پاورپوینت کامل روزنامه سعادت بشر ۷۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل روزنامه سعادت بشر ۷۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل روزنامه سعادت بشر ۷۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل روزنامه سعادت بشر ۷۰ اسلاید در PowerPoint :
پاورپوینت کامل روزنامه سعادت بشر ۷۰ اسلاید در PowerPoint
عنایت الله رحمانی
به روزنامه ایام درهمه پیداست
اگربخواهی دانست روزنامه بخوان
((اولین شماره پاورپوینت کامل روزنامه سعادت بشر ۷۰ اسلاید در PowerPoint)) روزشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۰۹شمسی مطابق ۵ذیقعده۱۳۴۸ قمری -۵ اوریل ۱۹۳۰ میلادی در هشت صفحه با چاپ سربی، دوستونه در چاپخانه فرهومند منتشر شد.
سرلوح:روزنامه ملی سعادت بشر.محل اداره-طهران خیابان ناصریه شمس العماره.صاحب امتیازوموسس (محمدجوادهوشمند)سردبیرجوادلاجوردی موقتاهفتگی خواهدبود.تک شماره پنج شاهی است.”هوالله”قیمت اشتراک طهران وولایات یکساله۴۰قران. ششماه ۲۰قران سه ماه ۱۰قران .ممالک خارجه به اضافه پست دریافت می شود.قیمت اعلانات صفحه۱و۲سطری ۳قران صفحه۳و۴سطری ۲قران سایرصفحات ۱قران .پس ازسه شماره وجه ابونه دریافت می شود.
“مسلک روزنامه علمی-ادبی-تاریخی-اجتماعی-سیاسی خواهدبود”مقالات ولوایح وارده بدون امضاءمعروف پذیرفته نخواهدشد.
مقصدومرام حمدوسپاس بی حدوقیاس خداوندی راسزاست که پس ازچند، آروزی قلبی مارابرآوردودرطریق خدمت قلمی توفیق عنایت فرمود.
دیرزمانی بودکه این فکردرسلول های دماغ نگارنده راه یافته همواره طالب وجاهدبودم که درمیان خدماتی که برای جامعه ومملکت بیشترمفیدونافع است به عهده گیرم،
لذاتصمیم گرفته که خدمت قلمی راکه دردرجه اول واقع است وآثارش ازآثاربرجسته هرملتی است که بین آن جامعه به یادگارباقی می ماند،عهده دارشوم به این سبب این شغل شرافتمندراکه درتمام عالم مقام بلندوارجمندی داردانتخاب نمودم که به وسیله ان به توانم خدمت به جامعه نموده وظایف وجدانی خودراانجام دهم.
اینک به توجهات خداوندی این توفیق نصیبم گردیده ومختصری مرام ونیت خودرابرحسب معمول وطریقه متقدمین بیان می نمایم مسلم است امروزه کسی که می خواهددرمملکت ایران به وسیله نگارشات سودمندبه افکارعامه کمک ومساعدت نماید،بایدازمنافع مادی چشم پوشد.
بنابراین کسانی که مبادرت به این خدمت اجتماعی می نمایند،منظورومقصدآنهابیداری جامعه وتنویرافکاراست که درضمن بیان حقیقت وشرح خدمات بزرگانی که خدمت به ملت ومملکت نموده اندجامعه رابیداروآگاه ساخته تاازخدمت گزاران صمیمی قدرشناسی نمایند.
