پاورپوینت کامل خلوت انس ۶۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل خلوت انس ۶۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل خلوت انس ۶۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل خلوت انس ۶۴ اسلاید در PowerPoint :
اشاره: از مجموعه آثار ادبی انتشارات اطلاعات، چاپ و پخش کتاب سه جلدی «پاورپوینت کامل خلوت انس ۶۴ اسلاید در PowerPoint» است که حاوی اخوانیات مرحوم استاد مشفق کاشانی با شاعران معاصر است که پس از نشر مورد استقبال شاعران قرار گرفت. از آنجا که زندگینامه مختصر مرحوم استاد به قلم خودشان در آغاز نوشتار زیر آمده، از توضیح بیشتر میپرهیزیم و تنها یادآور میشویم که آن استاد توانای خوشخو و راهنمای شاعران جوان، روز گذشته به سرای باقی رفت. یاد و نامش گرامی باد. آنچه در پی میآید،
اشاره: از مجموعه آثار ادبی انتشارات اطلاعات، چاپ و پخش کتاب سه جلدی «پاورپوینت کامل خلوت انس ۶۴ اسلاید در PowerPoint» است که حاوی اخوانیات مرحوم استاد مشفق کاشانی با شاعران معاصر است که پس از نشر مورد استقبال شاعران قرار گرفت. از آنجا که زندگینامه مختصر مرحوم استاد به قلم خودشان در آغاز نوشتار زیر آمده، از توضیح بیشتر میپرهیزیم و تنها یادآور میشویم که آن استاد توانای خوشخو و راهنمای شاعران جوان، روز گذشته به سرای باقی رفت. یاد و نامش گرامی باد. آنچه در پی میآید، گزیدههایی پراکنده و تلخیصشده از آن کتاب است که تا حدودی جایگاه «مشفق» را در چشم شاعران نشان میدهد.
***
اندیشه تهیه و تدوین و چاپ پاورپوینت کامل خلوت انس ۶۴ اسلاید در PowerPoint هنگامی شکل گرفت که من در زادگاه خود در آغاز کار شاعری با زندهیاد «سهراب سپهری» اخوانیههایی با شاعران آن سامان رد و بدل میکردیم و بعدها که سپهری برای ادامه تحصیل به تهران سفر کرد و من در سال ۱۳۳۳ راهی تهران شدم، به مناسبتهایی با آشنایی با شاعران و هنرمندان معروف معاصر همان طور که روال کار هنرمندان و شاعران از قدیمالایام بوده است این مکاتبات شاعرانه ادامه پیدا کرد.
بارها میاندیشیدم که مجموعه این یادها و یادبودها را که حاوی شادیها و غمها و تا حدودی سرگذشت و مسیر زندگانی گویندگان صاحب اثر و شکر و شکایتهاست، به دست چاپ بسپارم، ولی گرفتاریهای روزمرّه مانعی بود بر سر این راه، خاصه آنکه در نظر داشتم اگر اخوانیهای در مجموعه چاپ میشود، برای اینکه خواننده با آثار و شرح حال شاعر آشنا شود، شرح حال و چند اثر نیز از شاعر آورده شود و به همین منظور از شاعرانی که با من ارتباط شاعرانه و پیوند دوستی داشتند، خواستم تا شرح زندگانی خویش را خود بنویسند با آثاری از خود…
آنچه را خود من درطول سالیان دراز سرودهام، بدون اینکه در آن تجدید نظر کنم، در این مجموعه آوردهام تا خواننده مسیری را که من طی کردهام، با عنایت به شعرهای اوایل کار شاعری و امروز دریابد، گرچه در این راه پرپیچو خم هنوز خود را کودکی نوپا میدانم که تازه قدم در راه گذارده است…
از مواردی که میتوانم برآن تکیه کنم، امتیاز این مجموعه است نسبت به سایر تذکرههای شعر معاصر، بدینمعنی که پارهای از شرح حالها به خامه خود شاعران است و آنچه من نوشتهام، تلخیصی است از نوشته خود شاعران و بنابراین میتوان آن را مستندترین تذکره شعر به حساب آورد. از نکات دیگر اینکه اخوانیهها با شرح حال و آثار شاعران درآمیخته است و از این نظر کاری است درخور توجه، ابتکاری و بدیع.
و اما شرح حال من: نام: عباس. نام خانوادگی: کیمنش معروف به «مشفق کاشانی»، تولد: سال اول مرداد ۱۳۰۴ شمسی، کاشان. تحصیلات: فوقلیسانس. مجموعه شعرها و کارهای تحقیقاتی که تاکنون از من انتشار یافته است:
۱ تضمین ۱۲ بند محتشم کاشانی به نام «صلای غم»، چاپ اول سال ۱۳۲۳، کتابفروشی اسلامیه.
