پاورپوینت کامل استیضاح وزیر علوم و مسأله «رکود تورمی» و تئوری «پنجره شکسته» ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل استیضاح وزیر علوم و مسأله «رکود تورمی» و تئوری «پنجره شکسته» ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل استیضاح وزیر علوم و مسأله «رکود تورمی» و تئوری «پنجره شکسته» ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل استیضاح وزیر علوم و مسأله «رکود تورمی» و تئوری «پنجره شکسته» ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint :
استیضاح وزیران حق نمایندگان مجلس است، اما آگاهی از مضمون و هدف و آثار آن نیز از جمله حقوق شهروندان است، بویژه آنجا که همه زوایا و زمینههای یک استیضاح در سطور نوشته یک متن نمیآید و باید بین سطور را هم دید و خواند. به هر حال این استیضاح فرجام یک سال مناقشه یک جریان سیاسی است که از آغاز بیشترین مطالبه را از جریان پیروز انتخابات ریاست جمهوری در حوزه دانشگاه داشت و پس از آنکه در برابر نخستین وزیر پیشنهادی دولت ایستاد و از روز نخست بنای مخالفت سیاسی با سرپرست وزارت علوم نهاد، سر سازگاری با وزیر منتخب را هم نداشت.
۱- استیضاح وزیر علوم دولت یازدهم که نخستین استیضاح وزیران حوزه آموزش عالی پس از انقلاب اسلامی است، سرانجام در دستور کار مجلس قرار گرفت.
استیضاح وزیران حق نمایندگان مجلس است، اما آگاهی از مضمون و هدف و آثار آن نیز از جمله حقوق شهروندان است، بویژه آنجا که همه زوایا و زمینههای یک استیضاح در سطور نوشته یک متن نمیآید و باید بین سطور را هم دید و خواند. به هر حال این استیضاح فرجام یک سال مناقشه یک جریان سیاسی است که از آغاز بیشترین مطالبه را از جریان پیروز انتخابات ریاست جمهوری در حوزه دانشگاه داشت و پس از آنکه در برابر نخستین وزیر پیشنهادی دولت ایستاد و از روز نخست بنای مخالفت سیاسی با سرپرست وزارت علوم نهاد، سر سازگاری با وزیر منتخب را هم نداشت. دکتر فرجی دانا که زمانی به عنوان رئیس موفق و علمی بزرگترین دانشگاه کشور – دانشگاه تهران- هم از پشتوانه رأی تمایل اعضای هیأت علمی آن دانشگاه و هم حتی از حمایت و همراهی سیاسی اصولگرایان مجلس برخوردار بود، با روی کار آمدن دولت نهم به سرعت از کار برکنار شده بود. اکنون وزیر آن دولت عهدهدار ریاست کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس است و «جبهه پایداری» هم که دیدگاه و رویکرد مشخص سیاسی در مخالفت و نقد دولت روحانی در مجلس دارد. وزیر علوم و مدیرانش این ۹ ماه را بیشتر در راهبندان و ترافیک «پایداری»، «کمیسیون» گذراندند و استادان برجسته علوم گرفتار تلاش برای حل یک معادله چند مجهولی منازعه بر سر الزامهای مدیریت علمی و انتظارات سیاسی و جناحی شدند. حل این معادله اگرچه در فضای سیاست زده دشوار است، اما در فضای علمی و حوزه افکار عمومی ممکن و شدنی است. شخصیت، برنامهها و عملکرد غیر سیاسی و علمی وزیر علوم در برابر پیشینه و رویکرد سیاسی استیضاحکنندگان قرار دارد.
