پاورپوینت کامل جایگاه علوم انسانی، چالش ها و راهکارها ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل جایگاه علوم انسانی، چالش ها و راهکارها ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جایگاه علوم انسانی، چالش ها و راهکارها ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل جایگاه علوم انسانی، چالش ها و راهکارها ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

>

چکیده

یکی از فلسفه های مضاف مطرح در غرب امروز، فلسفه ی علم می باشد که به تازگی در دانشگاه ها نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اما متأسفانه منابع مطالعاتی در این زمینه، همگی بیان گر نظرات فیلسوفان غربی و احیاناً نقد آراء آن ها می باشد و نگرشی به فلسفه ی علم اسلامی تاکنون نشده است. در این تحقیق، ابتداً به نقد نظرات مطرح، مانند پوزیتیویسم و ابطال گرایی پرداخته شده و سپس با استخراج سؤالات اساسی در این رشته سعی شده که پاسخی براساس مبنای فلسفه ی اسلامی به این پرسش ها داده شود. ادعای این پژوهش، تطبیق کامل با مبانی فلسفه اسلامی نیست، بلکه تلاشی است برای شروع این امر مهم.

مقدمه

تحول علوم در زمانهای مختلف تاریخ نشان می دهد که این تحول، وابسته به پرسش از موانع و دشواری های آن بوده است. ما هم برای برداشتن موانع راه، باید به خود و آنچه بر سر فهم و عقل مان آمده است، بازگردیم و بدانیم که برای هموارشدن راه علم و ورود به مرحلهی تحقیق در علوم انسانی، فهم باید آزاد شود.

مسأله ی علوم انسانی در شرایط فعلی کشور، بسیار ضروری و حیاتی به نظر می رسد. از آن رو که شصت درصد دانشجویان کشور، در رشته های علوم انسانی تحصیل می کنند و بیش از نیمی از مجلات علمی-پژوهشی کشور، در حوزهی علوم انسانی است و هم چنین بیشترین آمار بیکاری، در فارغ التحصیلان این رشته ها است. این آمار نشان می دهد که مشکلات کشور، بیشتر ریشه در علوم انسانی دارند و به همین دلیل برای رشد و بالندگی کشور، باید به آن توجه ویژه کنیم.

مشکل علوم انسانی در کشور ما، ناکارآمدی آن است. علی رغم اینکه بیشترین نیازهای کشور، مرتبط با علوم انسانی است و از طرفی بیشترین فارغ التحصیلان هم در علوم انسانی هستند، برقراری نسبت بین نیاز و امکانات، یک مدیریت توانا می طلبد. چنین به نظر می رسد که هزینه های بسیاری که در حال حاضر برای علوم انسانی صرف می شود، اثربخشی مناسب ندارد.

مشکل علوم انسانی از حیث محتوا این است که متناسب با فرهنگ و اندیشهی ایرانی- اسلامی نیست. به واسطهی ذخایر و فعالیت های فکری داخلی به خصوص در دو دههی اخیر، این انتظار وجود داشت که تفکرات ناب انقلابی، دینی و میهنی ما، مجال بروز یابند که متأسفانه چنین نشد.

ایراد به رشته های تحصیلی علوم انسانی وارد است. اینکه رشته های علوم انسانی، روزآمد نیستند. معنای فعالیت های آموزشی و پژوهشی کشور در رشته های علوم انسانی، سرفصل ها و منابع رشته های علوم انسانی است که اغلب آنها، بیش از بیست سال است که تغییر نکرده اند.

مطابق آمار، رشتهی مدیریت مشاوره، بیست ونه سال است که مورد بازنگری قرار نگرفته است. حساب داری بیست وهشت سال، تاریخ بیست وشش سال، زبان و ادبیات فارسی بیست وسه سال، فلسفه بیست وسه سال، امور تربیتی و مشاوره بیست ودو سال، علوم اجتماعی در تمام زیرشاخههایش بیست ویک سال، زبان و ادبیات انگلیسی بیست ویک سال، روزنامه نگاری بیست ویک سال، روابط عمومی، معارف اسلامی، علوم تربیتی و حقوق نزدیک به پانزده سال، مطالعات خانواده و علوم اقتصادی چهارده سال و علوم سیاسی چهارده سال است که تغییر نکرده اند.

