پاورپوینت کامل برداشتها از رنگِ درفش کاویانی و پرچم سه رنگ ایران ۱۱۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل برداشتها از رنگِ درفش کاویانی و پرچم سه رنگ ایران ۱۱۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل برداشتها از رنگِ درفش کاویانی و پرچم سه رنگ ایران ۱۱۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل برداشتها از رنگِ درفش کاویانی و پرچم سه رنگ ایران ۱۱۸ اسلاید در PowerPoint :
تصویر رنگ در ذهن نقش می بندد و این رنگ با واژگان توصیف میگردد زمانیکه آمیزه رنگها تفکیک نگردند نیز واژه ای برای آمیزه رنگها تعریف نگردد ذهن عموم بشر در توصیف برخی از رنگها عاجز خواهد ماند. بر اساس همین فلسفه زبانی برخی اعتقاد دارند که پیشینیان بعضی از رنگها از جمله رنگ آبی را نشاخته اند. نیز روی همین اصل است که رنگ دریا در متون یونانی قدیم با رنگ شرابی تیره و در ادبیات کلاسییک ایران با رنگ سبز و غیره توصیف شده است.
تصویر رنگ در ذهن نقش می بندد و این رنگ با واژگان توصیف میگردد زمانیکه آمیزه رنگها تفکیک نگردند نیز واژه ای برای آمیزه رنگها تعریف نگردد ذهن عموم بشر در توصیف برخی از رنگها عاجز خواهد ماند. بر اساس همین فلسفه زبانی برخی اعتقاد دارند که پیشینیان بعضی از رنگها از جمله رنگ آبی را نشاخته اند. نیز روی همین اصل است که رنگ دریا در متون یونانی قدیم با رنگ شرابی تیره و در ادبیات کلاسییک ایران با رنگ سبز و غیره توصیف شده است.
در این مقاله محور موضوع روی این نکته متمرکز است که ؛ رنگی آبی یک رنگ بنیادین و رنگ اصلی است و اگر انسان از دیر باز نتوانسته از میان رنگهای بنیادین ـ قرمز ، آبی ، سبز رنگ آبی را تشخیص دهد پس حتما این انسان در شناخت رنگهایی که با ترکیب رنگ بنیادین آبی ایجاد میشده است نیز مشکل داشته است چنانکه رنگ سفید با آمیزه ای از سه رنگ قرمز ، آبی و سبز ایجاد میگردد پس با این احتساب پیشنیان از دیدن رنگ سفید نیز محروم بوده اند.
در صورتی که اصلا اینگونه نیست زیراکه برداشت از آمیزه رنگها ، یک موضوع انتزاعی مجرد است و هر کدام از اقوام دوره باستان اولا همه رنگها را شناسایی کرده اند دومآ همه این اقوام به تبع دانش زبانی خود یک رابطه منطقی بین زبان ، تصویر محیط و رنگها ایجاد کرده اند. با ترکیب رنگهای بنیادین مدل رنگی ”
RGB
” < قرمز ، سبز و آبی > شکل میگیرد نیز با ترکیب رنگهای آبی ، زرد و قرمز مدل رنگی ”
CMYK
” < پیروزه ای یا آبی دریایی ، سرخابی ، زرد ، سیاه > بدست میآید. این دو مدل رنگ ، الگوی رنگ بندی همه زبانهای دنیا است.
هر یک از زبانهای دنیا سیستم زبانی خود را با یکی از مدلهای رنگی ”
RGB
و
CMYK
” تلفیق کرده اند. در ایران باستان هر یک از گویشهای سه گانه ایرانی < فارسی باستان ، پارتی ، مادی > ، علاوه بر اتخاذ یک مدل رنگی ، از میان رنگهای بنیادین یک رنگ بنیادین را بعنوان رنگ اصلی و رنگ بنیادین دوم را بعنوان رنگ فرعی انتخاب کرده اند در همه ساختارهای زبانی رنگ سوم رنگ آلترناتیو است که آمیزه این رنگ در دستگاههای اسمی اختیاری است. شیوه تلفیق این مدلهای رنگی با دستگاههای اسمی و تطبیق آن با مفاهیم زبانی ، موضوع و تم این مقاله است.
