پاورپوینت کامل انسان‌گرایی، پیدایش فلسفه امروزین ۳۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل انسان‌گرایی، پیدایش فلسفه امروزین ۳۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انسان‌گرایی، پیدایش فلسفه امروزین ۳۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل انسان‌گرایی، پیدایش فلسفه امروزین ۳۱ اسلاید در PowerPoint :

جمله «می‌اندیشم، پس هستم» یکی از معروفترین و مهمترین اقوال فلسفی در سطح عالم است و به حق هم چنین است؛ زیرا خطی را در تاریخ اندیشه غربی ترسیم و عصر جدیدی را آغاز ‌کرد: عصر جدیدِ انسان‌گرایی که در کانون آن چیزی قرار دارد که با عنوان «ذهنیت» به آن اشاره می‌کنیم. منظورمان از ذهنیت دقیقاً چیست؟

آغازگاه فلسفه امروزین

جمله «می‌اندیشم، پس هستم» یکی از معروفترین و مهمترین اقوال فلسفی در سطح عالم است و به حق هم چنین است؛ زیرا خطی را در تاریخ اندیشه غربی ترسیم و عصر جدیدی را آغاز ‌کرد: عصر جدیدِ انسان‌گرایی که در کانون آن چیزی قرار دارد که با عنوان «ذهنیت» به آن اشاره می‌کنیم. منظورمان از ذهنیت دقیقاً چیست؟

اشعار جان دان («همه اینها تکه تکه شده، همه انسجام از میان رفته است») اجمالاً حکایت از وضعیت روحی دوره‌ای از تردید داشت که در خلال آن همه چیز، یعنی نظریه شناخت، اخلاق جدید و شاید بیش از همه، آموزه رستگاری می‌بایست بازسازی ‌شود. بدین منظور، اصل نخستینِ جدیدی لازم بود که نه کیهان بود و نه خدا. قرار بود این اصل هیچ چیز جز انسان، یا همان‌طور که فیلسوفان می‌گویند، «ذهن» نباشد.‏

دکارت بود که این اصل نخستین جدید را «ابداع کرد» تا بعدها روسو و کانت از آن استفاده کنند. دکارت بود که تردید مرتبط با نابودی قطعیات باستانی را به ابزارهای خیره‌کننده‌ای برای بازسازی کل بنای اندیشه فلسفی از آغاز تبدیل کرد. دکارت در دو اثر بنیادی خود، «گفتار در روش» (۱۶۳۷) و «تفکرات» (۱۶۴۱)، شکلی از داستان فلسفی (یا «روش»، کلمه‌ای که خود به کار برد) را در هیأتهای مختلف خلق می‌کند. او خود را بر آن می‌دارد که همه افکارش را بدون استثنا وحتی مسلم‌‌ترین و بدیهی‌ترین حقیقت‌ها را مورد سؤال قرار دهد؛ مثلاً وجود اشیا در بیرون خودِ من که روی صندلی نشسته‌ام و غیر آن. دکارت به منظور حصول اطمینان از تردید در قبال همه قطعیات بدون استثنا، حتی فرضیه وجود «روح پلیدی» را تصور می‌کند که خود را با فریفتن دکارت درباره همه چیز و به راستی همه چیز سرگرم می‌سازد.‏

دکارت موضع شک‌ورزی کامل را اتخاذ می‌کند و هیچ چیز را بر پایه اعتماد نمی‌پذیرد، مگر آنکه در نهایت به قطعیتی برسد که در برابر همه چیز پایداری کرده و با قدرت بر موضع خود بایستد، اعتقادی که حتی در مقابل سخت‌ترین تردیدها تغییر نکند. و این قطعیتی است که طبق آن، حتی اگر در حالت تردید به این چیزها بیندیشم، پس من خود باید چیزی باشم که وجود دارد! بدین دلیل است که من دائماً اشتباه می‌کنم، همه افکار من نادرست است، دائماً از یک «روح پلید» فریب می‌خورم؛ اما برای آنکه فریب بخورم یا خود را فریب بدهم، باید حداقل چیزی باشم که وجود دارد! اعتقادی همچنان باقی می‌ماند که در برابر همه تردیدها، هر چقدر هم که کلی باشد، مقاوم است و این قطعیتِ وجود خود من است. و از آن قاعده‌ای به دست می‌آید که بر پایه آن دکارت تحقیقات خود را به پایان می‌برد: «می‌اندیشم، پس هستم».‏

تجربه تردیدِ ریشه‌ای که دکارت نشان می‌دهد و ممکن است در آغاز دور از ذهن بیاید، سه فکر جدید را مطرح می‌سازد که برای نخستین بار در تاریخ اندیشه ظهور می‌یابند. این سه فکر که از پیش برای اسلاف برجسته او مقدر شده بود، برای فلسفه جدید دارای اهمیت اساسی است:‏

اول، هر بار که دکارت نمایش جدیدی از تردید را به صحنه می‌آورد، این نمایش نه تنها یک بازی عقلی نیست، بلکه این هدف را تعقیب می‌کند که به تعریف جدیدی از حقیقت برسد. دکارت با بررسی دقیق جزئیات و با دقتی وسواس‌گونه و جستجو تنها برای قطعیتی که در برابر همه چالشها سرسختانه مقاومت می‌کند، درحقیقت، «می‌اندیشم» نهایتاً به معیار حقیقت قابل‌اعتماد دست می‌یابد. حتی می‌توانیم بگوییم که این روش استدلال به تعریفی از حقیقت منجر خواهد شد که در برابر تردید مقاوم است، حقیقتی که هر «ذهن» می‌تواند نسبت به آن قطعیتِ مطلق داشته باشد. بدین ترتیب، حالت آگاهی ذهنی یا قطعیت به چیزی تبدیل می‌شود که از یک معیار جدید حقیقت هیچ چیز کم ندارد. و این تصویری ذهنی ایجاد می‌کند که چگونه مقوله ذهنیت به عاملی اصلی در طرح امروزینگی تبدیل می‌شود.

از اینجا به بعد، انحصاراً از منظر «ذهن» است که باید مطمئن‌ترین سنجه حقیقت را یافت (حال آنکه مردم باستان حقیقت را از منظر «عینی» تعریف می‌کردند؛ مثلاً وقتی می‌گویم: «الآن شب است»، این گزاره درست است اگر و تنها اگر با واقعیتی عینی، با خود حقیقت، تناظر داشته باشد، چه من از خود مطمئن باشم و چه نباشم). البته معیار ذهنی قطعیت برای مردم باستان ناشناخته نبود؛ زیرا در گفتگوهای افلاطون مورد بحث قرار گرفته است.

دوم، فکری که از منظر سیاسی و تاریخی تعیین‌کننده‌تر بود، فکر «لوح سفید» بود؛ یعنی امتناع کامل از پذیرش همه پیش‌پنداشت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.