پاورپوینت کامل ‌هزار و یک شب، از آنِ یک فرهنگ نیست ۵۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ‌هزار و یک شب، از آنِ یک فرهنگ نیست ۵۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ‌هزار و یک شب، از آنِ یک فرهنگ نیست ۵۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ‌هزار و یک شب، از آنِ یک فرهنگ نیست ۵۷ اسلاید در PowerPoint :

استاد «بهرام بیضایی» که در سینما و تئاتر بلندآوازه است، در کار پژوهش نیز نامی وزین دارد. آنچه ایشان درباره نمایش در ایران، چین، هند و ژاپن فراهم آورده‌اند در زمره‌ کتاب‌های آموزشی دانشگاهی و نیز از کتب مرجع به شمار می‌آید.
استاد بیضایی روی «هزار و یک شب» هم کارکرده است. دو نمایشنامه‌ «هشتمین سفر سندباد»۱، «شب‌هزارویکم»۲ و نیز دو پژوهش «ریشه‌یابی۳درخت کهن» و «هزار افسان کجاست؟» از آن جمله‌اند.

استاد «بهرام بیضایی» که در سینما و تئاتر بلندآوازه است، در کار پژوهش نیز نامی وزین دارد. آنچه ایشان درباره نمایش در ایران، چین، هند و ژاپن فراهم آورده‌اند در زمره‌ کتاب‌های آموزشی دانشگاهی و نیز از کتب مرجع به شمار می‌آید.
استاد بیضایی روی «هزار و یک شب» هم کارکرده است. دو نمایشنامه‌ «هشتمین سفر سندباد»۱، «شب‌هزارویکم»۲ و نیز دو پژوهش «ریشه‌یابی۳درخت کهن» و «هزار افسان کجاست؟» از آن جمله‌اند.
در پیش‌خوانی «هزار افسان کجاست؟» می‌خوانیم: «بایستی یک برگی درباره آنچه گمان می‌کردم ریشه بنیادین‌هزار و یک شب است می‌نوشتم برای چاپ در برنوشت نمایش شب‌هزارویکم که داشت برای اجرای همگانی تمرین می‌شد. نه این فرصت پیش آمد و نه آن نوشتنی در یک برگ، جا شد و خدا مرا ببخشد که آن یک برگ، سپس‌تر که به آن پرداختم، شد ریشه‌یابی درخت کهن.»
در این کتاب، چنان که نامش می‌نماید، ریشه‌‌هزارو‌یک‌شب را جست‌وجو می‌کند و به آنجا می‌رسد که داستان بنیادین آن برگرفته از اسطوره‌ ضحاک است؛ و باز سپس‌تر که می‌خواسته است متنی برای یک سخنرانی درباره ارزیابی پژوهش‌های ‌هزارویک‌شب تهیه کند، «هزار افسان کجاست؟» زاده می‌شود، که خود می‌گوید: «گسترش‌یافته همین سخنرانی بیست و پنجم آبان‌ ۸۴ است که در چنان زمان اندک جا نمی‌گرفت» و در حقیقت مکمل پژوهش‌های پیشین ایشان به شمار می‌آید.
شاید یکی از انگیزه‌هایی که استاد را برانگیخته است تا این پژوهش سترگ را به انجام برساند، نوشته‌های برخی کسان همچون رابرت ایروین۴، اولریش مارزلف۵، سیلوستر دوساسی۶ و دیگرانی باشند که می‌خواهند داستان‌های‌ هزارویک‌شب را عربی بنمایانند، تا جایی که ریچارد برتن، یکی از مترجمان انگلیسی کتاب، نام «شب‌های عربی» را بر ترجمه خود گذاشته است اما منتقدانی هم هستند که به‌گونه‌ای دیگر می‌اندیشند، همچون پورگشتال که «می‌پندارد که عرب از وسعت اندیشه و گستره حایل بهره کافی نداشته‌اند و در محیطی پربرخورد زندگی نمی‌کرده‌اند که قصه‌هایی از این دست بپردازند.»
