پاورپوینت کامل نقد کتاب ۷۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نقد کتاب ۷۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقد کتاب ۷۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نقد کتاب ۷۱ اسلاید در PowerPoint :

حاطرات شاپور بختیار

«خاطرات شاپور بختیار ـ آخرین نخست وزیر رژیم پهلوی» عنوان کتابی است که اخیر منتشر شده است. این خاطرات در اسفند ماه ۱۳۶۲ در پاریس توسط آقای صدقی (یکی از همکاران طرح تاریخ شفاهی ایران وابسته به مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد) ضبط شده است، اما پس از ۱۸ سال برای اولین بار در ایران عرضه می شود.

این کتاب توسط دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران مورد نقادی و بررسی قرار گرفته است. توجه خوانندگان گرامی را به این نقد جلب می کنیم:

نام شاپور بختیار به عنوان یک عنصر باسابقه جبهه ملی و کسی که در بسیاری از رخدادهای سیاسی، از قبل از کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد در ایران، حضور مستقیم داشته، ناخواسته تصوراتی را به ذهن تاریخ پژوهان متبادر می سازد که به هیچ وجه با آن چه در کتاب خاطرات وی آمده است، همخوانی ندارد. به عبارت دیگر، برای خواننده بسیار دور از انتظار است که فردی چون بختیار را در صفحاتی این گونه مختصر نظاره گر باشد.

آن چه موجب شده است تا خاطراتی برخلاف انتظار آگاهان از کم و کیف تاریخ معاصر، عرضه شود از دو حال خارج نیست: اول این که آقای بختیار در سالهای پایانی عمر سیاسی خویش رسماً و علناً وارد مناسباتی شده که به طور قطع برای وی محدودیت آور بوده است. در چارچوب این احتمال، ایشان باید ترجیح داده باشد تا بسیاری از موضوعات مهم را ـ که یا در بطن آنها حضور داشته یا از نزدیک در جریان آنها قرار می گرفته است ـ نادیده بگیرد. برای نمونه وقوع کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد که بیان چگونگی آن موجبات بی اعتباری را برای آمریکاییان به بار می آورده، لذا برای بختیار به عنوان آخرین برگ سیاسی واشنگتن به منظور حفظ رژیم پهلوی، نه مطلوب و نه مقدور بوده است.

در چارچوب احتمال دوم نیز می توان چنین پنداشت که اصولاً مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد آمریکا به دلیل تعلقات ناشی از پیوندهای مالی و ارگانیک، اما غیرآشکار هاروارد با سازمان مرکزی اطلاعات این کشور، نخواسته است متعرض موضوعاتی شود که کارنامه عملکرد آمریکا را در ایران دارای مستندات بیشتری سازد. به هرحال، هر یک از این شقوق را علت غایی گشوده شدن تنها پنجره ای بسیار کوچک به زندگی سیاسی آخرین نخست وزیر محمدرضا پهلوی بدانیم، تفاوت چندانی در میزان بهره مندی خوانندگان از این اثر نخواهد کرد.

از آنجا که از همین روزنه، واقعیتهای بسیار ارزشمندی در معرض قضاوت قرار می گیرد، لذا به نظر می رسد توقف در این موضوع که آیا عامل این محدودسازی، مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد بوده یا تمایلات خود آقای بختیار، چندان راهگشا نخواهد بود، به ویژه آن که هر دو احتمال دارای آبشخور مشترکند.

اولین موضوعی که در این خاطرات موجز بیش از سایر مطالب خود نمایی می کند، اطلاعاتی است که آقای بختیار به عنوان عضو هیئت اجرایی جبهه ملی در مورد این تشکیلات سیاسی ارائه می دهد. جبهه ملی در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت، آوازه ای یافت و حتی توجه بخشی از نیروهای مبارز مذهبی را نیز به خود جلب کرد، هرچند این شرایط چندان دوامی نیافت و علاوه بر مستقل شدن طیف مذهبی ها، حتی تشکیل جبهه ملی دوم و سوم نیز نتوانست از تجزیه شدنهای پی درپی این سازمان که منجر به انفعال و انزوای کامل آن شد، جلوگیری کند.

