، محبت مجرای عمل است. چرا که در حدیثی آمده است: «هل الدین الا الحب و البغض» (مجلسی، ۱۴۰۴ ق:۶۵/۶۳؛ طبرسی، بی تا: ۱۲/۲۲۷) و در حقیقت دین هم چیزی جز مجموعه ا اعمال و رفتار انسان نیست؛
پس قطعاً حبّ زمینه ساز عمل برای انسان است وقتی انسان به چیزی محبت داشته باشد، به سمت آن کشیده می شود. این کشیده شدن موجب انجام کار می شود. در واقع ما هر کاری که انجام می دهیم،
حاصل یک محبتی در دل ماست. وقتی منشأ عمل، حبی باشد که از ایمان درست و صحیح حاصل شده باشد، انسان را، هر چه بیشتر به انجام کارهایی که در راستای ایمان است سوق می دهد.
پس این امر باعث می شود که فرد، شخصی متقی باشد (چرا که عملی که منشأ آن ایمان باشد، سر منزلی جز ورع و تقوا نخواهد داشت).اگر تمام افراد جامعه این گونه برخورد کنند، جامعه ما، جامعه ای زنده، پویا ومتقی خواهد شد.
ب. در غیر اهل ایمان:وقتی که مجرای عمل محبت باشد، وقتی محبت به غیر خدا در دل است، باعث می شود که اعمال انسان، صبغه خدایی نداشته باشد و به تبع، جامعه ای هم که چنین افرادی در آن زندگی می کنند، جامعه ای غیر خدایی خواهد بود.
۲-۲. عوامل و فواید بغض در اهل ایمان
از جمله عواملی که در ایجاد بغض در اهل ایمان وجود دارد، این است که هر کسی که نسبت به محبوبِ اهل ایمان، عداوت و دشمنی ای داشته باشد، مبغوض اهل ایمان می گردد. وقتی انسان نسبت به کسی بغض داشته باشد، این بغض او موجب حرکت می شود تا مبغوض را از میان بردارد.
این همان تبرّی در دین اسلام است. البته از میان برداشتن مبغوض، شیوه ها و مراحلی دارد. اولین مرحله این است که آن فردی را که معاند است، توجیه کند تا متوجه اشتباه خود شود و نور ایمان در قلب او هم شروع به تابش کند.
شدت این مراحل ادامه دارد تا آنجا که منجر به کشتن فرد مقابل می شود. این کارها در اسلام، جهاد اصغر نامیده می شود. اما باید دانست که بزرگ ترین مبغوض انسان، نفس أماره اوست که او را به مخالفت با خداوند دعوت می کند و بعد از آن شیطان لعینِ رجیم است که او را دچار وسوسه می کند. پس سزاوار است که انسان در وهله اول، به اول دشمن خود و خدا، بغض داشته باشد و به مبارزه با آن دو خبیث بپردازد.
اسلام به این مجاهدت، جهاد اکبر می گوید. اگر انسان در هر یک از این دو جهاد، جان خود را از دست دهد، به مقام شهادت و شهود رسیده؛ و بالاخره به دیدار محبوب خود نائل می شود.
و از همین باب است که در روایات اهل بیت (ع) آمده است: «من مات علی حبّ آل محمد مات شهیدا» (مجلسی، ۱۴۰۴ ق: ۲۳/۲۳۳). چرا که همواره آن دو خبیث در پی آن هستند که این حب را از دل انسان خارج کنند و انسان هم، همواره در حال مبارزه با آنهاست و اگر در همین حین بمیرد، چون در حال جهاد اکبر بوده، شهید حساب می شود
۳. «محبوب» و «مبغوض»
۱-۳. شیوه تشخیص و محبوب و مبغوض
انسان کامل، معصوم (ع)، آن گاه که در پرتو قرب نوافلْ، محبوب خداوند می شود خدای سبحان در مقام فعل (نه ذات و نه اسمای ذات) مجاری ادراکی و تحریکی او را به عهده گرفته، والی و مولای او می شود و وی بی کم و کاست تحت ولایت الهی قرار می گیرد،
در نتیجه همان طور که در گفتار «ما یَنطِقُ عَنِ الهوی» ( نجم/ ۳) می شود، در رفتار، کردار، نوشتار و نیز در اوصاف نفسانی (جذب و دفع، قبض و بسط، قهر و مهر، رضا و غضب و…) چنین می گردد،
از این رو از رضای او می توان رضای خدا را کشف کرد؛ یعنی در مقام ثبوتْ، رضای الهی مقدّم بر رضای او و در مقام اثبات، رضای او کاشف از رضای خداست. (جوادی آملی، ۱۳۸۸: ۵/۴۸۰)
پس نتیجه این شد که در واقع و نفس الامر، باید حب خدا و بغض غیر خدا در دل باشد.باید رضای خداوند را جلب کرد. به این نحو که «قُلْ إِنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکمُ اللَّه »(آل عمران/۳۱)،یعنی اگر واقعاً محب خداوند هستیم، باید تبعیت از حبیب خدا داشته باشیم.
خداوند در این آیه متذکر می شود که تنها راه حب الله، اطاعت از حبیب الله است ولا غیر. پس قطعاً کسانی که از تبعیت حبیبش، سر باز زده اند، بلا شکٍّ و شبههٍ، حب الله در دلشان جایی نداشته است.
و همچنین است در باب بغض. یعنی بغض انسان هم باید در راستای رضای خداوند صمد باشد، تا جایی که معصوم (ع) می فرمایند: «مَنْ أَحَبَّ لِلَّهِ وَ مَنْ أَبْغَضَ لِلَّهِ وَ أَعْطَی لِلَّهِ فَهُوَ مِمَّنْ کمَلَ إِیمَانُه »(حرّ العاملی، ۱۳۷۶ ق: ۱۱/ ۴۳۴)؛ (و فی النسخ: و ابغض للّه)، یعنی اگر حب و بغض در راه خدا بود، آن وقت ایمان کامل است واِلاّ ایمان هم دچار مشکل است.
پس شیوه تشخیص محبوب و مبغوض، از راه رضای رسول الله و بالتَّبَع ایشان، رضای ائمه معصومین (ع) صورت می گیرد.
۲-۳. محبوب و مبغوض حقیقی و مجازی
بنابرآنچه گفته شد، تنها محبوب حقیقی خداست و محبّت به محبوب های دیگ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 