۲ مثنوی شباهنگ، سال ۱۳۲۳، کتابفروشی سعادت، کاشان
۳ خاطرات، سال ۱۳۲۶، کتابفروشی سعادت، کاشان
۴ سرود زندگی، سال ۱۳۴۱، انتشارات زوّار
۵ شراب آفتاب، سال ۱۳۴۲، انتشارات زوّار
۶ آذرخش، گزینه آثار، سال ۱۳۶۵، انتشارات کیهان
۷ دیوان حاج سلیمان صباحی بیدگلی با همکاری شادروان حسین پرتو بیضائی، سال ۱۳۳۸، انتشارات زوّار
۸ سه مجموعه شعر در طول جنگ با همکاری استاد محمود شاهرخی «جذبه» و شاعر توانمند حسین لاهوتی «صفا» از انتشارات وزارت ارشاد اسلامی و مؤسسه انتشاراتی امیرکبیر از شاعران معاصر.
۹ مجموعه شعر «نقشبندان غزل» شامل غزلیات شاعران معاصر، انتشارات بنیاد ۱۵خرداد، سال ۱۳۶۵
۱۰ مجموعه شعر پرتوی از انوار ۱۵ خرداد سال ۱۳۶۵ فراهم آوردهای از شاعران معاصر، انتشارات بنیاد ۱۵ خرداد، سال ۱۳۶۵
۱۱ مجموعه شعر دیگری از شاعران معاصر، انتشارات بنیاد شهید، با همکاری استاد محمود شاهرخی (جذبه)، سال ۱۳۶۵
۱۲ مجموعه شعر «کعبه خونین» از شاعران معاصر، انتشارات سروش با همکاری استاد محمود شاهرخی، سال ۱۳۶۸.
۱۳ مجموعه زیباترین شعرهای فارسی از شاعران گذشته و معاصر به نام: سیمای محمد(ص) در آیینه شعر فارسی با همکاری استاد محمود شاهرخی.
۱۴ مجموعه زیباترین شعرهای فارسی از شاعران معاصر و گذشته به نام: «سیمای علی(ع) در آیینه شعر فارسی» وسیله انتشارات اداره کل اوقاف با همکاری استاد محمود شاهرخی.
* * *
مهدی اخوان ثالث (امید)
مهدی اخوان ثالث «امید» شاعر نامدار معاصر به سال ۱۳۰۸ در شهر مقدس مشهد چشم به جهان گشود. هنگامی که در مشهد اقامت داشت، با راه یافتن به انجمن ادبی استاد فقید محمود فرخ خراسانی، ضمن تحقیق و مطالعه مداوم در ادب غنی فارسی، به هنر شاعری پرداخت. مسافرت و انتقال او به تهران با زمانی مصادف بود که «نیما» تازه داشت نظریات خود را با نمونه آثارش در معرض افکار عمومی قرار میداد. اخوان با شاعرانی دیگر با آشنایی با نیما بدو گروید و با توجه به اندوختههایی که از شعر کهن فارسی داشت، به ترویج و نشر آثار او پرداخت. وی سرانجام در چهارم شهریور ۱۳۶۹، روی در نقاب خاک کشید و در جوار آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی به خاک سپرده شد. خطاب به مشفق کاشانی گوید:
همین از غم نه تنها چشم خونپالای من گرید
که همچون نخل بارانخورده سر تا پای من گرید
نه چون شمعم که شب گرید، ولی آرام گیرد روز
که چشمم شب به روز و روز بر شبهای من گرید
مگر ابر بهار امشب غمی چون من به دل دارد
که میخواهد بدین سان تا سحر همپای من گرید
دو چشمم خشک شد امروز، از بس گریه بر دیروز
دگر امشب کدامین چشم بر فردای من گرید؟!
