پاورپوینت کامل نگاهی انسان شناسانه به آتش و جایگاه آن در بین ترکمن‌ها ۶۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نگاهی انسان شناسانه به آتش و جایگاه آن در بین ترکمن‌ها ۶۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نگاهی انسان شناسانه به آتش و جایگاه آن در بین ترکمن‌ها ۶۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نگاهی انسان شناسانه به آتش و جایگاه آن در بین ترکمن‌ها ۶۷ اسلاید در PowerPoint :

ترکمن‌ها برای خانه و خانواده، واژه «اجاق» را در معنای استعاری به کار می‌برند. به طور مثال، در یکی از ابیات لالایی، از زبان مادر خطاب به نوزاد چنین آمده است:

ترکمن‌ها برای خانه و خانواده، واژه «اجاق» را در معنای استعاری به کار می‌برند. به طور مثال، در یکی از ابیات لالایی، از زبان مادر خطاب به نوزاد چنین آمده است:

بال‌لار بولسون ایجه‌گینگ

یوپک بولسون گِیجه‌گینگ

نیرده بولسانگ اونوتما

غریب انه‌نگ اوجاقین

یعنی: آن‌چه می‌خوری، شهد عسل باشد / و آن‌چه می‌پوشی ابریشمِ نرم باشد / هر جا که باشی / اجاق (خانه) مادر فقیرت را فراموش نکن.

اجاق بدون آتش متصور نیست و آتش در فرهنگ ترکمن از چنان جایگاه ویژه برخوردار است که در ضرب‌المثل‌ها نیز به وفور دیده می‌شود. به طور مثال می‌گویند: «اوت آستین‌دا بلا قالماز» (یعنی: بلا زیر آتش نمی‌ماند. و به تعبیری: آتش، بلا را می‌سوزاند.)

این احترام به آتش با خاصیت نگهدارندگی و سحرانگیز آتش مرتبط است و از درک آتش به عنوان یکی از نیروهای قهار طبیعت که دارای نیروی سحرآمیز مقتدری می‌باشد، نشأت گرفته است. جنبه عمومی احترام به نیروی طبیعی آتش پیش از همه در ممنوعیت اعمالی بروز می‌کند که در آن‌ها برخورد با آتش توهین‌آمیز تلقی می‌شود. برای مثال، در بین این قوم، انداختن آب دهان بر روی آتش حرام است و این در مورد خرمن آتش‌گرفته، اجاق خانگی و تنور نیز صدق می‌کند. در بین این قوم این باور وجود دارد که اگر شراره آتش به طور اتفاقی روی لباس کسی بیفتد، نباید ناراحت بشود و از آن بترسد. همچنین بر این باورند که اگر کسی ظرف را با آب در آتش بیندازد، باید کمی آرد نیز روی آتش بریزند. سالخوردگان این قوم، بر این باورند که این عمل، به معنای جبران صدمه‌ای است که به آتش وارد آمده و همین باور نیز نشان‌گر جایگاه آتش در بین این مردم است. حال با این مقدمه، به دو نمونه از آئین‌هایی می‌پردازیم که مرتبط با آتش است.

۱)آئین «شامان اوت» (آتش شمن)

بنا به گفته سالخوردگان این قوم، ترکمن‌های یموت در هنگام دامپروری، به هنگام ییلاق و قشلاق و قبل از آغاز کوچ از یک محل، در چند نقطه از محلی که سکونت داشته‌اند، آتشی بزرگ درست می‌کرده‌اند و به آن «شامان اوت» می‌گفته‌اند. آن‌ها با شعله‌ور شدن آتش‌ها، مقداری نمک در آن می‌ریخته‌اند و شاخ حیواناتی که تا آن روز قربانی کرده بودند، در آن می‌انداخته‌اند. سپس گله را از آن‌جا دور کرده و دوباره به آن‌جا بازمی‌گشته‌اند و آتش‌ها را به هم وصل می‌کرده‌اند، با این باور که مفری برای ارواح پلید باقی نماند و نتوانند همراه آن‌ها و گله به محل جدید بیایند.

انداختن شاخ حیوانات ذبح شده درون آتش، به باور این مردم به وجود نیروهای شر بخصوص روح حیوانات اهلی که گوشت آن‌ها را خورده‌اند، دلالت دارد و این آتش است که به لطف توانایی ویرانگر بودنش، قادر به از میان بردن شر است. «از همین روست که در طی بعضی جشن‌های برپا شده بر گرد اخگرهای پرحرارت، تصاویر، نقاب‌ها و یا طرح‌هایی از حیوانات شوم و یا از چهره‌های شیطانی اشباح که تمثیلی از شرند، سوزانده می‌شوند و این کار هنوز هم ادامه دارد.» (اسفندی، ۱۳۸۶: ۱۰)

