پاورپوینت کامل ایران امروز و شاهنامه فردوسی ۷۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ایران امروز و شاهنامه فردوسی ۷۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ایران امروز و شاهنامه فردوسی ۷۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ایران امروز و شاهنامه فردوسی ۷۲ اسلاید در PowerPoint :
پژوهشی کوتاه در حوزه فردوسیشناسی معاصر
در گذر زمان، در بستر تاریخ، ایران زمین همواره با خطرهای بسیار دهشتناک روبرو بوده است، گویی سرنوشت ایران و ایرانیان آن بوده که با گذر از این خطرها هر روز آبدیدهتر و سرافرازتر گردند. در قسمت اساطیری شاهنامه پس از آن که کاوه و فریدون بر ستم و خونریزیهای ضحاک و کارگزاران او میشورند و فریدون تاجشاهی به سر مینهد و به داد و دهش میپردازد فرجامین کار میخواهد جهانی را که بر آن فرمانروایی میکند بین فرزندان خود تقسیم نماید. جهان را به سه بخش نموده یکی روم و خاور و دیگری ترک و چین و سومی ایران زمین است.
پژوهشی کوتاه در حوزه فردوسیشناسی معاصر
در گذر زمان، در بستر تاریخ، ایران زمین همواره با خطرهای بسیار دهشتناک روبرو بوده است، گویی سرنوشت ایران و ایرانیان آن بوده که با گذر از این خطرها هر روز آبدیدهتر و سرافرازتر گردند. در قسمت اساطیری شاهنامه پس از آن که کاوه و فریدون بر ستم و خونریزیهای ضحاک و کارگزاران او میشورند و فریدون تاجشاهی به سر مینهد و به داد و دهش میپردازد فرجامین کار میخواهد جهانی را که بر آن فرمانروایی میکند بین فرزندان خود تقسیم نماید. جهان را به سه بخش نموده یکی روم و خاور و دیگری ترک و چین و سومی ایران زمین است.
نهفته چو بیرون کشید از نهان
به سه بخش کرد اَفریدون جهان
یکی روم و خاور دگر ترک و چین
سیم دشت گردان ایران زمین
پادشاهی روم و خاور به «سلم» و ترک و چین و توران را به «تور» و سرزمین گردان و ایران زمین را به «ایرج» وا مینهد. برادران بر ایران زمین و ایرج که پادشاهی آن بدو رسیده است رشک میبرند، بر این غمند که فریدون چرا سرزمین یلان و ایران را به فرزند کهتر داده است که رشک همه عالم است، سلم بر این تقسیم رشک برده، برادر دیگر تور را به کینه برادر کهتر میخواند که چون است من که مهتر برادران و فرزندان فریدونام بخش روم و خاور به من رسیده و سرزمین ایران به برادر کهترم.
سه فرزند بودیم زیبای تخت
یکی کهتر از ما برآمد به بخت
سزد گر بمانیم هر دو دژم
کزین سان پدر کرد بر ما ستم
چو ایران و دشت یلان و یمن
به ایرج دهد، روم و خاور به من
برادران به کشتن ایرج هم پیمان گردیده و ایرج به نزد برادران پرخاشگوی رفته تا راه آشتی را بنماید و از راه خشم و کین دور سازد. «تور» اندرز برادر کهتر را بها نداده و ناجوانمردانه «ایرج» جوان را به خاک و خون کشیده و میکُشد.
یکی خنجر از موزه بیرون کشید
سراپای او چادر خون کشید
بدان تیر زهر آبگون خنجرش
همی کرد چاک آن کیانی برش
فرو آمد از پای سرو سهی
گسست آن کمرگاه شاهنشهی
روان خون از آن چهره ارغوان
شد، آن نامور شهریار جوان
جهانا بپروردیش در کنار
وز آن پس ندادی به جان زینهار
نهایی ندانم تو را دوست کیست
بدین آشکارت بباید گریست
در فرهنگ اساطیری شاهنامه بدین گونه جنگ و نبرد بین ایرانیان و تورانیان و رومیان آغاز میشود. این بخل و رشک بر این سرزمین پهناور آغاز گشته و در گذر زمان ادامه یافته تا به امروز که ما در این سرزمین به نام ایرانیان زندگی میکنیم. این بازی سرنوشت و تقدیر و زمانه است و راه گریزی بر آن نیست، لیکن زمان و زمانه، تقدیر و سرنوشت دیگری نیز برای ایرانیان رقم زده است. سرنوشت آنان، خرد و خردمندی، دانش و دانشوری، دلاوری و پهلوانی است که با این سرنوشت محتوم ایرانیان سرزمین و میهن خود را در گذرگه تاریخ پاس داشتهاند. این مرز و بوم خطرهای بسیار از خود گذرانده، مردم آن دادها و بیدادها دیده، کام و ناکامیها داشتهاند ولی همواره راست قامتان زمانه بودهاند و استوار هم چنان راه خویش را که رسالت تاریخ است در پیش گرفتهاند. هیچ یک از طوفانها و تندبادها نتوانسته توان ایران و ایرانی را از بین ببرد. با هر طوفانی ریشه فرهنگ و خرد خویش را استوارتر نمودهاند. ایرانیان به شرح تاریخ مدون جهان بزرگترین امپراطوریها را که تاکنون همتا و همانند نداشته به وجود آوردهاند.
