پاورپوینت کامل بررسی وضعیت معماری و مسکن در ایران با تأکید بر شهر کرمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بررسی وضعیت معماری و مسکن در ایران با تأکید بر شهر کرمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی وضعیت معماری و مسکن در ایران با تأکید بر شهر کرمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی وضعیت معماری و مسکن در ایران با تأکید بر شهر کرمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

به‌دنبال عصر حجر و دوره غارنشینی، انسان با مصالحی مانند سنگ، چوب و گِل، سرپناهی برای خود ساخت و از صورت فردی به قبیله‌ای و عشیره‌ای، بصورت زندگی کوچ‌نشینی (ییلاق و قشلاق) و بعدها بصورت یکی‌نشینی روستا در مکان‌هائی بنام روستا دور هم زندگی می‌کردند. براساس موقعیت و شرایط جغرافیایی، و آب و هوایی، نوع ساختمان‌ها و مصالحی که بتوان بنا یا عمارتی برای زیست مناسب ساخت، متفاوت بود. در دوره اسلامی، هسته مرکزی، محور اصلی یا قلب شهر بازار، مرکز تجارت و داد و ستد بود که در حول و حوش آن مسجد، تکیه (محل تجمع و تبادل اطلاعات فرهنگی) حمام و تأسیسات عمومی قرار داشت. بدیهی است که در مناطق کوهستانی، معتدل و بارانی، و مناطق کویری و خشک نوع زیست، فرهنگ زندگی و نوع مصالح فرق می‌کرد.

دکتر کیانوش کیانی هفت‌لنگ۱

شیوا سیف‌الدینی خالقی۲

معماری در گذر زمان:

به‌دنبال عصر حجر و دوره غارنشینی، انسان با مصالحی مانند سنگ، چوب و گِل، سرپناهی برای خود ساخت و از صورت فردی به قبیله‌ای و عشیره‌ای، بصورت زندگی کوچ‌نشینی (ییلاق و قشلاق) و بعدها بصورت یکی‌نشینی روستا در مکان‌هائی بنام روستا دور هم زندگی می‌کردند. براساس موقعیت و شرایط جغرافیایی، و آب و هوایی، نوع ساختمان‌ها و مصالحی که بتوان بنا یا عمارتی برای زیست مناسب ساخت، متفاوت بود. در دوره اسلامی، هسته مرکزی، محور اصلی یا قلب شهر بازار، مرکز تجارت و داد و ستد بود که در حول و حوش آن مسجد، تکیه (محل تجمع و تبادل اطلاعات فرهنگی) حمام و تأسیسات عمومی قرار داشت. بدیهی است که در مناطق کوهستانی، معتدل و بارانی، و مناطق کویری و خشک نوع زیست، فرهنگ زندگی و نوع مصالح فرق می‌کرد.

در مناطق کویری و خشک که اختلاف درجه حرارت شب و روز و زمستان و تابستان بسیار زیاد است به‌منظور جلوگیری از تابش شدید آفتاب و گرمای زیاد و همچنین نفوذ سوز و سرما بناها را از خشت و گِل می‌ساختند.

دیوارها قطور با ضخامت حدود ۱ متر و سقف‌ها بصورت گنبدی یا گهواره‌ای بود که روی بام آن را با کاه و گِل رُس ــ که بافت پیوسته و عایقی از نظر تبادل حرارتی، رطوبتی و صوتی داشت ــ می‌پوشاندند.

جریان زندگی از محل سکونت به بازار و بالعکس از طریق کوچه‌ها که پیاده‌رو و مالرو بودند جریان می‌یافت و دیوارهای بلند و عمدتاً کوچه‌های باریک، ایجاد سایه می‌کرد و به جهت مقاومت در مقابل زلزله طاق‌نماهائی بصورت لنگه، دو دیوار را به هم متصل می‌کرد و تکرار آنها به فواصل در کوچه ایجاد نیم سایه می‌کرد و در محل تقاطع گذرها، چهار سوق‌ها و یا مدخل (جلوی ورودی بعضی از خانه‌ها) از سرپوشیده‌هائی (تمام سایه) عمدتاً بصورت گنبدی یا چهار طاقی به نام «سابات» که محل توقف و استراحت و بعضاً محل گفتگو و ملاقات کوتاه مدت در معبر بود، ایجاد می‌کردند.

به‌دلیل نوع فرهنگ زیستن (درون‌گرائی) در کوچه‌ها فقط ورودی خانه‌ها آن‌هم با درهای چوبی بسته، مشاهده می‌شد. کمتر پنجره‌ای به بیرون وجود داشت. در محل ورودی خانه و اشدگاه که از سمت کوچه با گشادگی بیشتری و با دوسکوی دو طرف به در خانه منتهی می‌شود با حدود ۲ پله از کف خیابان گودتر بود که سواره نظام‌ها، ‌نتوانند براحتی وارد خانه شوند.

