پاورپوینت کامل نقد و بررسی احادیث مخالف قیام در زمان غیبت امام زمان (عج) ۹۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل نقد و بررسی احادیث مخالف قیام در زمان غیبت امام زمان (عج) ۹۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقد و بررسی احادیث مخالف قیام در زمان غیبت امام زمان (عج) ۹۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل نقد و بررسی احادیث مخالف قیام در زمان غیبت امام زمان (عج) ۹۸ اسلاید در PowerPoint :
>
چکیده
اسلام، دینی جهان شمول و واجد قوانینی دقیق و کامل است. گستره قوانین و هنجارهای دینی، پهنه تمام ساحات زندگی آدمی را در برگرفته است.
بسیاری از قواعد و قوانین دینی، صرفاً در پرتو تشکیل حکومتی عادلانه و منطبق بر موازین الهی، توفیق عمل و تحقق خواهد یافت؛ بر این اساس، تشکیل حکومت دینی، از اهداف و اصول مسلم و انکار ناپذیر اسلام محسوب می شود.
خداوند متعال، وظیفه تشکیل حکومت را درهر زمان، بر عهده امام معصوم قرار داده است. از این رو، برخی با تکیه بر ظاهر دسته ای از روایات، معتقدند که در زمان غیبت امام معصوم، نباید برای تشکیل حکومت تلاش نمود،
زیرا قیام و تشکیل حکومت را از مسئولیت های خاص امام معصوم قلمداد کرده و معتقدند، در صورت تحقق، به حکومتی ظالمانه و منحرف بدل خواهد شد. نویسنده تلاش دارد تا اثبات کند که لسان روایات، نه تنها از قیام نهی نکرده، بلکه بر تحقق آن اصرار دارد.
مقدمه
حکومت و حق حاکمیت بر مردم، یکی از پر اهمیت ترین و البته پرچالش ترین مباحث نظری، محسوب می شود. اجرای قوانین الهی، جز در بستر حکومتی دینی، ممکن نیست.
برهمین اساس، خداوند متعال، این وظیفه را در زمان حضور معصوم بر عهده وی، قرار داده است که با تشکیل حکومت و نظارت مستقیم بر همه امور، این قوانین را اجرا کند.
سؤال اساسی این است که در زمان غیبت ظاهری معصوم، و نبود حکومتی دینی، باید از اجرای بسیاری از قوانین دین، چشم پوشید؟ آیا تشکیل حکومت، وظیفه ای دینی است یا از آن منع شده ایم؟ وظیفه خطیر رهبری مردم، در زمان غیبت بر عهده کیست؟
سؤالاتی از این دست، جزء مسائلی بوده است که فقها در رابطه با آن به بحث و گفتگو پرداخته اند. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، عده ای این بحث را وارد بر مسائل سیاسی کرده و بر این اساس، به مخالفت با قیام مردم پرداختند.
این عده برای توجیه مخالفت های خود، دست به دامان تعدادی از روایات شدند که به عقیده آنان، این روایات، شیعیان را از هرگونه قیام و تشکیل حکومت باز داشته است و آنها را امر به سکون و سکوت کرده است.
با تلاش عالمان آگاه، قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، این باور غلط از صحنه بیرون شد و بسیاری از هواداران آن به صف انقلاب و مبارزان پیوستند.
اما به نظر می رسد، این نظریه، همچنان در برابر قیامهای انقلابی مطرح و بدان دامن زده می شود. از همین رو، مجموعه اخبار وارده در باب منع و جواز قیام جمع آوری و پس از بررسی، آراء مخالفین قیام در زمان غیبت، نقد شده است. در زیر به روایتهای منع از قیام اشاره شده و هر کدام مورد بررسی قرار خواهند گرفت:
روایت اول ناهی از قیام
روایت مالک بن أعین
امام باقر (علیه السلام): «هر پرچمی که پیش از پرچم قائم برافراشته گردد، صاحب آن طاغوت است.» (نوری، ۱۴۰۸ ق: ج ۱۱/ باب ۱۲).
