پاورپوینت کامل اسوه عزت و افتخار ۵۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اسوه عزت و افتخار ۵۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اسوه عزت و افتخار ۵۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اسوه عزت و افتخار ۵۵ اسلاید در PowerPoint :
لازم است عنایت شود که آن حضرت در طی سالیان متمادی، مخصوصاً در عصر مسئولیت امامت خویش، امت اسلام را با محاضره، مناظره، مکاتبه و محاجّه به انحای گونهگون بیدار نمود و اتمام حجت کرد؛ یک سال قبل از مرگ معاویه، همایشی همچون جریان غدیر خم در منی تشکیل داد و بیش از هفتصد نفر را جمع کرد که اکثر آنان از تابعان و عدهای نیز از اصحاب رسول اکرم(ص) بودند و در آن محفل عظیم بسیاری از مناقب اهل بیت عصمت را بازگو کرد و آنان اعتراف کردند و برخی از مثالب امویان را ذکر کرد و در صدر مقال نافع خود فرمود: «فإنی أخاف أن یندرس هذا الحق و یذهب…:۱ من میترسم این دین الهی که حق است، مندرس و فرسوده شود.»
لازم است عنایت شود که آن حضرت در طی سالیان متمادی، مخصوصاً در عصر مسئولیت امامت خویش، امت اسلام را با محاضره، مناظره، مکاتبه و محاجّه به انحای گونهگون بیدار نمود و اتمام حجت کرد؛ یک سال قبل از مرگ معاویه، همایشی همچون جریان غدیر خم در منی تشکیل داد و بیش از هفتصد نفر را جمع کرد که اکثر آنان از تابعان و عدهای نیز از اصحاب رسول اکرم(ص) بودند و در آن محفل عظیم بسیاری از مناقب اهل بیت عصمت را بازگو کرد و آنان اعتراف کردند و برخی از مثالب امویان را ذکر کرد و در صدر مقال نافع خود فرمود: «فإنی أخاف أن یندرس هذا الحق و یذهب…:۱ من میترسم این دین الهی که حق است، مندرس و فرسوده شود.»
همین هراس از اندراس مدرسه وحی که خوف معقول و بهجا بود، در متن نامه رسمی آن حضرت به سران بصره ثبت شد: «… و أنا أدعوکم إلی کتاب الله و سنّه نبیه، فإن السنّه قد اُمیتت و البدعه قد اُحییت فإن تسمعوا قولی أهدکم إلی سبیل الرشاد».۲ این نامه در چند نسخه تدوین و به مالک بن مسمع بکری، احنف بن قیس، منذر بن جارود، مسعود بن عمر، قیس بن هیثم، عمرو بن عبید بن معمر و یزید بن مسعود نهشلی داده شد؛ پیک آن حضرت در ایصال این رساله، «سلیمان ابوزرین» بود که شرح جریان آن از حوزه رسالت این پیام وجیز خارج است.
صلاحیت حاکم از منظر حسینی
امام حسین(ع) ضمن ارزیابی ارکان نظاممند حکومت دینی، به صلاحیت حاکم و اوصاف والی عنایت کرد و چنین فرمود: «فلعمری ما الإمام إلا الحاکم بالکتاب، القائم بالقسط و الدائن بدین الحق، الحابس نفسه علی ذات الله:۳ تنها کسی صلاحیت امامت و رهبری امت را داراست که به قرآن عمل کند و به قسط و عدل تمسک نماید و به دین حق متدین باشد و خویشتن را در محدوده دستور الهی نگه دارد، و از آن تعدی نکند.» سیدالشهدا(ع) برای احیای حق و ابطال باطل و افشای امویان و رهایی مردم از جهل علمی و جهالت عملی و نجات آنان از استبداد و هرگونه سیستم ستمزا و عدلزدا، چارهای جز تضحیه و تأسیر دوده طه و یس نداشت و به چنین قیامی که نه مسبوق به مثل بود و نه ملحوق به نظیر، اقدام کامل کرد و به هیچ وجه در آن دریغ نفرمود: «… و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله… »۴
اقدام شجاعانه به چنین فداکاری بیمانند، گذشته از رهنمود غیبی در رؤیا یا حالت منامی، همراه با تحلیل جامعهشناسانه همهجانبه بود؛ زیرا همانطوری که انتخاب زمان نهضت بسیار درست بود، تعیین سرزمین قیام نیز کاملاً بررسی شده بود، چون نه حجاز آماده چنین قیام آزادیخواهانه بود و نه یمن و نه مناطق دیگر. تنها عراق آمادگی خود را طبق دعوتنامه متواتر اعلام کرد؛ چه اینکه بعد از «واقعه طف»، طولی نکشید که برخی از نتایج نهضت پیش از اماکن دیگر در همان منطقه ظهور نمود و مردم همان مرز و بوم بیش از دیگران، راه قیام در برابر طغیان اموی را پیمودهاند.
به هر تقدیر، عراق مناسبترین سرزمین برای طرح نهضت و خصوص کوفه شایستهترین شهر برای قیام بود؛ گرچه طاغیان اموی با شهید نمودن نایب خاص حضرت ابی عبدالله(ع)، یعنی مسلم بن عقیل و حامیان وی، راه ورود آن حضرت را به کوفه بستند و قافله نستوه را به جایی که نه کمک مردمی و نه کمک طبیعی در آنجا بود، به نزول اجباری وادار کردند.
رهاورد قیام حسینی و جنبه الهی و انسانی آن
عزت و افتخار حسینی(ع) به عنوان یک جریان فکری و حقوقی، از رهاوردهای مسلم قیام عاشوراست. جنبه الهی آن، اسوه سالکان کوی دیانت است و جنبه انسانی آن قدوه راهیان راه حریت مردمی است؛ هرچند حریت راستین فقط در پرتو وحی آسمانی تأمین میگردد. امام حسین(ع) نه تنها اصل نهضت را مخصوص خود نمیدانست، بلکه هماره دیگران را به چنین قیامی فرا میخواند. البته مراتب مأموریت و درجات رسالت انسانها یکسان نیست.