سکوها، محل نشستن در جلوی خانه و گفتگو و تبادل اطلاعات همسایه‌ها در اوقات فراغت بود. بعد از واشدگاه به هشتی می‌رسید؛ که به هشت ضلع با سقف گنبدی با نورگیری از بالای آن، ارتباط فضای بیرون به داخل و محل توزیع به چهار جهت خانه از طریق دالان را ایجاد می‌کرد که قسمتی به مهمانخانه یا پذیرایی هدایت می‌شد و از انتهای آن به حیاط مرکزی مرتبط می‌گشت.

زندگی در آن دوره با چهار فصل و چهار جهت خانه، هماهنگ بود؛ یعنی در بهار سمت غرب که از گزند آفتاب در امان بود، در تابستان در جنوب خانه که در سایه کامل قرار می‌گرفت، در پائیز در شرق حیاط که از آفتاب دلچسب پائیزی و در زمستان در شمال خانه که نور آفتاب با زاویه تابش زیاد به داخل اطاقهایی شمالی می‌تابید، مورد استفاده قرار می‌گرفت؛ که بعضاً با پنج دری و سه دری و ایوان و داربست مو (رزبندی) محصور می‌شدند.

در میان بعضی از حیاط‌ها باغچال قرار داشت که از کف حیاط یک طبقه پایین‌تر بود که این نیز به جهت فرورفتگی در خاک و عمق بیشتر از سایه بیشتر و به سبب جریان آب قنات یا نهر و جوئی که از میان آن می‌گذشت، رطوبت مناسبی را در تابستان گرم و خشک یا درختهایی که فضائی دلچسب و زیبا ایجاد می‌کرد. اختلاف سایه و آفتاب (سرما و گرما) خود جریان هوا را بوجود می‌آورد که در زیرزمین و کنار باغچال اطاقی که با سیستم بادگیر و حوضی که در زیر آن قرار می‌گرفت، جریان باد مطلوب از روی حوض، هوائی لطیف را بدرون اطاق می‌کشاند.

این اطاق‌ها محل نگهداری اغذیه و مواد فاسد شدنی بود و بجای یخچال امروزی کار می‌کرد. نمای ساختمان از کاهگل و گچ سفید که با سفیده تخم‌مرغ عایق می‌شد و بعداً نمای آجری مرسوم شد. درها و پنجره‌های چوبی به دلیل ضخامت دیوارها در عمق قرار می‌گرفت که هم از باران در امان بود و هم وجود جرزها و درگاهی ایجاد سایه می‌کرد تا از آفتاب در امان باشند. اکثر ساختمان‌ها یک طبقه، دور حیاط بود. هوا به‌راحتی جریان پیدا می‌کرد (برخلاف امروز که برجها و ساختمان‌های بلند بدون مطالعه ایجاد شده و جلوی جریان‌های هوای شهری را سد کرده‌اند). خانواده گسترده همگی در کنار یک باغ یا یک حیاط زندگی مشترک و نزدیک بهم داشتند. مساحت زیربنا به حدود ۱۰۰۰ مترمربع هم می‌رسید که اکنون به دلیل ازدیاد جمعیت و شهرنشینی و زندگی ماشینی ـ فرهنگ زیستی تغییر پیدا کرده است. مردم در زمان قدیم به دلیل شغل کشاورزی و دامداری و قناعت، اوقات فراغت بیشتری داشتند.

امروزه زمان سرعت و حرکت است. عمده وقت در محل کار و ترافیک شهری می‌گذرد (بازارها به پاساژ و مراکز تجاری چند طبقه و کوچه‌ها به خیابانها و بزرگراه تبدیل شده‌اند. در دوره‌هائی خانه دوطبقه ویلائی که از فرهنگ خارجی‌ها تقلید شده بود، رایج ‌شد ولی به دلیل افزایش قیمت زمین، ساختمان سرانه زیربنا و سطح مساحت واحدهای مسکونی تقلیل پیدا کرد. اول در ساختمان‌های چهارطبقه و تک واحدی و بعداً بصورت واحدهای کوچکتر ۲۰۰ تا ۳۰۰ متری در آپارتمان‌های چندطبقه و اکنون واحدهای ارزان قیمت ۵۰ تا ۱۰۰ متر در شهرک‌های اقماری و اطراف شهر و واحدهای بزرگتر در مناطق بالای شهر برای خانواده‌های متفاوت ساخته می‌شود.