روشن است که دیدگاه دنیای باستان به آمیزه برخی رنگها و توصیف این رنگها متفاوت با دنیای امروزی بوده است اگر بتوانیم دیدگاه پیشنیان نسبت به رنگ را بخوبی تفسیر و توجیه کنیم مسلما این امکان معنایی نیز بوجود میآید که یک ارتباط منطقی بین زبان و رنگ ، و رنگهای پرچم سه رنگ درفش کاویانی و پرچم سه رنگ ایران پیدا کنیم. نظر بر این است که سه رنگ در پرچمهای درفش کاویانی و پرچم سه رنگ ایران حاوی پیامی هستند. رنگهای بکار رفته در این پرچمها ، بصورت افقی با جغرافیای ایران زمین و خلیج پارس ، مناطق مسکونی و دریای کاسپین ارتباط میکنند. سه در رنگ این دو پرچم بصورت عمودی ، نماد زمین ، اثیر و آسمان محسوب میگردند.
پژوهشگران طی تحقیقات مفصل در باره رنگها ، به این نکته دست یافتند که رنگ آبی در متون کهن یونانی بکار نرفته است. یک سیاستمدار و استاد دانشگاه در انگلستان با نام ویلیام اوارت گلدستون ”
William Ewart Gladstone
” که بعدها نخست وزیر بریتانیای بزرگ شد در تحقیقی که در باره رنگها و رنگهای زبان یونانی کهن انجام داد به این نتیجه رسید که رنگ آبی در یونان باستان و عصر هومری بکار نرفته است. وصف معروف هومر در کتاب «
δ
σσεια
» ادیسه ـ؛ از دریا بصورت «
ο
νοπα πντον
» اوینوپا پونتون ، دریای شرابی تیره ـ؛ آغاز فصل جدید این مطالعات بود. [
۶ . Homer : I . 183 / Murray. A .T . 17
] < از «
ο
νοψ
» اوینوپس ـ شرابی رنگ ، یا تیره رنگ ـ؛ و «
πντος
» پونتوس ـ دریا ، نیز نام دریای سیاه
۴ . Gemoll : 535- 622
> نکته مهم این است که در این ترکیب بجای رنگ متعارف آبی ، رنگ شرابی تیره برای رنگ دریا بکار رفته است.
رنگ آبی در پارسی باستان و در کتیبه های داریوش اول <
, ۳۷ , ۳۹
DSf
> و در ترکیب اضافی «
k
sαkα h
α
y
α
k
α
p
α
ut
α
k
α
» لاجورد کاپائوتکا ـ؛ بکار رفته است واژه «
k
sαkα
» سنگ نیمه قیمیتی ـ؛ در ایلامی «
q
α
-si-q
α
» و در سانسکریت «
kα
–
» قابل رویت بودن ، درخشیدن ـ؛ نوشته شده است. کنت معنی این واژه را با واژه انگلیسی نو «
brilli
α
nt
» برلیان ، الماس تراش خورده ـ؛ مقایسه کرده است. همچنین او این واژه را با واژه «
k
sαkα
in
α
» سنگ نیمه قیمیتی ـ؛ که در کتیبه های داریوش و خشایار <
DPi , XPi
> آمده است تطبیق کرده است و نیز کنت واژه اخیر را به عبارتی با «
lapis lazuli
» لاجورد ـ؛ مطابقت کرده است [
۸ . Kent : 137- 143- 152- 180
].
همچنین کنت واژه پارسی باستان «
k
α
p
α
ut
α
k
α
» را که در ترکیب «
k
sαkα h
α
y
α
k
α
p
α
ut
α
k
α
» بکار رفته است آبی معنی کرده است و فرم پارسی میانه این واژه را«
k
α
pt
» ـ؛ و فرم پارسی نو این واژه را «
k
α
bd
» کبود ـ؛ ذکر کرده است [
۲ . Kent: 178
] نیز مایرهوفر و هینتس فرم پارسی نو این واژه را «
k
α
bt
» کبود ـ؛ ذکر کرده اند < گرشویچ واژه «
k
α
p
α
ut
α
k
α
» را ( شاید بخاط کبودی ) کبوتر معنی کرده است
۱۹۶۹a , 209
> [
۵ . Hintz : 147 / 11 . Mayrhofer . Ono : 172
].