رجاءواثق داریم که ماهم خوشه چین این خرمن معارف شده وازاین طریق تقدیرخدمات خدمتگزاران واقعی رابنمائیم. علاوه امیدواریم درقسمت اقتصادیات وفلاحت ومنابع ثروت مملکت موفق گردیم وخدمات برجسته راانجام دهیم.و…. “روزنامه نگاربه قلم سردبیرروزنامه”
درعالم، روزنامه نگاریعنی نماینده افکارجامعه، مظهراحسسات ملی ،آینه افکارملت .روزنامه نگار بایدافکارعالیه خودش رابه ملت بفهماندوآنهارا ازخواب جهالت وبدبختی بیدارنماید.روزنامه نگاربایدجامعه رابه اتحاد، اتفاق، مساوات، مواسات، صفا، عاطفه وادارنماید.روزنامه نگار بایدعملا به ملت بفهماندکه هرکس بایددرجامعه کارکندحقوق خودش رابشناسدتابتواندزندگانی باشرافتی برای خودوقوم آ تیه خودتشکیل دهد.روزنامه نگاربایدمعنای وطن پرستی رابه ملت تعلیم دهد.روزنامه نگاربایدتوده رابه حس اشتراک وروح وحدت ملی وادارنماید.روزنامه نگارعلاوه برداشتن معلومات بایددارای مزایای اخلاقی یعنی صراحت لهجه، صفای وجدان، عاری بودن ازکینه طمع وحرص مبرابودن ازچاپلوسی مداهنه،{وسرشاراز} عزت وقناعت روح ایمان، مبادی دینی واخلاق وطن پرستی، شهامت، بزرگواری، علوطمع،و پاکدامنی بوده باشد.ارباب قلم که یک وظیفه مهمی رادرجامعه عهده دارشده اندوبارسنگینی رابردوش نهاده اندکه امورآن انسان دقیق باریک بین مآل اندیش رامرتعش می سازد.و…
“درروزسه شنبه۱۲/۲/۱۳۲۲/درشماره فوق العاده (سرگذشت پاورپوینت کامل روزنامه سعادت بشر ۷۰ اسلاید در PowerPointومدیرمسئول)،به قلم مدیرمسئول درج شده که ذیلا آن رانقل می کنیم “
فداکاری وجانبازی:درفروردین ۱۳۰۸شروع به نامه نگاری وانتشارروزنامه ((سعادت بشر))نمودم واینک ازشرح جزئیات حوادث ومصاحب خودداری وفقط چندفقره آن را بطورخلاصه برای نمونه شرح می دهم. درسال۱۳۰۹عده ای ازتجارنزدمن شکایت ودرددل کردندکه امیرخسروی رئیس بانک سپه ازآنهادعوت نموده واظهارداشته که بانک سپه سرمایه خودرا به صورت شرکت سهامی دراورده وحسب الامرشاه بایستی هریک ازآن سهام راخریداری نمایندوخلاصه آ نهاراملزم به خریدمی نمایند. من به شاه سابق رسما اطلاع داده یعنی کتبابه دفترمخصوص گزارش دادم.وگزارش خودرامبتنی برشایعات عمومی نموده.ودرپایان آن قیدنمودم که تصورنمی رودچنین امری ازناحیه اعلیحضرت همایونی صادرشده باشد. بعدازچندروزدفترمخصوص مرااحظاروواردبازجوئی واستفسارشدکه این گزارش مبنی برچه دلیل است؟مدرک شماچیست؟کی به شماگفته؟اگرگوینده موثق بوده اورامعرفی کنید؟.
این جاست که وجدان اجازه نمی دهدکه دیگری راسپربلای خودسازیم، این جاست که وجدان امرمی کندکه خودراهدف بلاساخته ودیگران رانجات دهیم.من ازمعرفی تجارخودداری کردم، زیرامی دانستم آنهادچارسرنوشتی سخت خواهندشد.دلایل خودراشایعات عمومی ذکرنمودم.اقای شکوه الملک عصبانی وباحالتی برآشفته- که هیچگاه نظیرآن رادرایشان نه دیده بودم- گفتند:شایعات عمومی مدرک نمی شود اگردلیلی داریدبگوئید،اگردلیلی نداریدچراگزارش دادید؟مگربه اعلیحضرت همایونی هم میشودگزارش بی مدرکی داد؟… نویسنده:آ قای شکوه الملک شایعات مردم دلیل من بوده.وآن هم کافی است که شماوارد تحقیق وتعقیب شویدرسیدگی بنمائید.ببینیدصحت داردیاخیر؟من که مدعی خصوصی امیرخسروی نیستم.ازنظرشاه پرستی وخیرخواهی ملت گزارش داده ام.خودتان تحقیق وقضیه راکشف نمائید.
