پاورپوینت کامل فراگرد مصر به عصر جدید ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل فراگرد مصر به عصر جدید ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل فراگرد مصر به عصر جدید ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل فراگرد مصر به عصر جدید ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint :

کانال سوئز باعث تقویت موقعیت استراتژیکی مصر شد و دولت‌های اروپایی قصد نداشتند آن را نیمه‌کاره رها سازند. بریتانیا و فرانسه در راستای منافع ملی خویش خدیو را مدیون خود کردندتجربه نوسازی و مدرنیته در خاورمیانه از اصل مقوله دیگری است. این خطه از جهان، برخلاف اروپا با پدیده قدرت، استقلال و نوآوری بیگانه بوده است و فراگرد تاریخی آن در فقر، وابستگی و تقلید کورکورانه خلاصه می‌شودهر تاریخی تاریخ اکنون است، به آن معنا که فهم وضعیت کنونی جز از رهگذر خوانش انتقادی تاریخ امکان پذیر نیست.

کانال سوئز باعث تقویت موقعیت استراتژیکی مصر شد و دولت‌های اروپایی قصد نداشتند آن را نیمه‌کاره رها سازند. بریتانیا و فرانسه در راستای منافع ملی خویش خدیو را مدیون خود کردندتجربه نوسازی و مدرنیته در خاورمیانه از اصل مقوله دیگری است. این خطه از جهان، برخلاف اروپا با پدیده قدرت، استقلال و نوآوری بیگانه بوده است و فراگرد تاریخی آن در فقر، وابستگی و تقلید کورکورانه خلاصه می‌شودهر تاریخی تاریخ اکنون است، به آن معنا که فهم وضعیت کنونی جز از رهگذر خوانش انتقادی تاریخ امکان پذیر نیست. برای درک شرایطی که امروز در میدان تحریر قاهره یا در صحن مسجد رابعه عدویه رخ می‌دهد. بازخوانی سرنوشت مصر از آن هنگام که وارد گردونه تجدد شده ضروری است. فرآیند
دولت – ملت‌سازی در مصر چگونه رخ داد و چطور مردمان این سرزمین کهن با مظاهر مدرنیته مواجه شدند؟ آیا در فهم نرم‌افزار تجدد نیز به اندازه واردات سخت‌افزارهای آن موفق بودند؟ منازعات سیاسی میان ارتش و اخوان به یک تعبیر یا میان مسلمانان و سکولارها به تعبیر دیگر از کجا نشات می‌گیرد؟ غلامحسین میرزاصالح، نویسنده و مترجم نام آشنا در گفتار حاضر که برگرفته از چند متن و کتابی در دست انتشار است، پرتوی افکنده بر تاریخ تحولات مصر از آن زمان که ناپلئون با هدف جهانگشایی به آنجا حمله کرد. او استقرار ک‍ژدار و مریز مدرنیته غربی در یک جامعه غیرغربی را نشان می‌دهد. تازه از پی این شرح است که درمی‌یابیم وضعیت کنونی مصر تا چه حد پیامد سرراست و مستقیم مدرنیته به سبک مردمان سرزمین اهرام ثلاثه است. غلامحسین میرزا صالح به تازگی کتاب «خاطرات سیاسی قوام السلطنه» را آماده کرده که به زودی توسط نشر معین منتشر خواهد شد.

در کشاکش استعمارگران
ایرانیان و مصریان تلقی و دیدگاه متفاوتی نسبت به کشورهای پیشرفته و مدرن غربی داشته‌اند. ناپلئون با تجاوز به مصر در سال ۱۷۹۸ باب جدیدی در مناسبات شرق و غرب گشود. سردار فرانسوی در اندیشه آن بود که در برزخ سوئز پایگاهی بسازد، تا ضمن اخلال در خطوط دریایی بریتانیا به هند، در صورت لزوم از سرزمین شام (سوریه) به امپراتوری عثمانی لشکرکشی کند. معنی و مفهوم این استراتژی آن بود که مصر و فلسطین صحنه کارزار میان فرانسه و انگلیس برسر سلطه جهانی آنان خواهند بود و بخشی از جدال قدرت در اروپا، هرچند که ناپلئون خود را به مصریان ناجی پیشرفت و تنویر افکار معرفی می‌کرد.