سرّ تعمیم قیام همان عمومیت زیربنای آن است؛ زیرا استقلال، آزادی، امنیت، تمامیت ارضی و سایر حقوق یک امت متمدن و متدین، سبب اصلی مبارزه در برابر حکومت غاشمان طاغی است و نزاهت از ضیم و زبوبی و برائت از ذلت و فرومایگی، و نجات از بردگی و خواری، دستمایه اصیل جهاد در قبال سلطه باغیان یاغی است. امام حسین(ع) در ندا، نوا، آوا و صدای خویش، جریان کربلا را به عنوان تمثیل و نمونه یاد میکرد، نه به عنوان تعیین و قضیه شخصی و انحصاری که دیگران در آن سهیم نباشند؛ یعنی قصه نینوا صبغه مثال دارد نه تعین، و اینک چند شاهد:
۱. آن حضرت از رسول گرامی(ص) نقل کرد: «هر کس سلطان ستمکاری را ببیند که حرام خدا را حلال میداند، عهد خدا را میشکند، مخالف سنت پیامبر است، در بین مردم به گناه و تجاوز عمل میکند، و آن را به فعل یا قول خود تغییر ندهد، سزاوار است خداوند چنین شخص سلطهپذیر را با آن ظالم یک جا وارد کند…»۵محتوای این حدیث نبوی، اختصاصی به امام معصوم ندارد؛ هر چند هر قیامی باید به اذن آن حضرت در عصر حضور و به اذن نایب وی در زمان غیبت باشد.
۲. آن حضرت به طور رسمی اعلام فرمود: «مگر نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل اجتناب نمیشود؟ هر مؤمنی به لقای خدا راغب گردد.»۶ یعنی به استقبال شهادت برود. این دستور، هر فرد و گروه متعهد دینی را در بر میگیرد.
۳. امام حسین(ع) در برابر پیشنهاد مروان بن حکم و ادعای نصیحت خیرخواهانه راجع به قبول بیعت یزید فرمود: «علی الإسلام السلام، إذ قد بُلیت الاُمه براعٍ مثل یزید»؛۷ یعنی سلام خداحافظی اسلام وقتی مطرح است که مسئول اداره امور امت اسلامی، زمامداری مانند یزید باشد. از این تعبیر معلوم میشود که شخص یزید خصوصیت ندارد، بلکه هر والی و حاکم که مانند یزید بود و در هر عصر یا نسلی باشد، مقاومت در برابر او لازم است و هیچ ویژگیای برای امام معصوم نیست. البته رهبری قیام در اختیار ولی معصوم است.
۴. امام حسین(ع) در تعبیری دیگر به مروان فرمود:
«… مثلی لا یبایع مثله»؛۸ یعنی کسی که مثل من به اصول اسلام باور دارد و معارف حقوق اجتماعی آن، از قبیل عدل، مواسات و مساوات را در ظل رهنمود شریعت میپذیرد، هرگز با مثل یزید، هرکس باشد، بیعت نمیکند. از این بیان جامع استنباط میشود که هر مسلمانی عهدهدار تبرّی از حکومت استبداد، استعباد و مانند آن است.
۵. امام حسین(ع) عنصر محوری پرهیز از پیروی حاکم جائر را لزوم تحرّز از ذلت و وجوب حیازت عزت دانست و این اصل، یعنی تولّی عزت و تبرّی از ذلت، اختصاصی به امام معصوم ندارد، بلکه اجرای آن بر هر متدین متعهدی لازم است. بیان آن حضرت در نزاهت از ذلت و برائت از بردگی و فرار و صیانت از اقرار ذلیلانه این است: «ألا و إن الدّعی بن الدعی قد ترکنی بین السلّه و الذلّه و هیهات له ذلک! هیهات منّی الذله! أبی الله ذلک و رسوله و المؤمنون و جدود طهرت و حجور طابت ان نؤثر طاعه اللئام علی مصارع الکرام».۹
مقصود آن حضرت از کلمه «منّا»، خصوص اهل بیت عصمت(ع) نیست؛ زیرا لزوم تحرز از سلطه بیگانه و مذلت استبداد، از خصایص اسره عصمت نیست؛ لذا فرمود: «خداوند از ذلت ما ابا دارد و پیامبر تأبی دارد و مؤمنان امتناع میورزند…» با این تحلیل معلوم میشود، آنچه آن حضرت درباره تنزه از پذیرش ذلت که به صورت دست بیعت دراز کردن یا زبان اعتراف گشودن ظهور میکند، فرمودهاند، وظیفه همه رادمردان دینی است: «لا أعطیکم بیدی إعطاء الذلیل و لا أقر لکم إقرار العبید».۱۰
فرهنگ حسینی
۶. فرهنگ حسینی(ع) که در ثنایای سیرت و سنت آن حضرت و صحابه صهبای صهیبپرور وی بارز بود، نشان تعمیم و توسعه آن در حوزه دینی است؛ مثلاً پرهیز از فتک و ترور «ابن زیاد» به دست حضرت مسلم در خانه هانی که «شریک بن اعور» بیمار در آنجا بستری بود و عبیدالله بن زیاد به عیادت وی آمد؛ زیرا وقتی به آن حضرت پیشنهاد ترور ابن زیاد را دادند و وی نپذیرفت، در جواب سؤال اعتراضآمیز گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «إنّ الإیمان قید الفتک لایفتک مؤمن»؛۱۱ یعنی ایمان
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 