پاورپوینت کامل ریش? اعلام جغرافیائی خلیج‌فارس و دریای عمان براساس فقه‌اللغ? ایرانی ۴۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ریش? اعلام جغرافیائی خلیج‌فارس و دریای عمان براساس فقه‌اللغ? ایرانی ۴۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ریش? اعلام جغرافیائی خلیج‌فارس و دریای عمان براساس فقه‌اللغ? ایرانی ۴۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ریش? اعلام جغرافیائی خلیج‌فارس و دریای عمان براساس فقه‌اللغ? ایرانی ۴۲ اسلاید در PowerPoint :

تنب‌بزرگ و تنب‌کوچک: در زبان مردم منطقه این دو جزیره را تنب‌گپ و تمب‌‌مار بامیم ساکن می‌نامند. در زبان‌فارسی تبدیل نون به میم در اتصال بابا دور از قواعد دستور زبان نیست. تمب بمعنای تپه و تمب گپ یعنی تنب‌بزرگ و تمب مار یعنی جزیره‌ای که در آن مار فراوان است و چون جزیر کوچک است و در میان دریا به صورت تپه نمایان است آن را تمب گفته‌اند.

تنب‌بزرگ و تنب‌کوچک: در زبان مردم منطقه این دو جزیره را تنب‌گپ و تمب‌‌مار بامیم ساکن می‌نامند. در زبان‌فارسی تبدیل نون به میم در اتصال بابا دور از قواعد دستور زبان نیست. تمب بمعنای تپه و تمب گپ یعنی تنب‌بزرگ و تمب مار یعنی جزیره‌ای که در آن مار فراوان است و چون جزیر کوچک است و در میان دریا به صورت تپه نمایان است آن را تمب گفته‌اند.

مصدر تمبده یعنی فروریختن و انباشته شدن و مفهوم این مصدر مانند تمبیدن در لهج شیرازی و یزدی است اما در تعریب این دو جزیره را طنبینی یعنی دو تنب اصطلاح کرده‌اند با طاء مؤلف.

ابوموسی: این جزیره در زبان مردم منطق بوموسی یا باموسی گفته می‌شود مانند بابا‌طامر، باباکوهی بمعنای پیرعزلت گزیده نام این جزیره را مهم تعریب کرده‌اند و ابوموسی شده است. تعجب نفرمائید که چگونه این تعریب‌ها صورت گرفته شده است. بیاد بیاوریم که کرمانشاهان را قرمیشه و گلپایگان را جز فادقان کرده‌اند که البته در کتب و در تداول محاوره این تعریب مقبولیت نیافته و کرمانشاهان و گلپایگان جاودانه به همان صورت باقی مانده است.

عمان: در سفرنام پریپلوس دریای ارتیره از دور اشکانی، کاسماس ایندکوپلوستوس از قول سوپاتروس سیاح و تاجر یونانی نوشته است که چون سوپاتروس با یک کشتی ایرانی که به سیلان آمده بود به دریای عمان می‌رسد آنرا دریای اومانه می‌نامد یعنی دریائی که او =

aw

آب در آن مانده است از کلم او =

aw

آب و فعل ماندن. امروزه هم در بوشهر رودموند و منطق ماندستان داریم و در کارنام اردشیر بابکان از دور ساسانی نیز از موندستان نام رفته است.

مسقط: در سفرنام عبدالرزاق سمرقندی سفیر میرزا شاهرخ تیموری به هندوستان مسکت ذکر شده است و مس به معنای مه و بزرگ و کت و کده بمعنای خانه و شهر و آبادی و مسکت یعنی خانه و شهر و آبادی بزرگ. شباهت مسکت با مزگت یعنی مسجد و نیایشگاه و معبد هم اسم دور از دهن نیست. در این سفرنامه از عمان با نام ماجان و ماکان نام رفته است که تحریفی از مغان است و از آنجا مِس برای معابد ایلامی شهلاک این شوشیناک ایلامی به ریشهر بوشهر می‌آورده‌اند.

سیراف: یاقوت نوشته است که چون کیکاوس کیانی را غرور گمراه کرد و بر تخت بر بال عقابان گرسن تیز پرواز به آسمان صعود کرد و دعوی خدائی نمود، خداوند باد را فرمان داد تا او را به زمین افکند. کیکاوس به زمین سقوط کرد و از مردمان آب خواست، برای او شیر و آب آوردند و آن محل نام شیرآب گرفت و بعد در محاوره سیراف شد. اما بنده را عقیده بر این است که چون سیراف در دامن تپه‌های کوههای جم و زیر واقع شده و در زبان مردم شکافهای حاصله از بارانهای تند را شیل می‌گویند، شیل و سیل آب سیراف یعنی آبی که از شکافهای تپه‌های شمالی سیراف فرو می‌ریزد و به زمین‌های ساحل می‌رسد.

