پاورپوینت کامل پیدایش نظمیه در ایران ۵۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل پیدایش نظمیه در ایران ۵۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پیدایش نظمیه در ایران ۵۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل پیدایش نظمیه در ایران ۵۸ اسلاید در PowerPoint :
پیش از تشکیل نظمیه یا شهربانی به سبک نوین و اروپایی در روزگار ناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۲۵۷ ش، نظم و امنیت شهرها به عهده داروغه بود که زیر نظر اداره ای به نام «دیوان بیگی» (اداره حکومتی یا فرمانداری) که در رأس آن بیگلر بیگی (فرماندار حاکم) قرار داشت انجام وظیفه می کرد و واحدهایی که در اختیار داروغه بود، محتسب، شحنه، گزمه، شبگیر، نامیده می شدند.[۱]
در آن هنگام نظم و امنیت شهرها در شب دارای قوانین ویژه ای بود که شاید امروزه برای بسیاری این پرسش پیش آید که مگر حکومت نظامی برقرار بوده، که اینگونه قوانین اجرا می شده است. «حدود چهار ساعت از شب گذشته روی پشت بام داروغه خانه طبل خبردار می زدند و سپس شیپور می نواختند، با این اخطارها دیگر کسی اجازه نداشت از خانه بیرون رود مگر اینکه از داروغه خانه اجازه داشته و اسم شب را بداند، اگر در عبور بی موقع، عابر اسم شب را درست می گفت، عبور می کرد، در غیر این صورت او را به داروغه خانه جلب می کردند و پس از شناسایی چنانکه شخص مهمی بود با اخذ انعام، او را به منزل و مقصدش می رساندند، برای هرشب نام یکی از شهرها تعیین می شد و مراتب به شبگردان ابلاغ می گردید. [۲]
معمولاً به سران حکومت و وابستگان آنها و افراد با نفوذ اسم شب داده می شد البته در موارد بسیار هم به افراد پولدار به طور پنهانی فروخته می شد، کسی که اسم شب را تعیین می کرد «امیر شب» خوانده می شد که به مرور به «میر شب» متداول گردید. «میر شب» یکی از پیشه های مهم و پول ساز آن روزگار بود و به قول معروف سرقفلی داشته است. «چنین مقامی از شأن و احترام ویژه ای برخوردار بود و چنانکه از عنوان آن پیداست میر شب حاکم شبانه شهر بود»[۳]آنچه از خواندن نوشته های گوناگون گذشتگان درباره اداره های حفظ نظم و امنیت جامعه مانند «دیوان بیگی» و «داروغه خانه» و کارکرد مأموران آنها مانند «محتسب»، «عسس»، «شبگرد»، «گزمه» حاصل می گردد این است که در بیشتر موارد آنها به جای اجرای قوانین و کوشش برای ایجاد امنیت و آسایش و آرامش برای همگان، خود مخل امنیت و آسایش و آرامش جامعه بوده اند.
«داروغه ها افرادی بی رحم و سنگدل و شقاوت پیشه بودند.» [۴]چارلز جیمز ویلس در کتاب خود «تاریخ اجتماعی ایران در عهد قاجاریه» درباره رفتار ستمگرانه داروغه ها با گناهکاران و یا به ظاهر گناهکاران چنین نوشته است: «داروغه هر شهر و یا رئیس پلیس آنجا به احکام بسیار سخت حکم می کند و خود آنها بسیار سخت دل و قسی القلب هستند، مقصربدبخت را چوب می زنند و غذا نمی دهند و هر گاه مقصر ایشان صاحب ثروت باشد تا مادامی که وی پول خرج می کند، با او مانند مهمان رفتار می نمایند و همین که پول او تمام شد آن وقت با او همان طور رفتار می کند که با مقصر رفتار می کنند، در ایران به مقصر بسیار بد می گذرد و در اول کار هر چه پول و یا لباس داشته باشد باید تسیلم داروغه نماید و پس از آن هم پاهایش مغلول (غل و زنجیر شده) و گردنش را زنجیر کرده و در محبس بسیار تنگی که شبیه مسکن جانوران است در نزد محبوسین، محبوس می گردد، داروغه اگر اطمینان کامل و صحیح داشته باشد که هنوز مقصر را از مال و منال رمقی باقی است، آن وقت به مقصر یادآور می شود که اگر می خواهی که از قید و زنجیر مستخلص گردی، آنچه که داری بیاور و با هم نصف کنیم، چنانچه مقصر به خواست داروغه گردن ننهد، فی الفور او را به حاکم شهر تسلیم می دارد و معلوم است که حاکم شهر مقصر مزبور را یا مورد شکنجه و تنبیه و یا محبوس می دارد، خلاصه داروغه شهر به قدری بی مروت که حتی از عارض (شاکی) هم رشوه مأخوذ می دارد.»