او پس از آنکه در ۲۱جولای ۱۷۹۸ سواران مملوک را در جنگ اهرام شکست داد، اعلامیه‌یی به زبان عربی صادر کرد و طی آن قول داد مصر را از سلطه خارجی نجات دهد. مصر از زمان معز (۹۶۹) و جانفشانی سردارش ابوالحسن جوهر در تصرف فاطمیان بود و قاهره با مسجدالازهر پایتخت آنان. امپراتوری فاطمیان نخستین دولت بنیادگرا بود که خلافت عباسیان را برنمی‌تافت و اساس نظریه اهل سنت در باب خلافت را مردود می‌دانست. فاطمیان در عصر مستنصر بر سراسر شمال آفریقا، مصر، شام و غرب عربستان حاکمیت داشتند و اندکی پیش از شروع جنگ‌های معروف به صلیبی بغداد را تسخیر کردند و در پایتخت عباسیان به نام خلیفه فاطمی خطبه خواندند. ناوگان عظیم فاطمیان میان مصر و مغرب‌زمین در رفت و آمد بود و از سوی دیگر مناسبات بازرگانی سودآوری با هند داشت. ناپلئون به علما که می‌دانست گزیدگان واقعی مصریان هستند اطمینان داد که راه و رسم صلیبیون را در پیش نخواهد گرفت. البته پشتوانه این به اصطلاح آزاد‌سازی و تاکید بر علم، یک ارتش مدرن بود. مصری‌ها به چشم خود دیده بودند که آن ماشین جنگی سهمگین چگونه ممالیک را تار و مار کرد و در این پیروزی فقط ۱۰ سرباز فرانسوی کشته شدند و ۳۰ نفر زخمی، حال آنکه ممالیک بیش از دویست نفر از رزمندگان، به همراه ۴۰۰ شتر و ۵۰ عراده توپ را از دست دادند. بدیهی است که این آزاد‌سازی جنبه تهاجم فرهنگی هم داشت، کمااینکه موسسه علوم جدید در مصر با وسواس و دقت تمام به مطالعه سوابق تاریخی منطقه پرداخت تا به ناپلئون امکان دهد اعلامیه به زبان عربی صادر کند و به صورت معقولی با عقاید و آموزه‌های اسلامی آشنا شود.

علم و پژوهش دستاویزی شد برای علایق رو به افزایش اروپاییان نسبت به خاورمیانه و از جمله برقراری قیمومیت فرانسه بر مناطق وسیعی از آن سرزمین. عبدالرحمان بن حسن جبرتی شیخ الازهر و مولف کتاب عجایب الاثار فی‌التراجم و الاخبار که خود شاهد اشغال مصر به دست فرانسویان بود آن تجاوز را سرآغازی تلقی می‌کرد برای: جنگ‌های بزرگ، رخدادهای وحشتناک، حوادث مصیبت‌بار، بلایای خوفناک، رواج شرارت… اختلال در امور زمانه، برهم زننده نظم طبیعی، تخریب سنن و میثاق‌های بشری.جبرتی احساس می‌کرد که اوضاع جهان با تهاجم مدرنیته زیر و زبر خواهد شد. ترس و نگرانی جبرتی، با وجود لفاظی‌های اغراق‌آمیز چندان بیجا نبود، چراکه تجاوز ناپلئون به مصر سرآغاز چیرگی غرب بر خاورمیانه شد، هرچند باعث شد تا مردمان آن سرزمین به بازنگری در بسیاری اعتقادات بنیادی و انتظارات‌شان بپردازند. ناپلئون باعث نفوذ بیشتر علما و روحانیون شد.

او که در نظر داشت از این گروه به عنوان متحدان خویش بر ضد ممالیک بهره‌برداری کند، آنان را به مقامات عالی حکومتی گمارد، هرچند که از واکنش علما آن طور که انتظار داشت خشنود نشد. مصریان چنان در گذار اعصار تحت رقیت ممالیک زیسته بودند که با مقوله حکومت برخود بیگانه به نظر می‌رسیدند. کسانی از روحانیون از قبول سمت‌های پیشنهادی از سوی ناپلئون خودداری ورزیدند و بهتر دانستند به همان نقش مشورتی بسنده کنند. آنها چیزی درباره ایستادن در مقابل ظلم و وضع قانون یا برقراری نظم اجتماعی نمی‌دانستند و بیشتر مایل بودند به کاری مشغول باشند که در آن تبحر داشتند و همچنان خود را سرگرم سرپرستی امور مذهبی و شرعی کنند. آن دسته از علما که مجبور به همکاری شدند، مثل گذشته نقش رابط میان مردم با دستگاه حاکمه را به عهده گرفتند.