مسائلی از این دست نشان میدهد که ما تقریباً هیچ گونه تحول و کار مداومی در رشته های علوم انسانی نداشته ایم. در حالی که در دنیا، هر پنج سال یک تحول عظیم در حوزهی علوم انسانی رخ می دهد، ما از این مسائل دور هستیم. این در حالی است که تلاش ده سال اخیر اندیشمندان ایران اسلامی برای ادبیات و پیشینهی ارزشمند فرهنگ و انقلاب، نتوانسته جایی در منابع و سرفصل های علوم انسانی پیدا کند.

در چنین شرایط ایستایی، وقتیکه منابع علوم انسانی مورد بازنگری قرار نمی گیرند، اندیشه های نو و تازه نیز مجال طرح و بسط نمی یابند.

اهمیت تحول علوم انسانی

سالیانی است که رهبر انقلاب، سخن از علوم انسانی و بومیسازی آن را به شیوه ی اسلامی بیان می کنند. الزام بومی سازی و نگاه ویژه ی رهبری انقلاب به علوم انسانی اسلامی، از این جهت مهم جلوه می کند که از ابتدای انقلاب تاکنون و از شروع انقلاب فرهنگی، این نیاز کاملاً محسوس بوده و امروز نتیجه ی آن را در سطح دانشگاه ها شاهد هستیم.

نگاه غرب زده ی پنهان شده در پشت اندیشه ی برخی افراد همانند «سروش» که خود، از جمله افراد مؤثر در روند انقلاب فرهنگی بوده و بسیاری از اساتید وقت، به دستور وی اخراج و همینطور محتوای بسیاری از متون زیر نظر وی نگاشته شدند، انتظار بیشتری از وضعیت کنونی علوم انسانی را برای ما به جا نمی گذارد.

تعداد دانشگاه های علوم انسانی و تعداد دانشجویان و هیأت علمی، امروزه با توجه به هزینه ی مادی کم راه اندازی واحدهای دانشگاهی علوم انسانی، شاید انواع آنها از دولتی و آزاد گرفته تا پیام نور و غیرانتفاعی، قریب به دویست واحد بالغ شود. هم چنین براساس برآوردها، حدود یک میلیون وهشت صدهزار دانشجوی علوم انسانی و یک صدهزار عضو هیأت علمی و مربی در این رشته ها فعالند.

بررسی جایگاه علوم انسانی در نظام ارزش گذاری و سیستم آموزشی ایران، از اهمیت خاصی برخوردار است. آنان که در سیستم آموزشی ایران تحصیل کرده اند، سپس سیستم آموزش عالی یکی از کشورهای پیشرفته را نیز آزموده اند، به خوبی درمی یابند که از مهم ترین وجوه تمایز بین دو سیستم، تفاوت جایگاه و ارزش علوم انسانی است. البته بی توجهی به علوم انسانی در ایران، پدیدهی نوینی نیست و متعلق به دهه های اخیر هم نیست و بسیاری منشأ اصلی مشکلات و ضعف اساسی کشورمان را، در همین نقطه ارزیابی می کنند.

عدم بروز و ظهور آثار علوم انسانی، از آن جا که محصولات علوم انسانی برخلاف پزشکی و مهندسی، مادی و دیدنی نیست، طبعاً ظهور بسیار کم تری در جامعه دارد. البته کوتاهی در ارائه ی این علوم در قالب های مخاطب پسند و نیز درگیرکردن جامعه با آن، این نقیصه را تشدید کرده است.

