پاورپوینت کامل بنیانگذار اندیشه بعثی؛ بررسی اندیشه زکی ارسوزی ۶۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بنیانگذار اندیشه بعثی؛ بررسی اندیشه زکی ارسوزی ۶۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بنیانگذار اندیشه بعثی؛ بررسی اندیشه زکی ارسوزی ۶۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بنیانگذار اندیشه بعثی؛ بررسی اندیشه زکی ارسوزی ۶۸ اسلاید در PowerPoint :
آنچه در مقاله زیر آمده فصل اول کتابی است که در مورد زیست نامه و اندیشههای سیاسی «زکیالارسوزی» و مفهوم بعث عربی به قلم تعدادی از اندیشمندان ژاپنی و عرب نوشته شده است. دیدگاه غالب بر این است که میشل عفلق نخستین کسی است که «بعث عربی» را پایه گذاری کرد اما نویسنده این مقاله معتقد است که «زکیالارسوزی» نخستین نظریهپرداز بعث عربی است نه عفلق. این نوشته همچنین به تحولات سوریه پس از دوران استقلال، درگیریهای داخلی در «فدراسیون سوریه» و قیمومیت فرانسه بر سوریه و سیر تحول و تکامل اندیشه بعث عربی در سوریه و عراق پرداخته و اندیشه پایه گذار اصلی آن زکی ارسوزی را از ابتدا تا زمان مرگ به شکلی مفصل و دقیق مورد تحلیل قرار میدهد. تا کنون کتابی در مورد زکیالارسوزی و اندیشههای او و مقایسهای تطبیقی میان اندیشههای سیاسی وی با میشل عفلق به فارسی در نیامده است. خلاصهای از فصل اول این کتاب را در اینجا از نظر خواهید گذراند و در آیندهای نزدیک به همین قلم در قالب کتابی مفصل به دست چاپ سپرده خواهد شد.
هیرویوکی اویاما / ترجمه محمدحسین باقی : آنچه در مقاله زیر آمده فصل اول کتابی است که در مورد زیست نامه و اندیشههای سیاسی «زکیالارسوزی» و مفهوم بعث عربی به قلم تعدادی از اندیشمندان ژاپنی و عرب نوشته شده است. دیدگاه غالب بر این است که میشل عفلق نخستین کسی است که «بعث عربی» را پایه گذاری کرد اما نویسنده این مقاله معتقد است که «زکیالارسوزی» نخستین نظریهپرداز بعث عربی است نه عفلق. این نوشته همچنین به تحولات سوریه پس از دوران استقلال، درگیریهای داخلی در «فدراسیون سوریه» و قیمومیت فرانسه بر سوریه و سیر تحول و تکامل اندیشه بعث عربی در سوریه و عراق پرداخته و اندیشه پایه گذار اصلی آن زکی ارسوزی را از ابتدا تا زمان مرگ به شکلی مفصل و دقیق مورد تحلیل قرار میدهد. تا کنون کتابی در مورد زکیالارسوزی و اندیشههای او و مقایسهای تطبیقی میان اندیشههای سیاسی وی با میشل عفلق به فارسی در نیامده است. خلاصهای از فصل اول این کتاب را در اینجا از نظر خواهید گذراند و در آیندهای نزدیک به همین قلم در قالب کتابی مفصل به دست چاپ سپرده خواهد شد.
****
در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم سوریه شاهد مجموعهای از تغییرات سریع سیاسی بود. اگرچه امپراتوری عثمانی بر شرق جهان عرب ازجمله سوریه بهمدت ۴۰۰ سال حکمرانی داشت اما پایههای این حکمرانی با مداخلات قدرتهای اروپایی از یک سو و ظهور جنبشهای ملیگرای عرب از سوی دیگر بهلرزه در آمده بود. پس از شکست امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، ملک فیصل فرزند شریف حسین (حاکم مکه) حکومت عربی در دمشق را برای مدت کوتاهی اعلام کرد و زمینه قیمومیت فرانسه را سبب شد. استان اسکندرون ـ جایی که زکی اَرسوزی دوران طفولیت خود را در کنار خانواده سپری میکرد ـ از آشفتگی این تغییرات سیاسی مستثنا نبود.