دسته‌یی از روحانیون که در اکتبر ۱۷۹۸ و مارس ۱۸۰۰ به عبث برضد فرانسویان سر به شورش برداشتند در اندک زمانی منکوب شدند. شورشی که فرانسویان هیچ گاه پی به علت آن نبردند. آنان از درک ایدئولوژی ناپلئون در باب تنویر افکار، آزادی یا خودمختاری قاصر بودند. مصریان و فرانسویان در آن زمان به دو جهان متفاوت تعلق خاطر داشتند. جبرتی از مرکز علوم مصر بازدید به عمل آورد از پشتکار و دستاوردهای دانشمندان فرانسوی تقدیر کرد، اما درنیافت که این زحمات از برای چیست. البته از بالن پر شده از هوای گرم خوشش آمد. در پس ذهن او جایی برای این قبیل فعالیت‌ها وجود نداشت و نمی‌توانست مثل یک اروپایی متوجه باشد که آزمایش‌های علمی سابقه ۲۰۰ ساله دارد.

شیخ‌الازهر بعدا نوشت: «آنها چیزهای عجیب و غریبی در اختیار دارند، اسباب‌های جالبی که در ذهن من نمی‌گنجد.» در سال ۱۸۰۱ انگلیسی‌ها موفق به بیرون راندن فرانسویان از مصر شدند. از آنجایی که امپراتوری بریتانیا در آن روزگار موظف به حفظ یکپارچگی امپراتوری عثمانی بود، قلمرو مصر را به ترک‌ها بازگرداند و کوششی در استقرار حاکمیت خود در مصر نکرد. سلطه مجدد عثمانی بر مصر به سادگی ممکن نشد و توام با هرج و مرج بود. ممالیک از قبول حاکم تازه استانبول خودداری ورزیدند. آنان در کنار ینی‌چری‌ها و نیروهایی در پادگان آلبانیایی‌ها که نفرات آن از سوی عثمانی‌ها به مصر اعزام شده بودند به مدت دو سال با یکدیگر جنگیدند. خونریزی‌هایی که جز وحشت و دربه‌دری مردم حاصلی نداشت.

انقلاب مصر همچون انقلاب فرانسه
در هنگامه آن کارزار جوانی آلبانیایی به نام محمدعلی که از جمله سپاهیان عثمانی در مصر بود یکه‌تاز میدان شد و قدرت را به دست گرفت. علما که از جنگ و درگیری به جان آمده بودند و امیدی هم به ممالیک نداشتند به حمایت از محمدعلی برخاستند. آنها زیر علم علامه عمر مکرم قیامی مردمی بر ضد ترکان برپا کردند و با اعزام نمایندگانی به استانبول از سلطان خواستند که محمد علی به مقام پاشایی منصوب شود. «پاشا» لقبی بود برگرفته از «پادشاه» در زبان فارسی که تا سال ۱۹۳۴ که مجلس ملی ترکیه آن را منسوخ کرد رواج داشت.
سلطان سلیم سوم که طی آن سال‌ها درگیر شورش سرب‌ها (۱۸۰۴) و تجدید جنگ با روسیه (۱۸۰۶) بود، با درخواست مصریان موافقت کرد و با این کار باعث شور و هیجان مردم در قاهره شد. یک ناظر فرانسوی نوشت که احساسات مصریان او را به یاد انقلاب فرانسه انداخته است. علما در خوش‌ترین ایام روزگار خود بودند. محمدعلی با دادن این قول به علما که بدون مشورت با آنها به هیچ تغییر و تحولی در مصر تن نخواهد داد، حمایت آنان را به دست آورد. مصریان اعتقاد داشتند که پس از چند سال بلوا و ناآرامی اوضاع به حالت سابق بازمی‌گردد و بالاخره از یک زندگی توام با آرامش برخوردار می‌شوند.

محمدعلی پاشا طرح و برنامه متفاوتی با آنچه متعهد شده بود در سر داشت. او به هنگام مبارزه مصریان با فرانسویان با تمام وجود تحت تاثیر ارتش مدرن یک کشور اروپایی قرار گرفته بود و آرزو می‌کرد که تجهیزات جنگی کاملا جدید از آن خود داشته باشد تا بتواند در مصر یک دولت مدرن و مستقل از قیمومیت عثمانی تاسیس کند. محمدعلی علاقه‌یی به انقلاب‌های فکری و تحولات اجتماعی که در غرب رخداده بود نداشت.