با گذشت چندین سال و به رغم انجام شدن فعالیت ها و پژوهش های مختلف در کشور، این تلاش ها ظهور چندانی در جامعه نیافته است. علت آن است که اطلاع رسانی مناسب از این گونه پژوهش ها در جامعه نشده و از سوی دیگر، این موارد در کنار هم ارائه نشده و به صورت جزیره های جداگانه درآمده است. با این حساب، متأسفانه جایی برای جمع آوری نتایج تحقیقات مختلف یا دست کم خلاصه و اشاره ای به آن ها وجود ندارد که همین امر از یک سو، باعث برداشت عدم انسجام علوم انسانی در کشور شده است و از سوی دیگر، حضور یک میلیون و هشت صدهزار دانشجوی علوم انسانی و بیش از چهارمیلیون فارغ التحصیل و یک صدهزار عضو هیأت علمی و مربی این رشته، موجب شده است تا علوم انسانی به مهم ترین دانش در عرصه ی اجتماع، در مقایسه با رشته های فنی و علوم طبیعی تبدیل شود. اما با وجود این ظرفیت، خدمات مناسب اطلاع رسانی در رشته های علوم انسانی در کشور ما انجام نمی شود و همین امر باعث شده حق این بخش عظیم، از دانش ها و پژوهش های انجام شده در کشور ادا نشود و علوم انسانی از رسیدن به جایگاه رفیع و مطلوب خود باز بماند.

آسیب شناسی

جدای از محتوای علوم انسانی که بدان اشاره شد، از ظرفیت فعلی تفکر و اندیشه در حوزهی علوم انسانی نیز به طور مناسب بهره گرفته نمی شود. در واقع در به کارگیری علوم انسانی و تشریک مساعی با اندیشمندان این امر، برخی نقایص از حیث نحوهی عمل وجود دارد:

اولین نقد این است که اندیشه ها، تولیدمحور هستند نه محصول محور و توزیع محور. یعنی اندیشه ای تولید می شود و مورد حمایت نیز قرار می گیرد. اما اینکه این اندیشه چگونه باید مورد استفاده قرار گیرد، مورد توجه قرار نمی گیرد. مجله را تولید می کنیم، اما اینکه این مجله چقدر می تواند اشاعه پیدا کند، مورد توجه قرار نمی گیرد.

ضعف اساسی در انتشار اندیشه ها، عدم تعامل با اندیشه ی جوانی است که می تواند وضعیت بسیار خوبی برای کشور به وجود بیاورد. ما می توانیم به جای اینکه جنبهی تدافعی داشته باشیم، جنبهی تهاجمی داشته باشیم. غلبه ی نگرش حذفی و سلبی به جای راه حل های ایجابی.

برخی بهترین کار را این می دانند که صورت مسأله را پاک کنند. رشتهی مطالعات زنان را به خاطر اینکه یک سری فیمینیست از آن استفاده کرد ه اند، حذف می کنند. رشتهی فلسفه ی دین را بهخاطر اینکه یک سری افراد ناباب در آن بوده اند، حذف می کنند. برخی چنین تصور کردند که با حذف رشتهی فلسفهی غرب، مشکلی از کشور حل می شود.

اصول دینی علوم انسانی

برای اسلامی کردن علوم انسانی، باید از منابع محکم استفاده کنیم. برای اینکه جایگاه اصلی خود را در علوم انسانی پیدا کنیم، باید آموزههای دینی متقن را پایه و اساس کار قرار دهیم.

درحقیقت، شرط اول در اسلامی سازی علوم انسانی، استفاده از منابع محکم و متقن دینی است و اگر در این راه کوتاهی کنیم، در آینده اصل دین زیر سوأل خواهد رفت. همانطور که در یک فرع فقهی، روایات را کاملاً بررسی کرده و رجال و دلالت آن را زیر و رو میکنیم، در استناد علوم انسانی به دین هم باید با دقت عمل کنیم. اگر درعلوم انسانی از یک روایت مرسله استفاده کردیم که بعد ضعف آن معلوم شد، کاری کردهایم که ضرر آن، بیشتر از سود آن است. برای پیشبرد علوم انسانی، باید با استفاده از منابع غنی اسلامی، پایههای محکمی ایجاد کنیم. منابع دینی را خوب بشناسید و سند و منابع را بررسی کنید تا بین خود و خدا حجت داشته باشید.

