پاورپوینت کامل بازتاب فرهنگ باستانی ایران در ادب فارسی ۵۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بازتاب فرهنگ باستانی ایران در ادب فارسی ۵۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بازتاب فرهنگ باستانی ایران در ادب فارسی ۵۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بازتاب فرهنگ باستانی ایران در ادب فارسی ۵۴ اسلاید در PowerPoint :

یرانیان در روزگار باستان، پدیدآورندگان ِ فرهنگ و ادبی گسترده و گران مایه بودند که امروز بخشی از داده های آن را در دست داریم و از بخش های ناپدیدشده ی آن نیز نشانه ها و اشاره ها و نام ها و گاه گُزینه هایی به ما رسیده است.

ایرانیان در روزگار باستان، پدیدآورندگان ِ فرهنگ و ادبی گسترده و گران مایه بودند که امروز بخشی از داده های آن را در دست داریم و از بخش های ناپدیدشده ی آن نیز نشانه ها و اشاره ها و نام ها و گاه گُزینه هایی به ما رسیده است.

مجموعه ی نام بُردار به اوستا، بزرگ ترین و کهن ترین یادمان ِ فرهنگی ِ نیاکان ماست که در آن، همه ی سرودهای پنج گانه ی گاهان و نیز بخش وی دیو داد (مشهور به وندیداد) به همان اندازه و ساختار روزگار باستان در دست است؛ امّا از دیگر بخش های آن، بیش از یک چهارم آن چه را که در دوره ی ساسانیان بوده است، در اختیار نداریم. خوشبختانه همه ی این بازمانده ها به زبان فارسی دری و دیگر زبان های زنده ی جهان برگردانیده شده است.

از سده ی هیجدهم میلادی بدین سو، دانشمندان زبان شناس و فرهنگ پژوه بسیاری از سرزمین های گوناگون از هندوستان تا اروپا و آمریکا و سپس خود ِ ایران به کاوش و پژوهش در این مرده ریگ ِ ارجمند ِ کهن پرداخته و انبوهی از گفتارها و کتاب ها و گزارش های دانشگاهی را در این راستا نشر داده اند.

امّا در همه ی این کوشش ها و کُنِش ها، افزون بر شناخت ِ گنجینه ی بازمانده از فراسوی ِ هزاره ها، یک نکته ی ِ کلیدی، ویژگی دارد که اثربخشی ی آن در فرهنگ پسین ایرانی و ادب ِ فارسی ِ دَری تا چه پایه بوده است و رشته های پیوند ِ میان دو بخش از فرهنگ ِ دیرینه بُنیاد ِ ایرانیان در دو سوی مرز ِ تاریخی ِ تازش ِ تازیان، چه نمودهایی داشته است و دارد؟

در این راستا، در دوره ی ما پژوهش های روشنگر و رهنمونی نشریافته است که در این گفتار کوتاه تنها می توانم از کلیدی ترین آن ها نام ببرم و خواننده ی جویای دانش ِ فراگیر و گسترده را به روی آوری بدان ها و جُستار برای یافتن ِ دیگر کارها فراخوانم.

دوره ی هشت جلدی ی گزارش اوستای ِ استاد ِ زنده یادم ابراهیم پورداود، همراه با گفتارها و جُستارهای بسیار سودمند و آموزنده، همچنین اثر بدیع و درخشان استاد زنده یادم دکتر محمّد مُعین با عنوان ِ مَزدَیسنا و ادب ِ فارسی و نیز حماسه سرایی در ایران از قدیم ترین عهد تاریخی تا سده ی چهاردهم هجری اثر استاد زنده یادم دکتر ذبیح الله صفا و فرهنگ ایرانی ِ پیش از اسلام، پژوهش ِ گران مایه ی ِ استاد دکتر محمّد محمّدی ِ مَلایری از جمله ی این پژوهش هاست.