روستازاده‌یی بود بی‌سواد که اخیرا در سال‌های دهه ۴۰ عمر خویش خواندن آموخته بود. مانند عباس میرزا به کتاب‌هایی علاقه داشت که چیزی درباره فرمانروایی و معلومات نظامی به او بیاموزد. او نیز مانند بیشتر اصلاح‌طلبان بعدی در پی تکنولوژی و قدرت نظامی عصر خویش بود و غافل از تاثیر این مقولات بر حیات فرهنگی و معنوی کشورشان. محمدعلی آدم برجسته‌یی بود و دستاوردهای چشمگیری داشت. زمانی که در سال ۱۸۴۹ درگذشت توانسته بود مصر، آن ولایت منزوی و عقب‌مانده امپراتوری عثمانی، را به سوی دنیای مدرن سوق دهد. دوران حکومت او نشان‌دهنده مشکلات ناشی از استقرار مدرنیته غربی در یک جامعه غیر غربی بود. نخست باید به یاد داشته باشیم که غربیان به مرور زمان و با تکیه بر توان و امکانات خود به دوران مدرنیته رسیدند. تقریبا سیصد سال طول کشید تا مردمان اروپا به مهارت‌های فنی و برتری جهانی دست یافتند. فرآیندی که توام با جنگ و خون‌ریزی و آشفتگی‌های فراوان بود.

محمدعلی کوشید تا این تحول پیچیده را ظرف چهل سال تحقق بخشد. او برای رسیدن به اهدافش مجبور شد در واقع به مردم مصر اعلام جنگ کند. مصر در شرایط وخیمی به‌سر می‌برد. چپاول و ویرانی خسارات جبران‌ناپذیری به بار آورده بود. فلاحین زمین‌هایشان را رها کرده و به سرزمینی که سوریه نام داشت گریخته بودند. میزان اخذ مالیات بسیار سنگین بود و ممالیک هم تهدید می‌کردند که قصد بازگشت دارند.

آیا تبدیل چنین قلمرو مفلوکی به یک دولت متمرکز و قدرتمند با یک نظام اداری منسجم و صاحب ارتشی مدرن امکان‌پذیر بود؟ مصر چگونه می‌توانست به‌پای غرب برسد، آن را شکست بدهد و به راه خود ادامه دهد؟محمدعلی با قلع و قمع ممالیک پایه‌های دولت خویش را استوار ساخت. در آگوست ۱۸۰۵ با ترفندی سران ممالیک را به قاهره فراخواند و همه آنان را به جز سه نفر به قتل رسانید. ابراهیم پاشا پسر محمدعلی که یکسال قبل از پدرش درگذشت، طی دو سال بعد بیگ‌های باقیمانده را از دم تیغ گذرانید.

محمد علی با انگلیسی‌ها که تحت تاثیر رهبری او قرار گرفته بودند از در سازش درآمد. او پس از سرکوب کردن وهابیون در عربستان که بر ضد سلطان عثمانی به پا خاسته بودند وفاداری‌اش را به سلطان محمود دوم به اثبات رسانید. نخست قرار بود که نیروی اعزامی به فرماندهی طوسون پسر دیگر محمدعلی به عربستان گسیل شود. طوسون اخیرا طی مراسمی با شکوه و همراه با رژه نیروهای مسلح در قاهره ترفیع درجه یافته بود. گفتنی است که طی همین مراسم در خیابان‌های قاهره ماموران محمد علی بقیه سرکردگان ممالیک را به دام انداختند و کشتند. به فرمان پاشا سربازانش با وحشی‌گری تمام خانه‌های ممالیک را غارت و به زنان‌شان تجاوز کردند. با کشته شدن یکهزار نفر از ممالیک در آن روز دوران اقتدار آن جماعت به پایان رسید. اینک بار دیگر مدرنیته با یک نسل‌کشی شروع می‌شد.