مسئولیت کنونی علما، از وظیفهی همه علما در طول تاریخ بیشتر است. چون انحراف در شرایط فعلی، موجب انحراف میلیونها نفر و درگیری و نزاعها میشود. معنای علم در علوم دینی، مساوی با ساینس و علم تجربی نیست. بلکه کشف واقعیت و درک حقیقت از هر راهی است. باید منظور خود را به درستی بیان کینم تا معلوم شود دینهای باطل مثل بودیسم مقصود نیست. بلکه باید حداقل سه عنصر مبدأ، معاد و رابطه ی انسان و خدا در آن دینی باشد که مصداق کامل آن اسلام است.

وقتی از دین صحبت میکنیم منظور ما چیزی است که به زندگی رنگ میدهد و انسان را در تمام جزئیات با خدا مرتبط میکند، نه اینکه دین، یک مسئلهی شخصی باشد و انسان هر روز بتواند آن را تغییر دهد. بهترین تعریف این است که بگوییم معلوماتی که از منابع اختصاصی دین استفاده میشود، علم دین است. یعنی در علم دین، ما از منابع اختصاصی یا معلمان وحی استفاده میکنیم. البته ما در دین، دلیل عقلی را قبول داریم و عقیده ی به خدا را با عقل اثبات میکنیم. اما هرچه عقل ثابت کرد، دین نیست. مثل معادله دو مجهولی. تهیه یک نقشه ی اجرایی در کنار کارهای علمی، در زمینه اسلامیسازی علوم انسانی ضروری است.

انتخاب مبانی فلسفی برای تحول در علوم انسانی، یک شروع منطقی است که بعد از فهم صحیح این مسیر، باید راههای عملیاتی شدن این مباحث، در یک طرح اجرایی در نظر گرفته شود. تهیه ی یک نقشه ی اجرایی که دارای قابلیت های عملیاتی است، بسیار پراهمیت است. دانشگاه ها از عهدهی اسلامی شدن علوم انسانی برنمی آیند. زیرا معلومات آنها منحصر در علوم غربی است.

کسانی می توانند در فرایند تحول در علوم انسانی و اسلامی شدن آن نقش مؤثری داشته باشند که در کنار آشنایی کافی با علوم اسلامی، با تاریخچه، نظریات و نظریههای علوم انسانی هم، آشنا باشند. بعد از انقلاب اسلامی در حوزه های علمیه این احساس نیاز پدید آمد که طلاب با علوم انسانی آشنا شوند.

در کنار کارهای علمی در راستای اسلامی کردن علوم انسانی، باید کار فرهنگی مناسب هم انجام شود تا ضرورت تحول در علوم انسانی و ضرورت استفاده از فرهنگ اسلامی، در جامعه تثبیت شود.

در مغرب زمین قرن ها است که علوم انسانی پیشتاز بوده است. تا حدی که امروز دیگر مقوله ی تعامل علوم ریاضیات و علوم طبیعی از بین رفته و هرکدام حرفی برای گفتن دارند. درحالی که متفکران غربی، کالبدشکافی مدرنیته و علوم انسانی را آغاز کرده اند، در کشور ما طرفداران علوم اجتماعی، از غرب الگوبرداری می کنند و توجه خاصی به مبانی علوم اسلامی ندارند.

در واقع می توان گفت که اسلام، یکی از قربانیان توسعهی علوم انسانی در غرب است. در یادگیری و مطالعهی علوم انسانی، تعصبی به غربی یا شرقی بودن آن نداریم. مهم بصیرت است تا حین آموزش، از دین خارج نشویم که بارها مقام معظم رهبری در این مورد توصیه و هشدار داده اند.