اما پرسش این است که برداشت و دیدگاه ایرانیان دوره باستان و میانه < نیز ادبیات کلاسیک ایران > در باره رنگ ” کبود ” چه بوده است ؟ قرینه هایی رنگی که دوره های پیشین بکار رفته است با رنگهای پارسی امروزی سازگار نیست چرا که امروزه رنگ کبود در معنی درخشش نیست بلکه از آن آبی کبود ومات افاده میگردد. همچنین در همان سنگ نگاره و کتیبه داریوش <
, ۳۹
DSf
> مفهوم پیروزه در ترکیب اضافی «
k
sαkα h
α
y
α
α
xš
α
in
α
» نیز بکار رفته است که در این ترکیب اضافی ، از واژه «
α
xš
α
in
α
» مفهوم کبودی و تیرگی افاده شده است.
کنت واژه «
α
xš
α
in
α
» را با فرم اوستایی «
α
xš
α
n
α
» رنگ ـ تیره ـ؛ مقایسه کرده است و سپس فرم عاریتی آن را در زبان یونانی بصورت «
Π
ντος
ξεινος
» پونتوس اکسینوس ، دریای پونتوس یا سیاه ـ؛ ذکر کرده است [
۱ . Bartholmae : 51 / 8 . Kent : 165
]. یعنی واژه «
α
xš
α
in
α
» زبان پارسی باستان جایگزین فرم یونانی «
πντος
» پونتوس ، دریا ـ؛ شده است. لازم به یاد آوریست که دریای سیاه در زبان یونانی با نام «
πντος
» پونتوس ، سیاه ـ؛ خوانده شده است. اما به این نکته تاکید میگردد که در این دو ترکیب اضافی مختلف برداشت از ” رنگ کبود ” چه بوده است ؟
این دو گانگی در برداشت از مفهوم رنگ کبود و تیره در ایران باستان کاملا مشهود است چنانکه در ترکیب پارسی باستان «
k
sαkα h
α
y
α
α
xš
α
in
α
» نیز مفهوم رنگ کبود و مات افاد میگردد. این سنگ در حالی تیره معنی میگردد که در ادب پارسی خود از احجار کریمه بشمار آمده است و نگریستن بدآن روشنایی چشم را زیاد میکند. با این تفسیر اگر بخواهیم ترکیب بکار رفته در کتاب ادیسه هومر «
ο
νοπα πντον
» اوینوپا پونتون ، دریای شرابی تیره ـ؛ را در پارسی باستان بازسازی کنیم < نک . ص . 2
ـ پ دوم > فرم بازسازی شده بصورت «
m
α
du
αxšαinα
* » دریای شرابی تیره و یا می تیره ـ؛ خواهد بود.
در کل در ایران باستان یک دو گانگی در برداشت از رنگ «
k
α
p
α
ut
α
k
α
» کبود ـ؛ به چشم میخورد یعنی از فرم نوشتاری واژه کبود تیره افاده میگردد اما فرم نوشتاری این واژه ، به عناصری اطلاق شده است که از این عناصر معنی رنگ آبی روشن و درخشنده استنباط میشود. البته این دوگانگی در استنباط معنایی تنها مربوط به ایران باستان مربوط نمیشود. چنین برداشتی از رنگها در ایران میانه نیز به چشم میخورد استرابون نام دریاچه ارومیه را بصورت «
Καπατα
» کاپائوتا ـ؛ ذکر کرده است روشن است که نام دریاچه ارومیه در زبان اوستا بصورت «
ααstm vαirm
» چئچستم وئیریم ـ، ور و دریای سفید و درخشنده ـ؛ بکار رفته است [
۱. Barthol : 575
].