در دوران انقلاب صنعتی و ایجاد کارخانجات، مصالح جدیدی مانند آهن، فولاد، بتن، آجر و شیشه بر ساختمان‌سازی اثر گذاشت. به ضخامت دیوارها از ۱ متر تا ۲۰ تا ۳۰ سانت رسید. پنجره‌های فلزی و شیشه و امروز شیشه دو جداره برای جلوگیری از سرما و گرما و تبادل حرارتی و ساختمان‌های بتنی و در و پنجره آلومینیمی و

P. V. C

و.غیره پدیدار شدند و این داستان همچنان ادامه دارد … معماری چیست؟

معماری: عبارت است از تجربه‌های تجسمی، با هدف آفرینش فضائی، سامان‌بخشی نیازها و آرزوها برای محل زیست انسان و مسائل پیرامونی او. معماری بافته‌ای است از تار و پود خیال پرداخته شده با عشق. عشق به همه هنرها، عشق به فلسفه. عشق به ریاضی و به‌‌ویژه عشق به شعر. با بیان کلمه عشق و شعر نمی‌توانیم یادی از شخصیت بی‌بدیل که جامع جمیع کمالات بالا بود ننمائیم. بهاءالدین محمد عاملی متخلص به شیخ بهائی که رحمت خدا بر او باد:

«به عالم هر دلی که هوشمند است

به زنجیر جنون عشق بند است»

به عبارتی دیگر، معماری فرشی است از خیال، با تار و پودی از آرزوها و نیازهای انسان، که خیال از این تار و پود دیوارها و سقف‌ها، فضاهائی می‌آفریند که حاصل آن «خانه» است و خانه است که شکل‌دهنده زندگی انسان است. معماری عبارت است از همزیستی و تعامل انسان با طبیعت؛ به زبان دیگر معماری وسیله‌ای است برای همزیستی انسان با طبیعت. البته نمی‌توان تعاریف بالا را جامع و مانع و مطلق پنداشت چرا که عناصر شکل‌دهنده زندگی مانند هوا، نور، آب، حرکت، رنگ، خیال و عشق که بی‌تردید عناصر متعدد دیگری هم می‌توان برشمرد، بدست معمار عاشق به هزاران نقش و حجم در خیال او تغییر می‌نماید. اینجاست که می‌توان گفت معماری زادگاه همه هنرها بوده و بی‌وقفه در یک جریان، عقلانی بودن سکون پایان خود در تغییر می‌باشد که البته و به همین دلیل تعاریف فنی آن هم مدام در تغییر خواهد بود. تعریفی را که از یک مسجد عهد صفوی در زمان خود نموده‌اند با مشخصات فنی آن زمان، با تعریفی که هم‌اکنون از یک مسجد عصر تکنولوژی داریم، متفاوت است.

شکل معماری و بافت شهرهای اقلیم گرم و خشک ایران در برابر مسائل آب و هوایی:

در بررسی ترکیب معماری و بافت شهرها و روستاهای نواحی گرم و خشک مسئله حائز اهمیت عامل آب و هوا در شکل منطقی دادن به بافت شهرها و ترکیب معماری این نواحی است مسائل آب و هوایی همیشه بصورت مشکلات حاد برای مردم این نواحی بوده است و این مشکلات در طول هزاران سال مردم را به یافتن راه‌حل‌هائی وادار نموده که جنبه آزاردهنده آب و هوائی را کم کند و از جنبه‌های راحتی‌بخش آن بهره گیرد. مشکلات عمده‌ای که مردم نواحی گرم و خشک را به چاره‌جویی واداشته، چنین بوده است:

آفتاب سوزان و گرمای زیاد، درجه حرارت بالا در روز و برودت پایین در شب، تابستان‌های خیلی گرم و زمستان‌های سرد، هوای خشک در نتیجه کمی بارندگی و کمی آب و وجود طوفان‌های پر گرد و خاک و گرم و احیاناً شنی. جهت حل این مشکلات راه‌های متعددی در نظر گرفته شده که در همه مناطق گرم و خشک یکسان می‌باشد۳.

ویژگی‌های عملکرد مسکن در بافت‌های سنتی:

نیاز به فضاهای خصوصی باز و نیمه‌باز:

نزدیکی با طبیعت، بهره‌‌مندی از گیاهان و استفاده از هوای آزاد از امتیازات عرصه‌های باز است و نیز امکاناتی فراهم می‌آورد.

برای بازی بچه‌ها، فعالیتهای جاری منزل، استراحت و تفریح بزرگسالان، معاشرتها، آمد و شدهای افراد خانواده‌، خواب و غیره.

ازجمله فضاهای خصوصی باز می‌توان از حیاط، پشت‌بام، صفه، ایوان، مهتابی بهار خواب نام برد. وجود فضاهای باز و نیمه باز در محل مسکونی، ارتباط متقابل افراد خانواده را افزایش داده و نیازهای برون‌خانه‌ای آنها را بهتر تأمین می‌کند این خود موجب می‌گردد که خانواده به عنوان کوچکترین واحد مستقل اجتماعی و خانه به مثابه کوچکترین واحد مشتق شهری مطرح می‌گردد۴.

