پاورپوینت کامل آراسته به علم و ادب ۶۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آراسته به علم و ادب ۶۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آراسته به علم و ادب ۶۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آراسته به علم و ادب ۶۵ اسلاید در PowerPoint :
مروز نوزدهم مهرماه مصادف با سیامین سال وفات آخرین شاعر عالم بزرگ ایران پس از مرحوم مغفور استاد ملکالشعراء بهار رحمهالله علیهماست. سی سال پیش در چنین روزی، «امیر» آن شاعر عالم بسیار با فضل و فضیلت، آن فرشته مجسم به صورت انسان، آن خَلَفَ الصدق شعرای بزرگ سلف، امثال انوری و خاقانی و جمالالدین، آن صائب و کلیم عصر، ذریه طیبه حضرت زهرای اطهر سلاماللهعلیها، یعنی سیدالشعرا سیدکریم امیری فیروزکوهی (حشرهالله مع اجداده الطاهرین) از این دنیا رفت و به حضور مبارک اجداد معصومش صلواهالله علیهم اجمعین مشرف شد.
امروز نوزدهم مهرماه مصادف با سیامین سال وفات آخرین شاعر عالم بزرگ ایران پس از مرحوم مغفور استاد ملکالشعراء بهار رحمهالله علیهماست. سی سال پیش در چنین روزی، «امیر» آن شاعر عالم بسیار با فضل و فضیلت، آن فرشته مجسم به صورت انسان، آن خَلَفَ الصدق شعرای بزرگ سلف، امثال انوری و خاقانی و جمالالدین، آن صائب و کلیم عصر، ذریه طیبه حضرت زهرای اطهر سلاماللهعلیها، یعنی سیدالشعرا سیدکریم امیری فیروزکوهی (حشرهالله مع اجداده الطاهرین) از این دنیا رفت و به حضور مبارک اجداد معصومش صلواهالله علیهم اجمعین مشرف شد.
به اعتقاد جازم این حقیر ناچیز در این شصت و چند سالی که از وفات مرحوم ملکالشعراء میگذرد، هیچ یک از شاعران فارسی را از لحاظ آراستگی به علم و ادب سنتی و معارف اسلامی از فقه و اصول و کلام و حدیث و تفسیر، نمیتوان در حد مرحوم سیدالشعراء امیری فیروزکوهی شمرد.
مقصودم از شاعران، آن بزرگوارانی است که بیشتر اشتهارشان به «شاعری» است و برای آنکه جناب استاد دانشمند جلیلالقدر دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی دامت افاضاته را که تافتهای جدا بافته میدانم و خداش به سلامت و سعادت بداراد، نوعی منحصر به فرد در این زمان بشمارم، زیرا با وجود حیازت مقامات والای علمی و تحقیقی همچنانکه سابقاً هم نیز نوشتهام، در مقام شاعری، شعر ایشان از مصادیق گفته متنبّی ـ شاعر بزرگ نامدار عرب ـ است که: «اذا قُلتُ شعراً أصبَح الدهر مُنشداً» است (چون شعری بسرایم، روزگار آن را واگویه میکند و میخواند). و در این ادعا، گواه این بنده که عاشق صادق ایشانم، در آستین است و آن اینکه در این سوی عالم، کمتر نشریه فارسی است که مستمراً در آن، از سرودههای ایشان ابیاتی نباشد و همین امسال «بنیاد علوی» نیویورک در تقویم زیبای منتشره خود، صفحه ماه شهریورش را با دو بیت از استاد شفیعی کدکنی آراسته است. و در همین راستا باید اساتید دانشمند بزرگ زمان ما یعنی حضرت استاد علامه بدیعالزمان فروزانفر و حضرت استاد اجل جلال همائی ـ رحمهالله علیهما ـ را نام برد که شاید این هر سه عالم مشهور، زبان حالشان این بیت منسوب به امام شافعی(رض) باشد که:
و لولا الشعرُ بالعلماء یزری
لکنتُ الیومَ اشعرَ من «لبید»
و بهتر است که جناب استاد دکتر شفیعی کدکنی در این باب اظهارنظر فرمایند.