جونز مترجم کتاب جغرافیای استرابون واژه «
Καπατα
» کاپائوتا ـ؛ را به ذیل دیگر واژه «
Κυαν
» کیآنه ـ؛ که نامی برای دریای آبی در سرزمین «
M
α
ti
α
nê
» ماتیانه ، در ارمنستان [ با این تلفظ ] ـ؛ بکار رفته است ارجاع داده است و نیز در این باره توضیح داده است که این واژه معنی آبی میدهد همچنین ذکر میکند نام قدیمی و نام ارمنی این دریا
«
K
α
poit-
α
zow
» دریاچه آبی ـ؛ ذکر شده است [
۷ . Strabon : XI , 14 , 8 / Jons : V. 327
].
واژه «
Κυαν
» کوآنه ـ؛ که برای دریاچه آبی در ارمنستان اطلاق شده است این واژه در کتاب آیسخولوس < پارسیان ـ س . 81 > نیز بصورت «
κυ
νεον
» کیانیوس ـ؛ بکار رفته است < در عبارت برق چشمانش آبی کبود > باز واژه «
κυ
νεον
» کیانیوس ـ؛ در نوشته های آیسخولوس سیاه و تیره معنی شده است [
۹ . Aischlos : 81 / Lange G : 4
]. در حالیکه واژه ای که در کتاب استرابون بصورت «
Κυαν
» کیآنه ـ؛ بکار رفته است استرابون آن را ” آبی ” معنی کرده است و رنگ روشن از آن برداشت میگردد.
دامنه اختلاف برداشت از آمیزهای رنگی در ادبیات کلاسیک شدت می یابد و به یکباره شعرای کلاسیک ادب پارسی رنگ دریا را با رنگ سبز توصیف میکنند و رنگ آسمان با رنگهای کبود ، لاژورد ، نیلگون ، پیروزه و غیره وصف میگردد اما این سوال مطرح است آیا نگاه به رنگها در دوره کلاسیک همانند نگاه امروزی بوده است ؟ و آیا در دوره کلاسیک ادب پارسی برداشت از رنگهایی که برای آسمان و دریا بکار رفته است مطابق با دیدگاه امروزی بوده است ؟ این ابهام با دیدگاه امروزی و در نگاه به تشبیهاتی که آسمان و دریا با آن توصیف میشوند بیشتر میشود چنانکه فردوسی دریا و آسمان را با چنین رنگ و تشبیهات رنگی توصیف میکند : [ ۱ . نک . بازنمود رنگها در شاهنامه فردوسی : حسن لی ، احمدیان ـ ص . ۸۴ ] :
آسمان :
ز ” یاقوت سرخ است چرخ کبود ” نه از آب و گرد و نه از باد و دود
تو گفتی که بر ” گنبد لاژورد ” بگسترد ” خورشید یاقوت زرد “
چو شد چادر ” چرخ پیروزه رنگ ” سپاه سباک اندر آمد به جنگ
دریا :
زساری و آمل بر آمد خروش چو ” دریای سبز ” اندر آمد به جوش
چو ” دریای سبز ” اندر آمد زجای ندارد دم آتش تیز پای
سپاهی گذشت از مداین به دشت که ” دریای سبز ” اندرو خیره گشت
تشبیه آسمان کبود به یاقوت سرخ ، تقریبا یادآور تشبیه دریا به رنگ «
ο
νοπα πντον
» اوینوپا پونتون ، دریای شرابی تیره ـ؛ است. فردوسی در شاهنامه رنگ دریا را با رنگ سبز توصیف کرده است. غیر از فردوسی شاعران دیگر دوره کلاسیک دریا را بصورت ” اخضر ” و آسمان را ” خضراء ” وصف میکنند. و حتی رنگ سبز و گنبد خضراء معماری ایرانی و اسلامی را تحت الشعاع خود قرار میدهد. در هر صورت شاعران ادب پارسی رنگ آسمان و زمین اینگونه نیز توصیف کرده اند :
آسمان ( گنبد خضراء ) :
مسعود سعد : زسبزه گویی ” دریای سبز ” گشت زمین در او پدید شده شکل ” گنبد خضراء “
ناصر خسرو : ای ” گنبد گردنده بی روزن خضراء ” با قامت فرتوتی و با قوت برنا
ناصرخسرو : چون آب جدا شد ز خاک تیره بر ” گنبد خضراء ” شود ز غبر
ناصر خسرو : بررس که کردگار چرا کرده ست این ” گنبد مدور خضراء ” را
آسمان ( قبه خضراء ) :
نظامی : خاک بفرمان تودارد سکون قبه خضراء تو کنی بیستون
آسمان ( چرخ خضراء ) :
خاقانی : خسرو مشرق جلال الدین که برق خنجرش هفت چشم ” چرخ خضراء ” برنتابد بیش ازین
دریا ( دریای اخضر ) :
حافظ : ” دریای اخضر ” فلک و کشتی هلال هستند غرق نعمت حاجی قوام ما
خاقانی : کوه را چون سفینه بشکافد موج ” دریای اخضر” تیغش .