ساخت و سازمان فضائی سنتی شهر کرمان:

شهرهای دور فئودالی، ساختی متحدالمرکز داشته و دارای سه رکن مهم ربض، شارستان و ارگ هستند. در سازمان شهرهای قدیمی، شارستان در داخل حصار شهر قرارگرفته و خود این قسمت کهن‌دژ و ارگ دولتی را در محاصره داشته، محل زندگی مردم عادی شهر نیز بود و اراضی کشاورزی در اطراف حصار آن گسترش می‌یافت. رشد شهر ابتدا از شارستان شروع و سپس با نفوذ در اراضی کشاورزی آنها را به شکل و شمایل شهر می‌کشانده، چنانکه در جنگ و ستیزها و خرابیها جریانی بر عکس آن طی می‌گردید، یعنی در ابتدا کشاورزان مورد تعدی واقع می‌شدند و سپس اهالی شارستان و آنگاه چنانچه حصار و ارگ دولتی گشوده می‌شد، شهر سقوط می‌کرد. پدید رشد شهر بر روی اراضی کشاورزی هم‌اکنون در شهر کرمان به چشم می‌خورد، بطوری که زمین‌های کشاورزی را در دل شهر و در داخل مناطق مسکونی به آسانی می‌توان دید. شهر قدیم که بصورت تقریباً یک چهار ضلعی می‌باشد و حصاری که دور آن را احاطه کرده است از آثار سلاطین آل سامان کرمان بوده است که در سال ۳۲۳ هجری قمری ایجاد شد و در ۸۳۲ هجری قمری شاهرخ تیموری آن را تعمیر نموده است. حدفاصل حصار و بناهای شهر خندقی به عمق ۵ متر و به عرض ۶ الی ۸ متر قرار داشته است. آقامحمدخان قاجار که در سال ۱۲۰۸ برای شکست لطفعلی خان زند که به کرمان پناه آورده بود مدت بیش از چهارماه پشت دروازه‌های شهر ماند و حتی مجبور گردید، در اراضی طهماساباد و مغرب شهر آن روز خانه و پایگاه و خیمه بزند۵.

دیوار قلعه از گل رسی ساخته شده بود و برج‌های به فاصله ۴۰۰ متر از همدیگر به حصار متصل بوده‌اند. علاوه بر این برجها، شهر دارای ۶ دروازه بود که هر کدام دارای اسامی متفاوت می‌باشند. در زمان حال این شهر مشتمل بر ۶ دروازه است:

۱. دروازه وکیل ۲. دروازه ناصری

۳. دروازه گبری ۴. دروازه سلطانی

۵. دروازه ارگ ۶. دروازه رق‌آباد

که این دروازه‌های شهر کارکرد امنیتی داشته‌اند.

در شارستان کرمان چهار بخش مشخص دیده می‌شود:

۱. بخش تجاری (بازار) ۲. میدان ارگ

۳. مسجدجامع ۴. محلات مسکونی

محلات مسکونی:

اگر شهر را به درختی تشبیه نماییم، محلات شهری در این دوره برگهای بافت شهری را تشکیل می‌دادند که از بازار کوچه‌های آبرسانی حیاط گرفته و تغذیه می‌شدند. محلات شهر محل سکونت گروههای قومی، نژادی و مذهبی و صاحبان شغلهای مختلفی که دارای پیوستگی و روابط نزدیک با یکدیگر بودند. در نگرشی به ساخت شهرهای قدیم ایران، شهر به محلات متعددی تقسیم می‌شد و این تقسیم‌بندی معمولاً براساس مذهب و یا حرفه‌ای و وابستگی خاص قومی، نژادی بود. شهر کرمان به محلات بالاسری و پایین‌سری و یهودی و زرتشتی تقسیم شده بود.

