پاورپوینت کامل سرکه انداختیم شراب شد! ۴۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل سرکه انداختیم شراب شد! ۴۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سرکه انداختیم شراب شد! ۴۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل سرکه انداختیم شراب شد! ۴۸ اسلاید در PowerPoint :
(ندامت مشروطه خواهان در پایان کار)
یکی از نقاط سیاه جنبش مشروطیت حذف مرحله به مرحله علما و مراجع دلسوز جامعه و در رأس آنها ضایعه به شهادت رساندن عالم مجاهد شیخ فضل الله نوری بود. این حوادث که توسط مخالفین جنبش مشروعیت صورت گرفت، موجی از تنفر و بیزاری از «مشروطیت» را در میان علما و طبقات مختلف مردم به وجود آورد.مقاله زیر بازتاب این ضایعه بزرگ را در جامعه آن روز ایران به بحث گذارده است.
عین السلطنه، از رجال مطّلع عصر قاجار، حدود ۳ سال و نیم پس از به شهادت رسیدن شیخ فضل الله نوری از میزان نفرت مردم تهران نسبت به مشروطه چنین خبر می دهد:
من آرزو داشتم بروم طهران، با آنها که برای این مشروطه خودکشان می کردند کمی صحبت کنم. حالا که آمدم می بینم از هر صنف مردم، چنان بیزار شده اند که به گوش آدم، اسم مشروطه نمی رسد؛ چه رسد به آنکه صحبت آن به میان بیاید. همه فحش می دهند، همه ناسزا می گویند، همه نفرین می کنند. شدیدتر از آنچه من به نظر داشتم و تصور می کردم. از دهان احدی اسم مشروطه شنیده نمی شود، حتی از دهان عزالممالک [از رجال و دست اندرکاران مشروطیت] هم.
بازارها کساد [بوده] و تجارت هیچ نیست. گرانی و فلاکت [است. مردم] مثل مرده ی متحرک هستند و مثل قالب بی روح. درب دکانهای خود نشسته اند، خودشان از خجالت، اسم اوضاع گذاشته را به زبان نمی آوردند و متصل، تُف و لعنت به خودشان می فرستند، که آلت اغراض دیگران شدند و مملکت رفت، کسب رفت، تجارت رفت. فقرو پریشانی سرتاسر آنها را فرو گرفته و روز بروز بدتر می شود.[۱]
سخن فوق را، دیگر شاهدان عینی نیز (نظیر معیرالممالک در «وقایع الزمان») تأیید می کنند. حتی سید علی محمد دولت آبادی، لیدر حزب مشروطه خواه «اعتدال»، ضمن تشریح اختلافات و کشمکشهای مشروطه چیان و نیز کشتار و غارت مردم توسط آنان در سالهای ۱۳۲۸ – ۱۳۳۰ [۲]، تصریح می کند که: ۹۰% مردم تهران، در اثر مشاهده ی این اعمال و حوادث سوء، خواهان بازگشت محمد علیشاه به کشور بوده اند.
افزون بر این، تاریخ، «نارضایی و افسردگی» بسیاری از سران مشروطه را نسبت به اوضاع و احوالی که پس از شهادت شیخ فضل الله بر کشور حاکم شد و احیاناً «پشیمانی» آنان از عملکرد خویش در مشروطه ی اول ضبط کرده است. در این زمینه می توان از علمای مشروطه خواه ایران و عراق (نظیر سید محمد طباطبایی و آخوند خراسانی) و همچنین ادیب الممالک فراهانی (شاعر مشهور و مدیر روزنامه ی مجلس)، شیخ یحیی کاشانی (مدیر روزنامه های حبل المتین و مجلس)، دهخدا و حتی سپهدار تنکابنی رکن بزرگ تجدید مشروطه یاد کرد که هر یک به نحوی نارضائی یا ندامتشان از روند مشروطیت را ابراز کرده اند. ذیلاً به توضیحاتی در این باره توجه کنید:
۱- مرحوم نائینی نسخه های «تنبیه الامه» را که در اثبات مشروطیت نوشته بود، در اواخر عمر برای جلوگیری از سوء استفاده منحرفان از مضامین تند آن با بهای گزاف از این و آن می خرید و نابود می کرد. دکتر حائری، وی را «یکی از قربانیانِ» سرخوردگی علما و متدینین از مشروطه می داند که «نه تنها از فعالیتهای مشروطه خواهی کناره جست، بلکه دیگر حتی نام مشروطه را به زبان نیاورد و به هیچ گفتگویی که مربوط به مشروطه بود نیز گوش نداد.» [۳]
