پاورپوینت کامل زبان و ادبیات فارسی؛ تاجیکستان ۶۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل زبان و ادبیات فارسی؛ تاجیکستان ۶۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل زبان و ادبیات فارسی؛ تاجیکستان ۶۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل زبان و ادبیات فارسی؛ تاجیکستان ۶۰ اسلاید در PowerPoint :
زبان مشترک تاجیکان و ایرانیان تا تأسیس تاجیکستان شوروی، فارسی نامیده میشد. در دوران اتحاد جماهیر شوروی، در راستای سیاست جداسازی هویت فرهنگی ماوراءالنهر از فرهنگ ایرانی و جهان فارسی زبان؛ نام این زبان را به تاجیکی تغییر دادند.
تغییر زبان فارسی به «تاجیکی»؛ بهانهای برای جداسازی ماوراءالنهر از جهان فارسیزبانان
زبان مشترک تاجیکان و ایرانیان تا تأسیس تاجیکستان شوروی، فارسی نامیده میشد. در دوران اتحاد جماهیر شوروی، در راستای سیاست جداسازی هویت فرهنگی ماوراءالنهر از فرهنگ ایرانی و جهان فارسی زبان؛ نام این زبان را به تاجیکی تغییر دادند.
محمدحسین امیر اردوش، رایزن سابق فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان در یادداشتی با عنوان «پاورپوینت کامل زبان و ادبیات فارسی؛ تاجیکستان ۶۰ اسلاید در PowerPoint» به بررسی سیر تطور تاریخی زبان فارسی در این کشور پرداخته و نشان داده که تغییر خط تاجیکها و نام زبانشان از «فارسی»به «تاجیکی» تحت چه عواملی و به چه دلایلی انجام شده است. متن این یادداشت به شرح «ذیل» است:
«زبان مشترک تاجیکان و ایرانیان تا تأسیس تاجیکستان شوروی، فارسی نامیده میشد. لیکن در دوران اتحاد جماهیر شوروی، در راستای سیاست جداسازی هویت فرهنگی ماوراءالنهر از فرهنگ ایرانی و جهان فارسی زبان؛ به ویژه ایران، نام این زبان را از ” فارسی» به ” تاجیکی» تغییر دادند. حقایق و شواهد تاریخی و علمی، این نامگذاری امریهای را که آشکارا ماهیتی سیاسی داشت، تکذیب مینماید. در این یادداشت سعی بر آن است تا به این مساله نگاهی دقیقتر شود.
حکمرانان روسیه تزاری و گرایشهای پانترکیسیم عامل جدایی فرهنگی و زبانی ایران و تاجیکستان
تمایل حکمرانان روسیهی تزاری و اصرار حکمرانان دولتشوراها، که گرایشهای پان ترکیسم نیز از آن جانبداری میکرد، همواره بر جداسازی میان این دو پاره ایران فرهنگی و جعل هویت جدید و عاری از مظاهر ایران فرهنگی برای ورارود و بالخصوص سزمینهای تاجیک نشین بود. لیکن این سیاست فرهنگی مورد تایید اهل دانش و ادب نبود. بارتولد دانشمند مشهور روس، در آغاز قرن گذشته تأکید داشت که «تاجیکان نمایندگان تجارت، هنر و در مجموع فرهنگ ایرانیان هستند» [واسیلی و. بارتولد. گزیده مقالات تحقیقی. تهران، ۱۹۷۹. ص ۳۳۲].
با وجود اینکه در دولت شوراها از خواندن زبان فارسی به نام اصیل آن به شدت پرهیز میشد، دانشمندانی چون «صدرالدین عینی» توانستند با رواج اصطلاح «ادبیات فارس و تاجیک» در ادبیات علمی شوروی، تا حدودی این سیاست فرهنگی روسی را ترمیم نمایند.