زکی اَرسوزی، فرزند نجیب فرزند ابراهیم اَرسوزی، در ژوئن ۱۹۰۰ بهعنوان کوچکترین فرزندِ خانواده در کنار ۴ برادر و یک خواهرزاده شد. وی از خانوادهای علوی در لاذقیه بود. پدرش نجیب یک وکیل و عضو جامعه مخفی عرب بود که مخالف حاکمیت ترکان عثمانی بود. مادرش (مأمونه دختر شیخ صالح العلیا) از خانوادهای در روستای «اَرسوز» بود که بهپارسایی نامبردار بودند. در میان برادرانش، دو برادرِ بزرگتر از او یعنی «نصیب» و «ادیب» نیز عضو جامعه مخفی عرب بودند. اَرسوزی در دوران کودکی بههمراه خانواده به انتاکیهی اسکندرون مهاجرت کرد، جایی که وی زبان ترکی آموخت و در «مدرسه قرآن» [یا کتّاب] برای از بر خوانی قرآن حضور یافت. در سال ۱۹۰۸ او وارد مدرسه «مکتب للعلویه» [مدرسه ابتدایی برای علویها] شد سپس تا سن ۱۵ سالگی در مدرسه راهنمایی مشغول بهتحصیل بود. در سال ۱۹۱۴، اَرسوزی وارد دبیرستانی در انتاکیه شد و بهتحصیل ریاضیات، زبان ترکی و فرانسه پرداخت.
طی جنگ جهانی اول، انتاکیه شاهد شدیدترین خیزشها علیه حکومت عثمانی بود و پس از آن دمشق شاهد چنین تظاهراتی بود. در سال ۱۹۱۵، شورش علیه عثمانیها بهمرحله انفجار رسید؛ شورشی که در آن «امین لطفی الحافظ» یکی از اعضای جامعه مخفی عرب نقش مهمی در آن ایفا کرد. بههر روی، در می۱۹۱۶، وقتی الحافظ بهشهادت رسید و بسیاری از کنشگران بهتبعید فرستاده شدند، اَرسوزی و خانوادهاش دوران سختی را از سر میگذراندند؛ خانواده او به قونیه تبعید شده و پدر و دو برادرش (نصیب و ادیب) که عضو جامعهی لطفی الحافظ بودند زندانی شدند. بهرغم تمام این سختیها اما اَرسوزی مطالعات خود را در «تجهیز» [یا همان دبیرستان] تا سال ۱۹۱۸ ادامه داد در حالی که خود در زمینه تصوف و اسلام مطالعات خویش را ادامه داد.
در اکتبر ۱۹۱۸ بلافاصله پس از جنگ جهانی اول، شهروندان انتاکیه پیروزی خود بر حاکمیت عثمانی را در «انقلاب هنانو و برکات» اعلام کردند. آنها ادیب ـ برادر اَرسوزی ـ را بهعنوان نماینده خویش بهسوی والی [استاندارِ]دولت فیصل در حلب فرستادند و طوماری بهاو دادند که بهامضای دهها هزار نفر از شهروندان رسیده بود. در این طومار شهروندان، حاکمیت فیصل در انتاکیه را بهرسمیت شناخته و خواستار انتصاب نمایندهای از سوی او برای انتاکیه بودند. با این حال،آنگاه که ارتش فرانسه در میسالون در جولای ۱۹۲۰ ارتش فیصل را شکست داده و بر اساس کنفرانسهای سان رمو (آوریل ۱۹۲۰) و لندن (جولای ۱۹۲۰) قیمومیت را بر این سرزمین برقرار کرد این حرکت هم در نهایت بهشکست منتهی شد. تحت قیمومیت فرانسه، شهر اسکندرون بهمثابه منطقهای با خودمختاری وسیع تحت حاکمیت دولت حلب شناخته شد که بعدها بهصورت جداگانه از دولت دمشق در جولای ۱۹۲۰ شکل گرفت.
پس از جنگ جهانی اول، اَرسوزی بهمدت یکسال در بیروت ماند تا بر زبان فرانسه مسلط شود و در سال۱۹۲۰ در دبیرستانی در انتاکیه بهمدت یکسال بهعنوان معلم ریاضی انتخاب شد. سپس از ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۵ بهعنوان مأمور دولت در منطقه ارسوز ـ روستای مادری و روستای پدربزرگش ابراهیم – خدمت کرد. در آنجا وی در کنار دهقانان ایستاد و مخالفتهای خویش با طبقه فئودال را آغاز کرد. طبقه فئودال در نگاه او گروهی از توطئهگران تحت قیمومیت فرانسه، سرکوبگرانِ دهقانان و مانعی عمده بر سر ظهور هویت عربی در میان دهقانان بودند. در همین زمان وی ضرورت اصلاحات ارضی را مطرح کرد. دولت تحتالحمایهی فرانسه که از اقدامات اَرسوزی دل خوشی نداشت وی را از سال ۱۹۲۶ تا ۱۹۲۷ بهعنوان منشی اداره فرهنگی منصوب کرد.