این روایت از طریق دیگری نیز نقل شده است: ابوبصیر از امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت میکند که حضرت فرمود: «هر پرچمی که قبل از قیام قائم برافراشته شود، صاحبش طاغوتی است که در برابر خدا پرستش می شود».
این عده قائلند که، این دو روایت صریحاً ما را از هرگونه حرکت و قیامی، برای تشکیل حکومت نهی می کند و با توجه به این که این روایات اطلاق دارد؛ هرگونه قیامی را چه زمانی و چه مکانی شامل می شود و رهبر این قیامها را، طاغوت معرفی می کند.
بررسی سند روایت
سند روایت اول، ضعیف است؛ زیرا در سند آن، حسن بن علی بن حمزه و پدرش علی بن حمزه وجود دارند که این دو، از سران واقفه بوده و تضعیف شده اند.
کشی در رجالش در باره حسن بن علی بن حمزه می گوید:«محمدبن مسعود می گوید از حسن بن فضال دربار ه یعلی بن أبی حمزه پرسیدم؟ گفت: اودروغگویی ملعون است از وی احادیث زیادی نقل شده و تفسیر قران هم نوشته است ولی من خجالت می کشم که از وی چیزی را روایت کنم.» (کشی، ۱۴۰۹ ق: ص ۵۵۲).
علامه حلی )ره) نیز در باره وی، درکتاب خود می نویسد: «و اسم أبی حمزه سالم البطائنی مولی الأنصار أبو محمد واقف» (رجال حلی، ۱۴۱۱ ق: ص ۲۱۳).
کشی نیزدر رجالش می نویسد: «الحسن بن علی بن أبی حمزه کذاب غال» (کشی، ۱۴۰۹ ق: ص ۴۴۳).
ابن غضائری در کتابش می نویسد: «مولی الأنصار أبو محمد. واقف بن واقف ضعیف فی نفسه و أبوه أوثق منه. و قال علی بن الحسن بن فضال: إنی لأستحیی من الله أن أروی عن الحسن بن علی» (واسطی بغدادی، ۱۳۶۴: ج ۱/ ص ۵۱).
همانطور که بیان شد، این حدیث از لحاظ سندی، قابل قبول نیست.
اما طریق دوم سند آن، خالی از اشکال نیست، چون، در این سند، «حسین بن مختار» واقع شده است.
نجاشی در رجالش وی را واقفی توصیف کرده است (نجاشی، ۱۴۱۶ ق: ص ۵۴).
علامه حلی در کتاب الخلاصه به جهت واقفی بودن راوی عمل به روایات وی را ترک کرده است (حلی، ۱۴۱۱ ق: ص ۲۱۵).
با این حال آیت الله خویی، در معجم الرجال، با جمع بندی آرا درباره حسین بن مختار میگوید: «به هر حال، این مرد، بدون هیچ اشکال از ثقات است.» (خویی، ۱۴۱۰ ق: ج ۶/ ص ۸۶-۸۷).
پس بنابر قول آیت الله خویی درباره حسین بن مختار، می توانیم سند این حدیث را قابل اعتماد بدانیم. این روایت، در کتاب غیبت نعمانی با سندهای دیگری نیز نقل شده که به سبب ضعف سندی آنها، از بررسی آنها خودداری می کنیم.
دلالت روایت
اشکال اولی که به برداشت از این روایات می شود، این است که اگر ما مطلق قیام ها را باطل بدانیم این با روایاتی که بعضی از قیامها مثل قیام زید بن علی بن الحسین (علیه السلام) و قیام شهید فخ و قیام و تشکیل حکومت ادریس بن عبدالله و که مورد تأیید معصومین )ع)، قرار گرفته منافات دارد.
حال چند روایت راجع به قیامهای تأیید شده از معصومین ذکر می کنیم:
الف) قیام زید:
زید فرززند امام سجاد است که در زمان امام باقر و امام صادق )ع) می زیسته است و در زمان امام صادق (علیه السلام) قیام می کند و به شهادت می رسد اکنون چند روایت که در تأیید قیام اوست را ذکر می کنیم.