رأس موسندام: رأس موسندام در انتهاء شبه جزیر عربستان و وارد به دریای عمان است و امروزه جزء خاک عمان است. رأس بمعنای سر و پیش‌رفتگی خاک در آب یا دماغ کوه در دشت. در زبان فارسی رامسر و رودسر و بابلسر و سنگسر و در عربی رأس عطاف، رأس‌الحد و رأس‌الکواکب و امثال آن. رأس موسندام به صورت رأس موزاندام یعنی پیش‌رفتگی خاک در آب که به نام هیکل موز خدای هرموز، هرمزد و متعلق به هرموز است و در تعریب رأس موسندام شده است.

هرموز: جزیر هرموز و تنگ هرموز، جزیره و تنگ خدای هرموز، هُرمزد و در پس کرانه‌های خلیج‌فارس آبادیهای هورمود، هرموز، هرمودر، هرم، هیرم نشانی از هرموز دارند و هُرام به معنای آتش و حرارت و پاکی و آتش پاک و مقدس.

جلفار: یکی از کتب بسیار معروف دریانوردی در اقیانوس هند که به زبانهای عربی و انگلیسی و فارسی چاپ شده است کتاب الفوائد فی اصول علم البحر و القواعد است تألیف شیخ شهاب احمد بن ماجد جلفاری بندر کنگی راهنمای و آکودوگامای پرتغالی در کشف هندوستان است. نویسندگان اروپائی و به تبعیت آنها نویسندگان عرب او را عرب و اهل جلفار دانسته‌اند کلم شهاب ایرانی بودن ابن ماجد را می‌رساند. اما جلفار که سرزمینی بین شارجه و رأس الخیمه بوده است را سرزمینی عربی و نام جلفار را عربی دانسته‌اند، اما جلفار تعریب گلبار است مانند رودبار یعنی ساحل رود و زنگبار یعنی ساحل سپاهان چون گل‌سرخ محمدی خشک‌شده را که زائد بر مصرف بوده از فیروز‌آباد فارس و قمصر و نطنز کاشان و داراب فارس از بندر لنگه و بندر کنگ به این نقطه حمل می‌کرده‌اند تا کشتی‌ها برسند و به هندوستان و عربستان حمل نمایند. از این جهت این قطعه خاک گل‌بار نام گرفته است.

قطر: مردمان ایران جنوبی ساکن در قطر آنجا را کتر می‌نامند. کتر همان خانه و کاشانه و شهر است و بمعنای شکوه و بزرگی و فره ایزدی است و در زبان فارسی کلمات زیادی در اعلام جغرافیایی و اشخاص با (آر) آغاز می‌شود مانند اردکان، اردستان و اردشیر و اردوان. بیشتر ساکنین قطر مانند ساکنین کویت و بحرین و ابوظبی و دوبی ایرانیان و ایرانی تبار‌ها هستند.

بحرین: بحرین از دو قسمت تشکیل شده، بحرین بحری و بحرین برّی، بحرین برّی امروزه در سواحل عربستان جنوبی است که در متون لحساء و الاحساء نامیده شده و شهرهای عمد آن خورا دمام، نعصوف، قطیف و ذهران عربستان سعودی است ناصرخسرو که به بحرین سفر کرده است جزیر منامه پایتخت امروزی بحرین را دیده و آنرا (اُوال) نامیده است. مرحوم سید محمد محیط طباطبائی اوال

Owal

را مرکب از بمعنای آب و آل چون چنگال دانسته است و منامه را از ریش نوم و منامه را بمعنای محل خواب نمی‌داند بلکه آنرا تحریفی از مینو و میان آب می‌داند. در بحرین دو دسته مردم زندگی می‌کنند یک گروه بحرینی یعنی عرب‌تبارهای ساکن بحرین و یک گروه بحرانی یعنی ایرانی تبارهای ساکن بحرین و بحرین بمعنای دو دریا نیست و ریشه در بهر و بهره با هاء‌هوز و زبان‌فارسی دارد چون سرزمین پرنعمت و باغ و بوستان بوده و در دور ساسانی مرزبان عربستان سپهبد نیمروز ایرانی ساسانی در این محل ساکن بوده و دارای بهر و باغ و بوستان و املاک بوده است. در دوران ساسانی بحرین بری و بحرین بحری بر رو

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.