پاورپوینت کامل علمای شیعه، جنبش صهیونیسم و اسرائیل ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل علمای شیعه، جنبش صهیونیسم و اسرائیل ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل علمای شیعه، جنبش صهیونیسم و اسرائیل ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل علمای شیعه، جنبش صهیونیسم و اسرائیل ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

مقدمه:

از جمله صفحات درخشان تاریخ مبارزات شیعه، قیام و اعتراض مراجع و علمای ایران در برابر حرکت خزنده صهیونیسم و رشد سرطانی این پدیده در قلب جهان اسلام است. مقاله حاضر روند این مبارزه را از نخستین سالهای تکوین هسته صهیونیسم در خاورمیانه تشریح کرده است. در این مقاله، همراهی آشکار و نهان دولتها با اسرائیل، روند مهاجرت یهودیان ایرانی به اسرائیل و نقش بازدارنده روحانیون و عالمان شیعه، مورد بررسی قرار گرفته است.

پس از تشکیل نخستین کنگره جهانی صهیونیسم در سال ۱۸۹۷ م / ۱۳۱۵ ق، ایجاد دولتی یهودی در سرزمین فلسطین در صدر فعالیت های جنبش صهیونیسم و اتحادیه های جهانی یهود قرار گرفت. در دومین کنگره که چند سال بعد تشکیل شد، اکثریت نمایندگان یهودی سراسر جهان بر ایجاد کشوری یهودی تأکید کردند. از آغاز قرن بیستم میلادی دفاتر اتحادیه جهانی یهود و جنبش صهیونیستی در کشورهای مختلف جهان، اقدام به تشویق و سازماندهی یهودیان به فلسطین نمودند که با بروز جنگ جهانی اول متوقف شد.

اعلامیه بالفور که در سال ۱۹۱۷ م صادر شد نسبت به ایجاد میهن ملی یهود در فلسطین تأکید نمود. اندکی پس از صدور این بیانیه، عده ای از یهودیان ایران به فکر تأسیس یک «انجمن صهیونیت ایران» و توسعه زبان عبری افتادند. این انجمن در اوایل سال ۱۹۱۸ م در تهران تشکیل و پس از آن در ۱۸ شهر دیگر ایران افتتاح شد. [۱]پس از پایان جنگ جهانی اول و شکست و تجزیه امپراتوری عظیم عثمانی، سرزمین فلسطین تحت قیمومیت انگلستان درآمد و به دنبال آن مهاجرت یهودیان سراسر جهان به فلسطین زیرنظر دفاتر صهیونیستی آغاز شد. بر طبق اسناد منتشره، نخستین مهاجرت دسته جمعی یهودیان ایرانی به فلسطین در سال ۱۲۹۹ ش. ۱۹۲۰ م صورت گرفت. [۲]

در مهر ماه ۱۳۰۱ ش میرزا حبیب الله خان آل رضا (هویدا) ـ کنسول افتخاری ایران در فلسطین و مسئول رسیدگی به امور بهائیان آنجا [۳] در نامه ای به وزارت امور خارجه ایران خاطر نشان ساخت: «در فلسطین یهود ایرانی به عقیده بنده زیاد هستند و پس از جنگ [جهانی اول] هم چنانکه سابقاً عرض کرده بودم فوج فوج از ایران هجرت کرده، به فلسطین آمده اند. دیگر خدا می داند که تا به حال تعداد نفوسشان به چه مقدار رسیده است.» [۴]

دولت وقت برای جلوگیری از اعتراض های مردمی و جمعیت های اسلامی فلسطین نسبت به مهاجرت یهودیان ایرانی به فلسطین، طی اعلامیه ای که در سال ۱۳۰۱ ش صادر کرد اعلام داشت یهودیانی می توانند به خارج مسافرت کنند که «قصد زیارت یا تجارت داشته و ترک علاقه هم نکرده باشند.» [۵] اما با وجود این دستورالعمل، به دلیل فشار محافل و مراکز صهیونیستی داخلی و خارجی مهاجرت یهودیان ایرانی و نیز یهودیان عراق، افغانستان و آسیای مرکزی از راه ایران به فلسطین، توسط دفاتر متعدد صهیونیستی در کشور[۶] و با همکاری کنسولگری های انگلستان در ایران همچنان ادامه داشت. [۷] یکی از شگردهای این دفاتر، ایجاد درگیری های ساختگی میان مسلمانان و یهودیان بود تا یهودیان را وادار به ترک میهن و عزیمت به فلسطین نمایند. [۸]