شکوه الملک:بازبه شمامی گویم اگرمدرک دیگری داریدبگوئید؟نویسنده:اظهارات شماخیلی خشن است وخیلی متغیروعصبانی هستید.بایستی اصل موضوع راتعقیب نمائید.من مورداطمینان اعلحضرت همایونی هستم.وخدماتی رادرخوزستان ،فارس وبنادرجنوب برای میهن خودانجام داده ام وایشان مستحضرند.شماهم مطلع می باشیدوهرچه راتاکنون گزارش داده وبه عرض رساندم حقیقت آن کشف شده.من که نظری دراین باب نداشتم واگرتحقیق کنیدمطلب کشف می شود…شکوه الملک .سخت برآشفته وباحالتی غضبناک گفت: خیر،خیر.آنهابجای خودصحیح.ولی این گزارش ،اصلی نداشته وخدمات دیگرشماراهم ازبین می برد.امیرخسروی اینجااست والساعه روبرو(مواجهه خواهدشد) فوری زنگ به صدادرامد.وبه وسیله پیشخدمت امیرخسروی احضارشد.نکته ای که لازم است اینجاتذکردهم این است که اقای شکوه الملک چنین وانمودکردندکه تاآن وقت امیرخسروی راندیده اندواوهم ازجریان گزارش بی اطلاع است.درحالی که قبل ازورودمن ملاقات کرده بودند.ومدتی من دراطاق انتظارنشسته بودم.وآنهاباهم مذاکره ومشاوره می کردند.وموقع ورودمن ازاطاق آقای شکوه خارج شده بود.خلاصه نویسنده رابه امیرخسروی معرفی وگفتندآقای مدیرسعادت بشرهستندونسبت به شماگزارشی به دفترمخصوص شاهنشاهی داده اندکه عیناقرائت می شود.نامه من قرائت وجریان قضیه ازامیرخسروی استفسارشد.ایشان قضیه راجداتکذیب کرد. آقای شگوه الملک: آقای مدیرسعادت بشر،چون گزارش شماخالی ازحقیقت بوده مامجبوریم شماراتعقیب نمائیم. نویسنده:آقای شکوه الملک خیال می کندبنده یک جوان بی تجربه وتازه ازمدرسه بیرون آمده هستم .من درراه وطن زحماتی کشیده ودرراه این خدمات، ثروت من ازدستم رفته وهیچ گاه قدمی راجزازراه میهن دوستی وشاه پرستی برنداشته ام ودراقدامات خودکوچکترین نظرشخصی یاغرضی رانداشته ام، چرامی خواهیدخدمات مراواژگونه جلوه دهید؟چرامی خواهیدحقیقت رابپوشانید؟چرانمی خواهیدواردرسیدگی دراصل قضیه شوید؟ آقای شگوه الملک ،من درنتیجه همین مذاکرات که یکی دوساعت طول کشیدازاوضاع واحوال وطرزرسیدگی شمامی فهمم قضیه ازچه قراراست ومنظورشماچیست” دراین موقع بنابخواهش من امیرخسروی ازاطاق خارج شد”ومن به صحبت خودادامه داده وگفتم: یقین دارم نامه من به نظراعلحضرت همایونی رسیده وامرملوکانه صادرشده که قضیه کاملارسیدگی گرددواینک می خواهیدپرده پوشی نموده وحقیقت رامکتوم داریدوگزارش صادقانه مرادورازحقیقت جلوه دهیدلیکن من یقین دارم اعلحضرت همایونی حقیقت راکشف.وخائن راازخادم تشخیص خواهندداد…. دراینجامذاکرات ماخاتمه وبایک دنیاتاثرازآنجاخارج شده وکارخودرابه خداواگذاشتم.پس ازدوهفته پادشاه سابق مرااحضاروموقعی که شرفیاب شدم مانندشیرغرانی بود.