گاهی افراد یک صنف در جائی استقرار داشتند مثلاً چوپان محله در شهر کرمان. در بسیاری موارد نیز محلات یک شهر از همان روستاهایی پدید می‌آمد که قبلاً در کنار شهر بوده‌اند و بر اثر توسعه شهر به آن ملحق شده‌اند، مثال محله زریسف کرمان یا محله سلسبیل با وجود اختلاف طبقاتی در سطح شهرها ترکیب ساکنین داخل هر محله مختلط بوده است. کوچه‌های اصلی شهر بنا بر شکل خاصی یا از حدود محلات یا مستقیماً از مراکز محلات عبور می‌کرد. در داخل محلات جهت دسترسی به خانه‌های مسکونی در میان کوچه‌های کم عرضی (به پهنای عبور دو حیوان) با پیچ و خم‌های فراوان می‌بایست در کوچه و پس کوچه‌های آن چرخید تا بتوان بر تک‌تک خانه‌ها دسترسی پیدا کرد. کوچه‌های فرعی بسیار کوتاه بودند. در مرزبندی و تقسیم‌بندی محلات، سیستم شبکه آبها که از سوی قنوات به سمت آب انبار هر محله در جریان بود، نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کرد. کوچه‌های تنگ و باریک و پرپیچ و خم شهر، جوابگوی آفتاب سوزان و بادهای شنی این منطقه می‌باشد. علاوه بر این، از دلایل دیگر می‌توان از هجوم دائمی اقوام بیگانه و غارت‌گران به کرمان نام برد. چنانکه ریچارد فرای معتقد بود: خیابانهای کرمان پرپیچ و خم و دارای دو راهی پیچاپیچ است. این نوع کوچه‌ها در مقابل حملات قبایل که هر چند ماه یکبار آنها را صحنه تاخت و تاز قرار می‌داد، مانعی محسوب می‌گردید. درب بعضی از خانه‌ها و درهای ورودی آنها نیز بقدری کوتاه است که برای دخول می‌بایستی سر و احیاناً زانوها را خم کرد و چون بعضی افراد و قبائل خوش نداشتند از اسبهای خود به زیر آیند، این ترتیب معماری و حرکت مهاجمان را دشوارتر می‌ساخت. خانه‌های کرمان در این دوره اکثراً گِلی هستند که با شرایط اقلیمی خاص کرمان متناسب است. اینگونه خانه‌ها گرما را از خود بیرون نمی‌دهند و در تبادلات حرارتی بسیار متناسب هستند. ناگفته نماند که فراوانی خانه‌های گِلی در این شهر علاوه بر شرایط اقلیمی و جغرافیایی، احوال فرهنگی و حضور مردم را نیز بازگو می‌کنند. به این معنی که انعکاس روشنی از فلسفه اساسی زندگی آنها که بی‌اعتمادی به روزگار و وارستگی از تعلقات این جهان باشد نیز هست. لوحه «این نیز بگذرد» که بر سر در بسیاری از خانه‌ها به چشم می‌خورد، زبان گویای چنین فلسفه‌ایست.

خانه‌های قاجار در کرمان:

خانه‌های دوره قاجار در کرمان از اواسط آن دوره تا عصر خانه‌سازی جدید از چند الگوی عمده پیروی شده است، ولی تمامی آن طرحها ارتباطی قوی با سنت‌های قبلی داشته است. بسیاری از عناصر مانند ورودی، هشتی، دالان و حیاط مرکزی کاملاٌ تداوم‌بخش سنت‌های قبل معماری بوده است. تعدادی از این خانه‌ها بصورت مجموعه اندرونی و بیرونی مربوط به ابعاد زمین و موقعیت آن نسبت به معابر اطراف بوده است. گاهی در خانه‌ها بیش از یک ورودی پیش‌بینی شده است، ولی عمدتاً دارای یک سردر و دالان بوده که از آنجا توسط ورودی‌های فرعی ابتدا به بیرون و سپس به اندرون مربوط می‌شود. اطاق‌های اصلی اندرونی و همچنین بیرونی در جبهه شمال و به طرف آفتاب قرار دارد، اکثراً در این جبهه زیرزمین وجود دارد و ساختمان این قسمت در سطح بالاتری قرار دارد. ورود به فضای داخلی اتاق‌های سمت شمال ساختمان از طریق دو در ورودی که در طرفین اتاق مرکزی قرار دارد، انجام می‌گیرد و هرگز ورودی به روی دهانه میانی یا محور ساختمان ساخته نشده است. راهرو و ورودی علاوه بر دسترسی به اطاق میانی به اطاق‌های جانبی نیز گاهی (اطاق ارسی) هم خوانده می‌شود از شیوه‌های قبلی معماری ایران بوده و نمونه‌های زیادی از خانه‌های دوره صفوی با چنین مشخصاتی باقی مانده است.۵

اطاقهایی که در جبهه شمالی محور ساختمان واقع شده، مهمترین فضای معماری خانه می‌باشد و در ایجاد بقیه اطاقها نقش تعیین‌کننده داشته است. در صورتی که زمین از ابعاد مناسب برخوردار بود معمار در اطراف خانه در اضلاع دیگر حیاط نیز اطاق‌هایی را به وجود می‌آورد. در این حالت اطاق‌های اصلی هر جبهه بر روی محور فرضی حیاط قرار می‌گیرد و گاهی بصورت اطاق ارسی و گاهی بصورت پنج دری یا سه دری ساخته می‌شود. پشت‌بام این اطاقها برای استفاده‌های بسیار نشینی و تراس استفاده می‌شود. ورودی این قسمتها از پلکان‌های پیش‌بینی شده در همان قسمت انجام می‌گیرد. در تعدادی از مجموعه‌های اندرونی و بیرونی در جبهه جنوبی فضائی طراحی و ساخته شده که دارای دو نما می‌باشد. از یک طرف به حیاط شمالی که بیرون واقع شده و دیگری به حیاط جنوبی که اندرون می‌باشد. در اکثر این خانه‌های قدیمی (مطبخ) آشپزخانه، انبار، توالت و دستشویی و راه‌پله‌ها در اضلاع گوشه ساخته شده، ولی در اواخر دوره قاجار معماران به راه‌حل می‌رسند که این فضاها استفاده‌های بهتری را در زندگی کسب می‌نماید.۷

به دلیل اینکه فضاها در گوشه واقع شده و تاریک می‌باشد، با ایجاد نورگیر در سقف، فضای جدیدی را خلق می‌کنند که به عضو مطلوب، در مجموعه خانه تبدیل می‌شود. ازجمله این اعضاء حوض‌خانه با تزئینات و نظم خاص با حالت منشوری آن است که ارتفاع آن از بقیه ساختمان بیشتر بوده و در رأس آن پنجره‌ای، نور را به داخل منشور منتشر می‌سازد. عضو دیگر از مجموعه فضاهای خانه‌های قدیمی، ورودی به خانه است که از اجزا سردر، هشتی و دالان تشکیل می‌شود.