شعر مسعود سعد ” زسبزه گویی دریای سبز گشت زمین ـ در او پدید شده شکل گنبد خضراء ” نشان میدهد که بکار بردن رنگ سبز برای سبزه ، دریا و آسمان خبط در استنباط و درک غلط از رنگها نیست بلکه در گذشته شیوه ساختار رنگها ، متفاوت از ساختار رنگهای امروزی بوده است اگر مردمان دوره کلاسیک ادب پارسی همزمان سه عنصر آب ، گیاه و آسمان با رنگ سبز مشاهده کرده اند پس ذهن این انسان رفلکس بسیاری کمی داشته است چون توان تشخیص رنگ بنیادین آبی را نداشتند پس با این احتساب قدرت تشخیص این انسان پایین تر از انسان امروزی بوده است.
اما دلایلی هست و نشان میدهد که به این موضوع باید با نگرش و دیدگاه دیگری نگاه کرد چون حکمایی مانند ابوعلی سینا ” رنگ درمانی ” را در دستور کار خود داشتند و تقریبا همه رنگها را تشخیص داده بودند و مضافآ پیشرفتهای زیادی در زمینه رنگ درمانی کرده بودند. و در کل نظر بر این است که بحث دریافت و ادراک رنگها سلیقه ای است و هر کدام از زبانها بر اساس ساختار زبانی خود یکی از مدلهای رنگی
RGB
و
CMYK
انتخاب کرده و آن را با مفاهیم معنایی و ساختار آوایی زبان خود تنظیم کرده اند.
پیشتر باید به این نکته توجه کرد که بافت سیاسی و نژادی ایران باستان از سه قوم پارسها ، پارتها و مادها تشکیل شده بود. و ساختار زبانی این اقوام در دستگاهی به نام دستگاه اسمی ساخته شده است این دستگاههای اسمی از ظرفیتها و توانایی های خاص و در برخی موارد از توانایی های محدودی نیز برخوردار هستند. مثلا هر یک از گویشهای ایران باستان در دوایر زبانی و دستگاه اسمی خود ، توانایی استفاده از دو واج از میان سه واج شامل «
k , g , q
» را داشته است. که از میان این سه واج شامل ، یک واج بعنوان واج اصلی ، واج دوم بعنوان واج فرعی و واج سوم بعنوان واج آلترناتیو استفاده شده است. و واج سوم بدین دلیل آلترناتیو نامیده میشود چون دوایر زبانی زوج هستند بدین جهت هر گویش امکان انتخاب دو واج < مثلا گزینش دو واج از میان واجهای «
k , g , q
» > را دارد. و نیز بدین سبب روی واج سوم اجبارآ تغییرات آوایی صورت میگیرد.
مثلا در توضیح ریشه واژه زبان اوستایی «
Arjαt
. αspα
» ارجاسپ ـ؛ ذکر شده است که ؛ این واژه برابر با «
αrjαnt
* » است. سپس این واژه برای قیاس به ذیل فعل زبان اوستایی «
αrg
» ارجاع داده شده است. که این فعل در ترجمه های زبان پهلوی بصورت «
αrtαn
» و در زبان پارسی نو «
αrzdαn
» ذکر شده است [
۱ . Barthol : 191
]. در واقع واج این واژه ، به تبع امکانات آوایی و واجی هر زبان و هر گویش گزارش شده است. و روی واج آلترناتیو تغییرات آوایی صورت گرفته است.