لیکن از نظر دور نمیبایست داشت که سیاست استیلاگران بیگانه و کج اندیشیها و بدسلیقهگیهای جریان پانترکیسم (که چون دیگر همزادهایش مانند پان عربیسم و پان ایرانیسم برای جهان اسلام شوم بود و نامبارک)، مبنی بر جداسازی هویت فرهنگی ماوراءالنهر از ایران فرهنگی و جهان فارسی زبان؛ به ویژه ایران، در مجموع به فرهنگ اسلامی – ایرانی ماوراءالنهر و زبان فارسی که بهحق دومین زبان اسلام شناخته می شود و ادبیات فاخر، بین المللی و جهانی این زبان، آسیبهای فراوان و صدمههای غیر قابل جبرانی وارد نمود.
ورارودان خاستگاه زبان فارسی جدید و ادبیات آن است. از عهد دولت سامانی (۲۰۴ – ۳۹۵ هق. / ۸۱۹ – ۱۰۰۵م.) تا پایان عمر دولت منغیتها و گریختن ” عالم خان”؛ آخرین امیر بخارا (۱۹۲۰م.) ، با وجود تحولات فراوانی که در ترکیب قومیتی باشندگان ماوراءالنهر روی داد و تغییرات متعدد خاندانهای حکومتگر بر این سرزمین، که اغلب ترک و تاتار تبار بودند، زبان و ادبیات دین و دیوان و دانش و آموزش، همواره یا فقط فارسی بود، یا بخش اعظم، فارسی و بخش دیگر، ترکی جغتایی بود.
لیکن در دوران تسلط روسیه تزاری و به ویژه روسیه سرخ بر ماوراء النهر، زبان و ادبیات فارسی در این سرزمین به همان سرنوشتیگرفتار آمد که زبان و ادبیات فارسی در هندوستان گرفتار شد. تفاوت مهم و جدی میان عاقبتی که بیگانگان مهاجم استیلاگر در هندوستان و ماوراءالنهر برای زبان و ادبیات فارسی رقم زدند، به باشندگان اصیل و اصلی ورارود، یعنی تاجیکان بازمیگردد که زبان مادری و ادبیات پدری، یعنی زبان و ادبیات فارسی را در این سرزمین با دل و جان پاسداری نمودند.
زبان و ادبیات
زبان و ادبیات هر ملت، گرانبهاترین گنجینههای آن ملت به شمار میآیند، و همچنین چهرهنمای روح جامعه آفریننده آن. عمق و توسعه هر زبان و غنای ادبیات آن، مدلول جهانی است که این زبان و ادبیات در آن رشد و نمو نموده است. روشنترین مرزهای قابل ترسیم برای جهان ایرانی، یا به دیگر تعبیر، ایران فرهنگی، همانا گستره و ژرفای نفوذ زبان و ادبیات فارسی به عنوان بارزترین شاخصه فرهنگ ایرانی است.
البته ادبیات فاخر زبان فارسی، مانند هر اثر فاخر از هر زبانی دیگر، علاوه بر هویت جغرافیای زبانی، هویتی فرازبانی نیز میگیرد. ادبیات فاخر از زبانی که بدان آفریده شده است، به قالب زبانهای دیگر فرو میرود و مقام جهانی شدن مییابد، به شرطی که قابلیت و فرصت جهانی شدن را توأمان بیابد. ادبیات فاخر فارسی در وهله نخست، ماترک مشترک تمامی فارسیزبانان و فارسیگویان و در دیگر وهله، میراث مشترک همه بشریت است. آفریدههای نازنده ادب فارسی و آفرینندگان سترگ و هم نازنین آن، از دیرینترین آثار به جای مانده، تا دوران اوج زایندگی و بالندگی، علاوه بر آن که معرّف فرهیختگان و علاقهمندان فارسیگوی و فرهنگخوی در سراسر جهان است، مأنوس و مألوف مردمان عادی و بیادعای هر برزن و بازاری است که امروزه در سه واحد سیاسی مستقل زیست میکنند: ایران، تاجیکستان و افغانستان و همچنین در بسیاری از دیه و شهرهای کشورهای همسایه، و حتی همسایه همسایگان این سه کشور.