اجل خندان رسید و اشکریزان رفت و بخشودم
فغان کاین دزد هم بر پوچی کالای من گرید
گریبان میدرد با برق ابر و گرید از حسرت
که نتواند به قدر دامن دریای من گرید
«امید» این غم مگر «مشفق»۱ دهد تسکین که میبیند
همین از غم نه تنها چشم خونپالای من گرید
تهران، اردیبهشت ۱۳۴۵
مهرداد اوستا
مهرداد اوستا در سال ۱۳۰۸ در شهر بروجرد زاده شد. با اینکه طبعش بیشتر به قصیدهسرایی متمایل بود، در سایر زمینههای شعر همانند غزل، مثنوی، دوبیتیهای پیوسته، رباعی و غیره نیز استادی بود مسلم، قصاید او با آثار ناصرخسرو، خاقانی، مسعود سعد پهلو میزند؛ ولی از نظر اندیشه، آینه زمان و ترکیبات و استعارات تازه و بدیع در آثارش موج میزند. او سالها در دانشکده هنرهای هنرهای زیبا بهتدریس زیباییشناسی و فلسفه هنر و ادبیات دراماتیک و نقد تاریخ هنر اشتغال داشت و در سال ۱۳۷۰ جهان ناپایدار را وانهاد. در سال ۱۳۴۰ که در بیمارستان سرخهحصار بستری شد، قطعه غرّای «طبع طوفانی» را برای من بنده سرود که متقابلاً شعر «مهر دوست» را ساختم و تقدیم حضورش کردم و این است آن دو اثر که نشانی از محبت و احساس و برادری است:
ای بزرگ اوستاد، ای مشفق
که یکی چون تو معنیآرا نیست
سر برآرد ز گنج خاطر تو
گوهرانی، کجاش همتا نیست
طبع طوفانی گهرخیزت
هست دریا اگرچه دریا نیست
هست دریا، ولیک دریایی
که مر او را کرانه پیدا نیست
این چنینی و نیز شبپره را
چشم دیدار مهر رخشا نیست
مهر چون سر برآورَد، پرتو
کرم شبتاب را هویدا نیست
غرچه گول را خبر هرگز
از هنرمند مرد دانا نیست
آسمان عرصه شکار هماست
عرصه بوم شوم دروا نیست
که برازنده چنین تشریف
هر بداندام پستبالا نیست
خود نیارد شناخت طبع تو را
گوهر آن که چون تو والا نیست
وانکه مشفق نداندت، بهره
خود ز شفقت نهاد او را نیست
که سرشتهست با نهاد تو مهر
چه کنم گر حسود بینا نیست؟
تو همی تاب زآنکه پروایی
ماه را از سگ بدآوا نیست
گر «اوستا» نه اُوستا باشد
چامهپرداز طوس اُستا نیست
کیست چونان که او به چامه، اگر
اوستادسخن، اوستا نیست؟
چه غم ار بود نارواش سخن
بیهنر را به گفته پروا نیست
آن که ناورد یک سخن سَخته
بهْ از اینم از او تمنا نیست
گاو سحرآفرین شود آنجا
که فروزنده کفّ موسی نیست
چو نیارد به شعر و حکمت راه
هَمْش پروای پور سینا نیست
به مدیح تو سرفرازم زانک
مدح آزادگان تبرّا نیست
گلشن علم را صفا تا هست
مزرع جهل را نوا، تا نیست
باد چون سرو، سربلندت نام
که مرا بیش ازین تمنا نیست
سرخهحصار، ۱/۱۰/۱۳۴۰
و این هم سخنی درباره مشفق کاشانی از مهرداد اوستا: «…مشفق ما نیز، یک استثناء تردیدشکن است، در چنین روزگاری که همه چیز داریم، به جز آن فضیلت را که باید داشته باشیم»:
گفتمی مام مروت شد عقیم
گر نه همچون تو یکی فرزند داشت
گفتمی بخت جوانمردی بخفت
گرنه با تو آسمان پیوند داشت
گفتمی شاخ کرامت خشک ماند
گرنه چون تو نخل شهدآکند داشت
گفتمی انصاف را گوهر شکست
گر نه مانند توئی دلبند داشت
آفتاب پارسی را بُد زوال
گرنه چون تو صبح شکرخند داشت
قحط سال مردمی شد «مشفقا»
چون تو روشن گوهری هرچند داشت
تو گلی تنها در این سوزان کویر
گر «اوستا» با تو دل خرسند داشت
گر به زهر نابکامی دل بسوخت
با سخنهای تو کامم قند داشت
تیرماه ۱۳۴۹
بیژن ترقی
از کودکی گوش جانش با نوای شعرای بزرگی نظیر بهار، شهریار، امیری فیروزکوهی، نیما، رهی معیری، پرتو بیضائی و گروه زیادی از سخنوران عصر آشنا شد و مایه اندوخت. از کارهای اوست: گردآوری دیوان صائب و کلیم کاشانی و تصحیح دیوان حزین لاهیجی و سرودهها و ترانههای بسیار. خطاب به مشفق کاشانی گوید:۲
چو جام می، دل در خون نشستهای دارم
که بادهای به سبوی شکستهای دارم
ره گریز مرا بسته آن کمند دو زلف
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 