پاورپوینت کامل روزگاری کافههای ادبی ۱۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل روزگاری کافههای ادبی ۱۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل روزگاری کافههای ادبی ۱۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل روزگاری کافههای ادبی ۱۹ اسلاید در PowerPoint :
قلم در کافههای ادبی گاه با حرکات طنزآمیز و ماجراهای شیرین و خواندنی همراه میشد. ماجراهایی که مدتی، عدهای از نویسندگان و شاعران را فارغ از غوغای کوچه و بازار به خود مشغول میداشت. این خود، حوادثی را برای قلم و ارباب قلم رقم میزد.
قلم در کافههای ادبی گاه با حرکات طنزآمیز و ماجراهای شیرین و خواندنی همراه میشد. ماجراهایی که مدتی، عدهای از نویسندگان و شاعران را فارغ از غوغای کوچه و بازار به خود مشغول میداشت. این خود، حوادثی را برای قلم و ارباب قلم رقم میزد.
اما گرمبازار نشستهای ادبی در آن زمان تنها به کافههای روشنفکری محدود نمیشد؛ انجمنهای ادبی و شبهای شعر هم از جمله این پاتوقها بود که در نقاط پراکنده تهران و شهرهای مختلف برپا میشد و ادبا و شعرای جوان را گرد هم میآورد و با نظم و نثر مشغولشان میکرد. در گرمبازار این نشستها کم و بیش اتفاقاتی رخ مینمود که در پارهای شیرین و گفتنی است. شبهای شعر خوشه از جمله آنهاست: «… در شبهای شعر خوشه که از قزوین به تهران میرفتیم، فرزند خردسالمان را نیز همراه میبردیم. در حیاط محل شعرخوانی، بچه را میگذاشتیم روی تاب و میجنباندیم که بیدار نشود. یادم میآید یکی از مطبوعات عکس تاب و بچه را به عنوان سمبل استقبال از شبهای شعر خوشه چاپ کرده بود. آری با همین اوضاع و احوال بود که من و همسرم نیز در آن شبها شعر میخواندیم.
یکی از خاطرههایم به شبی برمیگردد که شعر «آی آدمها»ی نیما را سرآغاز مجلس قرار داده بودند. حوض بزرگی وسط حیاط بود. علاقهمندان فراوانی دور آن نشسته، گوش میکردند. با دکلمه «آی آدمها/ که بر ساحل نشسته شاد و خندانید/ یک نفر در آب دارد میسپارد جان…» رندی یک نفر را هل داد و با کت و شلوار به داخل حوض انداخت. خنده حاضران را به آسمان برد و مجلس را به هم ریخت. چند سال پیش که این خاطره را برای مرحوم بیژن نجدی تعریف کردم، صدای خندهاش بلند شد و گفت: فلانی آن مرد کت و شلواری که توی حوض افتاده من بودم.» (شهرجردی، پرهام، ادیسه بامداد: درباره احمد شاملو، با یاد شاملو. جواد شجاعیفرد، ص۶۱، ۱۳۸۱)
در همین راستاست خاطره به یادماندنی دیگری از شبهای شعر خوشه که روایت آن نیز به گونهای شیرین میآید: «ایستاده بودیم و داشتیم به شعر شاعری گوش میکردیم، ولی صدای جیغ جیغوی کسی از پشت سر نمیگذاشت دل به شعر بسپاریم. همسرم برگشت و گفت: آقا لطفاً ساکت باشید. طرف با همان صدای کتابی اما مودبانه گفت: چشم خانم. بیچاره تقصیری نداشت، میکروفن زیرگلوی او پچپچههایش را به جیغ کوتاه پرندگان جنگلی تبدیل میکرد. بعداً فهمیدیم محمد قاضی است و خیلی شرمنده شدیم.» (همان)
پس از سالها
نگارنده را پس از سالها، در سال ۱۳۹۲ توفیق دیدار مجدد از کافه نادری دست داد. دیگر آن رونق و حال و هوای خوش گذشته را نداشت. بیشتر بوی خاطرات میداد. فضا غربت گرفته به نظر می
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 