پاورپوینت کامل خسرو باقری «فبک» بر پراگماتیسم دیویی تکیه دارد ۶۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل خسرو باقری «فبک» بر پراگماتیسم دیویی تکیه دارد ۶۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل خسرو باقری «فبک» بر پراگماتیسم دیویی تکیه دارد ۶۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل خسرو باقری «فبک» بر پراگماتیسم دیویی تکیه دارد ۶۵ اسلاید در PowerPoint :

استاد دانشگاه تهران گفت: برنامه فلسفه برای کودکان بر پراگماتیسم دیویی تکیه دارد. روش­گراییِ صرف و بی اعتنایی به محتوا قابل چالش است. تأکید صرف بر روش و نادیده گرفتن بار دانشی معلم قابل دفاع نیست.

گروه فلسفه و فکرپروری برای کودکان و نوجوانان (فبک) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دوازدهمین نشست از سلسه نشست‌های ماهانه: فعالین و مربیان برنامه فلسفه برای کودکان با عنوان «فبک در ترازو (نگاهی انتقادی به برنامه فلسفه برای کودکان از منظر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی)» را با حضور دکتر خسرو باقری نوع پرست، استاد دانشگاه تهران برگزار کرد.

این نشست در ادامه سلسله نشستهای ماهانه فعالین و مربیان برنامه فلسفه برای کودکان برگزار شد که به موضوع برنامه فلسفه برای کودکان و نسبت آن با فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی خواهد پرداخت. دکتر خسرو باقری به عنوان یکی از بارزترین چهره ها در زمینه تعلیم و تربیت اسلامی در این نشست انتقاداتی را از این منظر به برنامه فلسفه برای کودکان وارد کرد که اکنون متن کامل سخنان وی از نظر شما می گذرد:

بیم آن می رود که فلسفه برای کودکان از مسیر اصلی خود منحرف شود؛ یعنی بخواهد فلسفه ­ورزی را در یک جامعه از طریق کودکان گسترش دهد و آن‌را به عنوان یک حرفه مشخص در آورد. یعنی ممکن است این انگاره در کسانی که در این زمینه به عنوان معلم تربیت می شوند به‌وجود آید که برنامه فلسفه برای کودکان (لیپمن و همکاران) مقدس است و تصور شود که یک نوع دانش مسلم بشری یا پاره ای از آن بوده که ما باید آن‌را گسترش دهیم.

از آنجا که در جامعه با مسأله شغلی روبرو هستیم، بیم آن می­ رود که معلمان فلسفه برای کودکان در معرض این دید قرار بگیرند که به عنوان یک شغل به آن نگاه کنند که در این صورت دست­‌اندرکاران این برنامه از فرصت نگرش متأملانه و فلسفه ­ورزانه نسبت به این برنامه بازمی ­مانند. این در حالی است که ما می دانیم این معارض با روح فلسفه است که به عنوان یک شغل و حرفه خاصی در بیاید. از زمانی که بنده این خطر را احساس کردم به نقد و بررسی فبک در کشور پرداخته ­ام.

به هر حال، نکته در این است که ما باید بدانیم در اندیشیدن و عالم اندیشه سهمی ایفا کنیم و این مستلزم آن است که برنامه ­ها و نظریات فلسفی را کاوش کرده و حدود و ثغور آن را بشناسیم و با تکیه بر دست­مایه­ های فرهنگی خود از آن فراتر برویم. در اینجا و در ارتباط با فلسفه برای کودکان باید در پی این گونه فراتر رفتن باشیم و بدانیم که این فقط یک برنامه است، نه تنها برنامه ممکن.

آنچه که نباید از نظر دور داشت در ارتباط با این برنامه مربوط به تصور این دیدگاه نسبت به دو عنصر بنیادین فبک؛ یعنی “کودک” و “فلسفه” است. در واقع بر حسب تصوری که در این دیدگاه از چیستی فلسفه و کودک وجود دارد می­ توان چالش کرد؛ زیرا هم­چنان­که می­ دانیم خود روانشناسان هم در مورد کودک و دنیای کودکی اتفاق نظر ندارند و شاید جواب سؤال “کودک چیست” به اندازه جواب سؤال “انسان چیست” مشکل باشد. این که چه ایده و انگاره­‌ای از کودک داریم علاوه ­بر بحث روانشناسی، نیازمند بحث فلسفی است و همانطور که گفته شد این امر نمی ­تواند انگاره ثابتی باشد. از طرفی دیگر اینکه فلسفه چیست هم کاملاً مورد اجماع نیست و فیلسوفانی مانند هگل، کانت، هایدگر، ویتگنشتاین و ارسطو تعاریف متفاوتی از فلسفه ارائه داده­ اند.