چندین دفعه خواست به من حمله نمایدومرابزند ای خواننده گرامی،دراین موقع ودرهرموقعی که انسان مواجه باخطری می شودکه بیم جان دربین است وازهرکجامایوس است بازبه یک مبدائی امیدواراست وآن خدااست.”اذارکبوافی الفلک دعواالله مخلصین “باطنابه مبداء مزبورمتوسل وظاهرامتمسک به ذیل عنایت شاه شده کرنش نمودم.التماس نمودم .تعظیم می کردم…غضب شاه قدری تسکین یافت .اظهارداشت:هوشمند.به شمااخطارمی کنیم اگردرظرف ۴۸ساعت نگوئی کی محرک توبوده، کی این گزارش راداده ای موردغضب ماواقع خواهی شد.من هم بااین کیفیت وغضب شاه که مرک خودرادرجلوچشم می دیدم مجال عرض پاسخی ندیده ومرخص شدم. ۴۸ساعت گذشت ووجدان به من اجازه ندادکه عده ای ازتجارراگرفتارمخمصه نمایم.روزنامه توقیف شدونویسنده تبعید.منتهی چون اخطارشدیداللحن شهربانی این بودکه هرنقطه ای که مایلم بروم.من هم شهرقم رااختیاروبه ساحت قدس بانوی بزرگ وباعظمت اسلام پناه بردم.به عقیده من تنهادراثرتوسل به آن بانوی کبری بودکه حقیقت برشاه معلوم گشت وتلاش وتقلائی راکه اطرافیان اوبرای کتمان حقیقت داشته بی نتیجه ماند.پس ازچندماه تلگرافابه تهران احضاروبه حضورشاه رسیده موردالطاف ملوکانه قرارگرفتم وامردادبانک سهامی سپه رامنحل نمود.وپولهای تجار مستردداشتند. درسال۱۳۱۰ایرم رئیس تشکیلات شهربانی دعوتی ازمدیران جرائدنموده بودومن که ازموضوع مستحضربودم ازحضوردرآن جلسه خودداری نمودم. پس ازچندی مجدداازهمگی دعوت شدومن مثل سابق به طفره گذراندم.چندی بعددریکی ازمجالس رسمی که اتفاق ملاقات افتاد،ایشان بنای گله گذاری راگذاشت. من باصراحت لهجه گفتم: منظورشمارامی دانم، چون می خواهیدجرائدرامحدودنموده وآنهاراتحت نظرواداره غیرمستقیم خودگیریدمن به هیچ وجه حاضرنخواهم بود.ایشان عصبانی شده وگفت: برشمامعلوم خواهدشدکه چگونه بایستی تحت نظرومطیع باشید.ودرنتیجه طولی نکشیدکه درج این جمله ازکلمات قصارحضرت امیر(ع)که می فرماید”کسی که نتواندبرنفس خودحکومت کند،حکومت برمردم نتواندکرد”موجب سوء تعبیروتوقیف روزنامه گردیدوتایک سال توقیف آن طول کشیدوآیرم به مقصودخویش نائل گردید. درشهریور۱۳۱۵دفعتا۲نفرمامورازطرف اداره سیاسی شهربانی به اداره روزنامه ماآمده واوراق ودفاتروسوابق راموردبازرسی قرارداده، بلافاصله نویسنده راباتمام اوراق ودفاتروسوابق جلب وبه شعبه۹آگاهی (یکی ازشعب اداره سیاسی)تحویل دادندوازآنجابلافاصله بدون بازپرسی وتحقیق دستورتوقیف داده شدومراتحویل زندان دادند.نویسنده رابه نام مقصرسیاسی درزندانی که که جایگاه دزد….قاتلین وبالاخره جانی هابودجای دادند.هرچه گفتم دول متمدن امروزی برای جانی های فطری همچنین محل حبس ندارند،حالاکه بایستی توقیف باشم اقلاجای بهتری رابه من بدهید.گفتندمقصرسیاسی یعنی میکروب جامعه.تاوضعیت شماروشن نشودجای
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 