به داد و دهش و با فرهنگ پربار و خردمندانه خود فرهنگها، نژادهای گوناگون، ادیان و مذاهب مختلف را در زیر پرچم خود آورده و قرنها ادامه حکومت دادهاند. شاید جهان امروز و ایرانیان امروز در برابر این پرسش تاریخی قرار میگیرند که این چه فرهنگ و تمدن و پیشینه تاریخی است و این سرزمین بر چه پایه خرد و توانایی و دانش توانسته در پیچ و خم تاریخ همچنان سرافراز بپایند و به این سرافرازی ببالند.
این چه باور فرهنگی بوده که مردم آن هنوز که هنوز است جشنهای ملی خود را بزرگ میدانند و کوچکترین رخنه و خلل به این فرهنگهای ملی وارد نساختهاند، نوروز همان نوروز چندین هزار ساله است با همان شکوه و عظمت و بزرگی آن، گمانی نیست که بر این سرزمین مقدس و اهورایی به دیده دشمنی و رشک نگریسته شده گویی این فرهنگ و خرد و دانش و دانشوری و پهلوانی خاری در چشم دشمنان است. در جهان معاصر این دشمنیها نه تنها کاهش نیافته بلکه افزون و افزونتر گشته است.
آنان که به راستی از فرهنگ و تمدن این سرزمین آگاهند و خود ریشهای در فرهنگ ندارند و اگربرای خود فرهنگی هم گمان دارند این فرهنگ به سدهای نیز نمیرسد. میدانند که این بیریشهای آنان را در تندباد گذر زمان هر دم در خود میکشد، برای گسست و رهایی از این بیبن و ریشهای و نداشتن فرهنگ و دانش آنان وادار گردیدهاند تا خود را به بیگانه پیوند دهند. بقاء آنان در پیوند و سرسپردگی با بیگانگان است که آنان نیز غارتگران ثروتها ملتهای این گونهاند. نامهای ناراست بر سرزمینی مینهند که خود از بزرگی و شکوه آن آگاهند، سرافکندهاند از این بیریشهای و ناراستی.
باور داریم که زمانه امروز زمانه نبردها و جنگها با توپها و تفنگها نیست، جنگها فرهنگی، هجومها نیز فرهنگی است. پادزهر این زهرهای جانکاه نیز فرهنگ است و آشنایی با آن. خود بیگانگی، ناآگاهیهای فرهنگی کمینگاه مهاجمین است. آشنایی با فرهنگ خویش بهاء دادن به آن، گرانمند ساختن پیشینه فرهنگی سلاح مبارزه با این هجومهاست.دمی به خود بنگریم که بر سر این مردم بزرگوار از طریق فیلمها، داستانها و حکایتهای ناراست چه آمده است، بیفرهنگانی با فرهنگ قلمداد شدهاند، حرمسراها، فرزندکشیها، فرهنگ معرفی شده و در برابر دیگران زبون و ناتوان در گذر تاریخ.
سرزمینی که چراغ تمدن روزگار را به دست دارد پادشاهان آن وحشی و ستمکار، سربازان پر توان و دلاور هخامنشی منفور و بد چهره معرفی میگردند. در جهان بیفرهنگی امروز با اندوه فراوان گروهی به آن باورمند گشتهاند. جنگهای قادسیه را آرزو دارند و ناجوانمردانه بر فرهنگ ایرانیان نشانه رفتهاند. جوانان در تیررس آنان قرار دارند و بسیار افسوس که آن چه خود داشت ز بیگانه تمنا کردهاند. گفتن از پیشینه تاریخ، پایبندی به باورهای کهن ایرانی، نژادپرستی خوانده میشود. دوستداران میهن عزیز در رنجند، هراسانند و گفتهاند و میگویند که جوانان در کمینگاه این بیفرهنگان تاریخند. هشیار باید بود، ایران ر ا باید شناخت.