حال بر این اساس که دیدیم تصورات و انگاره های مختلفی راجع به کودک و فلسفه وجود دارد، می­ توان دریافت که برنامه فلسفه برای کودکان بر پیش ­فرض­های مشخصی استوار است که در آن تصور ویژه ای در مورد کودک و فلسفه وجود دارد. مسئله این است که اگر دیدگاه و تصورات ما در مورد کودک یا فلسفه عوض شود، برنامه شکل دیگری به خود خواهد گرفت و این آن چیزی است که دست اندرکاران برنامه فبک نباید از آن غفلت کنند و به این برنامه شکل مسلم و قطعی ببخشند و آن‌را همچون یک ماده درسی نظیر فیزیک در نظر بگیرند (هرچند که دانش فیزیک هم خیلی مسلم و قاطع نیست). به عنوان مثال وقتی معلمی فیزیک را به عنوان یک علم تدریس می کند، تکلیف آن علم را کسانی نظیر اینشتین و نیوتن و .. مشخص کرده­ اند ولی در ارتباط با فلسفه برای کودکان به هیج وجه من الوجوه درست نیست که آن‌را به عنوان پاره ­ای از علم در نظر بگیریم و باید بدانیم که این یک طرح است.

ضمناً این بدان معنا نیست که این طرح هیچ مزیتی ندارد؛ زیرا اگر این طوری بود قطعاً خودم این برنامه را برای اولین بار به ایران نمی­‌آوردم تا آثار آن هم ترجمه بشود. اما همان‌طور که ذکر گردید، مسأله مهم این است که معلمان و دست اندرکاران، آن را مسلم و قطعی در نظر نگیرند. فلسفه بیش از هر چیزی ما را به تفکر و بازاندیشی دعوت می‌کند؛ لذا دست اندرکاران این برنامه باید این طور به این بحث نگاه کنند که لیپمن و همکاران بر اساس چه تصوری از فلسفه و کودک این برنامه را ریخته­‌اند که قاعدتاً این تصور در این برنامه متجلی است و رگ و پیِ خود را در ساختار برنامه آشکار می­‌کند.

معلوم کردن حدود دانایی که به عبارتی همان نقد کردن است و بعد از کانت به عالم فلسفه وارد شد، باید دست مایه کار معلم فلسفه برای کودکان باشد و این برنامه را ارزیابی کند. چطور ممکن است که یک معلم با این برنامه سروکار داشته باشد و این سوال برایش پیش نیاید که حد و حدود این برنامه چیست و چه حدود و ثغوری بر این برنامه حاکم است. انگیزه من از این سخن این است که بار دیگر معلمان این برنامه را به فلسفه ­ورزی فرابخوانیم تا به تعیین و شناسایی حد و حدود آن بپردازند نه اینکه فقط آن را به عنوان یک شغل و حرفه در نظر بگیرند. اگر این حرفه ­ای گری جای خود را به تأملات فلسفی بدهد نتیجه اش آن خواهد بود که این برنامه را احتمالی می ­دانند و به فکر جایگزین کردن یک برنامه دیگر و بهتر (و حتی بوم­زاد) خواهند بود، یعنی می ­توان آن‌را به شیوه­ های دیگر مطرح کرد بر حسب اینکه ما تصور خود را نسبت به دو عنصر بنیادین فلسفه و کودک تغییر دهیم.

در بخش نخست سخن، مفروضات اساسی فبک و در بخش دوم تحلیل این مفروضات را مورد توجه قرار می­‌دهم و به این سؤال پاسخ می دهم که آیا امکان دارد که تصورات و مفروضات فبک را طور دیگری دید تا از آن فراتر رفت و برنامه را به سمت دیگری برد یا این امکان وجود ندارد. ویژگیهای اساسی فلسفه برای کودکان سه چیز است: الف) تفکرمحوری، ب) اجتماع­ محوری، ج) روش محوری. در برنامه فبک، نظر بر این است که کودکان بتوانند فکر کنند و این تفکر باید در اجتماع محقق شود؛ یعنی مسئله یک مسئله فردی نیست، ضرورتاً باید در اجتماع صورت بگیرد. همچنین روش در مقابل محتوا در این برنامه اساسی ­تر است و بیشتر به روش پرداخته شده است تا محتوا.