در دسامبر ۱۹۳۱ م / دی ماه ۱۳۱۰ شمسی به منظور بررسی مسأله فلسطین، کنفرانسی از علما و اندیشمندان جهان اسلام در بیت المقدس تشکیل شد. در این کنفرانس چهره های مشهوری چون رشید رضا از مصر، علامه اقبال لاهوری و آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء از عراق شرکت داشتند. از ایران نیز دو نماینده رسمی (حاج میرزا یحیی دولت آبادی و سید ضیاءالدین طباطبایی) در این کنفرانس حضور یافتند. به خواهش حاج امین الحسینی (مفتی فلسطین)، کاشف الغطاء، در بین دو نماز مغرب و عشا سخنرانی کرد. او بیم خود را از سرنوشت مردم و سرزمین فلسطین اعلام داشت و ضمن شرح وضعیت سیاسی مسلمانان، آنان را به اتحاد و وحدت کلمه، صبر و بردباری و پرهیز از نفاق، و اقدام به عمل دعوت کرد. [۹]

سخنرانی پرشور وی با استقبال بی نظیر شرکت کنندگان مواجه شد و لذا از او خواستند تا امامت نماز جماعت و جمعه را بپذیرد. بسیاری از مطبوعات عربی و اسلامی سخنان وی را به تفصیل درج کردند و علمای فِرَق اهل سنت با شخصیت برجسته او آشنا شدند. وی پانزده روز در فلسطین ماند و به شهرهای مختلف این سرزمین سفر کرد و با دانشمندان شیعه و سنی به گفتگو نشست و در تمام شهرها برای مردم سخنرانی نمود و آنان را به وحدت با یکدیگر در مقابل دشمنان اسلام و خطر صهیونیست ها دعوت کرد. سپس به لبنان و از آنجا به سوریه رفت و در همه جا به تشریح وضعیت مسلمانان پرداخت و وظایف حساس آنان را در آن برهه تاریخ برشمرد. [۱۰]

در اکتبر ۱۲۳۳م / مهر و آبان ۱۳۱۲ ش. تظاهرات وسیعی توسط اعراب فلسطین در شهرهای بیت المقدس و یافاعلیه انگلستان برپا گردید که به خاک و خون کشیده شد و بر اثر آن دهها نفر شهید و صدها نفر مجروح شدند. همزمان با این وقایع، گروه کثیری از یهودیان ایرانی به فلسطین مهاجرت کرده و توسط آژانس های صهیونیستی در آنجا اسکان داده شدند. این مهاجرت کمتر از سه ماه پس از نخست وزیری محمد علی فروغی صورت گرفت.

مهاجرت یهودیان ایرانی با اعتراضات سخت علما و جمعیت های اسلامی فلسطین روبرو گردید و اعتراضیه ای از سوی «جمعیت شبّان المسلمین» و شیخ عبدالله افندی مجتهد، رئیس «جمعیت هدایت اسلامی» تسلیم کنسول ایران در موصل گردید. در این اعتراض نامه از دولت ایران درخواست شده بود تا نسبت به ظلم و تعدیاتی که از سوی یهودیان به مردم عرب مسلمان فلسطین صورت می گیرد، اقدامات مقتضی انجام شود. [۱۱]

این گزارش ده روز بعد در هیأت دولت مطرح و قرار شد که از سوی وزیر خارجه «اقدامات مقتضی» صرت گیرد. [۱۲]، خبر مهاجرت یهودیان ایرانی ظاهراً از منابع غیر رسمی به اطلاع ریاست حوزه علمیه قم، آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری رسید.

آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء مجتهد سیاستمدار، روشنفکر و استعمار ستیز شیعه عراق که در آن زمان در سفر سه ماهه ای به ایران آمد و مدتی در قم میهمان آیت الله حائری بود،[۱۳]وی و دیگر علمای قم را در جریان رویدادهای تأسف بار فلسطین قرار داد. کاشف الغطاء هنگام اقامت در ایران پیامی به رزمندگان فلسطینی فرستاد و آنان را به ادامه مبارزات ضد صهیونیستی تشویق نمود. [۱۴]

آیت الله حائری نیز گرچه عموماً از دخالت در سیاست پرهیز داشت اما چون مسأله فلسطین در آن زمان در رأس مسائل مبتلا به جهان اسلام قرار داشت لذا در دی ماه ۱۳۱۲ ش تلگرامی به رضاخان مخابره کرد و از او در مقابل هجوم یهودیان صهیونیست به فلسطین کمک خواست. [۱۵]