روایت اول
ابن ابی عبدون از پدرش چنین نقل می کند: «زمانی که زید بن موسی بن جعفر را که در بصره خروج کرد، و خانه های بنی العبّاس را آتش زده بود، او را نزد مأمون بردند. …، حضرت رضا (علیه السلام) به مأمون فرمود: برادرم زید را با زید بن علی مقایسه نکن، زیرا او از علمای آل محمّد بود، بخاطر خداوند عزّ و جلّ غضب نمود،. ..،
پدرم موسی بن جعفر (علیه السلام) برایم نقل کرد که از پدرش جعفر بن محمّد بن علی (علیه السلام) چنین شنید: خداوند عمویم زید را رحمت کند، زیرا او مردم را به رضا (شخص پسندیده) از آل محمّد دعوت میکرد و اگر پیروز می شد، به آنچه مردم را بدان دعوت می کرد، وفا می نمود.. …. و بعد از رفتن زید، حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: وای بر کسی که فریاد او را بشنود و او را یاری نکند (ابن بابویه، ۱۳۹۶ ق: ج۱؛ ص ۲۴۸).
روایت دوم
رسول اکرم (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) فرمود: «ای حسین! ازصلب تو مردی خارج خواهد شد به نام زید، او و اصحابش در روز قیامت با چهره های نورانی، از صفوف مردم عبور کرده و بدون حساب به بهشت وارد می شوند.» (همان: ص ۲۴۹).
همان طور که در این روایات خواندید از زید و قیامش تجلیل شده و اگر قیام کردن ممنوع بود، ائمه از آن تجلیل نمی کردند.
ب) قیام شهید فخ:
حسین بن علی بن حسن بن حسن بن حسن (علیه السلام) بن علی (علیه السلام) معروف به شهید فخ، از نوادگان امام حسن مجتبی (علیه السلام) است که در زمان امام موسی کاظم قیام کرده و در منطقه ای نزدیک مدینه معروف به فخ، به شهادت می رسد. در مدح وی و قیامش روایات زیادی وجود دارد که نمونهای از آنها را ذکر می کنیم.
امام باقر (علیه السلام) روایت می کند: «روزی پیامبر از سرزمین فخ عبور می کرد. هنگامی که به موضع فخ رسید، پیامبر از مرکب پیاده شد و در آنجا دو رکعت نماز خواند در رکعت دوم بی اختیار به گریه افتاد. … سپس پیامبر علت گریه خود را چنین شرح داد: در رکعت اول نماز بودم که جبرئیل بر من نازل شد و خبر داد: ای محمد (علیه السلام)، مردی از فرزندان تو در همین مکان، کشته خواهد شد و پاداش و اجر هر کسی که در رکاب او به شهادت برسد، ثواب و پاداش دو شهید است» (مجلسی، ۱۴۰۳ ق: ج۴۸/ ص۱۷۰).
ج) قیام ادریس بن عبدالله:
ادریس بن عبدالله بن حسن مثنی فرزند امام حسن مجتبی (علیه السلام)، از چهره های درخشان قیام شهید فخ بود. او از کسانی بود که در کنار شهید فخ جنگید، ولی کشته نشد. سپس به آفریقا گریخت و در آنجا دست به قیام زد و حکومت تشکیل داد که اولین حکومت مستقل شیعی به حساب می آید.[۱]
امام رضا (علیه السلام) درباره وی میفرماید:« ادریس از شجاعان خاندان پیامبر بود به خدا سوگند همانند او در بین ما کسی نیامده است»[۲].
و همچنین علاوه بر این که معصومین برخی از قیامهای زمان خود را تأیید کرده اند، برخی از قیام هایی را که در زمان غیبت امام زمان (ع) رخ خواهد داد را نیز مورد تأیید قرار داده اند، که این هم با ادعای ممنوع بودن قیام، منافات دارد. چند نمونه از روایات را در زیر ذکر می کنیم.