این آئین مختص زمان کوچ نبوده و در قدیم، در ماه‌های «مِرِد» (شعبان) و «صافار» (صفر) و در آخرین چهارشنبه سال، اهالی هر روستا به همت هم آتشی درست می‌کرده‌اند و غیر از سالمندان و روحانی‌ها، همه از روی آن می‌پریده‌اند. ترتیب پرش ابتدا با مردها، سپس زن‌ها و بعد هم به کودکان و نوجوانان می‌رسیده است. آن‌ها ضمن پرش از روی آتش و چرخیدن در اطراف آن، این ابیات را می‌خوانده‌اند:

شامان اوت،

بولدوم شاد،

پارلاپ اوستونگدِن گِچدیم

زارلاپ گُنامی دؤکدوم

حایر قیل سن ایشیمی

غوراپ ساقلا داشیمی (کلته، ۱۳۸۶: ۴۵)

یعنی: ای شمن آتش / شاد و خوشحال شدم / چرا که پرواز کنان از بالایت گذشتم / و با آه و زار، گناهانم را ریختم / کارم را به خیر کن / و اطرافم را محافظت نما.

«شامان» لغتی است از اصطلاحات مردم سوگنوت (

Sugnut

) و به معنای «جادوپزشک» به کار رفته است و «شامانیسم» آئین خاص مردم سیبری و آسیای میانه و برخی از مردم نقاط جهان است که معتقدند به کمک شامان یا جادوپزشک، ارواح شریر از جسم بیمار رانده می‌شوند. (حجازی، ۱۳۸۸: ۱۴) «این مطلب که آتش تجلی یک خداست، به باور اقوام هندواروپایی بازمی‌گردد. در ایران باستان به وجود یک «آتش ـ خدا» به نام آتر (آذر) معتقد بودند که پسر برجسته روشنایی یعنی اهورامزدا است. در آئین بودایی گفته شده است که آتش نماد حکمت است.» (بهزادی، ۱۳۸۰: ۷۹)

۲)آئین «ذکر خنجر»

یکی از آئین‌هایی که در اطراف آتش انجام می‌شود، آئین «پُرخوان» یا همان «پری‌خوان» است که در کمتر از نیم قرن اخیر با عنون «رقص خنجر» و هم اکنون با عنوان «ذکر خنجر» در بین این قوم مصطلح شده است. این آئین هم‌اکنون جنبه نمایشی پیدا کرده و به خاطر نداشتن ملزومات زیاد، راحتی در قابلیت اجرا در هر زمان و مکان، غالباً در مراسم‌های رسمی دولتی اعم از جشنواره‌های فرهنگی اقوام، به عنوان نمادی از فرهنگ این قوم، اجرا می‌شود[۱]. همچنین در این اواخر، آن دسته از خانواده‌های ترکمن که گرایش به حفظ سنت‌ها دارند، در جشن‌های پیش از عروسی و در دیگر جشن‌ها (تولد نوزاد، ختنه‌سوران، «آق‌آش» یا «آق‌قویین» که جشن گرامی‌داشت همسن شدن فرد با سن پیامبر اکرم در ۶۳ سالگی است) با دعوت از گروه‌ نمایشی که مختص اجرای این آئین هستند، آن‌را اجرا می‌کنند.

طبق گفته سالخوردگان این قوم، پیشینه اجرای این آئین به حدود سه سده قبل از ظهور اسلام برمی‌گردد. در آن زمان، پیش از رفتن به شکار با مضمونی حماسی و در زمانی بعدتر، پیش از عزیمت برای جنگ با دشمن و بعدها برای بهبود بیماری‌های روحی و روانی اجرا می‌شده است. امروزه به دست گرفتن خنجر از سوی سرخوان (غزل‌خوان) گروه در حین اجرای نمایش را می‌توان یادگار دورانی دانست که این آئین پیش از شکار و یا عزیمت به جنگ اجرا می‌شده است. همچنان‌که در آیین زرتشتی نیز «آتش ایسا قبل از شروع نبردهای جنگی در کارزارها، نقش نوعی تقویت‌کننده روحی را بازی می‌کند.» (گیمن، ۱۳۷۵: ۱۱۳)

بر همین اساس، به نظر می‌رسد مضمون اشعاری که امروزه از سوی سرخوان خوانده می‌شود و رنگ و بوی دینی و صوفیانه دارد[۲]، در دوران باستان قطعاً حماسی و در وصف شجاعت‌های مردان جنگجوی قبیله بوده است که متأسفانه تا به امروز، هیچ اطلاعی از آن موجود نیست.

