پاورپوینت کامل جامعه آینده؛ کهنسال اما اعتراضی ۵۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل جامعه آینده؛ کهنسال اما اعتراضی ۵۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جامعه آینده؛ کهنسال اما اعتراضی ۵۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل جامعه آینده؛ کهنسال اما اعتراضی ۵۹ اسلاید در PowerPoint :

ادی و افسردگی، راحتی خیال و اضطراب، انقلابی بودن و محافظه‌کاری، سازنده بودن و مخرب بودن، جوانی و پیری، جهان سومی بودن و جهان اولی بودن، اهل جهان سنتی بودن و اهل جهان مدرن بودن و… همه دوگانگی‌هایی هستند که بیش از اینکه نشان از وضعیت‌های اجتماعی داشته باشند ابزار مفهومی هستند برای شناخت. این دوگانگی‌ها برای تمییز دادن جوامع و گروه‌های اجتماعی و فرهنگ‌ها و افراد از یکدیگر وضع شده‌اند تا اینکه واقعا نشان از امری عینی و در جریان باشند. واقعیت که این‌گونه نیست.

شادی و افسردگی، راحتی خیال و اضطراب، انقلابی بودن و محافظه‌کاری، سازنده بودن و مخرب بودن، جوانی و پیری، جهان سومی بودن و جهان اولی بودن، اهل جهان سنتی بودن و اهل جهان مدرن بودن و… همه دوگانگی‌هایی هستند که بیش از اینکه نشان از وضعیت‌های اجتماعی داشته باشند ابزار مفهومی هستند برای شناخت. این دوگانگی‌ها برای تمییز دادن جوامع و گروه‌های اجتماعی و فرهنگ‌ها و افراد از یکدیگر وضع شده‌اند تا اینکه واقعا نشان از امری عینی و در جریان باشند. واقعیت که این‌گونه نیست. یا شادی هست یا نیست. فرد شاد هم مضطرب است و هم آرام و هم در بسیاری از مواقع بی‌حوصله و بعضا هم عملی خلاف انجام می‌دهد. اصلا آدم شاد است که خلاف می‌کند. اینکه می‌گویند آدم‌های افسرده خلاف می‌کنند به نظر من خطاست. خلاف‌ها را به نام افسرده‌ها می‌گذارند. افسرده که قدرت عمل خلاف ندارد. هر چند که عمل افسردگی خودش خلاف است. پس کمی باید درباره مفاهیم و عباراتی که در داوری افراد و گروه‌های اجتماعی به‌کار برده می‌شود دقت کنیم. ارجاع به واقعیت و شمارش ویژگی‌ها و مشخصات و دامنه فعلی که افراد و گروه‌های اجتماعی انجام می‌دهند یکی از وظایف ما است قبل از داوری کردن. همان طور که اشاره کردم فرد شادی که مضطرب می‌شود خلاف می‌کند نه فقط فرد افسرده. به عبارت دیگر، آدمی و گروه‌های اجتماعی و جوامع ساحت ترکیبی دارند و به همین دلیل هم افعال و کنش‌های متعدد و معارض از آنها بروز می‌کند و جامعه رنگارنگ و متنوع می‌شود. همان طور که جامعه ما این طور است.

با وجود اینکه واقعیت به گونه‌یی دیگر است، اما میل به داوری و قضاوت بر اساس دوگانگی‌های اشاره شده و بسیاری از دوگانگی‌هایی که ساخته شده و در افواه جاری است، صورت می‌گیرد. در یک داوری کلی البته بر اساس بعضی از مستندات است که جامعه‌یی جوان می‌شود و دیگری پیر، جامعه‌یی افسرده و جامعه‌یی شاداب، جامعه‌یی محافظه‌کار و جامعه دیگر انقلابی و… هزاران تعبیر و تفسیر دیگر. در واقعیت که این گونه نیست. امور از یکدیگر تفکیک شده نیستند. امور در جهان واقع درهم و برهم هستند. مثل میوه‌یی که از درخت به دست می‌آید. هم میوه خوب است و هم بد وهم خوش رنگ و هم بد رنگ و هم بزرگ و کوچک. این طبیعت درخت طبیعی با میوه طبیعی است البته درختان تحت مراقبت هم هستند که میوه‌های نسبتا هم شکل و هم طعم می‌دهند. این درختان دیگر طبیعی نیستند.