آری این همان ایران است که ابومسلم آن از خراسان، یعقوب از سیستان، بابک او در آذرآبادگان در راه او فداکاریها کرده و به همراه هزاران تن دیگر جان خود را نثار این مرز و بوم کردهاند. برای آزادی و آزادگی و سرافرازی ایرانی و ایران چه خونها که به زمین نریخته و چه جوانان گلگون کفن که در خاک نرفتهاند، چه مادران بزرگواری که فرزندان دلاور خود را برای نگهداری این مرز و بوم به مبارزه با ستم نخواندهاند. این سرزمین، خاک دلیران است، نهال سرافرازی آن از خون فرزندان آن جان گرفته است. میهندوستی، جانفشانی در راه ایران عزیز سرشته در خون همه ایرانیان است.
این همان ایران است که زیباترین اشعار ادب فارسی در آذر آبادگان سروده شده، گلشن راز شیخ شبستر، غزلیات شمس تبریزی، اندیشه بلند و عارفانه شیخ شهابالدین سهروردی، نثر زیبای او و سرانجام غزلیات ناب شهریار بر تارک ادب فارسی ایرانیان میدرخشد، این سرزمین اهورایی همان است که خراسان او فردوسی و خیام و عطار، شیراز آن سعدی و حافظ، کرمان آن شاه نعمتالله ولی و خواجو را در دامن خود پرورانیده است.
این خاک مقدس به مانند بوستانی است از گلهای زیبا، شاداب، دلانگیز و رنگارنگ که گهگاه دستهای ناپاک و اهریمنی اندیشه چیدن این گلها را داشتهاند. خشکیدن و به یغما رفتن گلهیا این بوستان، بوستان را علفزار کرده به جای گلها و بلبلان دستان گوی، زاغان و کلاغان بیگانه تماشاگر این تاراج خواهند گشت.
ایران به راستی مقدس، بوی این خاک معطرترین عطرهای خلقت است، مشکبیز است، عارفانه است، پر شر و شور، بوی خون دلاوران و سرو قامتان دارد که جان برای آن دادهاند. این سرزمینی است که همواره راستی و درستی، اندیشه و پندار نیک بر آن حاکم بوده، نیایش آنان در برابر ایزد (خداوند بزرگ) بوده است. با داشتن این فرهنگ پر بار، اندیشههای پاک و یگانهپرستی هیچگاه بوسه بر پای بتی نزده و در برابر هیچ تندیسی سر خم نکردهاند، سرافراز تاریخند، نگارنده بر این باور است که این سرافرازی ادامه یافته، باز هم ایرانیان پرچمدار فرهنگ و تمدن جهانیان خواهند شد، چون همه اسباب سرافرازی و بزرگی و سربلندی در خون و فرهنگ ایرانیان سرشته و آمیخته است. این سرنوشت ایران و ایرانیان است باید به آن بالید و افتخار کرد.
سرانجام گفت و گو برآنیم که به این موضوع پرداخته شود که در برابر هجوم ویرانگر فرهنگی امروز و این که شرنگ و زهر این هجوم فرهنگی در تن و بدن جوانان پاشیده میشود پادزهر این زهر مهلک چیست و چگونه میتوان از این هجوم فرهنگی رهایی یافت و راه چاره آن در چیست؟ فرهنگ، تمدن، ادب فارسی، هنر ایرانی و حکمت ایرانیان به راستی پشتوانه این رهایی است. شاهنامه فردوسی که فرزانه توس، سی سال عمر خود را در آفرینش آن سپری کرده و بنایی ساخته که از هر باد و باران در گزند بوده یکی از این پشتوانههای عظیم ایرانیان در برابر یورش فرهنگی بیگانگان است، آشنایی به آن، آشنایی با این پادزهر است که رهانده فرهنگ ایرانی است. در این راستا به گمان خود نگرش کوتاه به شاهنامه افکنده و به آن میپردازیم. شاهنامه مظهر خرد و خردمندی است، کتاب دانایی و فرزانگی است. اندوخته فرهنگ ایرانیان و بیانگر راستین آن است، فرزانه توس در آغاز این کتاب گرانسنگ به جای آن که به مدح این و آن بپردازد شاهنامه را به نام خداوند جان و خرد میآغازد.
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
فردوسی باور راستین دارد که بالاترین و ارجمندترین هدیه ایزدی به آدمیان، خرد و دانایی است. آن کس که خرد دارد همه چیز دارد، آن که بی خرد است هیچ چیز و زبون و ناتوان است. ایرانیان را به خرد فرا میخواند و از بیاندیشگی و نابخردی زنهار میدهد. خرد را مایه سرافرازی این جهان و آن جهان میداند. توانایی را در دانایی و برنایی را در دانش و دانشوری میبیند.
توانا بود هرکه دانا بود
به دانش دل پیر برنا بود
گفتار او در ستایش خرد، چراغ راه ایرانیان و راهکار سرافرازی و سربلندی آنان است.
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد
ستایش خرد را به از راه داد
از او شادمانی از اویت غم است
از اویت فزونی ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 