ناصرالدین شاه قاجار در سفرهایی که به اروپا کرد تصمیم گرفت در ایران دست به اصلاحاتی بزند از جمله این موارد اندک، تأسیس نظمیه یا همان شهربانی به سبک اروپایی بود. ناصرالدین شاه در سفر دوم خود به اروپا و مشاهده قوای پلیس و نظم و انضباطی که در شهرهای اروپا برقرار کرده بود تصمیم گرفت در ایران نیز چنین تشکیلاتی را به وجود آورد. [۵]
از این رو از دولت اتریش برای بنیان نهادن اداره پلیس تهران، به شکل نوین و اروپایی درخواست کمک کرد. «در پی این درخواست دولت اتریش هم پس از مدتی مطالعه یک نجیب زاده ایتالیایی را که در امور پلیس دارای اطلاعاتی بود، به ناصرالدین شاه معرفی نمود «کنت آنتوان دمونت فورت» پس از ورود به تهران به بررسی وضع شهر پرداخت و ضمن گزارشی به ناصرالدین شاه اعلام کرد که با چهارصد پلیس پیاده و شصت پلیس سوار می تواند امنیت شهر تهران را به نحو رضایت بخشی تأمین نماید. شاه با درخواست وی موافقت کرد…» [۶]
امین الدوله در خاطرات سیاسی خود می نویسد: «ناصرالدین شاه پس از ورود کنت و همراهان نظامی اش به تهران، توسط امین الملک در مجلس شورای کبری [مجلس وزراء] تعیین محل مرسومات اتریشی ها و قزاق و اداره پلیس را از خرج های غیر لازم خواست. مستوفی الممالک و سپهسالار، از دوایر کشوری و لشکری،. .. فقراتی را استخراج و بودجه و مبالغی برای مخارج آن در نظر گرفتند.» کنت نخست دو دستیار و یک مترجم برای خود برگزید.
به قول اعتمادالسلطنه «بر حسب اراده همایونی اداره پلیس به جهت امنیت شهر توسط «نواب اشرف والا امیرکبیر نایب السلطنه ادام الله اقباله العالی» به ریاست «کنت دومونت فورت» در دارالخلافه برقرار گردید. [۷]
پس از تدارک مقدمات کار روز ۱۶ ذیقعده ۱۲۹۵ ق، نخستین تابلو نظمیه تهران نصب گردید. در تابلو، عبارت «اداره جلیله پلیس دارالخلافه و احتسابیه» نقش شده بود. ناصرالدین شاه در روز افتتاح اداره پلیس دارالخلافه شرکت نمود و گشایش اداره پلیس و احتسابیه» رسمیت یافت و از همان روز مردم با واژه پلیس آشنا شدند و دیری نپائید که کنت به لقب «نظم الممالک» ملقب و به منصب امیرتومانی (سرلشکری) مفتخر و به اخذ نشان و حمایل آن، ممتاز گردید. از نوشته تابلو چنین بر می آید که تکالیف شهربانی و شهرداری در یک واحد تمرکز داشته و کنت در بدایت کار هم رئیس پلیس یعنی شهربانی وهم رئیس احتسابیه یعنی شهردار تهران بوده است.
در سال ۱۲۹۶ ق کنت نظامنامه ای را که به کتابچه «قانون کنت» معروف شد، به شاه ارائه کرد. با تصویب این نظامنامه، دیری نگذشت که اداره جلیله پلیس داراخلاقه و احتسابیه به «وزارت نظمیه» تبدیل گردید و صورت و قیافه تازه تری به خود گرفت و دارای دوایر و تشکیلات ثابتی گردید. [۸]
در آن زمان حقوق و مزایای نیروهای شهربانی که گاه پرداخت آن ماهها به تعویق می افتاد ـ برای افسران جزء از ماهانه پنج تومان تجاوز نمی کرد و به افراد پلیس هم مقرری ماهیانه خیلی ناچیزی (پنج تا بیست قران) داده می شد.
