پاورپوینت کامل نقش عشق شمس در آیینه جلالالدین ۴۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل نقش عشق شمس در آیینه جلالالدین ۴۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقش عشق شمس در آیینه جلالالدین ۴۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل نقش عشق شمس در آیینه جلالالدین ۴۵ اسلاید در PowerPoint :
شمس تبریزی، عارف پرآوازه قرن هفتم هجری، شخصیتی است که آرای گوناگون پیرامون وی بسیار است و این اختلاف اقوال، گاه آدمی را دچار چنان شیفتگی یا سرگردانیای میکند که خروج از آن را دشوار سازد. خوشبختانه مطالعه کتاب مقالات شمس تبریزی- تنها کتاب به جا مانده از شمس که مجموعهای از سخنان شفاهی اوست- موجب دور ریختن افسانههایی میشود که از وی ساختهاند. سخنان شمس آشکار میسازد که او در مباحث فلسفی و کلامی روزگار خود تبحر داشته، اما اغلب بر باورهای مرسوم جامعه خرده میگرفته است. همچنین مقالات شمس روشن میسازد که وی سخنرانی بوده خوشبیان و نیات خود را به زبان فارسی، ساده و دلانگیز بیان میکرده است.
دکتر محمد خدادادی/ عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد
شمس تبریزی، عارف پرآوازه قرن هفتم هجری، شخصیتی است که آرای گوناگون پیرامون وی بسیار است و این اختلاف اقوال، گاه آدمی را دچار چنان شیفتگی یا سرگردانیای میکند که خروج از آن را دشوار سازد. خوشبختانه مطالعه کتاب مقالات شمس تبریزی- تنها کتاب به جا مانده از شمس که مجموعهای از سخنان شفاهی اوست- موجب دور ریختن افسانههایی میشود که از وی ساختهاند. سخنان شمس آشکار میسازد که او در مباحث فلسفی و کلامی روزگار خود تبحر داشته، اما اغلب بر باورهای مرسوم جامعه خرده میگرفته است. همچنین مقالات شمس روشن میسازد که وی سخنرانی بوده خوشبیان و نیات خود را به زبان فارسی، ساده و دلانگیز بیان میکرده است.
سرچشمه اندیشههای مولانا
میتوان گفت که تا به حال درباره اینکه چقدر سخنان شمس تبریزی در مثنوی مولوی بازتاب داشته، به شکل علمی کار نشده است. واقعیت این است که در تمام حوزهها، مقالات شمس در مثنوی مولوی منعکس شده است. در حوزه حکایات و تمثیلها، در تأویلهای قرآنی و تفسیرهایی که از احادیث نبوی وجود دارد، در مباحث عرفانی، فلسفی، کلامی و….
مولوی بیش از ۲۳ حکایت را که شمس در مقالات خود بیان کرده، به صورت مستقیم و غیرمستقیم، بازگو کرده است و تقریباً میتوان گفت آنها را به نظم درآورده است. هر چند مولوی سعی کرده است که در لابهلای حکایتهای خود یک سری مفاهیم دیگر را نیز بیان کند؛ اما با مطالعه آنها درمییابیم که چارچوب اصلی حکایتهای او، مقالات شمس تبریزی بوده است.
سخنان شمس در سه حوزه «ساختار»، «واژگان و اصطلاحات»، و «مفهوم» در مثنوی مولوی منعکس شدهاند. حکایات مولوی از نظر ساختار، بسیار به روایات شمس نزدیک است و تنها اختلافهای جزئی بین آنها وجود دارد که با توجه به منظوم ساختن روایت، طبیعی به نظر میرسد. مولوی علاوه بر به وام گرفتن مفهوم و ساختار مقالات، بسیاری از لغات و اصطلاحات آن را نیز در مثنوی خود تکرار کرده است.
تشابهات بسیار زیاد میان روایات شمس و مولانا، اندیشه ما را به این سو هدایت میکند که مولوی بسیاری از عبارات مقالات شمس را در حافظه داشته است؛ بهطوری که هنگام سرودن مثنوی، آنها را به صورت ساختارمند و محکمتری به نظم در میآورده و در لابهلای آنها توضیحات لازم را عرضه میکرده است؛ زیرا علاوه بر انعکاس مفهوم حکایت، اکثر عبارات، لغات و افعال آن را نیز در حکایت خود تکرار کرده است، و این موضوع نمیتواند بر حسب تصادف باشد. گفتنی است که این بازتاب تنها مربوط به حکایات نمیشود؛ هر چند که ما در حکایات میتوانیم قرینههای لغوی خوبی را پیدا کنیم.