اینکه ما بخواهیم در مورد رفتار انسانی، نظریاتی را بیان کنیم، در ابتدا باید انسان را به درستی بشناسیم و شناخت انسان از راه دین و آموزه ها و تعالیم دینی و ارتباط انسان با جهان، بهتر و شفاف تر است. نباید در تحول علوم انسانی افراط کنیم. زیرا در علوم قبلی، تلاش های زیادی انجام شده است و باید از بسیاری از مبانی و تجربیات قبلی استفاده کرد.

یک تلقی نادرست از ورود دین و اسلام به علوم انسانی این است که می گویند باید ریاضیات یا فیزیک را از درون قرآن درآوریم؛ در حالی که اشتباه است. زیرا استفاده از تعالیم دینی در تحول علوم انسانی، راهکارها و شیوه های خاصی دارد. مثلاً یک روانشناس مسلمان نماز می خواند، روزه می گیرد و خدا را هم قبول دارد و روانشناس موفقی هم است. باید تلاش کنیم بفهمیم مقصود ما از اسلامی کردن علوم انسانی چیست و چه چیزی را می توانیم در آن تصرف کنیم. ما نمی خواهیم نقل را به جای عقل بگذاریم. نگاه ما به بازسازی علوم انسانی، توجیه معقولی دارد و آن این است که ما ایمان به دینی داریم که دارای آموزه های متنوع در زمینه های مختلف مانند حقیقت انسان، جهان و رابطه ی بین این دو است. طبیعی است که ما بیندیشیم چنین دینی نسبت به علوم انسانی صاحب نظر باشد. تفکرات ما در یک علم، پیش فرض دارد و مهم این است که آنان را برجسته کنیم.

به گفتهی ناظران بر این علوم، بسیاری وقت ها این پیش فرض ها برجسته نیستند. مثلاً جامعه شناس و روانشناس در این زمینه کار می کنند، ولی نمی دانند پیش فرض ها چیست و خیلی وقت ها پیش فرض وارد علم نمی شود. بسیاری از علوم ما دارای پیش فرض هایی هستند که مرتبط با آن علم نیستند.

مسیر دیگر بحث هدف در علوم است. چه بسیار افرادی که می گویند ما کاری به این نداریم که هدف از علم و دستاوردها چیست و مدعی هستند علم بی طرف است. حال آنکه این تز، سال ها بر جهان سیطره داشت.

یکی از مسائل مهم برای ما که به دین اسلام اعتقاد داریم، اعمال و رفتاری است که انجام می دهیم. معلوم شده است که تز بی طرفی، حرف نامعقولی است و نمی شود عالم، وارد حیطه ای شود و اعلام کند که بی طرف است.

یکی از دغدغه های مقام معظم رهبری که در سخنرانیهای مختلف به ویژه در چند سال اخیر بر روی آن تأکید ورزیدهاند، مسئله «علوم انسانی» و مشکلات آن میباشد. ایشان بارها گلایه ی خود را در مورد وضعیت موجود این علوم، ابراز داشته و تحول اساسی در محتوای درسی رشتههای مختلف این علوم را لازم شمردهاند.

برای روشن شدن حوزه ی این علوم، همین مقدار اشاره می شود که علومی مانند: جامعه شناسی، روانشناسی، روانشناسی اجتماعی، علوم سیاسی، اقتصاد، مردم شناسی، تاریخ، جغرافیا، علوم ادبی، فلسفه، هنرهای زیبا و.. ذیل عنوان علوم انسانی قرار میگیرند.

کلیات راهکارهای اصلاح علوم انسانی

• اهمیت علوم انسانی

علوم انسانی به اندازهی علوم صنعتی و پزشکی، مهم است و پیشرفت و نظریه پردازی در آنها، از اهمیت ویژهای برخوردار است. مقام معظم رهبری بسیاری از حوادث و اتفاقات دنیا را، ناشی از نظریه پردازیهای دانشمندان این رشتهها میدانند و میفرمایند:

«بسیاری از حوادث دنیا حتّی در زمینههای اقتصادی و سیاسی و غیره، محکومِ نظرات صاحب نظران در علوم انسانی است. در جامعهشناسی، در روانشناسی، در فلسفه. آنها هستند که شاخصها را مشخص می کنند. در همین علوم انسانی مثلاً: تاریخ، جامعهشناسی و روانشناسیای که میدانید، حقیقتاً بدانید ارزش ما در جامعه و در سطح بین المللی، از یک پزشک پیشرفته، یقیناً کم تر نیست؛ بلکه بیشتر هم هست. شما الان نگاه کنید، ببینید در این چهرههای علمی معروف دنیا چند تا پزشک هستند. چند تا جامعه شناس یا مورخ وجود دارند. میبینید که تعداد و برجستگی این دومی بیشتر است. منتها باید کار کنید تا پیش بروید.»

از دیدگاه ایشان علوم انسانی، جهت دهنده و فکرساز است و مسیر و مقصد حرکت جامعه را تعیین می کند. میتوان گفت یکی از دلایل مهم تأکید ایشان بر علوم انسانی این است که ایران کشوری در حال پیشرفت است و برای پیشرفت و توسعه، الگوی کاملی لازم است که مقصد و مسیر، براساس آن روشن شود. تعیین این الگو و معیارها و شاخصهای پیشرفت، برعهدهی علوم انسانی میباشد.

چگونگی تفسیر هستیشناسانه از انسان و اینکه او را موجودی تک ساحتی و یا دوبعدی بدانیم، تأثیر عمیقی بر نظام اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد و برهمین اساس، الگوی پیشرفت تعیین می شود.به همین دلیل رهبر بزرگوار میفرمایند:

«اسلام انسان را موجودی دوساحتی میداند؛ دارای دنیا و آخرت. این پایهی همهی مطالبی است که در باب پیشرفت باید درنظر گرفته شود. شاخص عمده این است. فارقِ عمده این است. اگر یک تمدنی، یک فرهنگ و آئینی، انسان را تک ساحتی دانست و خوشبختی او را فقط در زندگی مادیِ دنیائی به حساب آورد، طبعاً پیشرفت در منطق او، با پیشرفت در منطق اسلام که انسان را دو ساحتی میداند، به کلی متفاوت خواهد بود. کشور ما و جامعهی اسلامی، آن وقتی پیشرفته است که نه فقط دنیای مردم را آباد کند، بلکه آخرت مردم را هم آباد کند. پیغمبران این را میخواهند: دنیا و آخرت.»

• وضعیت تأسف بار علوم انسانی

علی رغم اهمیت و تأثیر گسترده علوم انسانی بر ساحتهای مختلف زندگی فردی و اجتماعی، وضعیت گذشته و حال این علوم در ایران، بسیار ناگوار است. این علوم از طریق ترجمه ی متون غربی و به شکل کاملاً وارداتی، وارد کشور شده است. و از آنجا که واردکنندگان آنها، از علوم و اندیشههای اسلامی بی بهره یا کم بهره بودهاند، آن چه را در متون غربی بوده کاملاً پذیرفتهاند و به شکلهای مختلف وارد کشور کردهاند. بدیهی است که نتیجهی این علوم، بیاعتقادی یا سستی در باورهای دینی می باشد. چون اساساً بر مبانی مادی گرایی و تجربه گرایی استوار میباشند.

رهبر معظم انقلاب، در موارد متعددی به این وضعیت ناگوار اشاره میفرمایند:

«بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفههائی هستند که مبنایش مادی گری است. مبنایش حیوان انگاشتن انسان است. عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است. نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آن چه را که غربیها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم. در واقع شکاکیت و تردید و بیاعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را، در قالبهای درسی به جوانها منتقل کنیم. این چیز خیلی مطلوبی نیست.»

