پاورپوینت کامل سواران گردونه جالینوس و ابن‌سینا؛ نگهبانان زندگی ۳۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل سواران گردونه جالینوس و ابن‌سینا؛ نگهبانان زندگی ۳۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سواران گردونه جالینوس و ابن‌سینا؛ نگهبانان زندگی ۳۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل سواران گردونه جالینوس و ابن‌سینا؛ نگهبانان زندگی ۳۴ اسلاید در PowerPoint :

رهیافت‌هایی درباره اخلاق پزشکی ایرانیان از خلال سیاحت‌نامه‌ها
حکیم گفت، «اول مرتبه حکمت، امانت و دیانت است؛ زیراکه طبیب به هر خانه که داخل شد محرم و اهل آن خانه محسوب است. طبابت با خیانت ضد است». تصویر خوشایندی که زین‌العابدین مراغه‌ای در سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیگ از قول یک پزشک ایرانی دوره قاجار ارایه می‌دهد، درواقع بخشی‌از تصویری است که در ذهن ایرانیان نسبت به این گروه حرفه‌ای نقش بسته و موجد اعتماد و ارایه جایگاهی ویژه و گاه فرا انسانی برای فعالان این صنف بوده است.

رهیافت‌هایی درباره اخلاق پزشکی ایرانیان از خلال سیاحت‌نامه‌ها
حکیم گفت، «اول مرتبه حکمت، امانت و دیانت است؛ زیراکه طبیب به هر خانه که داخل شد محرم و اهل آن خانه محسوب است. طبابت با خیانت ضد است». تصویر خوشایندی که زین‌العابدین مراغه‌ای در سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیگ از قول یک پزشک ایرانی دوره قاجار ارایه می‌دهد، درواقع بخشی‌از تصویری است که در ذهن ایرانیان نسبت به این گروه حرفه‌ای نقش بسته و موجد اعتماد و ارایه جایگاهی ویژه و گاه فرا انسانی برای فعالان این صنف بوده است.
این احترام و جایگاه از کدام سرچشمه مایه می‌گیرد؟ آیا می‌توان رفتار برمبنای اخلاق پزشکی را پایه چنین عزتی دانست؟ اگر بخواهیم برمبنای نوشته‌های موجود در سفرنامه‌های خارجی داوری و بررسی کنیم، پاسخی که به دست می‌آید، گرچه گاه اشارت‌های مثبتی هم در آنها دیده می‌شود اما بیشتر، نگرشی منفی است. آنچنان‌که به نظر می‌رسد بخش بزرگی از این تضاد و مخالفت که از سوی طبیبان ایرانی هم نسبت به عمل خارجی‌ها شواهد فراوان دارد، بیشتر به دلیل تفاوت در جهان‌بینی‌ها و مکتب‌های مورد توجه در جریان طبابت است.

شاردن، سفرنامه‌نویس فرانسوی که راوی دورانی طلایی از عصر صفویان است، می‌نویسد، «در ایران پزشکان را حکیم می‌نامند و شاید این لفظ از کلمه عبری (Hakaym) که به معنی نگهبان زندگی است گرفته شده باشد. پزشکان از زمان‌های بسیار دور همواره مورد احترام جامعه بوده‌اند و هنر طبابت پیوسته کاری ارجمند بوده است… سراسر مشرق‌زمین هیچ کشوری نیست که در هنر و فن پزشکی مانند ایران پیشرفته باشد و پزشکانش بسیار باشند». از نکات تأمل‌برانگیز در این دو نوشتار ابتدایی، وجود ارتباط میان حکمت یا فلسفه با طب نزد ایرانیان است. شاردن در بخشی دیگری از نوشته‌هایش، ارتباط میان فلسفه و طب را چنین توضیح می‌دهد، «دانشمندان ایران فلسفه را به سه قسمت، فلسفه طبیعی، ماوراء‌الطبیعه و منطق تقسیم کرده‌اند؛ و بنا به تشخیص من بزرگان ایران نه‌تنها کلیه فنون فلسفه را در این سه شاخه تحت نظم درآورده‌اند، بلکه کلیه علوم و فنون را در این سه باب طبقه‌بندی کرده‌اند چنان‌که ریاضی و پزشکی را جزو فلسفه طبیعی، اخلاق و الهیات را جزو حکمت ماوراء‌الطبیعه و صرف و نحو و معانی بیان را جزو منطق شمرده‌اند». این تحلیل از شاردن، کلید دستیابی به روش و منش پزشکان در ایران و راهگشای آگاهی از اختلاف دیدگاه‌های آینده با غربیان است. ایرانیان، پزشکی را همچون اخلاق، با حکمت مرتبط می‌دانستند؛ حکمتی که از سده‌های نخستین اسلامی، در اصل ترجمه‌ها و تفسیرهایی از میراث فیلسوفان و اندیشمندان یونانی مانند ارسطو و افلاطون و بقراط و جالینوس و دیگران به همراه افزوده‌هایی از تجربه و دانش خود مسلمانان را دربرمی‌گرفت. در جهان غرب با پیدایش تعابیر جدید فلسفی و طبقه‌بندی علوم در سده‌های متاخر، اما راهی دیگر برای پیمودن یافته شد که مسیرها را تا اندازه‌ای زیاد از هم دور کرد؛ شاید مهم‌ترین نکته‌ای که در این میان مورد پرسش قرار گرفت، همانا بحث اخلاق بود.

اوضاع نابسامان طبابت و سلامت در دوره قاجاریه
سفرنامه‌نویسان به‌ویژه پزشکان غربی که به ایران در زمانه قاجارها مسافرت کردند، نظری موافق به ساختار پزشکی ایران نداشتند. پولاک، طبیب آلمانی دربار ناصرالدین‌شاه می‌نویسد، «طبیب‌های ایرانی که حکیم هم به آنها می‌گویند، خیال می‌کنند علم مداوایی را در اختیار دارند که با مقتضیات خاص سکنه ایران و شرایط آب و هوای آن مطابقت دارد و با طب اروپایی، یا به عبارت دیگر فرنگی، کاملا متفاوت و مختلف است؛ اینها اصلا نمی‌دانند که اطلاعات مختصر طبی آنها چیزی نیست جز پرتوی و گاه تصویر مسخ‌شده‌ای از علم امراض جالینوسی که از آن هم فقط قالب را به عاریت گرفته‌اند، نه محتوایش را. به همین دلیل شاگردان من به محض این‌که پا به مطب خود می‌گذارند، به سود خود می‌شمارند که‌ خود را علامه‌دهر در طب اروپایی و ایرانی اعلام دارند». نباید این مسأله را از نظر دور داشت که در دوره قاجار اغلب آنچه به بنیان‌های اجتماعی و فرهنگی ما مربوط می‌شد، نسبت به دوران پیش از آن به آسیب دچار شده بود و پزشکی، اخلاق و اخلاق‌پزشکی هم از این امر جداشدنی نبود. نکته دیگر درباره عرصه طبابت، اما موکول کردن همه‌چیز به قواعد کهن و دانسته‌های اولیه بود که سال‌ها از عمرشان می‌گذشت و سازمان پزشکی ایران با نکوداشت خاطرات و موفقیت‌های روزگار دور گذشته مانند روشی که ابن‌سینا به کار می‌برد، گرفتار نوعی رخوت شده بود.
یکی از مهم‌ترین اشکالات در روش طبابت ایرانیان از نظر بسیاری این بود که هرکس اندک سوادی داشت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.