۲- افتادن سایه سنگین سیاست روی حوزه دانش و آموزش و پژوهش به دستکاری در قواعد و لوازم و فرایندهای توسعه علمی و مقید کردن علم به تمکین از گرایشهای سیاسی میانجامد. این مسأله از جمله موانع شناختهشده توسعه در جوامع گوناگون بوده و هست. تجربه تاریخی ایران هم تلخی این واقعیت فرا زمانی را بهدرستی نشان میدهد؛ بخشی از منشأ «بحران دانشگاه» که بعد دیگری از ابعاد گسترده بحران جامعه ایرانی قلمداد شده، محصول همین برهم افتادگی است. این پدیده را در نقطه اوج انقلاب اسلامی ایران یعنی پاییز ۱۳۵۷ نشریه پژوهشی «نامه پژوهشکده»، ناشر تحقیقات و مطالعات پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه ایران، چنین به تصویر درآورده است:
«تحمیل مصلحت سیاسی روز بر مصالح عالیتر دانشگاهها توسط دولتها، کار هرگونه چارهاندیشی و برنامهریزی را مختل و بلکه محال کرده است. انتصاب رؤسای دانشگاهها و دانشکدهها براساس روابط سیاسی و بدون توجه به صلاحیت علمی و اداری آنان، تغییرات پیدرپی و غیرموجه، هتک حرمت از استاد و دانشجو به وسیله سلب استقلال از دانشگاهها، صحنه دانشگاه را دچار تشنج کرده است. بیجهت نیست که مدیریت سیاستزده دانشگاهها نیز غالباً دست به افراط یا تفریط زده است. در یک دوره از زمان، سیاست تحمیل سکوت را در پیش گرفته است و در دورهای دیگر از زمان سیاست تحمیل مشارکت سیاسی را؛ غافل از اینکه رشد سیاسی دانشجو که یک ضرورت عاطفی و اجتماعی رشد کلی است، منوط به رعایت حریم آزادیهای درونی یک محیط علمی میباشد که جز از راه استقلال حقیقی دانشگاهها میسر نیست». سیاستبازی در میدان دانشگاه که نوعی مداخله پیچیده و با ابعاد گوناگون در حوزه دانش است، پیامدهای متفاوت و حتی متناقض در نهاد دانشگاه داشته و دارد؛ گاه سیاسی شدن اجباری و متظاهرانه و گاه غیرسیاسی شدن انفعالی و معترضانه.
در برابر این وضعیت، گسست میان سیاست و علم هم نه مطلوب بوده است و نه موفق. از میان رفتن پیوندهای ارگانیک میان آکادمی و سیاست، برای توسعه علمی، توسعه سیاسی و توسعه همهجانبه کشور حاصلی نخواهد داشت. توسعه همهجانبه با توسعه علمی آغاز میشود. یعنی اگر علم توسعه یابد، سیاست و فرهنگ هم توسعه مییابند. دانشگاه، فرهنگ و سیاست سه نهاد بنیادین جامعهاند که باید بتوانند بر سر مسائل مشترک با همدیگر گفتوگو کنند. پناه بردن هر یک به لاک خود چارهساز دردهای مزمن و مختلف جامعه ما نیست. نه دانشمندان غیرسیاسی و غیرروشنفکر، نه روشنفکران غیرآکادمیک و گریزان از سیاست و نه سیاستورزان ضدروشنفکر و ضدآکادمی نمیتوانند به علاج واقعی دردهای فراوان جامعه ما بپردازند. دستان علم، اندیشه و آزادی گرهخورده بههم هستند و رشد دانش و تفکر در محیطهای بسته و منفعل ناممکن است.
دانشگاه در تعریف واقعی و جامع خود محصول بحث، فهم و نقد آزاد است و با افزودن بر تنگناهای سیاسی و بوروکراتیک در محیطهای علمی، تنها دایره انفعال و نظارهگری دانشگاهیان در حوزه اندیشه و سیاست گسترش مییابد. در دانشگاه منفعل و نظارهگر تنها چرخ سیاست و فرهنگ از کار نمیافتد، قافله علم هم متوقف میماند.