تأویل آیات و روایات در ابیات پارسی
یکی دیگر از مفاهیمی که در مثنوی معنوی بسیار به آن پرداخته شده، بحث «تأویل و تفسیر» است؛ چنانکه مثنوی را «قرآن فارسی» میدانند. مولوی در جای جای مثنوی خود بیش از ۵۰۰ بار، بسیاری از آیات قرآن را تفسیر کرده است و حتی بسیاری از احادیث حضرت رسول(ص) را تأویل کرده است. این اندیشههای تأویل محور مولوی ریشه در چه دارد؟ پس از خواندن مقالات شمس متوجه میشویم که بسیاری از نظریات مولوی در حوزه تأویلوتفسیر، ریشه در نظریات شمس دارد. در سه دسته میتوان این نظریات تأویل محور شمس را طبقهبندی کرد و بازتاب آنها را در مثنوی مولوی نشان داد: نخست، مباحث کلی درباره تأویل، دوم؛ تفاسیر قرآنی و سوم؛ تأویلهایی از احادیث حضرت رسول(ص).
در بحث کلیات تأویل، شمس سخنان بسیاری دارد. وی معتقد است قرآن معانی باطنی دارد و بطنهای قرآن را نهایت نیست. در اعتقاد شمس، اگر کسی بخواهد تنها به ظاهر قرآن اکتفا کند از بسیاری از حقایق محروم شده است. بنابراین وی توصیه میکند که به سمت معانی باطنی قرآن بروید؛ هرچند در جاهایی اشاره میکند که هر کسی هم نمیتواند به تأویل این آیات بپردازد. در مقالات شمس تبریزی آمده است: «بالای قرآن هیچ نیست، بالای کلام خدا هیچ نیست؛ اما این قرآن که از بهر عوام گفته است، جهت امر و نهی و راه نمودن، ذوق دگر دارد و آن که با خواص میگوید ذوق دگر». و باز در جای دیگر میگوید: «… انَّ لِلقُرآنِ ظَهراً وَ بَطناً الی سَبعَه اَبطُنِ؛ «ظهر»، علما دانند و «بطن» اولیاء، و «بطن بطن»، انبیاء و آن «چهارم درجه»، لا یعلَمُهُ اِلا الله». مولوی نیز این تقسیم بندی چهارگانه را به نظم در آورده است:
حرف قرآن را بدان که ظاهری است
زیر ظاهر، باطن بس قاهری است
زیر آن باطـن یکـی بطــن ســــــوم
که در او گردد خردها جمله گم
بطن چارم از نبی خود کس نــــدید
جـز خــدای بینظیــر بیندید
تو ز قرآن ای پسر ظاهر مبین
دیو آدم را نبیند غیر طین
ظاهر قرآن چو شخص آدمی است
که نقوشش ظاهر و جانش خفی است
مـرد را صـد سـال عـم و خــال او
یـک سـر مـویـی نبـینـد حــال او
از این رو، شمس و مولوی هر دو معتقدند که باید به سمت معانی باطنی قرآن شتافت و حقایق را دریافت. در جزئیات نیز همین گونه است. چندین آیه قرآنی و احادیث متعدد وجود دارد که شمس آنها را تأویل کرده و مولوی نیز به تبع او همین کار را انجام داده است. در ادامه، نمونهای از این تأویلها ارائه میشود. در روایتی هست که حضرت رسول(ص) فرمود: «عَلَیکُم بالسَّوادِ الاَعْظَم…» «بر شما باد روی آوردن به شهرهای بزرگ و دوری از روستاها.» شمس این روایت را اینگونه تأویل کرده است: «علیکم بالسواد الاعظم؛ یعنی بِخدمَه العارف الکامل. و اِیّاکُم و القُری یعنی صُحبه النّاقِصین». در تأویل شمس، منظور از «شهرهای بزرگ»، «عارف کامل»، و منظور از «روستا»، «ناقصان» و آن کسانی است که به درجات کمال نرسیدهاند. مولوی نیز دقیقاً همچون شمس، میگوید که منظور از «ده» همان «ناقص» یا «شیخ واصل نشده» است و منظور از «شهر»، «عقل کلی» یا «انسان کامل»:
ده مرو ده مرد را احمق کند
عقل را بینور و بیرونق کند
قول پیغامبر شنو ای مجتبی
گور عقل آمد وطن در روستا
ده چه باشد شیخ واصل ناشده
دست در تقلید و حجت در زده
پیش شهر عقل کلی این حواس
چون خران چشمبسته در خراس
در حدیث مشهور دیگری از پیامبر(ص) نیز داریم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 