در پاریس، اَرسوزی بهمطالعه فلسفه غرب و عقلانیت علمی از طریق آشنایی با آثار برگسون، نیچه، فیخته، دکارت، کانت و دیگران پرداخت در عین حالی که دانش خود در مورد تاریخ و زبان عرب را نیز غنیتر میکرد. ایدئولوژی ملیگرای اَرسوزی بهطور اخص متاثر از فیخته بود که زبان را بهمثابه مهمترین جزء هر ملتی میپنداشت. بر همین اساس، تجربه فکری او در پاریس وی را – بهتعبیر آنتوان مقدیسی – بهعنوان «تنها فیلسوف» ناسیونالیسم عربی شناساند. این به این معناست که مطالعات اَرسوزی بهاو، در قیاس با سایر فیلسوفان عرب که مقلد تعاریف ملیگرای غربی بودند، توانایی تعریف منحصربهفردی از ملیت عربی بخشید.
اعزام اَرسوزی بهپاریس در اصل اخراجی بود از سوی دولت قیم، زیرا به این باور رسیده بودند که تا زمانی که وی در اسکندرون باشد موضعگیریهای ضد فرانسوی خود را رها نخواهد کرد. با این حال، اقامت او در پاریس بر زندگی سیاسی وی هم تاثیر داشت.
تشکیل حزب عربی بعث
در ۸ جولای ۱۹۳۸، سه روز پس از حمله نیروهای ترکیه به اسکندرون، زکی اَرسوزی از زندان آزاد و این شهر را ترک کرد. او همراه با اسکندرونیها، هواداران و پیروان خود از طریق حلب، حما و حمص به دمشق مهاجرت کرد. گفته میشود بههر شهر یا روستایی که آنها وارد میشدند و توقف میکردند، ساکنان ابتدا بهرد و نفی آنها میکوشیدند اما به زودی بهخاطر تظاهرات مردمی در حمایت از جنبش ملیگرایانه آنان، از آنها استقبال میکردند. بهطور مثال، وقتی اَرسوزی و اسکندرونیها به حما رسیدند، دانشآموزان، دبیرستانی را برای اسکان گرفتند و آنها را قادر کرد تا در آنجا بمانند تا زمانی که دولت قیم فرانسه آنها را به تخلیه آن وادار کرد.
وقتی اَرسوزی به دمشق رسید بهعنوان رهبر ملیگرای اسکندرون شناخته شده بود. در ابتدا مجبور شد در حومه السیبکی دمشق با ۷ ـ ۸ نفر از حامیان اسکندرونی خود که متحمل بیکاری و فقر شده بودند زندگی کند. اما به زودی موفق شد جنبش ملیگرایانهی خود را با شکل دادن بهیک حزب سیاسی و محفلی فکری با دمشقیها بهویژه دانشآموزان احیا کند. هسته این محفل با اسکندرونیهایی همانند واهب الغنیم، مسعود و ادیب الغنیم (برادر کوچک واهب)، سلیمان العیسا، درویش الزونی، صدقی اسماعیل، علی محسن ضیفاح، یوسف شکرا و ابراهیم فوزی شکل داده شد که در عین حال مشغول تحصیل در دانشگاه سوریه [دانشگاه دمشق در حال حاضر] و دو دبیرستان در دمشق بودند. علاوه بر این، برخی دانشجویانی که در دمشق زندگی میکردند به اَرسوزی و همراهان اسکندرونی او ملحق شدند که از آن میان میتوان بهجمال العطاسی، علی حیدر، عبدالحلیم غدور، سامی الجُندی، جلال السید، محمد کساب، نظام مناهیر، یحیا السوقی، عبدالخالق النقشبندی، عبدالخالق مرعشی، عبدالغنی شریف و سامی الدورابی اشاره کرد. آنها هر روز در منزل اَرسوزی جمع میشدند و در مورد مسائل مختلفی مثل مسائل سیاسی و فلسفی برای ساعتها بحث میکردند. از این رو، قبل و در حین جنگ جهانی دوم، اَرسوزی نقش مهمی در تاثیرگذاری بر جوانانی ایفا کرد که بعدها نقش مهمی در شکل دادن بهحزب بعث در ۷ آوریل ۱۹۴۷ بازی کردند.
در آن برهه، برخی سازمانهای سیاسی جدید در مخالفت با ائتلاف ملی سر بر آوردند که ازجمله میتوان بهحزب سوسیال ناسیونال سوریه [الحزب السوری القومی الاجتماعی]، حزب کمونیست لبنان ـ سوریه و حزب جامعه اسلامی اشاره کرد که با اخوانالمسلمین سوریه ادغام شدند. در این دوره اَرسوزی هیچ حزب سیاسی مناسبی را نیافت که نمایندگی جنبش ملیگرای او را به عهده بگیرد. همچنین «اتحادیه اقدام ملی» که وی روزگاری با آن در ارتباط بود به دلیل انحرافش از باورهای اولیه ناسیونالیستی برای او قابل پذیرش نبود. بنابراین، اولین اقدام عمومی که، بنا بهگفته واهب الغنیم، اَرسوزی در ۱۹۳
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 