اقدام نائینی به نابودی نسخه های تنبیه الأمّه، واقعیتی مسلّم و تردید ناپذیر است. کسروی می نویسد: «شنیدنی است که میرزا نائینی که از شاگردان آخوند بوده، در زمان زندگی او کتابچه ای درباره ی مشروطه و سودمندی آن نوشته و چاپ کرده بود. سپس پشیمان گردید و نسخه های آن را یکایک جسته و از دستها باز گرفته، و چنانکه گفته می شود به جای آن کتابی درباره ی روضه خوانی و سینه زنی و آن نمایش ها [= شعائر حسینی علیه السلام] نوشته و بیرون داده است.» [۴]آیت الله شیخ محمد حرزالدین، از علمای هم عصر میرزا در نجف، می نویسد: «زمانی که نائینی ایده الله در امر تقلید و مرجعیت شهرت یافت، فرمان داد نسخه های کتابش جمع آوری و نابود گردد. از شخص موثّق و بزرگواری شنیدم که میرزا در روزهای آخر، برای به دست آوردن هرنسخه از کتاب مزبور، یک لیره ی نقره – و به قولی: [۵] لیره ی عثمانی – می بخشید. .. روزی برخی از متشخّصین که از نائینی تقلید می کردند از او درباره ی مشروطه و کتاب مزبور سؤال کردند و او، در برابر آنان، از ما مَضی [= آنچه که در گذشته مرتکب شده بود] استغفار کرد. این را از اصحابش شنیدم.» [۶]
۲- مرحوم آیت الله شیخ عبدالله مازندرانی نیز یکی از مراجع ثلاثه ی نجف است که تاریخ، حمایت اوّلیه ی او از مشروطه و افسردگی شدید بعدی وی از این امر را ثبت کرده است. محمد حرزالدین می نویسد:
مازندرانی از جمله ی مشایخ ثلاثه و رؤسای شیعه ی نجف بود که با آن دو تن دیگر – آخوند خراسانی و استاد حاج میرزا حسین تهرانی – خواهان تغییر رژیم ایران به مشروطه بودند و در این راه جدّیت کردند. ..
بعد از تغییر رژیم استبداد به مشروطه در ایران، وقوع حوادث مختلف، با اخباری از عملکرد حکام جدید ایران، به شیخ بزرگوار مازندرانی رسید، غم و اندوه شدیدی وی را فرا گرفت. این مطلب را شخص موثّقی از حواریون وی برای ما نقل کرد. زیرا علمای بزرگوار ما، صرفاً طالب تغییر رژیم نبودند، بلکه نابودی فساد، قطع دست ستمگران و وضعی که پیش آمده و جایگزین اوضاع سابق شده بود [به اصطلاح فقها:] از قبیلِ «ما قُصِدَ لَم یقَع»[۷] بود… [۸]
بهترین مؤید بلکه دلیل بر صدقِ گفتار فوق، رنجنامه ی پر سوز و گدازی است که شیخ عبدالله مازندرانی، ۱۴ ماه پس از شهادت شیخ فضل الله به بادامچی ( یار و همرزمِ شیخ محمد خیابانی در تبریز) نوشته است. مازندرانی در این نامه، با لحنی تند، به دسایس ضدّ اسلامی و ضدّ ملّی جناح تقی زاده اعتراض کرده و حتی خطر آنان را در کشور، با خطرِ قشون روس ( که آن روزها تبریز و قزوین را اشغال کرده بود) برابر شمرده است. [۹]
۳- ناظم الاسلام کرمانی که در مشروطه ی دوم با شیخ یحیی کاشانی دیدار کرده است، ضمن برشمردن خدمات او در صدر مشروطه (هنگام مدیریت روزنامه ی مجلس) می نویسد: «لیکن این ایام از دماغ سوختگی و خجلت از اعمال جوانان جاهل بی اندازه کدر و تیره است…» [۱۰]
۴- محمد مهدی شریف کاشانی را نیز باید از نادمین به شمار آورد. چه، به قول دکتر اتحادیه: نظریاتش «بمرور تغییر. .. یافته و از جانبداری مشروطه خواهان به مذمّت ایشان می گراید».[۱۱] برای نمونه، در تنقیداز وکلای مجلس دوم می نویسد: «سبحان الله! ما وکلا را انتخاب کردیم که در مجلس شورا حقوق مغضوبه ی. .. ما را از دست ظالمان بیرحم باز ستانند؛ هیچ وقت احتمال نمی دادیم که وکیل ما حقوق حقه ی ما را به ظالمان ببخشد. حال چه باید کرد؟ این خاکی است که خود بر سر خود ریخته ایم، که کار برعکس شده، و اقدامات ما بر خلاف مقصوده غنچه داده. ..» [۱۲]
۵- ناظم الاسلام ضمن گزارشی از خدمات مستمرّ سید محمد مهدی طباطبایی (برادر زاده ی سید محمد طباطبایی) به مشروطه، می نویسد: «جنابش در همه ی مجالس حاضر. .. بود. تا اینکه امرْ منقلب، خواصّ خانه نشین، جوانانِ مجرب روی کار آمدند و آنچه که مقصود از مشروطه بود حاصل نشد، بلکه بر عکس نتیجه داد. وکلا در عوض خدمت به موکلین خود، مشغول نزاع مسلکی…، وزرا در خیال جمع مال و اندوخته…، عموم رعیت در صدمه و اذیت، مالیات بر همه چیز حتی سفیدی نمک و سیاهی ذغال بسته بلکه افزوده، رؤسای روح
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 