شاعری و آگاهی از علوم اسلامی
باری، مرحوم امیری فیروزکوهی علاوه بر امتیاز داشتن قوه خدادادی و موهبت الهی «شاعری»، به فراگیری علوم متداول اسلامی از اساتید مسلّم آن نیز نائل شده است به شرحی که خود آن بزرگوار در مقدمه دیوان مرقوم فرموده است. اگرچه در آن مقدمه به کیفیت استفاضهاش از حضرت علامه والامقام سیدمحمد کاظم عصار رحمهالله علیه تصریح نفرموده است، ولی به بنده مکرر فرموده است که کتاب مستطاب «شوارق» لاهیجی(رض) را در محضر پرفیض آن علامه نامدار آموخته است. آنچه را که میفرماید:
آموختم ز دانش و علم آنقدر که یافت
آسودگی ز دانش و بینش روان من
از منطق و الهی و موسیقی و کلام
چندان که بینصیب نماند بیان من
در دانش و ادب دو نشان از شرف مرا
وز تازی و دری دو زبان در دهان من
بیان واقعیت است و اثر علم و دانش امیر، به بهترین وجه در استشهادات و تضمینات و تلمیحات و اشارات متعدد و بسیار متناسب او به آیات مبارکات و روایات و امثال و اشعار عربی و فارسی در شعر او تجلی میکند و آنقدر که در شعر «امیر» این چنین موارد و مطالب هست، مطلقاً در شعر دیگر شعرای معاصر او نیست و نیز آنقدر که امیر به صنایع لفظی و بدیعی اهتمام ورزیده است، هیچ شاعر معاصر دیگری بدان توجه نداشته است.
امیر که استاد مسلم قصیدهسرائی است، در قصیده شیوائی که در مرثیه مرحوم «عالی ترک گلدی» سفیر کبیر وقت بسیار عالم ترکیه در ایران سروده است، بیست بیت از آن را با تضمین و تلمیح و اشارت به آیات مبارکات و روایات و امثال و هفده بیت آن را به صنایع بدیعی از طباق و جناس و مساوات و موازنه آراسته است و همین رویه را در غزلیات و مثنویهای لطیف و شریف خود معمول داشته است و خدا میداند که این معنی را به تکلّّف و تصنّع، ملتزم نبوده است، بلکه همان سائقه طبع ظریف و قوت شگرف شاعری او، آن زینت و زیورها را بر حسب طبع و بالبداهه بیان فرموده است و ابداً به تصنع و طول تفکری نیاز نداشته است.
امیدوارم این مطلب را که عرض کردم امیر استاد مسلم قصیدهسرائی به سبک اصیل قدماست، حمل بر شدت اخلاصم به حضرت امیری نفرموده باشید ـ میگویم و از عهدهاش آیم بیرون ـ قریب پنجاه سال است که امیر قصیده شیوای «بانگ تکبیر» را که به مناسبت مبعث حضرت رسول اکرم ختمی مرتبت صلیالله علیه و آله سرود و آن را در آن اجتماع عظیمی که در «حسینیه ارشاد» برپا بود، قرائت کرد و با چه حُسن استقبال و شوق و ذوق غریبی از سوی حضار تلقی شد، آیا تاکنون کسی دیگر به سرودن چنان قصیده غرای فاخری موفق شده است و همین قول در باب قصیدههای او در «هدیه به آستان ملک پاسبان» امام همام علیبنموسیالرضا علیهماالسلام و اکمل التحیات، که استقبالی از قصیده خاقانی و به تعبیر خودش «امام خاقانی» و یا قصیده مرثیه مرحوم استاد اجل سیدمحمدکاظم عصار رحمهالله علیه و یا قصیده فریده فائقه رائقهاش در استقبال قصیده جمالالدین عبدالرزاق و اقتفای حضرت حکیم سنائی، با عنوان «ای مسلمانان» و یا قصیده لطیفه خطاب به همسر محترمه بزرگوارش، قطعاً صادق است و وارد و بیهیچ شک و شبهه استادی «امیر» در قصیدهسرائی مسلم و بلامنازع است « بحق استاد الاساتید است».