این شیوه واج آرایی بصورت تاریخی در بین سه گویش ایران باستان نقش اصلی را در ساختار آوایی زبانهای ایرانی ایفا کرده است. این فرم ساختاری بصورت تاریخی در گویشهای ایران نو نیز باقی مانده است که خود باعث ظهور پدیده ای به نام ” اختلاف لهجه ” در میان گویشهای ایران شده است. < مثل تلفظ «
q
» تهرانی و همدانی >. بخاطر همین پدیده آوایی تلفظ دقیق واج پارسی «
g
» برای آذری زبانان و تلفظ دقیق واج آذری «
q
» برای پارسی زبانان مشکل است بسبب همین پدیده آوایی در عربی از حرف « گ » استفاده نشده است و در این زبان هنگام گزارش واج « گ » سایر زبانها تغییرات وسیعی روی این واج صورت میگرید < مثلا گوهر فارسی در عربی جوهر تلفظ میگردد >.
عقیده بر این است که آمیزه رنگها ـ همانند دستگاههای اسمی ـ در مغز انسان از سه رنگ بنیادین قرمز ، آبی و سبز تشکیل شده است و هر کدام از گویشهای ایران باستان یکی از رنگهای بنیادین را بعنوان رنگ اصلی ، رنگ دوم را بعنوان رنگ فرعی و رنگ سوم را بعنوان رنگ آلترناتیو < برای ترکیب و آمیزه رنگها > انتخاب کرده اند. اما اصل برای شناخت و تفکیک رنگها ، روش چینش رنگهای بنیادین و تطابق آنها با دستگاههای اسمی < و نام رنگها > است که اساسآ ؛ روش برداشت با دو مدل
CMYK
< پیروزه ای یا آبی دریای ، سرخابی ، زرد ، سیاه
Cyan , Magenta , Yellow , Black
> و مدل
RGB
< قرمز ، سبز ، آبی
Red , Green , Blau
> صورت میگیرد :
مغز آدمی با هر دو مدل آشناست و هم زمان با هر دو سیستم کار میکند اما نکته مهم روش برداشت از سیستم مدلهای رنگی است که هر کدام از زبانها براساس شرایط زبانی خود به سیستمهای رنگی وارد شده اند که در اینجا از آن با نام روش برداشت یاد میشود. چنانکه گام نخست برای تشخیص رنگها نزد هومر با روش و شیوه برداشت
CMYK
صورت گرفته است. بدین دلیل است که نزد هومر رنگ دریا بصورت «
ο
νοπα πντον
» اوینوپا پونتون ، دریای شرابی تیره ـ؛ توصیف شده است < در روش برداشت نخستین قدم ورود به رنگها رنگ آسمان و آب و دریا است > اما ؛ پس از اینکه رنگ اصلی برداشت شد همه عناصری که هم رنگ آسمان و دریا هستند با طیف رنگی همان مدل توصیف میگردند و قاعدتا ؛ مدل رنگی
RGB
در تضاد با مدل رنگی
CMYK
است < مثل سفید وسیاه >.
همه زبانها همزمان با دو مدل
RGB
,
CMYK
کار میکنند مثلا هر زبان قادر است که رنگهای سیاه و سپید را تشخیص بدهد اما روش برداشت در این دو مدل رنگی معکوس است. زمانیکه یک زبان برای خود مدل رنگی
RGB
را انتخاب کرد رنگ آسمان و زمین و همه اجرام سماوی و زمینی هماهنگ با همان مدل رنگی خواهد بود. این نیست که یک زبان رنگ دریا را از مدل
RGB
و رنگ آسمان را از مدل رنگی
CMYK
برداشت کند. طبیعتا پس از اینکه یک زبان مدل رنگی همانند
RGB
را برای خود برداشت کرد کاربرد مدلهای رنگی
CMYK
برای آن زبان کم خواهد شد.
اساس کار در شناخت رنگها ” روش برداشت از مدلهای رنگی ” است در ادبیات کلاسیک پارسی روش برداشت از رنگها ، با مدل و شیوه
RGB
صورت گرفته است. بدین دلیل در ادب پارسی ” دریا اخضر ” و ” آسمان خضراء ” و یا با یکی از مشتقات این مدل رنگی توصیف شده است احتمالا برای تشخیص دو ماده اسمی < ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 