الف) مردی از قم:
مردی از قم مردم را دعوت به حق می کند جمعی با او همراه خواهند شد که در محکمی مانند پاره آهن باشند که نه بادهای لغزنده ایشان را بلغزاند و نه از جنگ، ملول و و خسته خواهند گشت و نه در ایشان ترسی هست و«بر خدا توکل می کنند و عاقبت برای متقین است» (مجلسی، ۱۴۰۳ ق: ج۵۷/ ص۲۱۶).
ب) قیام یمانی:
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: «هیچ یک از پرچمهای بر افراشته شده [پیش از ظهور امام زمان (ع)] هدایت یافته تر از پرچم یمانی نیست. پرچم او، پرچم هدایت است.
زیرا او، مردم را به حکومت امام زمان (ع) فرا می خواند. به هنگام خروج یمانی، فروش سلاح بر مردم و هر مسلمان حرام است. هنگامی که یمانی خروج کرد، به سوی او بشتاب، زیرا پرچم او پرچم هدایت است.
برای هیچ مسلمان روا نیست که با او مخالفت کند. مخالف او در آتش است، زیرا یمانی مردم را به حقّ و صراط مستقیم دعوت می کند.» (مجلسی، ۱۴۰۳ ق: ج۵۲/ ص۲۳۲).
ج) قیام مردم مشرق:
از ابو خالد کابلی، که نقل می کنند امام محمد باقر (علیه السلام) می فرماید:
«گویا از مشرق قومی مشاهده می کنم که برای به دست آوردن حق قیام می نمایند، اما حق به آنها داده نمی شود. پس با جدیت بیشتر به دنبال آن می روند، باز هم به آنها داده نمی شود.
پس هنگامی که این چنین دیدند، شمشیرهایشان را بر شانه هایشان می گذارند. در آن صورت آن چه می خواهند به آنها داده می شود، اما آنها نمی پذیرند و قیام می کنند و آن را تنها به صاحب شما امام زمان (ع) واگذار می کنند. کشته های آنان شهیدند. اگر من چنین زمانی را دریابم، جانم را برای صاحب این امر حفظ می کنم» (مجلسی، ۱۴۰۳ ق: ج۵۲/ ص۲۴۳).
این بود گوشه ای از روایاتی که برخی از قیامها را مورد تأیید قرار داده است.
اما اشکال دوم بر ادعای کسانی که قیام را ممنوع می دانند، این است که در روایتی از امام باقر (علیه السلام)، ایشان پرچم «رایه» را مقید به گمراهی «رایه ضلالت» کرده است.
در این روایت امام (علیه السلام) لفظ «رایه» را مقید به ضلالت کرده که با این قید می توان حدیث «کل رایه» را که مطلق بود و هر نوع پرچمی را شامل می شود تقیید زد که در علم اصول به این کار حمل مطلق بر مقید می گویند بنابراین میتوان قیام ها را به دو دسته تقسیم کرد:
۱. قیام و پرچمی که باطل است؛
۲. قیام و پرچمی که در راستای حق باشد.
و قطعاً ائمه، از پرچمی که در راه حق باشد، نهی نمی کنند. موید این تقسیم بندی ما، روایتی است از امام صادق (علیه السلام)، معروف به صحیحه عیص بن قاسم که در آن امام قیام ها را دو نوع ترسیم می کنند؛ این روایت از لحاظ سندی نیز قابل قبول است.
ازعیص بن قاسم گوید شنیدم امام صادق (علیه السلام) می فرمود:
«بر شما باد تقوای خدا. … اگر فردی از خاندان ما سوی شما آمد بنگرید بر چه اساس و هدفی آهنگ شورش می کنید. نگویید زید خروج کرد [پس برای ما این کار نیز رواست] چه، زید مردی دانشمند و راستگوی بود. .. ولی آن کس که امروز خروج می کند شما را به چه چیز می خواند؟
به همان رضای آل محمد(علیه السلام)؟ که ما شما را گواه می گیریم که به چنین کسی راضی نیستیم و او امروز که کسی با وی نیست، نافرمانی ما می کند و هنگامی که پرچم ها و درفشها را پشت سر خویش ببیند، به نشنیده گرفتن سخن ما سزاوارتر خواهد بود، مگر کسی که همه فرزندان فاطمه پیرامون او گرد آیند.. ..» (حر عاملی، ۱۴۰۳ ق: ج۱۵/ ص ۵۰؛ مجلسی، ۱۴۰۳ ق: ج۵۲؛ ص ۳۰۲؛ کلینی، ۱۴۰۵ ق: ج۸/ ص۲۶۴).