ایشان با ابراز گلهمندی از تعارض علوم انسانی در دانشگاهها، با آموزههای دینی و قرآنی میفرمایند:

«من دربارهی علوم انسانی گلایهای از مجموعههای دانشگاهی کردم. بارها، این اواخر هم همین جور. ما علوم انسانیمان بر مبادی و مبانی متعارض با مبانی قرآنی و اسلامی بنا شده است. علوم انسانی غرب مبتنی بر جهان بینی دیگری است. مبتنی بر فهم دیگری از عالم آفرینش است و غالباً مبتنی بر نگاه مادی است. خوب، این نگاه، نگاه غلطی است. این مبنا، مبنای غلطی است. با این همه تأکیدی که بر علوم انسانی شده، تقریباً علوم انسانی هم، به همان شکلِ علوم پایه اداره میشود و باز هم چنان همان اشکال به قوّت خودش باقی است. ما آغوشمان را باز کردهایم و حرفهایی که الآن در زمینههای جامعهشناسی، روانشناسی، تاریخ و حتّی فلسفه و ادبیات مطرح است، از خارج برای ما دیکته میشود.»

«در بین این مجموعهی عظیم دانشجوئی کشور که حدود سه میلیون و نیم مثلاً، دانشجوی دولتی و آزاد و پیام نور و بقیهی دانشگاههای کشور داریم، حدود دو میلیون اینها، دانشجویان علوم انسانی اند! این به یک صورت، انسان را نگران میکند. ما در زمینهی علوم انسانی، کار بومی، تحقیقات اسلامی چقدر داریم؟ کتاب آماده در زمینههای علوم انسانی مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزی که معتقد به جهان بینی اسلامی باشد و بخواهد جامعهشناسی یا روانشناسی یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم که این همه دانشجو برای این رشتهها میگیریم؟ این نگران کننده است.»

• آسیب شناسی علوم انسانی

در آسیب شناسی از وضعیت فعلی علوم انسانی باید گفت گرچه هم محتوا و هم متن و هم بسیاری از استادان این دروس، دارای مشکل می باند. ولی از دیدگاه مقام معظم رهبری، مشکل اصلی از ناحیه ی استادان ضعیف النفس میباشد که قدرت تحلیل نظریههای دانشمندان غربی را ندارند و مقهور اقتدار علمی غرب شدهاند. ایشان میفرمایند:

«امروز غربیها یک منطقهی ممنوعهای در زمینهی علوم انسانی به وجود آوردهاند. در همهی بخشهای مختلف از اقتصاد و سیاست و جامعهشناسی و روانشناسی بگیرید تا تاریخ و ادبیات و هنر و حتی فلسفه و حتی فلسفهی دین. یک عده آدم ضعیف النفس هم دل باختهی اینها شدهاند و نگاه میکند به دهان این-ها که ببینند چه میگویند. هرچه آنها گفتهاند، برایشان میشود وحی مُنزل! این است که بد و غلط است. مثلاً چند تا فکر دارای اقتدار علمی، در یک نقطهی دنیا به یک نتیجهای رسیدهاند. این معنایش این نیست که هر آن چه که آنها فهمیدهاند، درست است!»

شیفتگی و تبعیت تام این استادان نسبت به اندیشههای غربی به اندازهای است که رهبر فرزانه انقلاب از آن، با تعبیر بتپرستی یاد میکنند و می فرمایند:

«اساتیدی هستند که فرآوردههای اندیشههای غربی در علوم انسانی، بت آنهاست. در مقابل خدا میگویند سجده نکنید؛ اما در مقابل بتها به راحتی سجده میکنند. دانشجوی جوان را دست او بدهی، بافت و ساخت فکری او را همان طوریکه متناسب با آن بت خود او است، می سازد. این ارزشی ندارد و درست نیست. بنده به اینطور افراد، هیچ اعتقادی ندارم. این استاد هرچه هم دانشمند باشد، وجودش نافع نیست بلکه مضرّ است».

مشکل این گونه استادان این است که علاوه بر اینکه تقلید کورکورانه از غرب میکنند، از دستاوردهای جدید علمی هم بی اطلاع هستند و در واقع فقط با نظریههای منسوخ غربی آشنا هستند.

«درهای بسیاری از این دانشها، بر روی کشورهایی مثل کشور ما و غیردارندگانش بسته است و وقتی اجازه میدهند د

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.