گذر ناکام به مدرنیته
ظاهرا چنین به نظر می‌رسد رهبران این قبیل کشورها برای گذار مردمان دنیای قدیم به جهان مدرن می‌بایست آماده عبور از میان دریای خون باشند. در فقدان نهادهای دموکراتیک، خشونت تنها راه تاسیس حکومتی قدرتمند است. محمدعلی در زمینه امور اقتصادی نیز بی‌رحم بود. او این هوشمندی را داشت که بداند قدرت غرب در شیوه علمی تولید آن است. در سال‌های ۱۸۰۵ تا ۱۸۱۴ به شکلی منظم وجب به وجب خاک مصر را تصاحب کرد. او پیش‌تر املاک و اراضی متعلق به ممالیک را از آن خود ساخت و ماموران فاسد اخذ مالیات را وادار به اطاعت از فرامین خویش کرد و بالاخره املاک متعلق به تشکیلات مذهبی و اوقاف را که دیگر چنان گسترده نبود در اختیار گرفت و با پرداخت مبالغی اقدام به تقویت بنیان آنها کرد. محمدعلی در تعقیب روش‌های خودکامانش اداره کلیه امور بازرگانی و صنعتی در مصر را در اختیار گرفت و ظرف یک‌ دهه صاحب اصلی بخش‌های کشاورزی، صنعتی و بازرگانی محسوب می‌شد. مصریان با این قبیل کارهای محمدعلی مخالف نبودند، چرا که در عوض از مزایایی برخوردار می‌شدند. آنان می‌دیدند که پس از سال‌ها هرج و مرج، نظم و قانون در کشور برقرار شده است. عدالت به صورت قابل قبولی اعمال می‌شد و هرکس می‌توانست برای احقاق حقوق از دست رفته‌اش به شخص پاشا متوسل شود. پاشایی که تنها کارش مال‌اندوزی نبود، بلکه به فکر رشد و توسعه مصر هم بود. در این زمینه بزرگ‌ترین دستاوردش گسترش کشت پنبه و صادرات آن بود. او با استفاده از ارز حاصل از صادرات این محصول اقدام به خرید ماشین‌آلات، فرآورده‌های صنعتی و تجهیزات نظامی کرد.

این قبیل داد و ستدها حاکی از وابستگی محمدعلی پاشا به غرب بود. عنصر اساسی عملکرد اروپا در عصر مدرنیته از استقلال ملی سرچشمه گرفته بود که توام با اعلامیه‌های استقلال در زمینه‌های گوناکون فکری، اقتصادی و مذهبی بود. حال آنکه محمدعلی توانسته بود با اعمال خشونت و حکومتی خودکامه به مقام رهبری کشورش برسد. او فقط قادر بود با ایجاد یک زیربنای صنعتی شاهد موفقیت خویش باشد.

بنابراین اقدام به تاسیس کارخانه‌های تولید شکر، اسلحه‌سازی، کارگاه‌های ریخته‌گری، شیشه‌سازی، چاپ و نشر کرد و به بهره‌برداری از معادن پرداخت. اما آشکار بود که صنعتی شدن کاری یک شبه نیست. اروپاییان آگاه بودند که استفاده از نیروی انسانی، ارتقای مداوم سطح مهارت و فعالیت آنان از ضروریات فراگرد مدرنیته است. تحولی که در گذر ایام تحقق می‌یافت. فلاحینی که در کارخانجات محمدعلی کار می‌کردند، تجربه و تخصصی نداشتند و همچنان دلبسته مزارع خود بودند. آنان برای پیشبرد کشورشان به آموزش نیاز داشتند. گذار از چنین مراحلی گاه باعث شورش‌های کور می‌شد. اینچنین بود که محمدعلی درکار صنعتی کردن مصر ناکام ماند.

اینک گذار از مراتب مدرنیته کاری مشکل به نظر می‌رسید و مقوله‌یی دست نیافتنی که فقط در اروپا از آن رمزگشایی شده بود. بیشتر مصریان همچنان درگیر روح محافظه‌کارانه پیش از شروع مدرنیته بودند. مسیری که مصر در استحاله به یک دولت مدرن در پیش گرفت، نوسازی شبه‌اروپایی نبود، بلکه تقلید کورکورانه از غرب بود. اصلاحات اداری، صنعتی و آموزشی که محمدعلی به اجرا گذاشت با اصول مدرنیته همخوانی نداشت. معلوم نبود که محمدعلی بدون استقلال و خلاقیت چگونه می‌خواست به تحقق مدرنیته در مصر دست یابد.

اما محمدعلی پاشا راه گریزی نداشت. گردانندگان و مجریان نظام اداری برگرفته از غرب کارگزاران اروپایی، ترک و خاورمیانه‌یی بودند که خود طبقه جدیدی در جامعه مصر محسوب می‌شدند. جوانانی برای تحصیل به انگلیس و فرانسه اعزام شدند. یک دانشکده افسری با گنجایش ۱۲۰۰ دانشجو تاسیس شد که هزینه خوراک و پوشاک‌شان با دولت بود.

دو مدرسه آموزش فنون توپخانه که مربیان اروپایی و مصریان تحصیلکرده در خارج در آن تدریس می‌کردند در جیزه و تورا دایر شد. پسر بچه‌هایی که در این قبیل مدارس به فراگر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.