در جهان واقعی هر چه هست ترکیبی از این دوگانه‌ها است. ترکیب‌ها به گونه‌یی است که حتی ممکن است کسی نتواند تمییز دهد تمایزات و تعارضات را. به این معنی است که این داوری غلط است که گفته می‌شود اگر جامعه‌یی جوان باشد حتما انقلابی خواهد بود. در مقابل بسیاری از جوامع را می‌بینیم که جوان هستند و انقلابی عمل نمی‌کنند همان طور که بعضی از جوامع هستند که به لحاظ جمعیتی پیر هستند و هر روز مشکلاتی از نوع مشکلات جوامع جوان را دارند. این طور نیست که حتما هر جا که جمعیت پیر وجود داشت انتظار محافظه‌کاری و سازش باشد. همان طور که اگر جامعه‌یی با جمعیت زیادجوان روبه‌رو باشد هر آن انتظار بحران و حوادث بزرگ و انقلابی در آن می‌تواند وجود داشته باشد. این معنی را در واقعیت‌های پیرامونی‌مان می‌توانیم شاهد باشیم. جامعه ایرانی یکی از جوامع جوان در جهان و در منطقه است ولی انقلابی نیست. اگر انقلابی بود که بسیاری از اموری که در اطراف و اکناف جاری است امکان ظهور نمی‌یافت و بسیاری از دیگر امور امکان وقوع می‌یافت. در مقابل می‌توان مدعی شد که جامعه ایرانی اتفاقا بسیار هم محافظه‌کار است. همه آنچه که دارد و به دست آورده است و از دست داده است ریشه در محافظه‌کاری‌اش دارد که اصلا ربطی به دوگانه جوانی و پیری و انقلابی بودن و محافظه‌کار بودن ندارد. این جامعه اتفاقا زمانی دست به انقلاب زده است (منظورم هم انقلاب مشروطه است و هم انقلاب اسلامی) که الزاما جامعه‌یی جوان نبوده است یعنی جمعیت اصلی‌اش جوان نبوده است. جمعیت جوان جامعه ایرانی بعد از انقلاب ظهور کرده است تا در دوره انقلاب. جوانی پدیده‌یی است که بعد از انقلاب اسلامی ظهور کرد. جوانی به لحاظ جمعیت پدیده‌یی است که ریشه در فرهنگ و نگاه به زندگی بعد از انقلاب اسلامی دارد. امروز جامعه ایرانی جوان است به دلیل اینکه سی و چند سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد. در نتیجه اکثریت جمعیت جوان امروز ایران متعلق به شرایط بعد از انقلاب اسلامی هستند نه اینکه این جمعیت قبل از انقلاب اسلامی بوده‌اند و بدون تغییر سن‌شان باقی مانده‌اند. کسانی که سازنده انقلاب بوده‌اند همه الزاما جوان نبوده‌اند. این جمعیت جوان تنها نبوده است که انقلاب را شکل داده است. جوانان هم در انقلاب نقش عمده داشته‌اند. به عبارت دیگر، جوان به دلیل فضای فرهنگی و تفکری که بر انقلاب و شرایط بعد از آن جاری بوده است بیشتر از دیگر گروه‌های اجتماعی دیده شده است. بیشتر دیده شده نه اینکه بیشتر بوده است یا اینکه بیشتر تعیین‌کننده بوده است. این طور نبوده است که جمعیت میانسال یا پیران جامعه در جریان انقلاب نبوده‌اند یااینکه ضد انقلاب بوده‌اند. رهبران انقلاب اسلامی یا میانسال بوده‌اند یا اینکه سن بالا داشته‌اند. این تجربه نشان از این دارد که جریان‌های اجتماعی را نمی‌توان با دوگانگی‌هایی که در آغاز یادداشت به آن اشاره کردم توضیح داد. جریان‌های اجتماعی و فرهنگی اگر اجتماعی و فرهنگی‌اند یعنی طبیعی‌اند و از متن حیات اجتماعی و فرهنگی برآمده‌اند ترکیبی و جمعی‌اند و همه گروه‌های سنی در ان هستند. البته ناخواسته نوع خاصی از تقسیم کار در آن ایجاد می‌شود و در نهایت گروهی جلودار و گروهی میاندار و گروهی دنباله کار رابه لحاظ سنی می‌گیرند و شکل و شمایل سنی می‌یابد. یک نتیجه دیگر از این بحث می‌توان داشت: بحث نسلی در ایران پدیده‌یی است که بعد از وقایع ظهور کرده است تا در حین وقایع و جریان‌ها. ما برای فهم جریانی که گذشت از مفهوم نسلی استفاده کردیم و برای پیدا کردن مقصر از نسل جوان در مقابل نسل میانسال و کهنسال با محوریت مفهوم «تزاحم و گسست نسلی» استفاده کردیم. هر چه که به صورت مشکل ظهور کرده است را به گردن نسل جوان بیندازند.

