پاورپوینت کامل همانندی دو داستان در قرآن و مثنوی ۳۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل همانندی دو داستان در قرآن و مثنوی ۳۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل همانندی دو داستان در قرآن و مثنوی ۳۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل همانندی دو داستان در قرآن و مثنوی ۳۷ اسلاید در PowerPoint :

تأملی در داستان دقوقی در مثنوی و همانندی آن با قصه حضرت موسی و خضر در قرآن کریم

یکی از پیش‌آمدهای زندگی حضرت موسی، جست و جوی آتش است که در پی آن در کنار درختی به پیامبری و رسالت مبعوث می‌شود،‌ آن‌گاه موسی آتشی از دور دید،‌ چون نزدیک آمد،‌ در میان درختی آتشی روشن دید و از آن‌جا ندا آمد: ای موسی، من پروردگار توأم،‌ اکنون در وادی مقدس قدم نهاده‌ای، نعلین از پای برآر. (طه ۱۰ـ۱۲،‌ قصص ۲۹)

تأملی در داستان دقوقی در مثنوی و همانندی آن با قصه حضرت موسی و خضر در قرآن کریم

یکی از پیش‌آمدهای زندگی حضرت موسی، جست و جوی آتش است که در پی آن در کنار درختی به پیامبری و رسالت مبعوث می‌شود،‌ آن‌گاه موسی آتشی از دور دید،‌ چون نزدیک آمد،‌ در میان درختی آتشی روشن دید و از آن‌جا ندا آمد: ای موسی، من پروردگار توأم،‌ اکنون در وادی مقدس قدم نهاده‌ای، نعلین از پای برآر. (طه ۱۰ـ۱۲،‌ قصص ۲۹)

حادثه‌ دیگری که در دوره‌ رسالت برای حضرت موسی،‌ پیش آمده است،‌ ملاقات او با حضرت خضر است. حضرت موسی برای کسب فیض از یک رهبر روحانی (=خضر) از صحرای سینا به سوی مجمع‌البحرین (=خلیج عقبه) رهسپار می‌شود. درآن جا بنده‌ای از بندگان خداوند را می‌یابد که خداوند به او اسرار غیب و علم لَدّنی آموخته است.

حضرت موسی از حضرت خضر رهنمونی معنوی می‌خواهد و بدو می‌گوید: اگر من از تو پیروی کنم از علم لدنی خود مرا خواهی آموخت؟ حضرت خضر به او می‌گوید: ای موسی تو توان بردباری و همراهی با مرا نداری،‌ چگونه بر چیزی که از علم آن آگاهی نداری شکیبایی توانی کرد. حضرت موسی می‌گوید: در کاری با تو مخالفت نخواهم کرد، انشاء‌الله مرا شکیبا خواهی یافت.

در مسیری که موسی با خضر همراه است، چند حادثه روی می‌دهد، و حضرت موسی به سبب سوراخ کردن کشتی و کشتن کودک و استوار کردن دیوار شکسته بر خضر خرده می‌گیرد و از او انتقاد می‌کند. حضرت خضر در پاسخ موسی علت کارهایی را که انجام داده است شرح می‌دهد و از موسی جدا می‌شود. (کهف ۶۰ـ۸۲)

چنین به نظر می‌رسد که طلب دیدار با شایستگان، روشی است که سالکان مسیر الی‌الله، کسانی مانند حضرت موسی و دیگران، از شیخ الانبیا حضرت ابراهیم علیه‌السلام پیروی می‌کنند.

حضرت ابراهیم از خداوند درخواست می‌کند: رب هب لی حکماً‌ والحقنی بالصالحین (شعرا ـ۸۳)

قصه دقوقی

یکی از داستان‌های کتاب مثنوی، قصه دقوقی است که سرشار از اشارات و کنایات عرفانی و معنوی است. در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که خداوند دستور می‌دهد که انسان‌ها برای عبرت گرفتن از سرنوشت مردمان پیشین و دیدن زندگی مردم معاصر به مسافرت بپردازند. قل سیروا فی الارض فانظرواکیف بدأالخلق (عنکبوت ۲۰)

با توجه به درخواست حضرت ابراهیم و دستور خداوندی درباره‌ مسافرت، یکی از برنامه‌های برخی از سالکان الی الله،‌ سیر آفاق و دیدار با رهبران و پیشوایان طریقت و استفاده‌ معنوی از آنان بود.دقوقی که یکی از رهروان طریق عرفانی است،‌ به سبب شوری که در دل دارد،‌ کمتر می‌تواند در یک جا ساکن شود بیشتر به سفر می‌پردازد.

