پاورپوینت کامل ملاحظاتی درباره علوم انسانی و اجتماعی ۳۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ملاحظاتی درباره علوم انسانی و اجتماعی ۳۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ملاحظاتی درباره علوم انسانی و اجتماعی ۳۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ملاحظاتی درباره علوم انسانی و اجتماعی ۳۵ اسلاید در PowerPoint :
در سالهای اخیر مطالبی خطابی در باب مبانی و مبادی علوم اجتماعی اظهار شده است که کاش مورد توجه استادان علوم اجتماعی قرار میگرفت. این توجه میتوانست به تحقیق جدی در ماهیت علوم اجتماعی مؤدی شود. اینکه بعضی آرای دانشمندان علوم اجتماعی با اعتقادات دینی نمیسازد، جای بحث ندارد و هیچ کس آن را انکار نمیکند؛ اما از این وضع نمیتوان نتیجه گرفت که علوم اجتماعی بر مبنای متفاوت با مبانی علوم دیگر قرار دارند.
در سالهای اخیر مطالبی خطابی در باب مبانی و مبادی علوم اجتماعی اظهار شده است که کاش مورد توجه استادان علوم اجتماعی قرار میگرفت. این توجه میتوانست به تحقیق جدی در ماهیت علوم اجتماعی مؤدی شود. اینکه بعضی آرای دانشمندان علوم اجتماعی با اعتقادات دینی نمیسازد، جای بحث ندارد و هیچ کس آن را انکار نمیکند؛ اما از این وضع نمیتوان نتیجه گرفت که علوم اجتماعی بر مبنای متفاوت با مبانی علوم دیگر قرار دارند.
به نظر میرسد که در این مورد سوءتفاهمی پیش آمده باشد و مثلاً از اینکه در علم فیزیک عظمت خلقت نشان داده میشود، کسانی ظهور قدرت و صنع الهی را در این علم دیدهاند، این تلقی را با دینی بودن علم اشتباه کردهاند. البته اگر منظور این باشد که علم داده حق و جستجوی حقیقت است، همه علوم از نظر کسی که حق و حقیقت را خدا میداند، علوم دینی است؛ ولی اگر مراد این باشد که مبادی و مبانی و اصول موضوعه علوم دقیقه، دینی است، تصدیقش آسان نیست.
از علم جدید هم که بگذریم، در قدیم هم همه علوم هرگز دینی نبودهاند، حتی نمیتوان گفت که همه علوم دینی مبنای دینی دارند. فیالمثل علم اصول فقه یک علم دینی است؛ زیرا در آن از مبادی و مبانی علم فقه و روش اجتهاد بحث میشود. وقتی روش و مبادی علم مطرح است، باید دید که آیا آن مبادی در دین آمده است یا نه و اگر نیامده باشد، آن را دینی نمیتوان دانست.
به هرحال بنای کل علم جدید بر این است که به اشیا و امور موجود به عنوان اُبژه بنگرد. ابژه (متعلقِ) علم هرچه باشد، اولین صفت سلبیاش قدسی نبودن است. در علم جدید و به طور کلی در تجدد، جهان و هر چه در آن است، غیرقدسی تلقی میشود و میدانیم که یکی از اوصاف تجدد را زدودن صفت قدسی از موجودات و جهان دانستهاند. در علم جدید که علم ابژکتیو است، نه فقط موضوع و مسائل علوم شأن قدسی ندارد، بلکه اهل دیانت و شریعت نیز اکنون لااقل به اجمال دریافتهاند که ممکن است میان بعضی احکام قدسی شریعت و قواعد علوم اجتماعی تعارضهایی وجود داشته باشد.
در سالهای اخیر بسیار گفته و نوشتهاند که علوم اجتماعی را باید بر مبنای دین قرار داد یا علوم اجتماعی دینی تأسیس کرد؛ اما تا آنجا که من میدانم، هیچ تحقیقی در باب شرایط امکان این امر خطیر صورت نگرفته است. اینکه عدل خوب است و علم باید ما را به خوبی راه بنماید، مورد اختلاف نیست. مهم این است که بگوییم چگونه میتوان به این عدل و خیر و خوبی دست یافت. ما مدام خوبها و خوبیها را اثبات میکنیم و این اثبات را کافی میدانیم و کمتر در بند یافتن راه وصول به آنها و تحققشان هستیم. اینکه آیا علم را میتوان به صورت دلخواه و مطابق با اعتقادات یا بر وفق صورت مثالی مطلوب و مختار درآورد و آن را ساخت و پرداخت، مطلبی است که شاید برای اولین بار در این زمان در جهان اسلام (اندونزی، مالزی، پاکستان، مصر و ایران و…) مطرح شده باشد.
علم را تاکنون اهل آن پدید آوردهاند و کسی به آنها سفارش نکرده است که چگونه آن را بنا کنند و مهم اینکه علم با قصد دانشمند ساخته نمیشود، بلکه دانشمند به علم میرسد و آن را مییابد؛ اما اکنون که پیشنهاد تأسیس علوم اجتماعی دینی عنوان شده است، باید در باب این طرح و شرایط امکان علم اجتماعی دینی تأمل کرد. شاید چون علوم دینی وجود دارد و مخصوصاً در سالهای اخیر از روی مسامحه، عنوان «علوم انسانی» بر بعضی علوم دینی اطلاق شده است، کسانی از این قیاس نتیجه گرفتهاند که ممکن و بهتر است همه علوم دینی باشند و اگر علومی غیردینی هستند، دینی شوند.
دینی شدن علوم
علوم به دو معنا میتوانند دینی باشند. از میان علومی که در برنامه تعلیم و تربیت کشور ما قرار دارند، علوم «فقه» و «حدیث» و «تفسیر» و حتی علم «کلام» و «عرفان» بالذات دینیاند. اینها نمیتوانند غیردینی باشند. علومی هم هستند که در سایه دین و در عالم دینی پدید آمدهاند. این علوم معمولاً برای دین و در خدمت دیناند. علم «اصول فقه» یکی از آنهاست. در مورد «فلسفه» قضیه قدری متفاوت است. تعابیری مثل «فلسفه مسیحی» و «فلسفه اسلامی» بسیار شایع است؛ اما فلسفه قبل از اینکه به صفت اسلامی یا مسیحی متصف شود، در دنیای قبل از مسیحیت و اسلام وجود داشته و سپس در عالم مسیحی یا عالم اسلامی، صفت مسیحی و اسلامی پیدا کرده است. در اینکه آیا فلسفه میتواند اسلامی یا مسیحی باشد، بحثهای فراوان کردهاند.
در اروپا و آمریکا اگر از پیروان سنتوماس بگذریم، دیگر اهل فلسفه، تعابیر فلسفه مسیحی و اسلامی و بیوجه میدانند و ما کمتر تأمل کردهایم که از سههزار سال پیش هومر و آیسخولوس و افلاطون و بعضی از متکلمان قرون وسطی غرب را در برابر شرق و آتن را در برابر پارس یا در برابر بیتالمقدس قرار دادهاند؛ ولی به هر حال در زمان ما فلسفههایی به اسم مسیحی و اسلامی نام
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 