چند نفر از علمای سرشناس قم نیز تلگرام های جداگانه ای به رضاخان مخابره کرده و رونوشتی از آنها را برای میر سید محمد بهبهانی که از چهره های سرشناس روحانی و طرف احترام رژیم بود، ارسال کردند. بهبهانی نیز رونوشت تلگرام آیت الله حائری و دیگر علمای قم را به «دفتر مخصوص شاهنشاهی» فرستاد و از ریاست دفتر خواست تا در صورت موافقت و دستور شاه، تلگرام های علما در جراید کشور چاپ و منتشر شود. [۱۶]دفتر مخصوص شاهنشانی در نامه ای که به نخست وزیر وقت نوشت اعلام داشت: «حسب الامر جهان مطاع مبارک شاهانه ارواحنافداه ابلاغ می نماید انتشار تگرافات [علما] راجع به مسلمین فلسطین در جراید مقتضی نیست.» [۱۷]

رژیم ایران برای اعاده حیثیت سیاسی خود نزد مسلمانان جهان و جلوگیری از واکنش های احتمالی ضد یهود در کشور، دست به اقدامی سیاسی زد. بدین ترتیب که وزیر خارجه وقت ایران (باقر کاظمی) چند ماه پس از اعتراض جمعیت های سیاسی اسلامی فلسطین و تلگراف های علمای قم، طی نطقی در جامعه ملل، از حقوق اعراب مسلمان فلسطین حمایت کرد و خواستار حفظ حقوق آنان در برابر هجوم صهیونیست ها گردید و خواستار رفتار عادلانه ای با آنان شد. مفتی و رئیس مجلس اعلای اسلامی فلسطین در نامه ای که به کنسولگری ایران در بیت المقدس نوشت از اقدام دولت ایران در دفاع از حقوق مسلمانان فلسطین تشکر نمود؛ در ضمن از استمرار مهاجرت یهودیان ایرانی به فلسطین گلایه نمود و از دولت ایران خواست تا اقدامی جدی و عملی در جلوگیری از مهاجرت یهودیان ایرانی به عمل آورد. [۱۸]

در مردادماه ۱۳۱۶ ش چند نفر از علمای شیعه ایرانی و عراقی (سید هبه الدین شهرستانی، سید محمد مهدی صدر، محمد مهدی اصفهانی، محمد مهدی خراسانی، شیخ راضی آل یاسین) به همراه سه نفر از علمای برجسته اهل سنت عراق (یوسف عطا، حبیب العبیدی، ابراهیم الراوی) تلگراف اعتراض آمیزی به جامعه ملل و وزارت خارجه انگلستان مخابره نمودند و در آن مراتب اعتراض و عدم رضایت خود را نسبت به تقسیم فلسطین توسط کمیسیون انگلیسی پیل اعلام داشتند و آن را ضربت به قلب اسلام و عرب دانستند. [۱۹]آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی نیز طی یادداشتی برای سفارت ایران در بغداد اظهار امیدواری کرد که دولت ایران در جامعه ملل از همه گونه تلاش برای دستیابی ملت فلسطین به حقوق حقه خویش فروگذار ننماید. [۲۰]آیت الله کاشف الغطاء هم در اقدامی همسو با آیت الله اصفهانی، طی تلگرامی به ملک غازی (پادشاه عراق) و کمیسر عالی فلسطین، از طرح تقسیم فلسطین و مظالم انگلستان در آنجا و نیز فروش اراضی فلسطینی ها به صهیونیست ها به شدت انتقاد کرد و خاطرنشان ساخت که مردم از او فتوای جهاد خواسته اند. [۲۱]

روزنامه عربی النهار (چاپ بغداد) گزارش داد که علمای شیعه به ریاست کاشف الغطاء در روز ۲۵ خرداد ۱۳۱۷ در تحت قبه حضرت امیر (ع) در نجف اجتماع خواهند نمود و در باب صدور حکم جهاد علیه صهیونیست ها وحامیان آنها مذاکراتی خواهند کرد و حکم مزبور به امضای همه علما صادر خواهد شد. همین روزنامه اضافه کرد که روحانیون شیعه برای بررسی این موضوع از علمای سوریه، لبنان، اردن، مصر، یمن امیر نشین های خلیج فارس، ترکیه، افغانستان و ایران دعوت کرده اند که در این اجلاس حضور یابند. کاشف الغطاء سپس خود حکم جهاد را صادر کرد. در بخشی از آن حکم آمده بود:

«… ای اسلام و ای عرب، بلکه برادر و ای بشر! وضعیتی که فلسطین سربریده به آن رسیده است به نظر همه آشکار شده و چنانکه گفته ایم باز هم می گوییم که قضیه فلسطین خاص خود فلسطین نبوده.. . ای عرب، ای مسلمانان، ای بشر، ای مردم! جهاد در فلسطین بر هر انسان واجب شده، نه تنها بر عرب و مسلمان.. . این است دعوت و ندای عمومی این جانب که به عرب و اسلام می فرستم. خداگواه است که شصت سال از عمرم می گذرد و اگر بیماری و رنجوری بر استخوان های پوسیده ام حمله نمی آوردند نخستین شخصی بودم که به این دعوت لبیک می گفتم.» [۲۲]

او سپس در فتوایی دیگر به تقسیم بندی کشورهای اسلامی می پردازد که باید در این جهاد مقدس ایفای نقش نمایند. به گمان او نخستین کشوری که باید پرچم جهاد را به اهتزار درآورد اردن هاشمی است که رؤسای آن ادعای سیادت می نمایند. و پس از آن حجاز است که به دلیل پرتوافکنی خورشید اسلام باید قدم در این ر اه بگذارد. آنگاه مصر و سوریه را به دلیل همجواری با فلسطین مسئول شمرده و می افزاید:

«می گویند چهارصد میلیون مسلمان در کره زمین موجود است. چطور می شد اگر یک دهم این عده از راه غیرت اقدام نموده، برای ادای وظیفه خویش نسبت به فلسطین، به یاری مجاهدین آن می شتافتند؟ البته گره فلسطین گشوده می شد و مشکل آن پایان می یافت… به خدا قسم که از مرحله خیلی پرت افتاده ایم و هنوز آنچه را که باید، بیان نکرده ایم.. . کنگره ها درباره فلسطین منعقد و مقررات آن تقدیم می شوند و هیئت ها به لندن مسافرت می کنند. با همه اینها قشون انگلیس شکم زنهای آبستن مسلمان را در فلسطین سفره می کند، بی گناهان را بی جان و خون های پاک را روان می سازد و با شدت تمام به تبهکاری های بزرگ خود ادامه می دهد و حجاز و اردن هم با چشم و گوش همه چیز را می بینند و می شنوند با وجود این با کمال تفریح رفت و آمد دارند. حتی دو بز آنها از جای خود نجنبید. ای کاش به این هم اکتفا نموده و شر خود را از سر فلسطین کوتاه می کردند و با ستمکاران همراهی نمی نمودند. ولی عموم مسلمانان در گوشه و کنار عالم، چیزی که دارند اعتراض هست: هیاهو، سخنرانی، مقاله نویسی، شعرگویی و بعضی کمک های مادی بسیار کم که حال قطره آبی بر سنگ را دارد و حال آنکه خیلی از مسلمانان دارای هزاران بلکه میلیونها لیره هستند. آیا هیچ شنیده شد یکی از آنها هزار لیره استرلینگ کمک کرده باشد؟ چنانکه یهودیان که عده شان کمتر و طبعشان پست تر است، می کنند.»

وی در پایان و با صراحت تمام بزرگترین مشکل و خطر کشورهای مسلمان را که از خطر صهیونیست ها و انگلیس عظیم تر می باشد وجود دولت های دست نشانده مسلمان قلمداد کرد. [۲۳]

در بهمن ماه ۱۳۱۸ ش آیت الله کاشف الغطاء فتوای تاریخی و انقلابی دیگری صادر کرد. وی در پاسخ استفتای یکی از مسلمانان که نظر او را درباره فروش اراضی فلسطینی به یهودیان و حکم شرعی فروشندگان پرسیده بود اعلام داشت:

«… آیا بعد از این همه، یقین ندارند که این فروش [اراضی]، جنگ با اسلام است؟ آیا کسی شک دارد که این فروش یا همراهی در فروش یا کوشش و دلالی با رضایت این کارها، جنگ با خدا و پیغمبر (ص) او و پایمال نمودن دین اسلام است؟.. . آنها را از دین و حوزه اسلام خارج و جزو کفار بشمارید و در تمام کارها از آنها دوری کرده و با آنها ازدواج ننموده و با آنها معاشرت نکرده و همچنین خرید و فروش و سلام و علیک و رفت و آمد و گفت و شنید با آنها ننموده و به علاوه مرده های آنها را مشایعت نکرده و در قبرستان های مسلمانان هم دفن ننمایید. اسامی آنها را بایستی در تمام جامع «نوادی» و روزنامه ها و مجله ها به اسم خارج شدگان از دین معرفی کرده و اسم ببرند.» [۲۴]

