پاورپوینت کامل انقلاب حسّی در انسان شناسی ۳۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل انقلاب حسّی در انسان شناسی ۳۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انقلاب حسّی در انسان شناسی ۳۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل انقلاب حسّی در انسان شناسی ۳۸ اسلاید در PowerPoint :
انسان شناسی (Anthropology) به عنوان رشتهای دانشگاهی با بیش از صد سال سابقه، موجود انسانی را در دو بعد اجتماعی و زیستی بررسی میکند. موضوع محوری برای انسانشناسی، شیوههای مختلف زندگی در جوامع متنوع سراسر جهان است؛ یعنی انسانشناس میخواهد بداند که چرا یک گروه اجتماعی در یک جغرافیای خاص، خود و جهان را به گونه متفاوتی میفهمد و بر همین اساس، شیوه خاصی از زندگی را سامان میدهد. برای دستیابی به چنین شناختی، انسانشناسان نیاز به روشی داشتند
انسان شناسی
(Anthropology)
به عنوان رشتهای دانشگاهی با بیش از صد سال سابقه، موجود انسانی را در دو بعد اجتماعی و زیستی بررسی میکند. موضوع محوری برای انسانشناسی، شیوههای مختلف زندگی در جوامع متنوع سراسر جهان است؛ یعنی انسانشناس میخواهد بداند که چرا یک گروه اجتماعی در یک جغرافیای خاص، خود و جهان را به گونه متفاوتی میفهمد و بر همین اساس، شیوه خاصی از زندگی را سامان میدهد. برای دستیابی به چنین شناختی، انسانشناسان نیاز به روشی داشتند
تا بتوانند فرهنگهای مختلف را از نزدیک و به طور مستقیم مطالعه کنند. روش مردمنگاری
(Ethnography)
یا کار میدانی
(Fieldwork)
در اوایل قرن بیستم، توسط انسانشناسان پدید آمد تا از طریق آن بتوانند پیچیدگی حیات اجتماعی انسانها را درک کنند. اصل در این روش، حضور در آنجاست؛ یعنی انسانشناسان به جای اینکه «در اینجای دانشگاه» پشت میز بنشینند و مطالعه کنند، «در آنجای میدان» تجربه میکنند. در واقع، در مردمنگاری، ابزار گردآوری دادهها، خود انسانشناس و حسهای اوست. بدین ترتیب، هرچه انسانشناسی دقت و حساسیت حسی بالایی داشته باشد میتواند جهان دیگری را بهتر درک کند.در ایران نیز انسانشناسی عمری قریب به نیم قرن دارد و دانشگاههای مختلفی این رشته را دایر کرده و مشغول آموزش و پژوهش در این رشتهاند. گرچه رشد و پیشرفت انسانشناسی در چند دهه گذشته در ایران، نسبت به برخی دیگر از رشتههای علوم اجتماعی کمتر بوده، اما در سالهای اخیر تعداد قابل توجهی از پژوهشگران حرفهای تربیت یافته و نیز تعداد روزافزونی از فارغالتحصیلان دکترای انسانشناسی به عرصه آمدهاند. تا کنون حداقل سه نسل دانشگاهی از انسانشناسان در ایران ظهور کردهاند.انسانشناسی طی دوره آکادمیک خود در نهادهای آموزشی و پژوهشی جهان، تحولات و جریانات متعددی را پشت سر نهاده که هر کدام به نوبه خود تأثیری ژرف در برنامه کاری انسانشناسان و در طرز تلقی آنها از فرهنگ به عنوان موضوع محوری این رشته داشتهاند. از این دگرگونیها با عنوان چرخش یاد میشود. یکی از مهمترین و موثرترین این چرخشها، چرخش حسی
(Sensory Turn)