سردر، به عنوان نقط عطف و نشان خاصی است که در مسیر کوچه و معبر قرار می‌گیرد و تنها نمای برون‌گرا محسوب می‌شود. هر خانه، سردری متفاوت از سایر خانه‌ها دارد. نمای سردر بطور کلی دارای یک طاق‌نما وسیع مرکزی است و دو طاق نمای باریکتر در طرفین به صورت قرینه قرار می‌گیرد. در چوبی دولنگه با میخ‌هایی در محور میانی واقع شده و به خاطر جلوگیری از تابش آفتاب و نفوذ رطوبت در اثر بارندگی در چوبی در داخل طاق‌نما و با فاصله مطلوبی از لبه خارجی قرار می‌گیرد. در طرفین در چوبی دو عدد سکو ساخته می‌شود که برای استراحت کوتاه و رفع خستگی و یا تجمع همسایگان بوده است. پس از سردر هشتی قرار دارد و آن محل توقف‌گاه موقت پس از ورود یا قبل از خروج است. خوش‌آمدگوئی‌ها به میهمان و یا تازه وارد و همچنین خداحافظی در این محل انجام می‌گرفته، بلافاصله پس از فضای هشتی دالان آغاز می‌شود و انتهاب آن به حیاط می‌رسد.

اجزاء خانه سنتی (سکونت سنتی):

ـ خانه‌های مربوط به دوران قاجار دارای عناصر زیر است:

ـ جداره خارجی بنا.

نمای بیرونی همه خانه‌های مورد مطالعه ساده و بی‌‌تزئین است. هیچ پنجره‌ای و هیچ دری جز در ورودی به راه‌های ارتباطی شهری در خارج از خانه وجود ندارد. هیچ نماسازی هم وجود ندارد و شاید خانه نیازی به جلب توجه دیگران به خود احساس نمی‌کند.

ورودی خانه:

ورودی خانه تنها رابط فضای شهری و داخل خانه است. معمولاً تزئیناتی در سردر ورودی به چشم می‌خورد. ورودی اکثراً با یک عقب نشستگی همراه با طاق‌بندی خود را معرفی می‌کند و بیشتر اوقات نسبت به سطح کوچه اختلاف سطحی در حد یک یا دو پله دارد و سکو برای استراحت افراد مراجعه‌کننده تا هنگام باز شدن در ورودی در دو طرف آن به طرف کوچه تعبیه شده است. ورودیها دو نوع علامت (که به برای مردانه حلقه برای زنانه) دارد که جنسیت وارد شونده را بیان می‌کند.

هشتی:

پس از گذر از ورودی و پیش از ورود به خانه‌ها وارد هشتی (با سقف بلند و گنبدی) می‌شویم با سکوهایی در طرفین جهت نشستن.

دالان:

راهرو تاریک و باریک هشتی را به حیاط خانه‌ها متصل می‌نمود که این دالان گهگاه دارای پیچ و خم بود که در کرمان به شکل

L

مانند است.

حیاط:

در تمام خانه‌های در ورودی حیاط وجود داشت که از نظر زندگی و هنری مرکز خانه می‌باشد و کلیت خانه با این مکان ارتباط نزدیک دارد.

حوض و باغچه:

در حیاط سازی خانه‌ها مورد مطالعه باغچه به عنوان معتبرترین عنصر به شمار می‌رود. همچنین حوض دارای اهمیت و جایگاه ویژه بوده است۸.

نمای اصلی (تالار):

وجود تالار در خانه‌ها به چشم می‌خورد. با تزئین و نما کار شده که نمود اصلی وضعیت اقتصادی خانواده را می‌ر‌ساند. اتاق یا سالن بزرگ که جلویش باز است به هوای آزاد راه دارد و دارای سقفی قوسی شکل با شکل چهارگوش در ضلع مشرف به حیاط آن دو جرزهای گرفته و در کنار جرزها، پله‌های ورود به تالار قرار دارند.

نشیمن:

اتاقی با اهمیت کمتر از تالار و بیش‌تر از اتاق‌های ساده به عنوان نشیمن بوده و محل اصلی تجمع خانواده به حساب می‌آمده است.

ارسی:

پنجره بزرگی چوبی که یک جبهه اتاق را بطور کامل می‌پوشاند و دارای بازشوی کشویی بالارونده و شیشه‌های رنگی است.