مخالفت سرسخت علمای شیعه ایران و عراق با صهیونیست ها سبب گردید تا رئیس جمعیت ملی یهود فلسطین در مقاله ای که در تاریخ ۲۹/۸/۱۳۱۴ ش در روزنامه صهیونیستی «داور» (چاپ تل آویو) نوشت، آشکارا اعتراف کرد که با وجود سیاست ضد اسلامی و طرفداری از جنبش صهیونیسم رژیم ایران، وعاظ و ملاها عامل اصلی نفرت مردم ایران نسبت به یهودیان صهیونیست هستند. [۲۵]

بروز جنگ جهانی دوم آهنگ مهاجرت یهودیان جهان را به فلسطین کند نمود. [۲۶]اما پس از پایان جنگ، اتحادیه جهانی یهود با طرح کوره های آدم سوزی هیتلر، تبلیغات وسیعی به نفع یهودیان جهان به راه انداخت و بر لزوم ایجاد میهن یهودی در سرزمین فلسطین تأکید نمود و امریکا نیز که برنده اصلی و قدرتمند جنگ محسوب می شد حمایت همه جانبه اش را از این اتحادیه اعلام داشت. از این رو پس از جنگ، مهاجرت یهودیان به فلسطین شتاب فزاینده ای گرفت و به دنبال آن نزاع و درگیری های خونین میان صهیونیست ها و اعراب فلسطینی شدت یافت. اخبار رویدادهای فلسطین در مطبوعات رسمی کشور کم و بیش انعکاس داشت و مطبوعات مذهبی که از سال ۱۳۲۴ به بعد در کشور چاپ و منتشر شدند حساسیت و توجه ویژه ای به مسائل فلسطین، کشمیر و پاکستان نشان می دادند. جوّ سیاسی کشور عمدتاً حول مسائل داخلی بود. احزاب و جمعیت های سیاسی متعددی که از سال ۱۳۲۰ به بعد در کشور پدید آمدند نه تنها حساسیتی به مسائل سیاسی جهان اسلام نداشتند بلکه منافع مبرم ملی نیز تحت الشعاع رقابت های سخت حزبی بود که تا کودتای امریکایی شاه در سال ۱۳۳۲کماکان ادامه داشت. در طول این سال ها هر از گاه بهائیان در شهرها و روستاها با مسلمانان درگیر می شدند و عده ای از طرفین به قتل می رسیدند و تا مدت ها فکر و توجه علما و روحانیون، گروه های اسلامی و توده های مذهبی را به خود معطوف می داشت تا بدانجا که بسیاری از آنان بزرگترین خطر کشور را وجود بهائیان می دانستند. [۲۷]

در این اوضاع نابسامان سیاسی، آژانس یهود که در ۱۹۴۲ م / ۱۳۲۱ ش در ایران تأسیس شده بود پس از پایان جنگ جهانی دوم به همراه سایر دفاتر صهیونیستی به سازماندهی و اعزام یهودیان ایران و کشورهای همجوار به سرزمین فلسطین اقدام کرد و از ۱۳۲۶ ش کلاس های آموزش زبان عبری که در تهران و اغلب شهرهای کشور برای یهودیان ایران و منطقه دایر شده بود به دلیل مهاجرت گروه کثیری از آنان به فلسطین، غالباً تعطیل شد. [۲۸]بسیار احتمال دارد که پیدایش و رقابت شدید احزاب سیاسی و جنجال آفرینی مطبوعات و نیز آتش افروزی ها و غائله آفرینی های بهائیان در طول این سال ها به منظور منحرف کردن اذهان مردم ایران از تشکیل دولت صهیونیستی در فلسطین و نیز مهاجرت گسترده یهودیان ایرانی به اسرائیل و جلوگیری از حمایت های ملت ایران از کشورهای عربی درگیر جنگ با اسرائیل باشد. بعید نیست یکی از دلایل اصلی بازداشت و تبعیدهای مکرر چند ساله آیت الله کاشانی و شیخ محمد خالصی زاده در طول این سال ها، جلوگیری از مبارزات ضد صهیونیستی احتمالی آن دو بوده است. با این وجود مردم هوشیار و انقلابی ایران مراتب همدردی خود را با مسلمانان مظلوم فلسطینی اعلام می داشتند.