است که در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ در انسانشناسی رخ میدهد و باعث پدید آمدن شاخهای در انسانشناسی بهنام انسانشناسی حسها
(Anthropology of the Senses)
میگردد. تعدادی از انسانشناسان همچون ادموند کارپنتر، آنتونی سیگر، استیون فلد و میشل جکسون با توجه ویژه به حسها و مرکزیت آنها در کار میدانیشان، مقدمات جرقه این چرخش را از دهه ۱۹۷۰ فراهم کرده بودند. اما در اواخر دهه ۱۹۸۰ است که انسانشناسانی چون پل استالر، دیوید هاوز و بعداً کانستنس کلسن آغاز به صورتبندی و مفهومبندی جدی چرخش حسی میکنند.استالر سال ۱۹۸۶ مقاله «چاشنی بد، مردمنگاری خوب» را نوشت و در آن انسانشناسان را دعوت به سوی توجه به جزئیات ظاهراً بیاهمیت همچون مزه غذا و حس چشایی میکند و بر آن است که از طریق خوردن و چشیدن میتوان چیزی اجتماعی را فهمید و عملی اجتماعی را انجام داد. استالر برای توضیح این رویکرد جدید در انسانشناسی از تعبیر جدید مردمنگاری خوشمزه استفاده میکند که به واسطه آن انسانشناس قادر میشود تا مزه جهان دیگری را بچشد و به خواننده آثارش بچشاند. استالر با همین بنیان و رویکرد، چند سال بعد، کتاب تأثیرگذار مزه چیزهای مردمنگارانه: حسها در انسانشناسی (۱۹۸۹) را نوشت. سال ۱۹۹۰، پرنفوذترین و تأثیرگذارترین چهره انسانشناسی حسها یعنی دیوید هاوز مقالهای مهم در نقد رویکردهای چرخش قبل از این چرخش یعنی چرخش متنی یا چرخش پستمدرن یا انسانشناسی تفسیری مینویسد و پس از آن نقد، برنامه کاری جدیدی را برای انسانشناسان طراحی میکند. عنوان مقاله هاوز بسیار گویاست: «کنترل متنگرایی: دعوتی به سوی بازگشت به حسها». هاوز در این مقاله، از رویکرد تفسیری و ادبی متأثر از کلیفورد گیرتز و پیروان او مثل جیمز کلیفورد، جورج مارکوس، استفان تایلور، وینسنت کراپانزانو، پل رابینو، و دیگر انسانشناسان مشهور به مکتب «فرهنگ به مثابه متن» انتقاد کرده و آنها را متهم میکند که جریان کلاسیک در مردمنگاری را از مسیر اصلی خارج کرده و مرتکب انحراف شدند. از نظر او مسیر اصلی همان توجه به تجربه بود و انحراف نیز توجه به نوشتار. انسانشناسان متنی کوشیده بودند تا نوشتن و قدرتهای نویسندگی و ادبی را به عنوان اصلیترین مشخصه یک انسانشناس و کار انسانشناختی معرفی کنند و خود نیز همین رویه را در مردمنگاریهای خود پی میگرفتند. اما هاوز مدعی بود که مهمترین ویژگی انسانشناس ادراک و تجربه در میدان است، همچنانکه برونیسلاو مالینوفسکی به عنوان پایهگذار انقلاب میدانی و یکی از پدران انسانشناسی بر آن تکیه میکرد. مردمنگاری به خودی خود نمیتواند اصل باشد، بلکه حاصل این ادراک میدانی است.رخداد بسیار مهم در جانبخشی به این چرخش تشکیل تیم پژوهشی نظام حسی دانشگاه کانکوردیا
(CONSERT)
در سال ۱۹۸۸ در مونترال کانادا بود. این تیم پژوهشی که توسط شورای علوم اجتماعی و انسانی کانادا حمایت میشد، توانست پروژههای پژوهشی قدرتمندی را انجام دهد. اعضای این تیم پژوهشی و دیگر انسانشناسان این حوزه، کتاب کلاسیک این شاخه یعنی تنوع تجربه حسی: کتابی مرجع در انسانشناسی حسه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 