ریشه یابی ویژگیهای اساسی فبک

این برنامه همان طور که بیشتر صاحبنظران بیان کرده‌­اند بر پراگماتیسم دیویی تکیه دارد، هرچند که لیپمن از دیگران هم تأثیر پذیرفته است، اما تأثیرپذیری او از دیویی خاص است. بنابراین عمل گرایی موقعیت­ گرا در بحث دیویی زمینه ساز تلقی از فلسفه در این برنامه خواهد بود. لیپمن در این باره این‌گونه بیان می کند: “پژوهش قکری با اموری که به ژرف ترین علایق هر یک از ما مربوط می شود، آغاز می گردد. چه چیزی در زندگی ارزشمند است و چه دلایل موجهی وجود دارد که پشتیبان این ادعا باشد که این چیزها مهمترین ­اند؟ علاقه فرد به تدبیر مناسب زندگی خویش باید به شکلی به عنوان اولویت اول در نظر گرفته شود زیرا ما نمی توانیم مشوقی بهتر از این داشته یاشیم که ببینیم زندگی­هایمان از طریق تفکر درباره آنها بهبود می یابد.” این جمله لیپمن نشان می دهد که چگونه موقعیت­ گرایی در دیدگاه لیپمن وجود دارد زیرا او بیان می کند که یکی از مهمترین مسایلی که در زندگی ما وجود دارند، این است که با زندگی مان چه کار کنیم. وقتی که ما مشکلاتمان را حل می کنیم مشوق مهمی برایمان پیدا می­ شود و اینجاست که این مشوق باعث این می­­ شود که ما تفکر کنیم و پیش برویم. این همان زمینه­ گرایی (contextualism) و حیات گرایی موردنظر دیویی است یعنی از زندگی شروع می­ کند. اما به هر حال، این نوعی نگاه به انسان، جهان، مسئله و موقعیت است. همان طور که می­ دانیم در پراگماتیسم، واقعیت (reality) جای خود را به موقعیت (situatio) می­ دهد به این معنا که واقعیت در ارتباط با مسائل و موقعیت ما قابل اعتناست.

تفکرمحوری

تفکر تأملی یکی از مفروضاتی است که مفهوم خاصی به تفکر در این برنامه می دهد. دیویی در این ارتباط می­گوید: «تأمل نه با صرف پیاپی آمدن افکار بلکه با پیامد سروکار دارد؛ ترتیبی (از مراحل) پی در پی، به نحوی که هر کدام، بعدی را به منزله محصول مناسب خود معین می­کند، در حالی که هر محصولی، به نوبه خود، به ماقبل­های خویش تکیه یا ارجاع دارد» منظور از پیامد داشتن افکار این است که افکار بر حسب پیامدِشان مورد توجه قرار بگیرند یعنی مراحل و منازلی که در افکار ما طی می شود ناظر بر حل مسئله باشد. این مراحل باید به صورت تعین گرایی(determinism) یکی پس از دیگری به هم وصل شوند تا به آن پیامد که مورد نظر ماست و نیز به حل مسأله ختم شود. تفکرمحوری به عنوان یکی از ویژگیهای فبک به این معناست و البته این تنها معنای تفکر نیست بلکه یک نوع تفکرگرایی بر اساس پیامدگرایی است.

اجتماع محوری

این ویژگی دوم حاکی از آن است که افراد باید در جمع باشند تا تفکر بکنند. لیپمن می­گوید: «فرض بر این است که این رویّه­ های اجتماع، هنگامی که درونی شوند، به عادات تأملی فرد تبدیل می­‌شوند.» این مسئله به شکل بنیادینی در این دیدگاه مطرح است و تفکر را مبتنی بر گفتگو می کند و خودش را در این جمله نشان می دهد: ” تفکر نوعی گفتگوی درونی شده است”. این موضوع اگر بدین شکل تعبیر شود که کاملاً منشأ و مسیر و منتهای تفکر با اجتماع گره بخورد، شکل ویژه خودش را پیدا می­کند یعنی فقط با هم می­توانیم فکر کنیم و تفک

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.