در آذر ماه ۱۳۲۴ تظاهرات بزرگی در مسجد شاه تهران به نفع مسلمانان فلسطینی و علیه صهیونیست ها تشکیل شد که در مطبوعات منطقه انعکاس یافت. [۲۹]

در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ م / ۷ آذر ۱۳۲۶ ش مجمع عمومی سازمان ملل رأی به تقسیم فلسطین داد که با مخالفت نمایندگان دول عرب و پاکستان مواجه شد. آیت الله کاشانی که به تازگی از تبعیدگاه به کشور بازگشته بود سکوت مرگبار حاکم بر کشور را شکست و طی اعلامیه ای تاریخی رأی سازمان ملل را محکوم کرد و نسبت به خطر صهیونیست ها هشدار داد. در این اعلامیه آمده بود:

«… معلوم نیست وطن بودن فلسطین برای مهاجرین یهودی آلمانی و روسی و امریکایی و غیره مطابق کدام منطق و قانون است که رأی به تقسیم آنها می دهند؟… تشکیل دولت [صهیونیستی] در آتیه، کانون مفاسد بزرگ برای مسلمین خاورمیانه و بلکه تمام دنیا خواهد بود و زیان آن تنها متوجه اعراب فلسطین نمی گردد… بر تمام مسلمین عالم است از هر طریقی که می شود از این ظلم فاحش جلوگیری نموده و رفع این مزاحمت را از مسلمین فلسطین بنمایند.» [۳۰]

آیت الله کاشانی به صدور این اعلامیه اکتفا نکرد و علیرغم وجود خفقان، مردم مسلمان را دعوت به تظاهرات بزرگی به نفع مردم فلسطین نمود. در روز یکشنبه ۲۰ دی ماه ۱۳۲۶ بیش از ۰۰۰/۳۰ نفر از مردم تهران به دعوت آیت الله کاشانی در مسجد امام خمینی (مسجد شاه سابق) اجتماع کردند و سپس خطیب شهیر آقای فلسفی به منبر رفت و صهیونیسم را خطر بزرگی برای مسلمانان به ویژه مسلمانان خاورمیانه دانست. وی سپس اعلام داشت که یهودیان ایران تحت حمایت ما هستند و کمترین گزندی نباید به آنان برسد و در پایان از مردم خواست که کمک های نقدی خود را به مسلمانان فلسطین و کشمیر به حسابی که در بانک ملی افتتاح شده است واریز نمایند. [۳۱]همزمان با این تظاهرات، گروهی از علمای تهران، طی اعلامیه ای همدردی و همراهی خود را به مردم مسلمان فلسطین و اعراب منطقه اعلام کردند. [۳۲]

در روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۲۷ و در اثنای جنگِ ارتش های عرب و صهیونیست ها، به دعوت آیت الله کاشانی اجتماع پرشکوه دیگری در مسجد امام (مسجد شاه سابق) در تهران تشکیل شد و خود نیز سخنرانی کرد. وی ضمن دعوت مسلمانان به رفع اختلافات و دعوت به وحدت کلمه گفت:

«… برادران مسلمان ایران باید بکوشند در این هنگام که سخت ترین مصائب بر برادران مسلمان شما رخ داده از آن ها حمایت نمایند و به کمک آنها قیام کنند. تمام مردم ممالک اسلامی هر یک به نوبه خود از کمک مالی و جانی به مردم بی پناه فلسطین از همدردی دریغ ننموده و فداکاری کرده اند. تمام ممالک اسلامی دنیا وطن ماست و ما نیز با تمام قوا، جاناً و مالاً نسبت به سهم خود باید از آنها حمایت کنیم.» [۳۳]

در پایان این مراسم قطعنامه ای مبنی بر اظهار همدردی با مسلمانان فلسطینی صادر شد و اعلامیه ای نیز از طرف شهید نواب صفوی، رهبر فدائیان اسلام به این شرح صادر گردید:

«خون های پاک فدائیان رشید اسلام در حمایت از برادران مسلمان فلسطین می جوشد. پنج هزار نفر از فدائیان رشید اسلام عازم کمک به برادران فلسطینی هستند و با کمال شتاب از دولت ایران اجازه حرکت سریع به سوی فلسطین را می خواهند و منتظر پاسخ سریع دولت می باشند.» [۳۴]