بیضایی در پژوهش خود به‌هزاره سوم پیش از میلاد می‌رود و نشان می‌دهد که تیره‌های آریایی از سرزمین سرد جنوب سیبری، از راه جیحون و قفقاز، در پی سرزمین‌هایی گرم‌تر به حرکت درمی‌آیند و برخی به ایران و برخی به هند و برخی دیگر به آسیای کوچک کوچ می‌کنند و باورهایشان با فرهنگ ساکنان این مسیر طولانی در هم آمیخته است. تیره‌هایی که به خاک ما می‌رسند و در آن ماندگار می‌شوند، ایرانی و تیره‌های کوچیده به سند، نام آن سرزمین را گرفته و هندی شده‌اند.
استاد بیضایی می‌نویسد: «سنسکریت [زبان وداها] و اوستایی [زبان گاهان] دو شاخه از یک درخت زبانی و فرهنگی مادرند که هندوایرانی نامیده شده.» ایشان ریشه‌های اساطیری و افسانه‌ای و فرهنگی هندوایرانی را می‌کاود و‌ هزارویک شب و به‌ویژه داستان بنیادین آن را فرآورده چنین فرهنگ مشترکی به شمار می‌آورد و نتیجه می‌گیرد: «داستان بنیادین، در واقع هم دروازه ورود و هم شناسنامه ‌هزار افسان ایرانی است و برگردان‌های آن- الف‌لیله و لیله بعدی عربی، ‌هزارویک شب امروزین فارسی- است.»
ایشان بر این باور است که شهریار، شهرزاد و دین‌‌آزاد (دنیازاد) ‌هزارویک‌شب، همان ضحاک، شهرناز و ارنواز هستند که در شاهنامه آمده‌اند و پیش‌تر، در بازگفت اوستا در یک اسطوره هند و ایرانی از آنها نام برده شده است، یعنی باید گفت که اژی‌دهاک و تریتونه، همان ضحاک و فریدون و سنگهَوَک و ارِنوک همان شهرناز و ارنواز شاهنامه‌اند.
«وک» یا «واچ» یا همان «واق» که در حکایت حسن بصری و منارالنسا‌ست و درخت سخنگو نیز به همین نام خوانده می‌شود، نام خدای باستانی هندوایرانی فصاحت و بلاغت است که در بخش پایانی واژه‌های «سنگهوک» و «ارِنوک» می‌آید و «واژه» در زبان فارسی امروز، از آن برای ما به جا مانده است. بیضایی ریشه‌هایی از این دست را فراوان می‌کاود و نمونه‌های تصویری آنها را در نقاشی‌ها و سکه‌ها و فرش‌های ایرانی ضمیمه کتابش نشان می‌دهد. شهرزاد و دنیازاد که در ‌هزار‌و‌یک‌شب حاضرند در داستان ضحاک نماد و ایزدبانوی آب و زمینند.
پس از اینکه جمشید از مردم جدا می‌شود و خود را تافته‌ای جدابافته به حساب می‌آورد، فرّه ایزدی از او می‌گریزد و ضحاک تازی بر کشور چیره‌ می‌شود. او جوانان را می‌گیرد و مغزهایشان را به خورد مارهای روییده بر شانه‌هایش می‌دهد و شهرناز و ارنواز را از سرای جمشید بیرون می‌کشد و با زور به همسری خود در می‌آورد (نماد چیرگی‌اش بر آب و خاک این سرزمین) و مردم سرانجام از ستمش به تنگ می‌آیند. کاوه‌ آهنگر می‌شورد و فریدون ضحاک را در کوه دماوند به زنجیر می‌کشد و آن دو بانو به همسری وی درمی‌آیند.
در داستان «سیف‌الملوک و بدیع‌الجمال»۷ که از افسانه‌های هندوایرانی است و از‌ هزار‌افسان به یادگار مانده و رنگ عربی به آن داده‌اند، باز دو خواهر را که نمادهای آب و زمینند در کنار یکدیگر می‌بینیم.
در داستان بنیادین ‌هزارویک‌شب، دختران وزیر، شهرزاد و دنیازاد، جان در کف می‌گذارند و به دربار شهریار می‌روند. در داستان ضحاک سرانجام شورش‌های مردمی و گرز گاوسر فریدون است که کار را یکسره می‌کند، اما در ‌هزارویک‌شب جادوی سخن است که شهریار را پس از ‌هزار‌و‌یک‌شب به تعادل روانی می‌رساند و کشور را از آشفتگی و بیداد می‌رهاند.