خیلی وقت ها، پاسبان ها و مأمورین رسمی انتظامی به جای انجام وظایف پلیسی، در دکان های قصابی و عطاری خود مشول کار بودندو بازتاب این موضوع در دوبیت شعر که زبانزد افراد پلیس شده بود، بهترین معرف وضعیت و زبان حال پاسبان های آن زمان است:
«ما پلیسان حضرت شاهیم
از خیالات مرنارد[۹] آگاهیم
نه مواجب نه جیره نه علیق[۱۰]
نوکر قرب الی اللهیم»[۱۱]
با تمام کارشکنی هایی که کامران میرزا پسر شاه و حاکم تهران می نمود تا «کنت» در کارش شکست بخورد تا او همانند گذشته بتواند اخاذی کند، این اتریشی ایتالیایی تبار توانست سر و سامانی به وضع آشفته تهران بدهد. ناصرالدین شاه که از اقدامات کنت راضی بود برای اینکه دهن یاوه گویان و از جمله کامران میرزا را که در موارد متعدد کوشش می نمود اقدامات کنت را بی ارزش جلوه دهد، ببندد، در شعری که سرود به ستایش از کنت و کارهایش پرداخت:
زنهار حذر کنید رندان ز پلیس
یک جونرود به خرج ایشان تدلیس
در کنده «کنت دومونت فرت» خواهد مُرد
در چرخ اگر کند خطایی برجیس
برخی از افراد نیز که احتمالاً از عوامل کامران میرزا بودند و اقدامات کنت به منافع نامشروعشان لطماتی وارد آورده بود، با چراغ سبز بعضی از مقامات، تصمیم گرفتند، ضرب شستی به «کنت» نشان دهند، به همین جهت آنان دخترجوان کنت را که لیلی نام داشت ربودند و به محله «چاله سیلابی» که گویا محله خوشنامی نبوده است، می برند و به همین جهت در همان هنگام این ترانه عامیانه از سوی مخالفان کنت ساخته شد و در کوی و برزن خوانده می شد:
لیلی را بردند چاله سیلابی، لیلی
براش آوردند سیب و گلابی، لیلی
لیلی گل است، لیلی
خیلی خوشگل است، لیلی
«کنت آنتوان دومونت فرت» پس از چهارده سال خدمت در ایران بر اثر دسیسه و تحریک عده ای از درباریان که در رأس آنها کامران میرزا فرزند شاه و حاکم تهران قرار داشت از سمت خود معزول گردید.[۱۲]و از آن هنگام تا ورود افسران سوئدی نظمیه در زمان احمد شاه قاجار و تشکیل دوباره این اداره به سبک اروپایی، ریاست نظمیه با نظامیان ایرانی بود و در این مدت اقدامات چشمگیری از سوی آنها دیده نشد.
پس از پایان کار کنت، ریاست این اداره به عهده «میرزا ابوتراب خان نظم الدوله» که مترجم مخصوص و معاون کنت بود، محول شد و از آن پس کسان ذیل ریاست آن را به عهده گرفتند:
میرزا عیسی وزیر مختار السلطنه، رضا بالا (آقا بالاخان سردار، حاج سعید السلطنه و اعظم السلطنه. در آغاز مشروطیت، ریاست این اداره را «مسیو یپرم» یکی از سران ارامنه عهده دار شد و او با قدرت به استقرار نظم توفیق یافت. پس از کشته شدن وی در جنگ همدان یکی از معاونان ارمنی او به نام سهراب خان و سپس مظفراعلم (سردار انتصار) ریاست نظمیه را به عهده گرفتند. در دوران ریاست نظمیه یکی از رجال نظامی به نام «صولت نظام» که بعداً ملقب به سردار شوکت شد، مدرسه ای برای تربیت افسران نظمیه به ریاست و استادی سیف الدین بهمن تشکیل شد و در اواخر ریاست او بو
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 