۳- دولت اصلاحات در نخستین دوره مسئولیت خود (۸۰-۱۳۷۶) به اتکای تجربهای که دکتر مصطفی معین و همکارانش از حضور مستمر و مؤثر در حوزههای آکادمیک، اجرایی و سیاسی داشتند؛ بنیاد توسعه علمی و تحول ساختار «علوم، تحقیقات و فناوری» را در کشور نهادند که آثار علمی آن بهرغم مقاومتهای سیاسی که در برابر آن صورت گرفت، بتدریج در سطح دانشگاهها طی سالهای بعد آشکار شد. جوهر تحول ساختاری دانشگاه همپیوند شدن نهاد علم با نهاد جامعه و نهاد دولت و نوسازی آموزش عالی، پژوهش و فناوری در تراز تحولات جهانی و نیازهای بومی بوده که در مقوله «استقلال دانشگاه» بهدرستی تبلور داشت. استقلال دانشگاه، دامنههای آزادی علمی، نوآوری و التزام اجتماعی را افزایش میدهد؛ چنانکه غفلت از آن، موجب پیدایش ساختارهای متصلب و بیروح رسمی و اداری، انجماد و یکنواختی و کهنگی در آموزش، رکود و بیفایدگی و زینتی شدن پژوهش و مداخله بیحدوحصر سیاسی و اعمال محدودیتهای گوناگون و ایجاد بحرانهای پیاپی مدیریتی در نظام آموزش عالی و حتی در سطح ملی میشود. مطالعات تاریخی و تحقیقات جهانی نشان میدهد بهترین دانشگاهها از نظر کیفیت علمی و بهرهوری اجتماعی، دانشگاههایی بوده و هستند که بر اساس قواعد مستقل علمی دارای نظم و دیسیپلین آکادمیک بودهاند. نظم و قاعده علمی معطوف به کیفیت با آزادی علمی نسبت مستقیمی دارد. آزادی علمی، از جمله مهمترین مؤلفههای حیات و پویایی دانشگاه است.
۴- متأسفانه نگاه از پنجره تنگ سیاست به دنیای بزرگ و تودرتوی دانشگاه و توسعه علمی، بخصوص در آنجا که با ضعف حافظه تاریخی همراه باشد، صورت واقعی سیاستها و برنامهها و موفقیتها و ناکامیابیها را نمیبیند و فراموش میکند که حوزه علم و سیاست را جدا از همدیگر باید ارزیابی کرد. تاریخ تحولات و توسعه علم را نباید سیاسی خواند. تحول و تحرک علمی نه دفعتاً صورت میگیرد و نه با دستور سیاسی کم و زیاد میشود. نگاه سیاست زده نمیبیند آن اقدامهایی که منجر به تحرک علمی کشور و بالا رفتن سهم ایران در تولید علمی جهانی شده است؛ بواقع، از کجا و چگونه آغاز شد؟ نگاه سیاست زده از یاد میبرد که سبب استعفای وزیر وقت علوم چه بود و کجای آن مربوط به مسائل مستقیم و روزمره سیاسی میشد؟ نگاه سیاست زده دلایل و عوامل واقعی بهبود شاخصهای کیفی آموزش عالی و نسبت آنها را با سیاست و اصلاحات دوران پیش از آن نادیده میگیرد. اینکه امروز هم مخالفان دولت روحانی که غالباً سیاستگذاران و مجریان دولت احمدی نژادند، تاریخ شروع درخشش علمی دانشگاهها را در روی کار آمدن آن «دولت محمود» میدانند و با پایان آن مهر ختم بر «علمی شدن» دانشگاه میزنند، تاریخ را عوض نمیکند. تاریخ را نه سایتهای القای خبر و نه صداهای بلند و تند در تریبونها نمیسازند. تاریخ در مستندهای واقعی، داوریهای علمی و وجدان عمومی بازتاب دارد. کافی است یک بار دیگر برنامههای دولت اصلاحات بازخوانی شود تا معلوم شود که کانون اصلی بحث و حتی مناقشه سیاسی در حوزه دانشگاه بر سر چه بوده است؟ حاکمیت این و آن مدیر و گروه سیاسی یا دو نوع نگاه متفاوت به دانشگاه و توسعه علمی و استقلال و آزادی آکادمیک و نحوه مدیریت نهادهای آموزش عالی و پژوهشی؟
آنچه در پی میآید، عنوان سوم از اولویتهای هفتگانه دولت هشتم یعنی دولت دوم اصلاحات است که در اوج رقابتهای سیاسی مطرح و پی گرفته شد. موضوع «توسعه علمی شرط بقا» که پس از برنامه «ساماندهی اقتصادی و تأمین اشتغال» بهعنوان نخسین اولویت و «برنامههای توسعه» بهعنوان دومین اولویت آمده، شامل این رویکردها و برنامهها بوده است:
«اقتدار ملی در گرو توسعه علمی کشور است. توسعه پایدار و هر نوع توانمندی جز بر پایه دانایی حاصل نمیشود. لازمه این امر و پیشنیاز آن فراهمسازی شرایطی است که در آن نهاد دانشگاه و مراکز پژوهشی و فنی بتوانند با کسب اختیارات و مسئولیتهای لازم تعامل و دادوستدی روزآمد با جهان برقرار کنند و به تأمین نیازمندیهای علمی و فنی کشور بپردازند. امروز موازین عمومی حاکم بر نحوه اداره نهادهای علمی و فنی از جمله دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی در سراسر جهان ایجاب میکند که جهتگیریهای جدیدی اتخاذ شود. قانون توسعه علمی کشور بهعنوان قانون مادر با همکاری مجلس شورای اسلامی و دولت مبتنی بر موارد ذیل تصویب و به اجرا درخواهد آمد:
– حمایت برنامهای از ایجاد تحول در نگرشها و ارتقای منزلت دانش و دانشگاه در ذهنیت و بینش نظام اداری و جامعه.
– تمرکززدایی و تجمیع وظایف و اختیارات و مسئولیتهای اداری، مالی و فنی لازم در هیأتهای امنا.
– ایجاد شرایط رقابتی در میان مراکز علمی، پژوهشی و دانشگاهی کشور.
– فراهم ساختن شرایط مناسب برای افزایش سهم سرمایهگذاریهای زیربنایی در توسعه علمی و اعطای منابع مالی دولتی به مراکز علمی و فنی و دانشگاهها به صورت کمک و بر اساس درصدی مشخص از شاخصهای توسعه اقتصادی کشور.
– تأمین شرایط تصمیمگیری برای هیأتهای امنای دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی در ایجاد نهادهای اقتصادی برای مشارکت در تأمین منابع مورد نیاز.
– ایجاد معافیت از قوانین و مقررات عمومی در مبادلات خارجی برای پشتیبانیهای فنی و تدارکاتی از فعالیتهای پژوهشی و آموزشی.
– افزایش آزادی در ارتباط و تعامل با مراکز علمی و فنی بینالمللی به منظور تأمین نیازهای آموزشی و پژوهشی کشور.
– ایجاد سازوکارهای تکلیفی برای دستگاهها و مراکز دولتی در جهت فراهمسازی مشارکت دانشگاهیان و مراکز علمی در فرآیند تصمیمسازیهای ملی.
– پیشبینی سازوکارهای لازم برای افزایش سطح دسترسی عادلانه به فرصتهای تحصیلی در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی».
۵- چرا پرسش از داشتهها و نداشتههای دولت و حتی نظام در این باب، جای خود را به داوریهای شتابزده و سیاستزده میدهد؟ دانشگاه را در سایه سیاست دولتها باید با معیارهای گام برداشتن در مسیر توسعه علمی و میزان تابعیت فضای حاکم بر آنها از قواعد رشد علم و بالندگی تفکر و عقلانیت سنجید و البته، اگر به دانشگاه از زاویه اقتضائات علمی و نظم و دیسیپلین الزامی آن نگاه شود، آثار مخرب محدودیت و فروبستگی فضای علمی با وضوح بیشتری آشکار خواهد شد.
نمیتوان با دستکاری سیاسی، فضای علمی ساخت. در محیطهای بسته و منفعل و در میانه هراس و نگرانی و اضطراب اصحاب دانش و ترس و ابهام استاد و دانشجو از حال و آینده خود علم نمیجوشد. توسعه علمی فضای امن میخواهد، نه فضای امنیتی و محیط آرام میجوید و نه فضای محیط خاموش. دانشگاه را با «دوربین» کنترل نمیکنند؛ با «دورنگری» میبینند و دورنگرها وضع مطلوب و نامطلوب دانشگاه را با تمکین آن از قواعد توسعه علمی و نظم معطوف به کیفیت و رشد علمی میسنجند؛ نه با میزان سود جستنهای شخصی و سیاسی و گرفتن امتیازات ویژه جناحی.