فضاهای خدمات:

اعم از آشپزخانه ـ توالت، انباری در گوشه حیاط خانه به چشم می‌خورد که هر کدام عملکرد خاص خود را داشتند.

گستردگی وسعت خانه:

اولین موردی که در رویارویی با خانه‌ها جلب توجه می‌‌کرد، وسعت و بزرگی آن بود که این امر نتیجه مستقیم نوع زندگی است که در این فضاها جریان داشته است و اصولاً ساختمان این بناها در جهت پاسخگویی به نیازهای آن نوع زندگی بنا گذاشته شده بود. مهمترین عامل که به نظر می‌رسد در این مورد تأثیر داشته، روابط اقتصادی حاکم در آن دوران بوده است. بافت اقتصادی اکثر شهرهای مرکزی ایران در بیش از یک قرن قبل سیستم ارباب رعیتی و فئودال بوده است. در خانه اربابی به پشتوانه مالی و طبعاً اعتبارات اجتماعی مرد خانواده چه در خانواده شخصی چه در میان خدم و حشم و زیردستان خود دارای قدرت و تسلط خاصی بوده و محور همه امور به حساب می‌آمده و به عبارت ساده‌تر زندگی دیگران توسط او اداره می‌شده است. خانواده که معمولاً تعداد نفرات آن به واسطه همین رابطه اقتصادی ـ اجتماعی زیاد بوده به غیر از دختران که بعد از ازدواج به خانه شوهر می‌رفتند، بقیه اعضای خانواده برای همیشه در خانه پدری به سر می‌بردند.

ابعاد اتاقها:

ابعاد اتاقها ۵/۲ تا ۵/۳ یا ۵/۴ در ۶ متر بیشتر دیده می‌شود. سقف اتاقها بلند و حدود ۴ تا ۵ متر ارتفاع داشتند. اتاقها که طول بیشتر داشتند و طاق ضربی جوابگوی آن سقف نبود. در وسط طاق گنبدی شکل داشتند و در اطراف سقف آن به شکل طاق مانند وجود داشت.

اتاق پذیرایی (مهمان خانه):

کلاً بخش بیرون خانه به تمام امکانات و اتاقها بیشتر در خدمت مهمانان و پذیرایی آنان بکار آمده است. احتمالاً برای پذیرایی از مهمانان که توقف طولانی داشته‌اند و چندین روز در این خانه‌ها به سر می‌برده‌اند، اتاقهای حیاط بیرون مورد استفاده بوده است. اتاق پنج دری حد واسط بین حیاط و اتاق سه دری حیاط بیرونی بطور خاصی برای مهمانی و مراسم خاصی اختصاص داشته است. اتاق پنج دری با مساحتی حدود ۶ متر در ۴ متر دارد و دارای تزئینات آینه‌کاری و منبت‌کاری فراوانی بهره‌مند شده است. اتاق سه دری حیاط کوچک ابعاد کمتری داشته است.

آشپزخانه (مطبخ):