برگ کاهم پیش تو ای تند باد

می‌ندانم تا کجا خواهم فتاد

(مثنوی،‌ ص ۸۴۷)

دقوقی از خداوند درخواست می‌کند که او را به دیدار وارستگان حقیقی موفق گرداند:

این همی گفتی چو می‌رفتی به راه

کُن قرین خاصگانم ای اله

در سفر معظم مرادش آن بُدی

که دمی بر بنده خاصی زدی

(مثنوی، ص ۳۷۹)

گر تو سنگِ‌صخره و مرمر شوی

چون به صاحبدل رسی گوهر شوی

یک زمانی صحبتی با اولیا

بهتر از صد ساله طاعت بی ریا

(مثنوی، ص ۳۳)

در برابر این تقاضا به دقوقی الهام می‌شود که ای تشنه‌ دیدار خاصان الهی،‌ توکه مهر خداوند در دل داری دیگر چه نیازی به دیدار و مصاحبت دیگران داری؟

مهر من داری چه می‌خواهی دگر

چون خدا با توست چون جویی بشر

(مثنوی، ص ۳۷۹)

دقوقی در ضمن تکرار تقاضای خود می‌گوید:

در میان بحر اگر بنشسته‌ام

طمع در آب سبو هم بسته‌ام

همچو داوودم نود نعجه مراست

طمع در نعجه حریفم هم بخاست

(مثنوی،‌ ص۳۷۹)

مولانا در ضمن نقل داستان دقوقی به قصه حضرت موسی و خضر(ع) هم اشاره می‌کند و می‌گوید:

آه سری هست این جا بس نهان

که سوی خضری شود موسی روان

از کلیم حق بیاموز ای کریم

بین چه می‌گوید ز مشتاقی کلیم

با چنین جاه و چنین پیغمبری

طالب خضرم ز خود بینی بری

(مثنوی، ص ۳۷۹)

این سخن پایان ندارد ای عمو

داستان آن دقوقی بازگوی

(مثنوی، ص ۳۸۰)

دقوقی در یکی از مسافرت‌های خود همراه کاروانی بود، او گه گاه به مناسبتی از کاروان فاصله می‌گرفت تا بتواند به مناجات با پروردگار مشغول شود، در یکی از این دور شدن‌ها که در آغاز شب و در کنار ساحل دریا بود، هفت شمع روشن و فروزان را از دور مشاهده کرد و از دیدن شمع‌ها متحیر گردید. پس از اندک زمانی آن هفت شمع به یک شمع تبدیل شد و دو باره به صورت هفت شمع در آمد، دقوقی برای آن که دریابد این شمع‌ها چیست، نزدیک‌تر رفت و کمی درنگ کرد. مشاهده کرد که آن شمع‌ها به شکل هفت مرد نورانی درآمدند، سپس آن مردها به شکل درختی سبز در آمدند که دارای برگ‌ها و میوه‌های فراوان بودند؛ به طوری که از فراوانی میوه‌ها و برگ‌ها شاخه‌ها دیده نمی‌شدند.

چشم می‌مالم به هر لحظه که من

خواب می‌بینم خیال اندر زمن

خواب چه بود بر درختان می‌روم

میوه‌هاشان می‌خورم چون نگروم

پس از آن دقوقی جلوتر می‌رود تا واقعیت درختان را دریابد

گفت راندم من نیک بخت

باز شد آن هفت جمله یک درخت

هفت می‌شد فرد می‌شد هر دمی

من چه سان می‌گشتم از حیرت همی

(مثنوی، ص ۳۸۳)

بعد از

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.