شاید بتوان توضیحات آقای بختیار را در این زمینه از جمله منابع مفید برای ریشه یابی وضعیتی دانست که بعد از نهضت ملی شدن صنعت نفت، ملّیون غیرمذهبی گرفتار آن شدند. البته، اگر آقای بختیار خصومتهای شخصی خود را با آقایان سنجابی و فروهر به کنار می گذاشت یا دستکم در مقام بیان خاطرات خود از الفاظ غیرمؤدبانه علیه آنان کمتر بهره می گرفت، نظرات وی در مورد به انزوا کشیده شدن جبهه ملی جدی تر گرفته می شد. به هر حال، این گونه بی نزاکتی ها نشان از فرهنگ خاص آقای بختیار در محاورات دارد و خواننده را بسرعت به یک استنتاج در مورد ادبیات کلامی وی می رساند. صرفنظر از چنین ضعفی، اظهارات آقای بختیار را در مورد جبهه ملی می توان در سه دسته تقسیم جای داد:

۱ـ نوع عملکرد تشکیلات

۲ـ ملاحظات و تنگناهای سیاسی

۳ـ تعلقات اقتصادی حاکمیت

«انحصارگرایی شدید تشکیلاتی» بر جبهه ملی از جمله ضعفهایی اند که بختیار به عنوان مسئول مستقیم تشکیلات، علی رغم تلاش وافرش نمی تواند به توجیه آن بپردازد. به عبارت روشنتر، عناصر معدودی این تشکیلات را در کنترل خود گرفته بودند و اجازه مشارکت و فعالیت در آن را به بهانه های گوناگون و به طرق مختلف، از دیگران سلب می کردند تا بتوانند پیوسته از مزایای سیاسی آن بهره مند شوند. ابوالحسن بنی صدر در کتاب خاطرات خود در این زمینه می گوید: «مصدق یک پیام فرستاده بود برای کنگره، پیامش خیلی تند بود. الهیار صالح شب آن را گوش کرده بود و خیلی التماس کرد تا مصدق پیامش را تغییر داده بود. با این حال باز هم پیامش تند بود. او گفته بود، درهای جبهه ملی را باز کنید. در کنگره بر سر پذیرفتن نهضت آزادی برخورد پیش آمد و همچنین نسبت به سیاست عمومی جبهه ملی».(کتاب «درس تجربه» خاطرات اولین رئیس جمهور ایران، ص۷۶)

با وجود انتقاد شدید دکتر مصدق و دیگران از حاکمیت انحصاری افرادی انگشت شمار بر تشکیلات جبهه ملی ایران، نه تنها هیچ گونه تغییری در این زمینه صورت نگرفت، بلکه افرادی که چند دهه از نام مصدق برای خود دکانی ساخته بودند، بشدت به وی حمله ور شدند. به عنوان نمونه بختیار در خاطراتش می گوید: «…پس مقصودم این است که مرحوم مصدق راجع به جبهه ملی به علت همین موضوع و یک مقداری به علت این که خیال کرده بود سرپیری می خواهند او را کنار بگذارند [ناراضی بود] چون رهبر[ی] واقعی نهضت مقاومت ملی از ۱۳۳۲ به بعد اصلاً هیچ وقت با دکتر مصدق نبود که راجع به آنها ایراد بگیرد.»(ص۷۸)

آقای بختیارحتی در پاسخ به توضیحات مصاحبه کننده که با استناد به نامه های دکتر مصدق، جبهه ملی را محل شور و اتخاذ تصمیمات هماهنگ کننده نمایندگان احزاب و سازمانها و سندیکاها عنوان می دارد و نه محل تجمع دوستانی که خودشان از یکدیگر دعوت کرده اند، می گوید: «ببینید چگونه؟ به بنده بفرمایید که چگونه؟ بنده خودم می روم، حالا فکر کنید که شاپور بختیار هم اسمم نیست و توی هیچ حزبی نبودم [و] هیچ وقت هم نبودم. بنده هم می روم بیست نفر، سی نفر یا چهل نفر را جمع می کنم و یک مرامنامه ای مثل همه مرامنامه های دنیا، زیبا به شما می دهم که بنده نیرو دارم و می خواهم به شما ملحق بشوم. آخر این ترکیب هم که نمی شود.» (ص۷۸)

البته در مورد عدم رعایت اصول اولیه تشکیلات در جبهه ملی، توجیهات متنوع و متفاوتی را از بختیار در این کتاب می توان سراغ گرفت که بعضاً خواندنی ترند: «این مسئله کاملاً روشن بود که یک عده توده ای. .. اینها می خواستند که خودشان وارد [جبهه ملی] بشوند و از داخل [جبهه ملی] را منفجر کنند…ِو بعد تمام سعی سازمان امنیت و دستورات شاه در این برهه از زمان این بود که ثابت بکند که توی دانشجویان وسران جبهه ملی اشخاصی باسابقه توده ای هستند. اینها توده ای هستند ـ که این را ببرند جلوی آمریکاییها بگذارند و بگویند «هان، هان ببینید هر روز هم که نمی شود ۲۸ مرداد درست کرد. شما به دست خودتان کار را دارید خراب می کنید”.من هم با علم به این موضوع سعی کردم که یک نفرشان را هم قبول نکنم.» (ص۶۰)

