پاورپوینت کامل بهسوی جامعه اخلاقی ۳۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بهسوی جامعه اخلاقی ۳۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بهسوی جامعه اخلاقی ۳۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بهسوی جامعه اخلاقی ۳۰ اسلاید در PowerPoint :
برخی بر این باورند که درد جامعهی ما «ترس» است، لیکن راقم این سطور معتقد است که درد بزرگ و اصلی جامعهی ما «نترسیدن» است و ای کاش که درد جامعه ما «ترس» بود! دلیل بسیاری از بداخلاقیهای رایج جامعه ما، «نترسیدن از خدا» و در رتبه ای بالاتر فراموشکردن ذات مقدس اوست….
۱. «انّما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»[۱]؛ این سخن پیامبر، نه یک نماد و نه توصیهای پیامبرانه، که فلسلفهی رمزگونه «امر پیامبری» است؛ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در پی آن است تا با ریشهکنکردن رذائل اخلاقی، مکارم اخلاقی را در جامعه بگستراند، به گونهای که اخلاق در قلب تکتک افراد جامعه ریشه بدواند؛ انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام نیز، به تبعیت از انقلاب پیامبر، انقلابی اخلاقی بود و برای اینکه بدانیم این انقلاب در رسیدن به مطلوب، تا چه اندازه توفیق داشته، باید میزان تحقق روح اخلاق را در جامعه بررسی کنیم.
۲. اخلاق، پای نهادن بر نفسانیات و حرکت به سوی کمال است و فلسفهی وجودی فعل اخلاقی، «من» و «منیت» است و جالب آنکه شرط انسانیت و معیار تفاوت انسان با حیوان نیز همین اصل اخلاقی است؛ نفی خودمحوری (منیت) و پذیرش خدامحوری؛ کسی برای خدا و رضای او بدی نمیکند؛ تهمت نمیزند؛ دروغ نمیگوید؛ ربا نمیخورد و دست به دزدی نمیآلاید.
۳. اخلاق، گرچه امری فلسفی است؛ لیکن وجههی فلسفی آن نباید به اندازهای فربگی بیابد که «زیست اخلاقی» را دور از دسترس نشان دهد. معارف اخلاقی را باید در اوج پیچیدگی؛ ساده، دستیافتنی و امکانپذیر معرفی کرد. اخلاق به زبان ساده به این معنی است که دروغ نگوییم؛ تهمت نزنیم؛ تخریب نکنیم؛ به جای بدیها، خوبیهای دیگران را در یادآوریم؛ با مخالفان خود به نیکی سخن بگوییم، و از همه مهمتر اینکه خود و اندیشهی خود را حق مطلق ندانیم.
اخلاق در دایره کلمات تعریف نمیشود، بلکه در جامه عمل شناخته میشود، و چنان که برخی اهل معرفت گفتهاند، همه باید برخیزیم و برای خدا، یک گام به جلو برداریم، تا جامعه از بداخلاقی رهایی بیابد. آفت اصلی و اساسی که در صورت تداوم، نابودی حتمی جامعه اسلامی ما را در پی دارد، «بداخلاقی و عدم التزام به گزارههای اخلاقی است»؛ غیبت، دروغ، تهمت، بدخواهی، کینه، بغض، حسد و… جامعه را تباه میکند.
۴. مبارزه با بیاخلاقی، با رویه و روش اخلاقی ممکن است؛ نه تکرار بیاخلاقی. رهبر معظم انقلاب روزی گفتند: «با دست کثیف نمیتوان شیشهی کثیف را تمیز کرد». بزرگان جامعه، هر یک، حوزهی نفوذی دارند که باید از این حوزه نفوذ خود، برای بسط و گسترش اخلاق و جلوگیری از بداخلاقی بهره بگیرند.
۵. گر چه نمی توان برای گذار جامعه به «اخلاق متعالی» و رسیدن به «جامعه اخلاقی»، راهحلهایی دائمی و قطعی ارائه کرد؛ لیکن میتوان به راهکارهایی در دسترس و دست یافتنی اندیشید؛ میتوان با اتخاذ روشهایی ساده اما مؤثر، از بداخلاقیها، در سطوح مختلف، فروکاست و به نیکویی افزود. موارد ذیل، نمونههایی از این دست هستند که میتواند برای شروع بسیار راهگشا باشد:
الف. اخلاق، بیش و پیش از هر چیز، امری فردی است که در درون انسان روی میدهد. همه افراد جامعه باید برای رسیدن به «زیست اخلاقی» بکوشند؛ خودسازی اخلاقی، نه با توصیه بیرونی، که با جهاد درونی صورت می پذیرد. بنابراین همگی باید به فضیلت روی نهاده و رو به جلو گام برداریم تا دیروزمان از امروزمان بهتر نباشد.
ب. «زیست اخلاقی» باید به مطالبه مهم و اساسی جامعه اسلامی ما تبدیل شود؛ برای رسیدن به این منظور، جامعه ما باید به «خودآگاهی اخلاقی» دست یابد و ضرورت و اهمیت اخلاق را درک کند و آن را رمز کمال و معیار رضایت خدای تعالی بداند. برای رسیدن به چنین سطحی، باید مسائل و مباحث اخلاقی را موضوع اصلی و همیشگی مباحثات گروههای مختلف اجتماعی، از جمله دانشجویان و دانشگاهیان، دانشآموزان، معلمان و … قرار داد.
ج خدمت به مردم، راهکاری قطعی برای رسیدن به «زیست اخلاقی» است؛ وقتی انسان اساس کار خود را خدمت به مردم قرار دهد، اندیشه و عمل خود را به بداخلاقی نمیآلاید، زیرا با بداخلاقی نمیتوان به مردم خدمت کرد.
از سوی دیگر، محبت و دوستی خدا نیز دو شرط دارد؛ یکی بخشش بندگان خدا و گذشتن از آنان، و دیگری خدمتگذاری به آنان. دوستی خدا در یک سوی می نشیند و بداخلاقی در سوی دیگر. انسان بداخلاق، هرگز سایه محبت خدا را بر سر نمی بیند.
د. برخی بر این باورند که درد جامعهی ما «ترس» است، لیکن راقم این سطور معتقد است که درد بزرگ و اصلی جامعهی ما «نترسیدن» است و ای کاش که درد جامعه ما «ترس» بود! دلیل بسیا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 