بررسی و شناخت ِ اندازه و چه گونگی ی اثرگذاری ی فرهنگ کهن ایرانی در فرهنگ و ادب ایرانی ی هزاره ی اخیر، کاری ست گسترده و دامنه دار که در تنگنای این گقتار کوتاه نمی گنجد و تنها می توان با خواندن و پژوهیدن کتاب هایی که برشمردم و نیز صدها کتاب و گفتار دیگر به زبان فارسی و دیگر زبان ها که در مجموعه ها و نشریه های دانشگاهی و فرهنگی ی دو سده ی اخیر و به تازگی در پاره ای از تارنماها در شبکه ی رسانه ی الکترونیک جهانی نشریافته است، چشم اندازی روشن از آن به دست آورد.

در این جا تنها نمونه وار از ادب پهلوانی ی ایرانیان و فرازگاه آن شاهنامه ی فردوسی یاد می کنم که آیینه ی تمام نمای مُرده ریگ والای نیاکان ما در هزاره های دور دست و رشته ی استوار پیوند میان دو بخش از تاریخ فرهنگ ایرانی است.

ژرف نگری در سرتاسر متن شاهنامه و کاوش و پژوهش ساختارشناختی در هزارتوهای این اثر ِ والا، به پژوهنده نشان خواهد داد که رشته رشته ی تار و پود ِ این زَربَفت ِ اندیشه و خِرَد و آزادگی و آدمی خویی، با لایه لایه ی آن گنج شایگان باستانی پیوند دارد و هر واژه و هر سطر آن، سویه ای از هستی شناسی و جهان نگری ی دیرینگان ِ زیسته در این میهن را بازمی تاباند.

کهن ترین و بنیادی ترین بخش در مجموعه ی اوستا، سرودهای اندیشه ورانه و خِرَدوَرزانه ی پنجگانه ی زرتشت ِ بزرگ به نام گاهان یا گاثه ها یا گات ها ست. ما در همان نخستین بیت شاهنامه و دنباله ی آن در دیباچه ی این حماسه، پژواک ِ بانگ ِ بلند ِ دلکش ِ زرتشت ِ گاهان سرای را به گوش ِ جان می شنویم:

“به نام ِ خداوند ِ جان و خِرَد/ کزین برتر اندیشه برنگذرد”

آن گاه می رسیم به متن ِ حماسه و گزارش زندگی و کارنامه ی شهریاران و پهلوانان ِ روزگاران ِ کهن. در همان نخستین بخش ِ این سرود ِ بلند، از جمشید شهریار و روزگار ِ زرّین ِ او و سرانجام، تیره روزی ِ او در پی ِ برتنی و گزافه گویی و برتری جویی ی بی بند و بار او سخن به میان می آید. (شاهنامه، دفتر یکم، برگ های ۴۴ –۴۵) بی درنگ گزارش کار جم پسر ویوَنگَهان در گاهان را فرایاد می آوریم که به گناه ِ دهان به دروغ آلودن و خودآفریدگارپنداری و فروگذاشتن ِ خویشکاری ی ِ فروتنانه ی انسانی اش، دچار شوربختی و تیره روزی می شود. (اوستا، ج ۱، برگ ۲۵).

در پی گیری ِ این جُستار، به دیگر بخش های اوستا می رسیم که نشانه های آشکارتری از درون مایه های آن ها در شاهنامه بر جا مانده است. از جمله در یسنَه، جدا از جمشید – که گفتیم – چهره ی ایزدینه ی هَئومَه را (همراه با نمود ِ گیاهی ِ آن و آشامیدنی ِ آیینی که از افشره ی آن برمی ساختند) می بینیم که نماد ِ جاودانگی و زندگی در گُستره ی گیهان و گیتی است. (اوستا، همان.،برگ های ۱۳۶- ۱۵۴ و دوستخواه، حماسه.، برگ های ۲۸۳- ۳۰۰).