در مسکن سنتی، آشپزخانه در کنار حیاط و هم ردیف اطاقها قرار داشت. گاهی آشپزخانه در طرف دیگر و از اطاق دور بود. برای پخت‌وپز در قدیم از هیزم استفاده می‌شد. بعدها وسایل نفت‌سوز و گازسوز جای آنها را گرفت. اما باز هم در خانه‌ها اجاق وجود داشت که برای پختن بعضی غذاها یا گرم کردن آب و نظایر آن مورد استفاده قرار می‌گرفت که در این صورت سوخت آن هیزم و فضولات گاو بود و آشپزخانه یکی از فضاهایی بود که بطور مشترک مورد استفاده خانواده قرار می‌گرفت. مسئول و مدیر مطبخ مادر بود. غذایی که تهیه می‌شد برای همه ساکنان بود و بندرت اتفاق می‌افتاد که هر خانواده برای خود غذایی درست کند. در مسکن سنتی آشپزخانه محل پخت‌وپز بود و شست‌وشوی ظروف در حیاط صورت می‌گرفت. کار در آشپزخانه از وظایف زنها محسوب می‌شد. حتی زنها، غذای مردها و پسران جوان را که همراه پدرانشان زندگی می‌کردند، در سینی می‌گذاشتند و به اتاق آنها می‌بردند. مردها به هیچ‌وجه به آشپزخانه کاری نداشتند، مگر در مواردی ناگهان تعداد زیادی میهمان بر آنان وارد می‌شد. در آشپزخانه بیشتر خانه‌ها تنور جهت پخت نان ساخته می‌شد که در این صورت بالای آن باز بود تا دود و گرما به راحتی خارج می‌شود. اما با گذر زمان و تغییر فرهنگ مردم در ارتباط با نوع و میزان فعالیت زن در خانواده، تأثیر آن بر دگرگونی یکی از اجزای مسکن یعنی آشپزخانه می‌توان اشاره نمود. نقش اصلی زنان در گذشته بیشتر از هر مکان دیگر در آشپرخانه آشکار می‌شده است. زن به عنوان مادر، مسئول اصلی امورخانه، عهده‌دار فعالیت‌های مختلف از جمله آشپزی بوده است. در عین حال حفظ زن از نگاه نامحرم و پذیرش میهمان، از اصولی بودند که مردان خود را ملتزم می‌دیدند همین نحوه نگرش به زن سبب می‌شد که محل تهیه غذا به صورت سرپوشیده، یا سرباز از فضاهای اصلی و عمومی جدا باشد، زیرا آنجا محل اصلی زن خانه بود و او نیز باید از دیگران پنهان می‌ماند؛ اما کم‌کم کار زن در بیرون از خانه مطرح شد و زن همسری می‌گردد که همدوش مرد در فعالیت‌های مختلف اجتماعی شرکت دارد. با او از خانه بیرون می‌رود و گاهی دیرتر از او به خانه بر می‌گردد. مسئولیت او در انجام امور آشپزی دچار خدشه می‌شود و لازم می‌شود که هر یک از افراد خانواده و در تهیه غذا مشارکت کنند و مطبخ اینجا جدا از فضای اصلی، معنای خود را تا حدی از دست می‌دهد و ورود آشپزخانه به واحد مسکونی و قرار گرفتن آن در صف فضاهای ضروری گرامی داشته می‌شود و کم‌کم به حذف اندک فاصله آشپزخانه با سایر فضاهای مسکن می‌شود و سپس آشپزخانه بی‌حصار رواج می‌یاد. رمز و رازهای آشپزخانه فرو می‌ریزد و مشارکت در کار آشپزخانه عادی می‌شود و محرم و نامحرمی تا حدی رنگ می‌بازد و زن خانه ناچار به کار در زیر نگاه میهمانان خانه می‌شود. این شرایط کم‌کم حالت رفتاری، روحی او را نیز دگرگون می‌سازد و بدین ترتیب ساکنین این خانه رفتارهای تازه‌ای از خود ظاهر می‌کنند که ناشی از سکونت آنها در چنین فضایی در خانه است به عبارت دیگر مسکن، فرهنگ آنها را دگرگون می‌کند و از آنها انسانی تازه می‌سازد.

تنور:

از جمله فضاهایی که در طول ساخت مسکن دستخوش تغییرات زیاد گردیده است، تنور است. تنور در خانه‌های گذشته و سنتی به چند شکل ساخته می‌شد. گاهی آنرا تقریباً هم کف حیاط می‌ساختند و گاهی نیز از زمین بلندتر ساخته می‌شد. تنور همیشه روشن نبود. هنگام خاموشی روی آنرا می‌پوشاندند تا چیزی درون آن نیفتد. تنور با هیزم و فضولات گاو روشن می‌شد. همواره پخت نان، هنری بود که همه زنها و دخترها آنرا به خوبی فرا می‌گرفتند. اگر تعداد افراد زیاد بود، پخت نان روزانه و گاه به شکل هفتگی انجام می‌شد؛ که مسئولیت آن بر عهده مادر بود. مادر و عروس‌ها و دخترها در کار پخت نان مشارکت می‌نمودند. بعد از تحولات در ساخت مسکن، کم کم تنور از درون خانه به بیرون از خانه در قالب نانوایی در آمد. البته امروزه در بعضی خانه‌ها به جای تنور قدیمی، تنور گازی استفاده می‌شود که نه نیاز به هیزم دارد و نه فضای زیاد را اشغال می‌نمایند نه آلودگی و دود را ایجاد می‌نماید. این تنورها بار ثابتی در محیط خانه ندارد و فقط از بوی نان تازه می‌شود فهمید که بعضی خانه‌ها تنور گازی دارند. اکثریت مردم نان خود را از نانوایی‌ها و سوپرمارکتها و مغازه‌ها تهیه می‌‌کنند. در قالب نان (لواش، سنگگ، تافتون، بربری، خشک، رژیمی، سوخاری و … ) شاید علت کم رنگ شدن تقدس نان همین باشد که دیگر مادر و اعضا خانواده، جهت تهیه نان مستقیم وارد کار نمی‌شوند و بین آنها و آتش سوخت، آب، هیزم،.. فاصله افتاده و آماده به تهیه خرید نان می‌پردازند.

پشت بام:

در خانه‌های قدیمی، پشت بام از فضاهایی بود که در فصل مختلف مورد استفاده قرار می‌گرفت. آفتاب داغ، هوای گرم و فصل طولانی تابستان ضرورت استفاده هر چه بیشتر از فضاهای مناسبی که در معرض جریان هوا باشد به وجود آورد، امکان استفاده از هوا و استراحت میسر گردد. همچنین نوع مصالح به کار رفته در پشت بام، آنجا را تبدیل به فضای مورد توجه برای استراحت شبانه کرده بود. پشت بام کاه‌گلی بعد از غروب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.