۶- واقعیت آن است که سیاست توسعه علمی کشور در آن سو که زیرساختهای آن در دولتهای سازندگی و اصلاحات نهاده شده بود، در دولت اصولگرا پیش نرفت. اگرچه علائم رشد کمی شاخصهای مبتنی بر برنامههای پیشین مانند افزایش تعداد دانشجویان، استادان، رشتهها، دانشگاهها، مقالات و نظایر آنها همچنان در این سالها دیده میشود، اما غفلت از کیفیت و دیسیپلین علمی و کنار نهادن الزامهای توسعه علمی مانند استقلال دانشگاهها و تجارب سنگینی که در حوزه مدیریت محیطهای آکادمیک و تحقیقاتی به دست آمده بود و از همه مهمتر سیاست زده شدن مدیریت در این دوران لطمههای جدی به پیکر دانشگاه وارد کرد. سیاست مسلط دولت اصولگرا در حوزههای دانشگاهی در دولتهای نهم و دهم با وانهادن غالب رهاوردهایی همراه شد که دولت پیشین با بهرهمندی از دانشهای جدید بشری و تجارب علمی به کار گرفته بود. مدیریت وزارت علوم در دولت نهم بیشترین شباهتها را به پوپولیسم حاکم بر دولت یافت و در دولت دهم در «سیاسی و امنیتی شدن» گوی سبقت را حتی از دستگاههای رسمی سیاسی و امنیتی هم ربود. وجه مشترک عمل دولت در این دو دوره ترجیح سیاست متمرکز، امنیتی و رادیکال بر استقلال علمی دانشگاه و حاکمیت نظم و انضباط علمی بود. تغییرات جناحی مدیریتهای دانشگاهی چنان از آغاز دامان دانشگاهها را گرفت که حتی نهادیترین و غیرسیاسیترین بخشها را که هیأتهای امنای مراکز آموزشی و پژوهشی هستند، بسرعت در بر گرفت. هیأتهای امنا که مؤثرترین نهادها در استقلال مالی و معاملاتی دانشگاهها هستند و اعضای آن طبق قانون با حکم رئیسجمهوری برای زمانی مشخص تعیین میشدند، دستخوش شتابزدهترین تغییرات شدند و جایگاه رسمی بالای خود را نیز از دست دادند. طبیعی است که سهم رؤسای دانشگاهها و دانشکدهها و گروههای آموزشی و پژوهشی که بر اساس همان تجارب توسعهای همسو با خواست و نظر اعضای هیأت علمی برگزیده میشدند، از این سوگیری سیاسی بیشتر از دیگران بود و تغییرات دراز دامن همه محیطهای علمی را فراگرفت. شواهد در این زمینه کم نیست. بویژه آنکه این ماهها و هفتهها و روزها مجریان رسمی آن سیاستها در مقام داوری در کار دولت زبان به گونهای دیگر میگشایند: نام افراطیگریهای سیاسی دیروز خود را «شکوفایی علمی» و نام سیاستهای «بازگشت به کیفیت و توسعه علمی» امروز را «خروج از اعتدال» میگذارند.
کاش از ورای هیاهوهای سیاسی مخالفان دولت که امروز بیش از هرجا حوزه وزارت علوم را در بر گرفته است، یک بار مقایسههایی که تغییرات مدیریتی دو دولت نهم و یازدهم را نشان میداد، بازخوانی میشد: ۵/۷۰ درصد تغییر رؤسای دانشگاهها در مدت ده ماه وزارت دکتر زاهدی و ۶۳ درصد تغییرات در مدت مشابه و مسئولیت دکتر توفیقی و دکتر فرجیدانا.
تفاوت سطوح علمی و تجربی مدیران برگزیده شده در همین مدتهای مشابه هم میتواند روشن کند که کدام سوگیری بیشتر سیاست زده و جناحگرایانه بوده است و کدام سوگیری به اقتضائات علمی و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 