همانطور که در روایت مشاهده کردید امام (علیه السلام) به ما مناط میدهد، درباره هدف و رهبر قیام، یعنی اگر قیامی با رهبری عالم و آگاه و دیندار بود و در مسیر ما اهل بیت قرار داشت و هدفش در راستای هدف اهل بیت (ع) بود این قیام صحیح است ولی اگر قیامی هدفی جز هدف اهل بیت داشت آن قیام مورد رضای اهل بیت نیست، مانند قیام محمدبن عبدالله بن حسن مثنی فرزند امام حسن مجتبی (علیه السلام) که با ادعای مهدویت بود و با مخالفت شدید امام صادق (علیه السلام) مواجه شد که روایت نیز احتمالاً ناظر بر این واقعه می باشد (مجلسی، ۱۴۰۳ ق: ج ۴۷/۲۷۷؛ کلینی، ۱۴۰۵ ق: ج ۱/۳۶۳ ـ ۳۶۷).
در نهایت به این نتیجه میرسیم که این دو روایت که در ابتدای مقاله به آنها اشاره شد، دلالتی بر نهی از مطلق قیامها ندارد.
روایت دوم ناهی از قیام
امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: «به خدا سوگند! احدی از ما، پیش از خروج حضرت قائم (علیه السلام) خروج نمی کند، مگر این که همانند جوجه پرنده ای باشد که پیش از آن که بال و پر او ردیف شود، از لانه خود بیرون زده و پرواز کند. البته به زمین می افتد آن را گرفته و کودکان ابزار بازی و سرگرمی خود قرار می دهند.» (حر عاملی، ۱۴۰۳ ق: ج ۱۵/ ح ۱۹۹۶۵؛ مجلسی، ۱۴۰۳ ق: ج ۵۲/ ص۳۰۲).
البته، این روایت را، نعمانی، با اندک تغییری، از امام باقر (علیه السلام) با سند دیگری نقل کرده است:
«خروج حضرت قائم ما اهل بیت، مانند خروج حضرت رسول الله (علیه السلام) است. و مثال کسی که از ما اهل بیت، قبل از قیام حضرت قائم (ع) خروج کند، مثال جوجه پرندهای است که از لانه خود به پرواز درآید و مورد سرگرمی کودکان می شود.» (نعمانی، ۱۳۷۹ ق: ص ۱۹۹؛ نوری، ۱۴۰۸ ق: ج ۱۱/ ص ۳۷).
بررسی سند روایت
طریق اول این روایت، در اصطلاح اهل حدیث، مرفوع خوانده میشود و قابل استناد نمیباشد. زیرا چند تن از راویان آن، از سند روایت حذف شده اند، زیرا ربعی از اصحاب امام صادق و امام کاظم (ع) بوده (نجاشی، ۱۴۱۶ ق: ص ۱۶۷؛ طوسی، ۱۳۷۳: ص ۲۰۵) و مسلماً امام باقر (علیه السلام) را درک نکرده، تا از وی روایت نقل کند.
طریق روایت دوم هم قابل اعتماد نیست؛ زیرا، اولاً، چند نفری از رجال آن، مجهول و یا مهمل هستند، همانند احمد بن علی جعفی و محمد بن مثنی حضرمی و عثمان بن زید جهنی. (خویی، ۱۴۱۰ ق: ج / ص ).
ثانیاً، جعفر بن محمد بن مالک، (جعفر بن محمد فزاری) به تصریح نجاشی، ضعیف الحدیث و فاسد المذهب است (نجاشی، ۱۴۱۶ ق: ۱۲۲). ابن الغضائری در وصف وی میگ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 