استفاده از برچسب توده ای برای بستن راه ورود نمایندگان احزاب و دستجات مختلف به جبهه ملی ظاهراً کارایی مؤثری داشته است. هرچند بنی صدر در خاطرات خود مدعی است علی رغم اختلاف نظر با آقای بختیار توانسته توده ایهای مستقل را به عضویت جبهه ملی درآورد، بختیار به صراحت اعلام می دارد به عنوان مسئول تشکیلات حتی یک نفر از آنان را نپذیرفته است:

«بنی صدر: در نتیجه، بردی که در آن سالها کردیم، در زمینه همکاری با چپ آن سالهاست و در این زمینه با آقای بختیار اختلاف پیدا کرده بودیم.

ـ دکتر شاپور بختیار درآن زمان مسئول کل تشکیلات جبهه ملی و مسئول بخش دانشجویان جبهه ملی هم بود؟

بنی صدر: بله. ما در آنجا گفتیم که وابستگی نه، ولی طرز فکر، بله. ما با عضویت دارنده طرز فکر کمونیستی در جبهه مخالف نیستیم. هرکس طرز فکر خودش را دارد. نتیجه این که، اگر کسی مارکسیست مستقل است، جایش در جبهه ملی هم هست و این سبب شد که ما طرفداران خلیل ملکی را هم در سازمان دانشجویی پذیرفتیم و چپهایی هم که خود را مستقل می خواندند، پذیرفتیم.»(کتاب «درس تجربه» (ص۶۴)

البته این ادعای آقای بنی صدر را باید یک ژست سیاسی برای ارائه چهره ای آزاداندیش از خود تلقی کرد، زیرا علاوه بر اظهارات آقای بختیار، در مورد خلیل ملکی مستندات غیرقابل کتمانی وجود دارد که گروه وی به جبهه ملی راه داده نشد و به همین دلیل او به دارودسته مظفر بقایی نزدیک شد. این واقعیت حتی از سوی بختیار نیز در این کتاب مورد تأکید قرار گرفته است. بنابراین اظهارات آقای بنی صدر در مورد پذیرش چپهای مستقل نمی تواند هیچ گونه بهره ای از حقیقت برده باشد.

آخرین نکته حائز اهمیت در زمینه چگونگی اداره تشکیلات جبهه ملی، نحوه انتخاب نمایندگان جمعیتها برای حضور در کادر رهبری آن یعنی همان افراد انگشت شمار مرکزیت است. در این مورد، مصاحبه کننده با اشاره به انتقادات فراگیر موجود، از آقای بختیار می پرسد: «دانشجویان دانشگاه یک بخش عظیمی از فعالیتهای جبهه ملی را تشکیل می دادند. گله و شکایتی که آنها دارند این است که رهبران جبهه ملی در رابطه با انتخاب نمایندگانشان با آنها به طرز دمکراتیک رفتار نکردند و به جای این که به آنها اجازه بدهند که نمایندگان خودشان را [خود] دانشجویان انتخاب بکنند [رهبران] جبهه ملی برای آنها نماینده انتخاب کردند. پاسخ جنابعالی به این گله دانشجویان چیست؟

بختیار: عرض کنم که این دو موضوع است: یکی انتخاب [نماینده] در شورای جبهه ملی که بنده عرض می کنم. یکی رفتار است که دمکراتیک بوده یا نبوده. من معتقد به یک evolution [تحول] به سوی دمکراسی هستم. ما نمی توانستیم و من نمی خواهم از خودم دفاع بکنم چون من که تنها نبودم…»(ص۵۹)

بنابراین، قائل نبودن ”حق انتخاب”حتی برای اقشار تحصیل کرده جامعه تا حدود زیادی فضای حاکم بر تشکیلات جبهه ملی را روشن می سازد. به طور قطع پژوهشگران تاریخ ما در آینده با چنین کلیدهایی خواهند توانست علل شکست سازمانی را که در یک مقطع از تاریخ مبارزات ملت ایران در کانون توجهات قرار گرفت، بهتر ارزیابی کنند.

نکته دومی که خاطرات آقای بختیار می تواند برای هر خواننده ای روشن سازد، ملاحظات و تنگناهای سیاسی روشنفکران گرد آمده در جبهه ملی است. این خاطرات به طور قطع به درک عوامل ایجادکننده گشایش سیاسی و متقابلاً عوامل محدودیت زا برای چنین ملّیونی، کمک شایانی می کند. به عبارت دیگر، عوامل بازدارنده وتقویت کننده نیروهای حاکم بر جبهه ملی از این طریق به سهولت قابل شناسایی اند. برای نم

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.