غزل و اهل ادب
تلقی ارباب ذوق و اصحاب کمال و عشاق ادب از «غزل» مانند تلقی عامه مردم است از «زیبایی و جمال». هزاران رحمت بر روح مطهر حضرت لسانالغیب باد که فرموده است:
لطیفهای است نهانی که عشق از او خیزد
که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست
شما خواننده گرامی و فاضل، چند نفر را میشناسید که کسی را که شما در نهایت حسن و زیبایی صورت و رشاقت قد و بالا و صباحت منظر میبینید، او آن کس را با چشم شما نبیند و بالعکس. داستان سؤال خلیفه از مجنون درباره لیلی (خیالی باشد یا واقعی) یا آن پادشاه اموی از «کُثَیر» درباره «عَزّه» و جواب آنها مشهور است، آن داستان کذائی آن مرد در هنگام مرگ و آخرین کلام او که «بلبل خوب نمیخواند» نیز معلوم.
حالا فیالواقع مسأله تلقی اهل ادب و ذوق از «غزل» هم چنان است، و بنا بر اصطلاح معروف (که من بنده اولین بار آن را از مرحوم استاد محمدتقی شریعتی رحمهالله علیه شنیدم) در این باب یعنی غزل «سُلُق شُلُغ» است. خدا رحمت کند استاد معالم و شرایع منِ بنده مرحوم آقای حاج سیدمحمود رضوی قائنی را که میفرمود: فلان آقا (از مشاهیر فضلای خراسان در آن سالها) معتقد است که شعر «شاطر عباس» که:
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
آری افطار رطب در رمضان مستحب است
به مراتب بر بیت حضرت خواجه که:
علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این «مفرّح یاقوت» در خزانه توست
رجحان و مزیت دارد! خوب چه میشود کرد: سُلُقْ شُلُغْ است.
چند منظومه کوتاه
مهارت ساحرانه «امیر» در وصف، بسیار شگفتانگیز و تحسینآمیز است. نمیدانم در میان شما خوانندگان گرامی چند نفرتان این چند منظومه کوتاه امیر را در وصف «سماور» و «تصویر پیرمردی که بر گلدان چینی نقش بسته» و گفتگوی با او که با بیتِ:
ای گرامی رهنورد ناشناس
بازگو تا از کدام آب و گلی
آغاز میشود، و وصف «کبک» دستآموز امیر و «درخت کهنسالی» که در سیمیندشت در برابر منزل مسکونی او سر به فلک کشیده است و امیر از آن به «دربان» تعبیر میفرماید، خواندهاید؟ اگر خواندهاید، یقین دارم که با این فقیر ناچیز همعقیده و همراهید، و اگر ای خواننده عزیز آنها را نخواندهاید، آن را سرِ فرصت لطفاً بخوانید و خود قضاوت فرمایید.
این کبکِ دستآموز سیدالشعراء نیز از آن دیدنیهایی بود که آدمی را متعجب میسازد. حیوان بیگناه درست در سرِ اوقاتی که «امیر» آتش منقلش افروخته میشد، از هر گوشه کناری که پنهان شده بود، خود را به کنار پُرمهر «امیر» میرساند و با آن نازنین انسان فرشتهخصال همنَفَس میگشت.
در سنوات پنجاه، چند بار «امیر» دفتری را که اشعارش را در آن تحریر فرموده بود (و الحمدلله که اینک تصویر آن دفتر نیز در همین فیلادلفیا نزد من است و گاه دلتنگیام را از دوری و فراقِ «امیر» با زیارت دستخط نازنین او تخفیف میدهم) به دست من میداد و امر میفرمود منظومه «ای گرامی رهنورد ناشناس» فوقالذکر را بلند بلند برایش قرائت کنم تا از آن «قند مکرّر» لذت برد.
منظومه اخوانیه
در این شصت و چند سالی که از وفات حضرت ملکالشعراء بهار میگذرد و شک نیست که شاعران عالیمقدار بزرگوار قصاید طنّانه و فاخر بسیار سرودهاند و در ابواب انواع قصیده از مدح و رثاء و وصف به خوبی داد سخن دادهاند و شعر فارسی را غنیتر ساختهاند و بهراستی در این برهه از زمان نقصان و کمبودی از قصاید غرّای شیوا در ادب فارسی روی نداده است.
و هم چنین است در «غزل» که دو استاد والامقام شهریار و رهی معیری که خداشان بیامرزاد و استاد عالیقدر جناب ابتهاج (سایه) که خدای متعال سایهاش را بر سر غزل فارسی مستدام بداراد، بحمدالله آن را به کمال رساندهاند، ولی آیا پس از آنکه مرحوم ملکالشعراء سرودن آن منظومه مفصل معروف به «پهلوینامه» را بر طبع لطیف بلن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 