استاد «جلال ستاری» می‌نویسد: «اسطوره پیکار با ضحاک (انسان – اژدها) و داستان خروج فریدون… الگوی فرهنگ اساطیری ایران است. نبرد میان خیر و شر، روشنایی و تاریکی و داد و بیداد که ممیزه اساطیر ایرانی است در این اسطوره به قوت تمام جلوه‌گر است.» و نیز می‌نویسد: «هزارو‌یک‌شب هرچند خاستگاهی اسطوره‌ای دارد، نقطه ذوب اسطوره نیز هست. هزار‌و‌یک‌شب اسطوره را روزمره می‌کند و قوانین جهان اسطوره‌مآبی را که در آن گرفتار آمده با شوخی، افسون، هزل، خیال‌پردازی، شیرینی و تلخی، آمیخته و آنها را دگرگون می‌سازد.»
و استاد بیضایی در «هزارافسان کجاست؟» به آنجا می‌رسد که داستان ضحاک، در افسانه‌های هندوایرانی، در اوستا به زبان دین، در شاهنامه با بیانی حماسی و در ‌هزار‌و‌یک‌شب با روایتی مردمانه آمده است. او از نوشته‌های مسعودی (مرگ ۳۴۵‌هجری) در مروج‌الذهب و در نیمه‌دوم همان سده از زبان ابن‌ندیم، وراق بغدادی، در الفهرست و نیز از شعرهای فرخی سیستانی (چهارم و پنجم هجری)، قطران تبریزی و امیرمعزی نیشابوری (پنجم هجری) شاهد می‌آورد که ‌هزار‌افسان تا آن زمان در دست مردم بوده است. در همان سده نیز نوشته‌های بیهقی را شاهد می‌گیرد و در سده پس از آن، از سروده عطار نیشابوری می‌گوید که حکایت «زن پارسا» را منظوم می‌کند و نیز به شعر نظامی (خسرو و شیرین) استناد می‌کند که مربوط به سده ششم هجری می‌شود و همچنان پیش می‌آید تا سده هفتم که از کتاب فرایدالسلوک شمس سجاسی شاهد مثال می‌دهد. سده‌ای که‌هزار‌و‌یک‌شب در آن ناپدید می‌شود و کتاب اعجوبه و محجوبه جای آن را می‌گیرد که آن هم در حقیقت بیانی دیگر از اسطوره ضحاک است و چون به حکم خشک‌اندیشی زمان و یورش تاتار و مغول، هزار‌و‌یک‌شب در محاق می‌افتد، اهل حکمت و قلم، هزارافسان عرفانی‌شان را در نیمه دوم سده هفتم پدید می‌آورند و در همین فضای بسته است که مولوی داستان‌گو را به قالب نی درمی‌آورد. شاه رهایی‌بخش خدا می‌شود و اژدهای بدکنش نفس؛ و شهرزاد این‌بار از زبان نی می‌نالد تا بتواند اژدهاخویی نفس غافل را مهار کند و هشیارش بگرداند، «تا مگر از شاه تن به شاه جان دگرگون‌ آید» و ‌هزارافسان که در پوشش‌ هزار‌و‌یک‌شب، برای در امان‌ماندن، به بغداد (مرکز خلافت) رفته بود، اینک که در آنجا به وسیله مغولان تهدید می‌شود، رخت سفر به سوی مصر می‌بندد تا دست هیچ مغولی به اوراقش نرسد.
توضیح اینکه چون ابومسلم خراسانی بنی‌امیه ‌نژادپرست و ستم‌پیشه را از تخت خلافت به‌زیر می‌کشد و عباسیان را جایگزین‌شان می‌کند، ایرانیان جنگ‌پیشه، صنعتگر، ادیب و دانشمند در بغداد گرد می‌آیند و به دربارش غنا می‌بخشند و مشاغل کلیدی را از آن خود می‌کنند. هنرمندان و از جمله اوسنه‌گویان (نقالان) هم که افزون بر هنرپیشگی، به گونه‌ای نقش رسانه‌ها را بازی می‌کرده‌اند و سهمی به‌سزا در انتقال فرهنگ ایرانی داشته‌اند و داستان‌های ‌هزار‌افسان را نقل می‌کرده‌اند، برای اینکه شنوندگان بیشتری داشته باشند، زبان به عربی می‌گشایند و آرام آرام برخی از نام‌های عرب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.