همچنان‌که ذکر شد، این آیین پیش از این‌که صرفاً جنبه نمایشی پیدا کند، تا نیم قرن پیش با هدف معالجه بیماران روحی و روانی انجام می‌شده‌است و شاید به همین خاطر است که سرخوان گروه را «پُرخوان»[۳] می‌گویند. وی در طول اجرای این آئین، در قالب ابیاتی که شرح آن خواهد رفت، با تکرار نام خدا، ذکر می‌گوید و از خداوند سلامتی فرد بیمار را می‌خواهد[۴].

انجام این آئین در کنار آتش و از سوی ۶ مرد به عنوان هم‌سُرا و یک مرد به عنوان سرخوان ـ که به او اصطلاحاً «پُرخوان» می‌گویند ـ صورت می‌گیرد. در قدیم فرد بیمار را در کنار آتش می‌خوابانده‌اند و این آئین را اجرا می‌کرده‌اند.

ارتباط آتش با بیمار در این آیین، به نیرویی اشاره دارد که در آتش نهفته است. مفهوم دوگانه مرگ و زندگی را در نماد آتش می‌توان دید. آتش در درون خود، همان تحولاتی را ایجاد می‌کند که در طبیعت به نمایش می‌گذارد. از طرفی می‌تواند شعله بکشد، نیرو بگیرد و دیری بماند و از طرف دیگر چنان ضعیف است که اگر تغذیه نشود، نیرویش تحلیل می‌رود، بی‌رمق می‌شود و در نهایت می‌میرد. بر همین اساس، در این آئین، نوعی همذات‌پنداری بین بیمار و آتش وجود دارد. به عبارتی، همچنان‌که آتش با حرکات شش مرد ـ که در اطرافش می‌چرخند و به نوعی در آن می‌دمند ـ شعله می‌کشد و نیرو می‌گیرد، شخص بیمار نیز با دعا و نیایشی که پُرخوان برای شفایش از خدا می‌خواهد، نیرو می‌گیرد و از بیماری خلاصی می‌یابد.

گروه در حالی که لباس‌های سنتی به تن و کلاه‌پوستی سفید به سر و خنجری نیز در شال کمر دارند، در دو سمت آتش، به فاصله تقریبی دو متر مقابل هم می‌ایستند. سرخوان نیز، خنجر به دست، ایستاده در کناری، می‌خواند:

ایادوسلار، برادرلار،

الیمدِن شونقاریم اوچدی.

توتای دیسِم قولوم یِتمز،

ایکی باغیم اوزلوب قاچدی

آمین خدا ـ آمین خدا

هو، ها، هوالله.

یعنی: ایا دوستان و برادران / شاهینم از دستم پرید / اگر بخواهم بگیرمش، دست‌هایم به آن نمی‌رسند / چون‌که دو کتفم از بدن بگسست و بیفتاد / خدایا یاری‌ام کن.

با آغاز غرل‌خوانی سرخوان، هم‌سُرایان نیز در حالی که روی زانو خم شده‌اند، با ریتمی هماهنگ در حرکات دست و پا، به آرامی، پشت سر هم، بر خلاف جهت ساعت، دور آتش به حرکت درمی‌آیند و همصدا با هم، صدایی این‌چنین از بیخ گلو در می‌آورند:

آ، هوی، هوی، هوی‌یه؛ آ، هوی، هوی‌یه.

سرخوان می‌خواند:

ای کریم ، بو با کریم، قادر خدا، سِندن مدد

بارچالارنینگ آتاسی، آدم ـ حوا، سِندن مدد

هر نه بولغای، کل عالم انبیاسی، سِندن مدد

فخر عالم، حق حبیبی، مصطفی سِندن مدد

هو ، ها ، هوالله.

یعنی: ای کریم، ای کریمی که هستی، ای خداوند قادر، مدد از تو / ای که پدر همگان هستی، ای آدم ـ حوا، مدد از تو / ای که پیامبر هر چه هست و نیست و پیامبر عالمی، مدد از تو / ای فخر عالم، ای که حبیب حق هستی، ای مصطفی، مدد از تو / خدایا یاری‌ام کن.

هم‌سُرایان به همان شکل قبل، رفته‌رفته در هر چرخش، آرنج خود را در وسط دایره به هم نزدیک و نزدیک‌تر می‌کنند، به دنبال هم به چرخش خود دور آتش ادامه می‌دهند و لحظه به لحظه ریتم حرکات خود را تند و تندتر می‌کنند، در حالی که همچنان، همصدا با هم، صدایی این‌چنین از بیخ گلو در می‌آورند:

آ، هوی، هوی، هوی‌یه؛ آ، هوی، هوی‌یه.

سرخوان نیز به جمع می‌پیوندد و با دیگر همسُرایان همراه و هماهنگ می‌شود، در حالی که می‌خواند:

آی، آللای، آللای، آ، آللای، آللای

ای گوزیم سِنی ای، گؤزله یار

ای دیلیم سِنی ای، سؤزله یار

ای قلبیم سِنی ای، ایسته یار

دیوانه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.