پاورپوینت کامل بدرود با سیمین بهبهانی ۲۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بدرود با سیمین بهبهانی ۲۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بدرود با سیمین بهبهانی ۲۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بدرود با سیمین بهبهانی ۲۹ اسلاید در PowerPoint :
شگفتا که دو شماره پایانی این نوشتار همزمان میشود با درگذشت بانو بهبهانی که استاد رضا در مؤخره مطالب مربوط به آن شاعر نامدار، به خاندان پدری آن مرحوم و ارتباطات خانواده خویش با آنها و به ویژه عباس خلیلی میپردازد. استاد مینویسد:
عباس خلیلی به سال ۱۲۷۳ ق در نجف به دنیا آمد، وی فرزند شیخ اسدالله و او پسر حاج ملاعلی ـ برادر بزرگتر حاج میرزاخلیل تهرانی ـ بود. حاج میرزاحسین فرزند حاج میرزاخلیل از مراجع نامدار تشیع در دوران مشروطیت است. حاج میرزاخلیل و حاج ملاعلی فرزندان میرزامحمد طبیب تهرانیاند، که در دوره فتحعلیشاه قاجار در تهران پزشکی نامدار بود. میرزاخلیل و ملاعلی هر دو در نجف به دنیا آمدند و در محضر شیخ مرتضی انصاری تحصیل کردند. ملاعلی سه فرزند داشت که یکی از آنها شیخ اسدالله بود.
اشاره: شگفتا که دو شماره پایانی این نوشتار همزمان میشود با درگذشت بانو بهبهانی که استاد رضا در مؤخره مطالب مربوط به آن شاعر نامدار، به خاندان پدری آن مرحوم و ارتباطات خانواده خویش با آنها و به ویژه عباس خلیلی میپردازد. استاد مینویسد:
عباس خلیلی به سال ۱۲۷۳ ق در نجف به دنیا آمد، وی فرزند شیخ اسدالله و او پسر حاج ملاعلی ـ برادر بزرگتر حاج میرزاخلیل تهرانی ـ بود. حاج میرزاحسین فرزند حاج میرزاخلیل از مراجع نامدار تشیع در دوران مشروطیت است. حاج میرزاخلیل و حاج ملاعلی فرزندان میرزامحمد طبیب تهرانیاند، که در دوره فتحعلیشاه قاجار در تهران پزشکی نامدار بود. میرزاخلیل و ملاعلی هر دو در نجف به دنیا آمدند و در محضر شیخ مرتضی انصاری تحصیل کردند. ملاعلی سه فرزند داشت که یکی از آنها شیخ اسدالله بود. شیخ اسدالله پنج فرزند، یعنی سه دختر و دو پسر داشت. پسر بزرگ او عباس و پسر کوچک جعفر نام داشت. عباس خلیلی نزد پدر ادبیات و زبان عربی را فراگرفت و آنگاه به آموزش فقه و اصول و فلسفه روی آورد.
حاج ملاعلی ـ پدربزرگ عباس خلیلی ـ از عالمان بزرگ تشیع در سده سیزدهم هجری است. هنگامی که نهضت ضد انگلیسی در عراق پدید آمد، عباس خلیلی جمعیتی به نام «نهضت اسلام» تشکیل داد و مخفیانه زیانهای فراوان به منافع انگلستان وارد کرد.
پس از جنگ جهانی اول، انگلیسیها به حکومت عراق دست یافتند. یک دسته از جوانان به شورش برخاستند و فرمانروای انگلیسی را کشتند. آنگاه انگلیسیها برای تأدیب آنها سپاه آورده، نجف را محاصره کردند و گروهی از جوانان ضد انگلیس را بر دار کشیدند، مگر دو نفر را که یکی از ایشان عباس خلیلی بود. خلیلی پیاده از عراق به ایران گریخت و با نام مستعار شیخ علی فتیالاسلام مترجم عربی روزنامه رعد شد و به روزنامهنگاری پرداخت. پس از شکست کودتا، عباس خلیلی روزنامه اقدام را بنیاد نهاد.
وی از نوجوانی قریحه و استعداد شاعری داشت و به عربی شعر میسرود و بخشی از اوقات فراغت خود را در خارج شهر و اطراف نجف میگذرانید. با عشایر و ایلات دوستی برقرار میکرد و گاه پیاده از نجف رهسپار کربلا میشد و مسافت ۸۰ کیلومتری را پیاده در سه روز طی میکرد. این زندگانی نیمهپنهان و نیمهآشکار و همبستگی با طبیعت و عشایر، روح سرکش عباس خلیلی را به ستیز و دلیری و ناهراسیدن مأنوس کرده بود. تبعات این سرکشیها و دلیریها را در ناصیه فرزند شاعر او میتوان بازشناخت که زنی گشادهزبان است.
مادر سیمین بهبهانی ـ فخرعظما ـ در یک خانواده اهل ادب و روشنفکر و متجدد پرورش یافته و زبان فرانسه را در نوجوانی فراگرفته بود. به ادب فارسی الفت میورزید.پدر و مادر سیمین پس از هفت سال زناشویی ناموزون از هم جدا شدند. فخرعظما آنگاه با عادل خلعتبری ازدواج کرد که مردی اهلقلم ومدیر روزنامه آینده ایران بود. در آنزمان سیمین سه ساله بود و بعدها در ۱۷ سالگی به عقد حسن بهبهانی درآمد و دو زناشویی نافرجام در انتظار او بود.
بند دو مردم ببست و در خم هر یک
چند گهی بـندگیپذیر بماندم
وام یکی نـام داد وآن دگـری عشق
من به گروگان چنین حقیر بماندم
وقتی انگلیسیها بهعراق تسلط یافتند، ناگزیر عباس خلیلی و اعضای نهضت پنهان شدند. انگلیسیها برای کسی که محل اختفای او را بیابد، پنجهزار روپیه جایزه معین کرده بودند. کسی بیاجازه مقامات انگلیسی حق نداشت شهر نجف را ترک کند. مادر عباس خلیلی به زحمت دو اجازه خروج از شهر به نام خود و دخترش بهدست میآورد. عباس با پوشاک زنانه همراه مـادرش به سلامت از شهـر بیـرون میروند و از طریق کوفه پیاده راه دراز میپ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 