یک واقعیت دیگر هم در حیات اجتماعی ما جاری است که بی‌توجهی به آن ما را دچار گمراهی در فهم آینده حوادث و جریان‌های اجتماعی و به طور خاص پدیده کهنسالی در ایران کرده است. به طور اجمال اشاره کردم که جمعیت جوان ایرانی خیلی منشا حوادث مهم نبوده است هر چند که همه جا گفته شده این گونه بوده است. من این اصل را در بالا مورد اشکال قرار دادم و برای فهم بیشتر آن نیاز به بحث بیشتری داریم. شاید اصحاب علوم اجتماعی و به طور خاص‌تر کسانی که در حوزه جامعه‌شناسی نسلی و جوانان کار می‌کنند باید تکلیف این مساله را معلوم کنند. از طرف دیگر قصد دارم به انگاره‌یی که در نزد همه هست و جوان را کانون تحولات و حوادث می‌شناسد ایراد وارد کنم. اگر جمعیت ایران جوان هم نبود اتفاقاتی که در طول ۳۰ سال شاهد بودیم احتمالا بازهم به وقوع می‌پیوست. میل به دموکراسی خواهی، علم‌گرایی و تخصص‌گرایی، مصرف و مشارکت اجتماعی و فرهنگی و… و دیگر اموری که در ایران معاصر شایع شده است هر چند که با حضور بیشتر جوانان به وقوع پیوسته است اما اموری معطوف به جوانی و جامعه جوان نیست. وقایعی که در فوق اشاره شدند بیشتر رنگ و بوی میانسالی و پیری می‌دهند. میانسالان هستند که قدر علم می‌دانند و در پی کسب دموکراسی هستند و… جوان که مساله‌اش اینها نیست. جوان جوانی می‌کند و تعلیم می‌بیند و یاد می‌گیرد که چه کند نه اینکه کاری کند که جهت جامعه عوض شود. این نوعی کلاه گذاشتن سر جوان است که از او خواسته شود که در علم بنیانگذار شود و در سیاست جهت دهد و در اقتصاد سامان‌دهنده باشد. جوان تا در دوره جوانی است باید بیاموزد که در دوره میانسالی که زمان نقش‌آفرینی‌اش است چه کاری بکند. کارهایی را که باید انجام دهد در دوره میانسالی است نه در دوره جوانی. از طرف دیگر، باورم بر این است که اگر اموری مربوط به جوانی بود و با ذایقه جوانان سازگاری داشت در جامعه محقق می‌شد وضعیت ایران به گونه‌یی دیگر بود. در اینجا صرفا به یک مورد اشاره می‌کنم تا معلوم شود که مشکل در کجاست و جای جوان در کجاست و در نتیجه جای دیگر نسل‌ها خصوصا پیران در کجا قرار خواهد گرفت. این پدیده تحصیل است. در هر خانه‌یی حداقل یک نفر درگیر تحصیلات عالی است. در بسیاری از خانه‌های ایرانی بیش از یک نف

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.