به دنبال آن نواب صفوی با نخست وزیر وقت برای اعزام نیروهای داوطلب گفتگو کرد ولی این گفتگوها بی ثمر بود و دولت با اعزام آنها مخالفت نمود. چند روز بعد نیز آیت الله بروجردی طی اعلامیه ای ( به زبان عربی) از برادران مسلمان ایران و سایر ممالک اسلامی دعوت کرد تا مجتمع شوند و در حق یهودیان صهیونیست نفرین و برای پیروزی برادران مسلمان درگیر در جنگ دعا نمایند. [۳۵]

همزمان با آن میر سید محمد بهبهانی طی تلگرافی به پاپ خاطرنشان ساخت:

«اینک این جانب از طرف عموم ملت اسلام مخصوصاً پیروان و روحانیون مذهب مقدس شیعه ایران، تنفر خود را از جمعیت متعدی یهود و کسانی که با آنها همراهی می نمایند، به تمام ممالک عالم و مخصوصاً به مقامات بزرگ روحانیت ملت مسیح اعلان می کنم و از خداوند متعال نصرت مسلمین و خذلان متجاسرین را خواهانم. در خاتمه از مقام پاپ تقاضا دارم که به ملل مسیحی تذکر دهند که از این جمعیت یهود که دست تعدی به جان و مال مسلمین مظلوم دراز کرده اند پشتیبانی ننموده و عواطف چند صد میلیون مسلمین را برای خاطر یک مشت یهود فتنه جو جریحه دار ننمایند و البته این معنی در خور مقام روحانیت پاپ که همیشه رهبر و هادی ملت هستند می باشد.» [۳۶]

به دنبال آن در پیامی که وی در اواخر اردیبهشت ۱۳۲۷ خطاب به مجلس شورای ملی صادر کرد و در مجلس قرائت شد اظهار داشت که «… چون مقام مقدس مجلس شورای ملی، مرکز رسمی ملت ایران است. لازم می آید این اظهار تنفر [نسبت به اقدامات صهیونیست ها علیه مسلمانان در سرزمین فلسطین] و همدردی ملت ایران را به نام عموم ملت ایران، خاصه مقام روحانیت، اعلام و اعلان فرمایند.» [۳۷]سپس به دعوت جمعیت «اتحادیه مسلمین» اجتماع بزرگی در تهران تشکیل شد و متجاوز از ۶۰۰۰ نفر در آن شرکت کردند. وزرای مختار و کاردارهای سفارتخانه های دولت های اسلامی نیز در این مراسم حضور یافتند. در این اجتماع دو نفر سخنرانی کرده حمایت خود را از برادران رزمنده مسلمان اعلام داشتند. در پایان این مراسم ۲۰۰۰ نفر از داوطلبان برای شرکت در جبهه های نبرد فلسطین ثبت نام کردند. [۳۸]

آیت الله کاشانی در اعلامیه ها و سخنرانی ها و مصاحبه های متعددی که از سال ۱۳۲۶ ش به بعد نمود حمایت همه جانبه خود را از ملت فلسطین و کشورهای عرب خط مقدم اعلام داشت. چند ماه بعد وی به اتهام واهی همدستی در ترور شاه (۱۵ بهمن ۱۳۲۷) شبانه دستگیر و به لبنان تبعید گردید و بدین ترتیب بزرگ ترین مانع از سر راه صهیونیست ها در کشور برداشته شد و مبارزات ضد اسرائیلی مردم نیز به تدریج فروکش کرد.

اندکی پس از تبعید آیت الله کاشانی، آژانس یهود در تهران و دفاتر صهیونیسم در کشور شروع به گردآوری، سازماندهی و مهاجرت یهودیان ایرانی به اسرائیل نمودند. دهها هزار نفر از یهودیان شهرهای مختلف با فروش منزل و لوازم زندگی به تهران آمدند و توسط صهیونیست های فعال کشور[۳۹] با گرفتن گذرنامه عازم اسرائیل شدند. این مهاجرت با تأیید و همکاری کامل ارگان های رسمی کشور، از جمله وزارت خارجه، وزارت کشور، اداره شهربانی و گمرک صورت می گرفت. وزیر خارجه کشور نیز در گزارشی صریحاً اعلام کرد که به موجب اطلاعات دقیق، صهیونیسم بین الملل، تهران و بغداد را از سال گذشته (۱۳۲۷ ش) مرکز سیاست و اقدامات خود قرار داده اند، [۴۰]در میان این مهاجران، ثروتمندان زیادی نیز وجود داشتند. روزنامه اسرائیل جروزالم پست در سال ۱۳۳۰، طی مقاله ای پیرامون وضعیت اقتصادی یهودیان ایران نوشت:

«طبق اظهار دکتر [موسی] برال [نماینده ایران در مجلس شورای ملی] در حدود ۰۰۰/۷۰ نفر یهودی در ایران هستند که به هیچوجه مورد تعدی واقع نشده اند. در میان این عده ۱۰ نفر میلیونر و ۱۰۰۰ نفر ثروتمند درجه اول و ۵۰۰۰ نفر یهودی ثروتمند وجود دارد که همه بازرگان هستند، برخی از این یهودی ها به طور جدی در مقام مهاجرت برآمده اند مشروط بر اینکه بتوانند دارایی خود را همراه آورده و نرخ عادله برای مبادله پول های خود به پول اسرائیل دریافت نمایند.» [۴۱]

رئیس شهربانی کل کشور در گزارشی به تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۲۸ ش پیش بینی کرد که تعداد جوانان یهودی مشمولی که خواهان گذرنامه برای مهاجرت به اسرائیل هستند به ۰۰۰/۴۰ نفر بالغ می شود. [۴۲]در گزارش دیگری که چهار ماه بعد ارائه داد تعداد متقاضیان گذرنامه به اسرائیل را به ۰۰۰/۶۰ نفر تخمین زد. [۴۳]علاوه بر این تعداد، هزاران نفر از یهودیان عراقی وارد کشور شده و با سفارش مؤکد یهودیان متنفذ امریکا به دولت ایران[۴۴] و نظر مساعد سفیر ایران در امریکا، حسین علا [۴۵] و نیز موافقت وزیر خارجه کشور[۴۶] و نخست وزیر وقت، محمد ساعد، [۴۷]روانه اسرائیل شدند.

به دنبال این همکاری های پنهانی، دولت ایران در ازای دریافت ۰۰۰/۴۰۰ دلار رشوه از اسرائیل، آن کشور را در روز ۱۴ اسفند ماه ۱۳۲۸ ش به صورت دو فاکتو به رسمیت شناخت و در بیت المقدس سرکنسولگری دایر کرد، اما اطلاعیه رسمی دولت پس از گذشت ده روز انتشار یافت. [۴۸]

این اقدامات از آن رو که بسیار محرمانه صورت می گرفت و نیز به دلیل فشار و اختناق سیاسی و توجه فعالان سیاسی به مسائل داخلی، به ویژه موضوع نفت، بازتابی در محافل سیاسی و مطبوعات کشور نداشت. نکته شایان توجه آن که از سال ۱۳۲۷ ش که دولت اسرائیل تشکیل شد و موجب خشم و نفرت مسلمانان جهان و از جمله مردم ایران گردید، گروهی از روشنفکران ایرانی، آشکارا به جانبداری از اسرائیل برخاستند. توضیح آن که در سال ۱۳۲۶ ش هنگامی که گروهی از اعضای فعال حزب توده، تلویحاً از رهبری اتحاد شوروی براردوگاه سوسیالیسم (استالینیسم) انتقاد کرده و از حزب توده منشعب شدند( و بعدها خود را «نیروی سوم» نامیدند)، به دنبال جایگزینی رهبری جدید سوسیالیسم جهانی و نمادهای سوسیالیستی غیر روسی بودند. از همین رو آنان، کیبوتص ( از واحدهای کشاورزی صهیونیست ها در فلسطین و سپس اسرائیل) را که از نظرشان سابقه و محاسن بیشتری نسبت به کالخوز (از واحدهای کشاورزی سوسیالیستی روسی) داشت به عنوان نماد کامل و آرمانی سوسیالیسم پنداشتند. نویسندگان برجسته این گروه از سال ۱۳۲۷ به بعد در مجلات خود (علم و زندگی و نبرد زندگی) و دیگر مجلات، مقالات متعددی درباره کیبوتص نوشتند و در مجموع لحن ستایش آمیزی نسبت به نظام کشاورزی و در نهایت رژیم نوپای اسرائیل در پیش گرفتند. از جمله نویسندگان سرشناس نیروی سوم: خلیل ملکی، حسین

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.