دیگردیسه همین ایزد یا خدای کهن آریایی را – که در وِداها، متن های کهن ِ دینی ِ هندوان سَومَه نامیده می شود — با نام ِ هَوم و در کالبَد ِ آدمی وار ِ یک پَریستار (/پارسا/ پرهیزگار) در شاهنامه می یابیم که همان خویشکاری ی ِ مینَوی ِ دیرینه، یعنی پاس داری از زندگی در برابر مرگ و تباهی را دارد و در فرآیند ِ رویدادی خطیر و سرنوشت ساز، نقشی کلیدی می وَرزَد. (شاهنامه، دفتر ۴، برگ های۳۱۲ – ۳۱۸ و دوستخواه: حماسه …، برگ های ۲۸۳ – ۲۹۶). کلیدواژه های “اَنوش” و “نوش” در زبان فارسی ِ دَری، یادآور همین خویشکاری ایزدینه ی هَئومَه/هَوم است. (دوستخواه: فرآیند…).

در همین بخش از اوستا (یعنی یسنَه)، به اسطوره ی ثرَئِتَئونَه (/ ثریتَه) پسر ِ آثویه و نبرد شگرف او با پَتیاره ای اهریمنی به نام اَژَی دَهاکَ، دارنده ی سه کَلّه و سه پوزه و شش چشم برمی خوریم که به تباهی ِ جهان ِ اَشَه (راستی و داد ِ اهورایی) برگماشته شده است و ثرَئتَئونَه بر او چیره می شود و جهان ِ اَشَه و اَشَونان (رهروان ِ راه ِ اَشَه) را از گزند او رهایی می بخشد (اوستا، همان.، برگ های ۱۳۷- ۱۳۸).

بار دیگر به شاهنامه روی می آوریم و دیگردیسه ی ِ همان استوره را در گزارش ِ کارنامه ی فریدون پسر ِ آبتین می یابیم که در کارزاری سهمگین بر ضَحّاک ماردوش (= اَژَی دَهاکَ) پیروز می شود و به هزاره ی آشوب و گزند و کشتار و تباه کاری ی اهریمنی ی او پایان می بخشد (شاهنامه، دفتر یکم، برگ های ۵۵- ۸۶).

در همان سرود اوستایی (یسنَه ۹- ۱۱ = هَئومَه یشت)، چهره ی شگفت ِ استورگی ِ کِرِساسپَه پسر ِ اَترَت را می بینیم و گزارش ِ زنجیره ای از نبردهای گیهانی ِ او با پتیارگان ِ اهریمنی را می خوانیم. این اَبَرپهلوان استوره های کهن در حماسه ی ایران با نام ِ سام (= گرشاسپ ِ نَریمان از دودمان سام) حضوری چشم گیر دارد و گزارش ِ نبردهای سهمگین او را با نمودهایی از همان ساختار و درون مایه و خیال نقش های بُنیادین در پرداختی همخوان با تار و پود ِ حماسه، در این اثر می خوانیم (شاهنامه، دفتر یکم، برگ های ۱۳۲- ۲۹۴).

یکی از نمایان ترین چهره ها در استوره های کهن ِ ایرانی که اوستای بازمانده و برخی از متن های فارسی ی میانه به ما می شناسانند، ایزد سرَئوشَه است (اوستا، همان.، برگ های ۲۱۸- ۲۲۸). در شاهنامه نیز این چهره ی ایزدینه را — هرچند با اندکی دوری از نمود ِ ایزدینه اش – کم و بیش با همان خویشکاری ی بنیادین می یابیم. دامنه ی این تاثیرگذاری را می توان تا ادب ِ غنایی و عرفانی ِ پس از دوران ِ تدوین ِ حماسه نیز پی گرفت (کویاجی، برگ های ۱۶۳- ۱۸۳).

در یشت ها، سرودهای بلندآوازه و شکوهمند ِ اوستای پسین در ستایش ایزدان و ایزدبانوان ِ باستانی نیز به نام و گزارش ِ کارنامه ی بسیاری از شهریاران و پهلوانان ِ روزگاران ِ کهن برمی خوریم و در یک بررسی ی ِ سنجشی میان ِ آنان و هم نامان و هم کُنِشان ایشان در

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.