لیکن به هر دلیل، با تأسف میبایست اذعان داشت که ادبیات معاصر این سه کشور فارسیگوی، جز برای خصیصین این حوزه، آن گونه که شایسته است، برای همدیگر شناسانده نشده است. بدیهی است ادبیات چنانچه جولانگاهی فراخ برای عرضه، نقد و تهذیب نیابد، نه مجالی برای رشد و نمو خواهد یافت، نه بختی برای جهانی شدن. اگر چه بسیاری از آثار ادبی از زبانی که به آن آفریده شده است، به دیگر زبانها، ترجمه میگردد. به ویژه امروزه. خاصه آثاری که به حق یا به ناحق شهرت میگیرند. و علاوه بر اهل مطالعه از هم زبانان و دانندگان زبان اثر، دیگران نیز میتوانند نسخه ترجمه اثر را مطالعه نمایند. لیکن آثاری که به زبانی خلق میگردند که زبان مادری و رایج یا زبان میانجی بخش بیشتری از نفوس بشری میباشد، بی تردید جولانگاه عرضه، نقد و تهذیب، مجال رشد و نمو و بخت برای جهانی شدن این آثار هموارتر و بیشتر است.
استعمار و دگرگونیهای اعتقادی و فرهنگی آشفتگی زبان معیار و مکتوب فارسی را رقم زده است
روزی، روزگاری، ادبیات فاخر فارسی از دل چین تا قلب اروپا، خوانندگان بیشماری داشت که این آثار را به زبان اصلی و نه ترجمه، میخواندند و حظ میبردند و حتی با این زبان خلق اثر مینمودند. در همان روزها و روزگاران، زبان کتابت فارسی، معیاری داشت کمابیش رایج در همان گستره پهناور. و همین زبان، تنها یا یکی از زبانهای آموزشی و تنها یا یکی از زبانهای دیوانی، امپراطوریهای واقع در این گسترهی وسیع بود. بنا بر سببهایی که پوشیده نیست و اغلب در حوزههایی بی ارتباط با زبان و ادب جای میگیرند؛ مانند دگرگونیهای اعتقادی و فرهنگی و پدیدآیی استعمار و تغییر نظامهای سیاسی و تحولات اقتصادی و اجتماعی، گسترهی رواج زبان و ادب فارسی به تدریج محدود به سرزمینهای خواستگاه این زبان؛ یعنی فلات ایران شد و امروزه زبان رایج و رسمی سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان است. متأسفانه همان سببهایی که گستره رواج و نشاط زبان و ادب فارسی را تنگ نمود، کمابیش موجب آشفتگی زبان معیار و مکتوب این سه کشور فارسی زبان نیز گردید.
تاجیکستان امروز، بخشی از ایران بزرگ تاریخی یا به تعبیری ایران فرهنگی و به تعبیر اصح؛ در حوزه اصلی فرهنگ و تمدن ایرانی جای میگیرد. روشن است که انقطاع یا گسست فرهنگی میان دو پاره ایران بزرگ که آغاز قرن ۱۰هجری قمری (۱۶ میلادی) تا کمابیش دوران ما، میتواند مبدایی قراردادی برای این گسست شمرده شود، و بیش از آن، دو گانگی الفبای زبانی یگانه، در شمار مهمترین عوامل نقصان زبان معیار میان فارسی زبانان و فارسی دانان گردیده است.
تبدیل الفبای مأنوس و مألوف زبان فارسی یا به دیگر تعبیر، جفت و جور شده با این زبان، به الفبای لاتین و پس از آن سیریلیک، برای قریب به یک قرن و همچنین جایگزینی زبان روسی به عنوان زبان دانش و پژوهش برای دههها، ایستایی و دگرگونی فراوانی را در زبان فارسی فرارودان یا فارسی تاجیکی موجب گردیده است. در این فرایند، تفاوتهای قابل ملاحظهای در تعابیر، ساختار و قواعد زبانی، میان فارسی ایران و افغانستان با فارسی ورارود پدید آمده است. بدیهی است در اینجا به هیچ روی مقصود واژگان و اصطلاحات جذابی نیست که در فارسی ماوراءالنهر بهکار میرود و در فارسی ایران ( و شاید در فارسی افغانستان) معمول نیست و همچنین تفاوت گویش شیرین تاجیکی با شیوه فارسی معیار در ایران نیز منظور نیست. بلکه اشاره به آسیبدیدگیهای زبان، از عوامل غیرطبیعی و تحمیلی اشا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 